200 บรรทัดแรก
میدونم من آخرین نفری هستم
که میخوای الان حرفاشو بشنوی
...ولی نمیتونم
...نمیتونم اونجور که باید عذرخواهی کنم
،میدونم عصبانی هستی ...ولی واقعا از ته قلبم
،متاسفم ...فقط میخواستم
قرار بود چی بگی؟
...میخواستم بگم
!فقط سعی دارم معذرتخواهی کنم
و منو باش که فکر میکردم .تو دوست دیوث منی
،میخواستی همه کاسه کوزهها رو سر من بشکونی .و حتی سعی کردی بندازیم زندان
و فکر میکنی، با یه "ببخشید"، همهچی تموم میشه؟
!تمومش کن
.رفیق، دیگه شوخی نکن
واقعا؟ - ،دیگه دارم قضاوت اخلاقی زیادی از
.آدمایی میشم که کشتن واسشون مثل نفس کشیدن، عادیه
،من مردم رو بیخودی نمیکشم افتاد؟
.وقتی داداشم مُرد، یه سوگندی خوردم - .آره، سوگند خوردی -
.هر کسی رو میکشم، برای صلح میکشم
.خدایا - ،پس، برعکس کیت -
.هیچکس بیدلیل نمیمیره
.خب، این خیلی تخمی تخیلیه
پس، جنابعالی میخوای کاری کنی که دیگه مرگ کسی
بی معنی نباشه؟
.برو درتو بذار
.پروندهتو خوندم، کریس
.اون یه حادثه بود، تو فقط یه بچه بودی
.نبخشم، به درک
ولی اجازه نده این عن و گهها .شخصیتت رو تعریف کنن
بچهها الان جدیه جدیاین؟
همین تازگی بعد کشتن پدر صلحجو ،لحظات خیلی تخمی داشتیم
،بعد این شوخیای صدای گوز درآوردن
که مثل این اجراهای کلاسیک بی نظیر بود رو ،همراه با بهترین دوستم
،دومین بهترین دوستم عقابی ،و پنجمین بهترین دوستم آدبایو، درآوردیم
.ولی الان دارید گند میزنید به لحظه
":مترجم" "امیر جیریایی (Amir_Soap)"
@Amir_Saop :آیدی تلگرام
تقدیم به دوستدارن فیلم و سریال و ملت عزیز و سختی دیده ایران
قسمت هشتم گاو یا هیچ
مامان، تعداد پروانهها .از اونی فکر میکردیم خیلی بیشتره
.و کل تیم هم آش و لاشن
،پس با خودم گفتم که
.شاید بتونی اعضای لیگ عدالت رو خبردار کنی
.نه، شوخیم کجا بود
داداش باورت میشه آماندا والر جنده، مامان اون باشه؟
.آره - وقت داریم که منتظر رسیدن کمک باشیم؟ -
.نه، میخوان اون موجود رو از اینجا تله پورت کنن
.مامان، میخوان اون موجود رو از اینجا تله پورت کنن
.این تنها شانسمون واسه کله پا کردنشونه
.در غیر اینصورت، همه تلاشمون به کس گاو زده میشه
.وگرنه همه تلاشمون دود میشه میره هوا
.باشه
.باشه، بهش میگم
.باشه
،مامانم میگه تو رئیسی
و من و اکانوموس باید همینجا بمونیم که .واسه مشکل احتمالی، آماده باشیم
.دریافت شد مامانی
.بله خانم
چقدر دیگه آماده میشه؟
.نصب دستگاه تله پورت تقریبا کامل شده و قابل استفادهست
،بعدش .اونو به پایگاه شرقیمون منتقل میکنیم
.فقط لطفا سریعتر
،نیروهای دشمن هر لحظه ممکنه برسن .و بدون گاو، همهمون محکوم به مرگیم
،اگه والر مامانته چرا فامیلیت آدبایو هستش؟
.فامیلی همسرمو برداشتم
یعنی تو رابطه زن و شوهریتون، تو زنه هستی؟
.ما هر دوتامون تو این رابطه، زنیم آدریان
.لزبین بودن اینجوریه دیگه
.هی صلحجو
اینا کاراییشون چیه؟
،"این اسمش، "دنیای زیر آبه .باهاش میتونی زیر آب نفس بکشی
.خیلی نمیدونم الان به چه دردمون میخوره
.این، "همه باید بخارن" هستش
به محض فعال سازی، یه کاری میکنه همه تو ،شعاع یه مایلیش، خارش بگیرن
.البته به غیر از اونی که کلاه رو سرش کرده
،"این ضد "جاذبهـست .میذاره رو هوا شناور بشی
نمیشه بهش جهت داد؟ - ...نه، واسه همین -
.یه پنکه دستی کوچولو، واسه جهت دادن به خودم، آوردم
.این بمب صوتیه
.همونیه که ازش رو اون داف قلدره استفاده کردم
وقتی شارژ بشه، چند بار میتونه از خودش پرتو ساطع کنه؟
.نمیدونم، شاید سه چهار بار
.این یکی رو باید بندازیم دور - اسمش چیه؟ -
.اژدر انسانی
سرت رو به سمت هر چی که میخوای نشونه میگیری و ...تبدیل به
اژدر انسانی میشی؟ - .ایول -
آره، فقط وقتی ایول داره که بخوای .تموم استخونای بدنت خرد و خاکشیر بشه
.این فقط یه نمونه اولیهـست - خب، فرض کن که -
میخوام این کلاه بمب صوتی رو بدون شناسایی
.روی اون سولهای که اونجاست، بندازم
فقط خود کلاه رو؟ - .نه -
میخوام یه فرستنده هم توش بذارم و .از اینجا فعالش کنم
و بعدش شاید بتونی ضد جاذبه رو فعال کنی و
.و کلاهو بندازی رو سقف انبار
بچهها؟ - ،فکر کنم پنکه کوچولوم رو یادم رفته بیارم -
،ولی یه بار تو جنگلهای کامبوج بودم و
،و از دو تا شاخه خرما
...واسه بال موقت استفاده کردم - .بچهها -
...ای بی همه چیز، غیر فعال سازی ضد جاذبه
...کیر توش
"تو قبلش گفته بودی، "فعال سازی ضد جاذبه؟
.نه
.شاید؟ نمیدونم
.نباید یه همچین حرف کیری رو بزنی
.آخه از کجا میدونستم با صدا فعال میشه
،کون لقش، مهم نیست ،آخه از شانسم تنها آدمی که
.میتونه اینا رو درست کنه رو هم نکشتم
اتفاقا صاف زدی آدمی که میتونست .از این کلاهها درست کنه رو کشتی
!میدونم حاجی! دارم متلک میندازم
،خب اگه میخوای متلک بندازی
باید قبلش به ملت اخطار بدی تا .خایه فنگ نشن
خب حالا چجوری میتونیم کلاه سونیک بوم رو
بندازیم رو سقف اون انبار؟
خب، میتونیم از چوب ماهیگیری به عنوان تیرکمون استفاده کنیم
و بریم بالای یکی از این درختها و .کلاه رو شلیک کنیم روی انبار تا سر بخوره بیفته پایین
مثل گرین اَرو؟ .نه، نه مثل گرین ارو -
اون بابا کارتون ایرانی قهرمانان رو میبینه
و جزو همونایی بوده که رفته تو آی ام دی بی و
.چپ و راست رای داده و کردش برترین سریال تاریخ
شاید مثل بقیه جو گرفته بودش؟
واقعا این چرت پرتا رو باور میکنی؟
.اون واسه هر ابر قهرمانی، یه داستان شخمی تخیلی داره
،نه، من راستش شنیدم که این حرفا راجب گرین ارو واقعیه
.این اولین حرف راستیه که از دهنش بیرون اومده
.و آکوامن هم ماهیا رو میکنه
.این که اصلا تابلویه
،این حرفا اصلا مهم نیست .چون ما هیچ کمونی نداریم
.ولی یکی از اعضای تیممون میتونه پرواز کنه
.کس نگو مومن
.همینه. آفرین پسر خوب
...میخوام این کلاه رو ببری و
.بندازی رو سقف اون انبار
عمرا یه عقاب بفهمه که .چی خرت و پورت میکنی
.عقابی یه عقاب معمولی نیست
.نه، عقابی، برش دار
.نه عقابی، بابا این کلاه رو بردار
...برش دار
،میدونم از خانم خوشت نمیاد
این زن بی مخ بلوند .هیچ ربطی به این قضیه نداره
...خیلیخب، نه - ...نه -
.عقابی - .نه -
.کلاه رو بردار - .کلاه رو بردار -
.عقابی، کلاه رو بردار - .عقابی، کلاه رو بردار -
.باریکلا عقابی، پسر خودمی
...حالا برو عقابی. برو سمت انبار
.ای خاک
میدونستم هیچ جوره امکان نداشت که بفهمه .اصلا داره چی میگی
،صلحجو از هر انگشتش یه هنر میباره
...ولی بزرگترین عیبش اینه که
.معمولا تواناییهای عقابی رو دست بالا میگیره
.خیلیخب، هر لحظه ممکنه اون گاو رو تله پورت کنن
.باید پخش بشیم و کلاه رو پیدا کنیم
.آروم
چیزی اونطرف میبینی؟
چند ثانیه پیش یه سنجاب دیدم
.با یه دسته مورچه
.نه داداش .منظورم کلاهه
.خب پس باید دقیقتر حرف بزنی
،داریم دنبال یه کلاه میگردیم آخه یه مشت مورچه رو کجای دلم بذارم؟
.چون این چرخه زندگیه اخوی
مورچهها چه ربطی به چرخه زندگی دارن؟
.اتفاقا اونا یکی از مهمترین بخشای این چرخهـن
مگه داریم، مگه میشه یه مورچه تو چرخه زندگی ...مهمتر از
یه ماهی باشه؟ - ایستگاهمون کردی داداش؟ -
چی؟
.قد همه عنای روی زمین، مورچه داریم
اونوقت چند ماهی اون بیرونه؟
.نمیدونم، ولی احتمالا به همون اندازه مورچههان
.سنار بده آش، به همین خیال باش
،خیلیخب، الان بخاطر این گفتگوی تخمی
.کس خلم در رفته - آره؟ -
.خب، به باشگاه کس خلا خوش اومدی
.لعنتی
...میگم
چرا نظرت عوض شد و تصمیم گرفتی بیای؟
،دیدم یه عقاب یه انسان رو بغل کرد .و فکر کردم این یه نشونهست
که جونت رو به خطر بندازی؟ - .آره -
شاید این یه نشونه بوده که .دمت رو بذاری رو کولت و فرار کنی
.خاک تو سرم
.صد سال سیاه این کلا بیخود رو پیدا نمیکنیم
فکر کردی میتونی با کشتن من، از شرم خلاص بشی پسر؟
.من تو سرتم
،من دلیل اینم که آدم میکشی
.و دلیل اینم که شبها نمیتونی بخوابی
...شاید جسمم مرده باشه
،ولی بقیه من صاف همینجاست .و تا ابد رو سرت آوارم
چه غلطی داری میکنی؟ - .تفنگ سمیم رو بیرون میارم، حرومزاده -
چرا تفنگ ساچمهایت رو بیرون نمیاری، حیف نون؟
.تو فقط یه توهمی کله کونی .ولی تفنگ من واقعیه
.نمیخوام پروانهها، صدای شلیک کردنم رو بشنون
.نزدیک بود گولت بزنم
.کیری مقام - .اصلا هم گولم نزدی، عن آقا -
.با اون قیافه کیریه خطنه نشدهـت
،همون اول ذهنم رفت به سمت تفنگ زهر آلودم
.و حتی یه ثانیه هم به بیرون آوردن تفنگ واقعیم، فکر نکردم
نوش جونت شد؟
.ممنون که برگشتی، آقا روحه
.تا بتونم دوباره بکشمت
.اسمیت
چیکار میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.