Supernatural

Supernatural

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 15

ข้อมูลรุ่น

Supernatural S15E06 720p HEVC x265-MeGusta
ความคิดเห็นโดย mohammad_na

แท็ก

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
เผยแพร่เมื่อ: 2019-11-30
ดาวน์โหลด: 44
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

چرا به نقشه کوفتی نچسبیدی؟

نقشه عوض شد دین یه چیزی درست پیش نرفت

آره، ولی چرا اون چیز ظاهرا همیشه باید تو باشی؟

فکرنکنم چیز دیگه ای برای گفتن مونده باشه

کجا داری میری؟

گمونم وقتشه که رو به جلو برم

جادو می‌تونه هر کاری کنه

من ارواح و شیاطین رو جذب می‌کنم و اونا رو به جهنم برمی‌گردونم

،برای اجرای این طلسم، من باید بمیرم

ولی اونی که منو می‌کشه باید تو باشی

باید یه راه دیگه ای باشه

خداحافظ پسرا

خانم مک‌لاود

جسی هستم، از واحد 3‌سی؟

مدتی میشه که ندیدمتون. همه چی روبراهه؟

.خیلی خب

بازی شروع شد

!ای بابا

چیزای خوب کجان؟

به برترین چنل سریال سوپرنچرال بپیوندید @WinchesterClub

«:مترجم : محمد نجفی، تینا:» .:: Mohammad_Na , Tina ::.

سلام - سلام -

می‌دونستی هنوزم

پشت اینا جوک میذارن؟

اینو گوش کن... چیه که گرده و خُلقش تنگه؟

«یه دایره تسلسل» دایره تسلسل یا خبیثه شرایطی‌ـست که راه حل یک مشکل] [خود منجر به ایجاد مشکل دیگری می‌شود

...چون اون

...آره، من، من

صبرکن ببینم، کل بسته رو خوردی؟

.آره، آره. چون من یه قهرمانم

صبرکن ببینم

...یعنی من داشتم دنبال نشونه هایی از ،از خدا یا... یا لیلیت می‌گشتم

،اونوقت تو توی اتاقت بودی و داشتی برشتوک می‌خوردی

و قسمت‌های «اسکوبی‌دو» رو پشت هم نگاه می‌کردم

خب، چیزیم پیدا کردی؟

نه، هنوز نه

حیف

هی، همین الان که وارد شدی متوجه چیز عجیبی نشدی؟

نه، چطور؟ یکی دیگه از اون الهامات‌ـت رو دیدی؟

نه. از کلرادو به اینور هیچی ندیدم

.گمونم احتمالا دست برداشتن

شک دارم

می‌دونی، نه تا وقتی که چاک بازی پایانیش رو به دست نیاره

جام وینچسترا

هابیل و قابیل نسخه 2

داریم درباره خدا حرف می‌زنیم

خ.د.ا

من بودم خیلی پیگیر پیدا کردنش نمی‌شدم

خودش پیدامون می‌کنه

سلام کلارنس

صبح بخیر

بیا تو سحرخیز

...خب

چیکار می‌تونم برات بکنم؟

طعمه‌ها خوبن؟

...اوه آره

طعمه‌ها خوبن

به نظرم از ماهی‌هاست

دیگه دارن حرکتامو پیش‌بینی می‌کنن

آره، ماهی‌ها می‌تونن باهوش باشن

من بودم جا رو عوض می‌کردم

نقشه ها اونجان

یه دوستی داشتم که همیشه ماهیگیری رو

به خاطر تاثیرات روحیش تحسین می‌کرد

ای کاش برام بیشتر آرامش‌بخش بود

...اندی

همه چی روبراهه؟

من عضو داوطلب آتش نشانیم

امروز صبح یه جنازه رو از دریاچه بیرون کشیدیم

همون بچه گمشده. شین کوگان

متاسفم - .آره -

...می‌دونی، اولین جنازه دوره کاریم نیست، ولی

،اون نگاهش ،گمونم غرق شده بود

فقط اینکه عصاره‌ش خالی شده بود

خالی شده بود؟

انگار خالی شده بود، از خون

عجیبه، نه؟

همیناست؟

آره

ایلین؟

سلام سم

پس، تو جهنم بودی؟

تو که معامله نکردی بیگناه بودی

این همه مدت اون پایین بودی؟

اون سگ جهنمی که منو کشت یه جورایی منو کشوند اون پایین

لعنتی

آره، اون وقتی

...چاک همه در‌ها رو باز کرد فرار کرد و

مثل سگ در رفتم

تا جایی که می‌تونستم

پس وقتی که ما حصار رو برپا کردیم

تو قبلش رفته بودی

مدتی میشه که سعی میکردم کاری کنم شما پسرا منو ببینین

راستش این قضایای روحی کتاب راهنمایی چیزی ندارن

ببینین، من نمی‌دونم روال این چجوریه

ولی می‌دونم چطور تموم میشه

ما قاطی می‌کنیم

به مردم آسیب می‌رسونیم

من نمی‌تونم اینجا بمونم

و اون پایینم نمیرم

...پس با خودم گفتم

شما فرشته‌ها رو می‌شناسین

شاید اگه شما، می‌دونین، اون بالا سفارشم کنین

ایلین، حتی اگه اینکارو می‌کردیم هم اهمیتی نداشت

ارواح جهنم نمی‌تونن به بهشت برن

یه دوستمون یکم پیش اینو فهمید

متاسفم

آره

منم

عالی بود مرد، خیلی احساسی بود

می‌خوای خوب جلوه‌ـش بدم؟

نه، نمی‌خوام... معلومه که نه

...ولی، دین

ممکنه یه راه دومی هم باشه

از اون روح‌گیر ها

می‌دونی، همونایی که تو هارلان استفاده کردیم، نداریم؟

می‌خوای ایلین رو تو یه زندان پر از ارواح روانی گیر بندازی؟

.نه، نه، نه. با اونا نه

می‌دونی، یکی... یکی برای اون درست می‌کنیم

،ببین، بهتر از جاییه که اون بوده

و بهتر از جاییه که میره

...دین اون طلسم خیلی آسون نیست

باشه، ولی، می‌دونی، تو مثل شاگرد رووینایی

عضوِ موقرمزِ جونیوری

حتی اگه می‌تونستم هم به یه کریستال نیاز داشتم

اونا چیزای رووینا بودن

خیلی خب. ببین مرد، این مزخرفه، می‌دونم

من قوانین رو تعیین نمی‌کنم

یه روح از جهنم نمی‌تونه به بهشت بره

...خیلی خب، ببین، اگه این چیزیه که ایلین می‌خواد، پس

شاید بتونیم بریم خونه رووینا

و دنبال کریستالی چیزی بگردیم

به هر حال، خودمم می‌خواستم ...یه سر اونجا برم بعد از جریان

.می‌دونی دیگه

.عالیه. همین کارو بکن

صبرکن صبرکن

تو نمیای؟

یه چیز پیش پا افتاده است

...تو

می‌دونی چیه، دین از وقتی که خدا برگشته

جوری رفتار می‌کنی که انگار هیچ‌کاری از دستمون برنمیاد

،انگار هیچی مهم نیست ولی این کارو می‌تونیم بکنیم

پسر این مهمه

برای همینم می‌ترکونی

کلانتر کی برمی‌گرده؟

پنج دقیقه دیگه؟ یه ساعت؟

امروز سه شنبه است مامور

روزای سه شنبه مو‌هاشون رو کوتاه می‌کنن

...موهاش رو

متوجهم

شما از اف‌بی‌آی هستین؟

فکر می‌کردم کلبه داولینگ رو کرایه کردین

...شهر کوچیکیه

...من

اومدم تعطیلات

ولی اون پرونده پسر گمشده رو هم ،دارین بررسی می‌کنین

همونی که تو دریاچه پیدا کردن؟

می‌شناسیش؟

...نه، ولی من

گمونم پسر منم گمشده

بهش... بهش اجازه دادم دیشب بره بیرون کمپ کنه

و قرار بود صبح اول وقت برگرده

عزیزم، فقط چندساعت گذشته

پیداش میشه

اون فکر می‌کنه من دارم زیاده‌روی می‌کنم

چون این شهر، مثل یه کارت پستال می‌مونه

ولی حالا، با وجود اتفاقی که ...برای اون یکی پسر افتاده، من فقط

...من

من باید پسرمو پیدا کنم

صحیح - ...خواهش می‌کنم مامور -

وُرلی...

می‌تونین کمکم کنین؟

البته

...من

متاسفم

ای کاش کار بیشتری ازمون بر می‌اومد

خیلی ناراحتم که این اتفاق برات افتاده

اون کریستال هرچی که باشه، قبولش می‌کنم

...حداقل مجبور نیستم توی

.می‌دونی

آره

منم اونجا بودم... جهنم

خیلی وقت پیش

سعی می‌کنی فراموشش کنی ولی درونت رسوخ می‌کنه

حرف زدن کمک می‌کنه

نمی‌تونم

فعلا نه

درک می‌کنم

بد نبود

تحت تاثیر قرار گرفتم

بعد اینکه هم دیگه رو دیدیم دوباره شروع به تمرین کردم

گمونم بعضی‌هاش یادم مونده

اون کیه؟

نمی‌دونم

خب، نگاش کن

صبرکن ببینم

اون گوث بود؟

.نه، حدست نزدیک بود

اونو می‌شناسم

برای «اُردُ مالفیکارُم»ـه

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left