Super Pumped

Super Pumped

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Super Pumped The Battle For Uber S01E03 XviD-AFG
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 480p x264-mSD
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 WEB H264-RBB
Super Pumped S01E03 2160p WEB-DL DDP5 1 HEVC-TEPES
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 720p WEB H264-KOGi
Super Pumped S01E03 2160p WEB-DL DDP5 1 HDR HEVC-TEPES
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 1080p WEB H264-KOGi
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 1080p WEB H264-GGEZ
Super Pumped The Battle for Uber S01E03 720p HEVC x265-MeGusta
Super Pumped The Battle For Uber S01E03 1080p WEB HEVC X265-RMT
Şunun yorumuyla AMIRX79X
█⫸ امیر دلپسند و امیر فرحناک | DigiMoviez.com

Etiketler

web
720p
720
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Yayınlandı: 2022-03-14
İndirmeler: 20
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫آنچه در «فوق‌هیجان‌زده» گذشت...

‫اون فقط یه آدمی رو ‫می‌بینه که شلوار جین ضایع

‫و کفشای آشغال پاشه

‫نه، اون فکر می‌کنه تو یه ‫اسب ماده خاکستری هستی

‫مهم اینه که ایده‌هات اهمیت دارن ‫نه لباسات

‫- گرلی درک می‌کنه ‫- یا رشد کن یا بمیر

‫یه کارت با دسترسی کامل ‫هروقت که دوست داشتی

‫ بیا اوبرکب

‫- عضوی از خودمونی ‫- دسترسی کامل داری؟

‫چه عالی

‫بخورش! سر کار گذاشتیمت حرومی!

‫این کار... قانونیه؟

‫چون سرمایه‌گذارها کارهای دیگه‌ای ‫هم جز چک نوشتن دارن

‫منم هدف دارم

‫مشاوره، رویا ساختن

‫خب. نه، بیل...‏ ‫من مدیون چیزی جز

‫پولت نیستم ‫که اون هم بهت میدم

‫من تو رو اینجا گذاشتم

‫خودمم می‌تونم بیرونت کنم

‫به‌نظرم فعلاً بیل رو ‫نزدیک خودمون نگهداریم

‫ولی تو به کارت ادامه بده

‫داریم می‌ترکونیم

‫- تی‌کی ایشون هم...‏ ‫- گبی هولزوارث

‫- چی بهش گفتی؟ ‫- گفتم باید جف بیزوس

‫بعدی رو ببینه

‫سلام میشه بهم بگید چی باعث شد ‫به‌جای اوبر از لیفت استفاده کنید؟

‫خب، ارزون‌تره

‫و راننده‌هاش خیلی خوش‌برخوردتر هستن

‫ما پول بیشتری در میاریم ‫تازه انعام هم می‌گیریم

!این مادر سگا دارن همه‌چی من رو می‌دزدن

‫قراره بریم به جنگ‌شون

«فوق‌هیجان‌زده: جنگ بر سر اوبر» «قسمت سه: جنگ»

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجمین:‏ امیر دلپسند و امیر فرحناک

‫۹۳ درصد بازار دست ما بود

‫خیر سرمون ما این گُه‌کاری رو اختراع کردیم

‫ولی حالا بهشت رو ببینید

ببینید به چه روزی افتاده

‫مزیت روبه‌جلو بودن‌مون داره از بین میره

‫و چی داره از بین می‌برتش؟

‫لیفت؟

‫جان زیمر تخمی؟

‫این آدم توی تمام این مدت ‫پشت سرمون حرکت می‌کرده

‫همیشه از ما عقب بوده

‫اونوقت الان می‌خواد طوری ‫وانمود کنه که انگار داره برنده میشه؟

‫اونی که از بقیه جلوتره منم

‫فقط باید این عوضیا رو ‫از رقابت بندازیم بیرون

‫از عوضی منظورت راننده‌هاست یا...؟

‫لیفت رو میگم کصخل ‫لیفت

‫من داره دهنم گاییده میشه ‫بگو ببینم چیکار کنیم؟

‫خب، راننده‌ها حق انتخاب داشتن رو دوست دارن

‫نمیشه هم راننده‌ها رو از کار کردن برای

‫هر دو شرکت ممنوع کرد

‫باید لیفت رو بخریم ‫جذبش کنیم

‫اونقدر پول واسه این کار نداریم

‫- خیلی‌خب، پس جورش کنیم ‫- ببین، آخه کی

‫به این شرکت تاکسی شخصی ‫کوچیک جان زیمر اهمیت میده؟

‫تو خودت یه برند خیلی قوی داری ‫گسترشش بده

‫تمرکزت رو بذار روی شرکت خودت

‫انقدر ذهنت رو درگیر لیفت نکن

‫می‌دونی بیل، می‌فهمم چی میگی

‫ولی الان توی اتاق جنگ هستیم

‫و انگار هیچکدوم از شما ‫نمی‌خواد به جنگ اینا بره

‫ولی خب الان توی جنگیم

‫نمی‌تونید با خاله بازی جنگ رو ببرید

‫الان از بابی نایت نقل قول کردی؟

‫- دقیقاً ‫- ببین، تو کارِت خیلی خیلی درسته

‫ولی این یه بازی مجموع صفر ‫مثل مسابقه‌های بسکتبال نیست

‫برعکس، دقیقاً همینطوریه

‫الان اوبر دقیقاً شده مثل گوگل

‫اوایلی که توی عرصه‌ی جستجو وارد شده بود

‫یه تازه وارد توی یه سالن پُر جمعیت ‫ولی گوگل چیکار کرد؟

‫رقیب‌هاش رو کنار زد

‫حالا هم که تبدیل شده به این گوگل بزرگ و خفن

‫گوگل با بهتر شدن خفن شد ‫نه با آل‌کاپون بازی

‫شعارشون یادت رفته؟ ‫«شرور نباش»؟

‫برو این حرف‌ها رو به آلتاویستا بزن ‫(آلتاویستا موتور جستجویی که در سال ۱۹۹۵ راه‌اندازی شد

‫و در ادامه رقابت را به گوگل باخت ‫و سرانجام توسط یاهو خریداری شد)

‫ولی این که گفتی آل‌کاپون باحال بود

‫یادمه مامان بابام واسه من و داداشم

‫تلویزیون نمی‌خریدن چون فکر می‌کردن

‫اینطوری شب تا صبح ‫می‌شینیم پای کانال‌های اِم‌تی‌وی

‫ولی خب دیگه دیدن نمیشه ‫و وقتی ۷ سالم بود خریدن

‫و آخر همون هفته‌ای که خریدیم

‫بابام فیلم تسخیر ناپذیران ‫رو پیدا کرد توی تلویزیون

‫چون فکر می‌کرد مثلاً فیلم تاریخی‌ای چیزیه

‫خب، یه‌جورایی هست

‫درسته، صحیح...

‫من و بابام و کوری نشستیم پاش

‫و این فیلم مثلاً تاریخی رو می‌دیدیم

‫من جات بودم با ۱۲ مرد خبیث شروع می‌کردم

‫همونطور که بابام برام گذاشت دیدیم ‫ولی خب ادامه بده

‫درست، ولی دِ نیرو توی نقش کاپون یادته؟

‫اون صحنه‌ی مهمونی با چوب بیسبال...

‫کاپون همینطور راحت داشت قدم می‌زد...

‫و حرف می‌زد و یهو ‫تَــق!

‫زد کله‌ی یارو رو ترکوند

‫اون صحنه کلاً منو عوض کرد

‫حس کردم جای یارو

‫کله‌ی من با چوب بیسبال خُرد شده

‫تا یه هفته خوابم نمی‌بُرد

‫واسه یارو حسابی دلم می‌سوخت

‫فکر کن سر شام کله‌ات رو خُرد کنن

‫ولی نکته‌ی اصلی اون صحنه رو فهمیدم

‫یارو خودش انتظارش رو داشت

‫نمی‌دونم داشت یا نه

‫ولی این مهم نیست

‫نکته اینه که ‫اون کارِش جواب داد

‫فکر کن بزنی جمجمه‌ی یکی رو

‫بین بشقاب سوپ و ظرف ماهی خُرد کنی

‫می‌دونی، اگه کسی رو ادب کنی

‫برای بقیه درس عبرت میشه

‫اینجا هم باید این برنامه رو پیاده کنیم

‫فقط محض شفاف‌سازی یه‌سؤال

‫می‌خوای انقدر راننده‌ها رو ‫بزنی تا ازت اطاعت کنن؟

‫من می‌خوام برنده بشم

‫و خیانت...

‫حالا هر طور که می‌خواد باشه...

‫باید مجازات بشه

‫ولی ما که مافیا نیستیم

‫باشه، فکر کنید زمان ممنوعیت ‫الکله و فقط ما مشروب می‌سازیم

‫اگه نمی‌خواید این تجارت فقط مال خودتون باشه

‫پس اصلاً برای چی اینجاییم؟

‫با چوب بیسبال تهدیدشون کردی؟

‫نه، اونا رو که نه...البته نه دقیقاً

‫یه‌جور تشبیه بـ...

‫منظورم اینه که

‫ترس بعضی وقت‌ها جواب میده

‫نه اینکه من خودم قبلاً ‫اینکار رو کرده باشم‌ها

‫راستش نمی‌دونم دارم چی میگم

‫وقتی پیشتم استرس می‌گیرم

‫اصلاً اینطوری نیست ‫ولی این حرفت جالبه، جواب میده

‫هر چند وقت یه‌بار جواب میده، آره

‫در مورد ویالون بهم بگو

‫فکر کنم اولش نمی‌دونستم

‫که خیلی دلم می‌خواد نوازنده ویالون باشم

‫یه‌جورایی مثل تکلیف مدرسه بود

‫ولی خب آخرش تبدیل به ‫بهترین دوستم شد

‫تازه با ویالون زدن ساعتی ‫۲۰۰ کالری می‌سوزونی

‫جدی؟

‫دیگه چی هست که لازمه درباره‌ات بدونم؟

‫شاید بهتره اینو بدونی که ‫الان اینجا با همیم برام عجیبه

‫ما قبلاً خیلی کوتاه هم‌دیگه رو ‫دیده بودیم و با هم حرف زده بودیم

‫نمی‌دونستم چی توی سرته

‫وقتی توی بازار کشاورزها اومدی دنبالم

‫موقع اجرام سورپرایز شدم

‫نه، سورپرایز نشدی

‫ولی این حرفت جالبه، جواب میده

‫هر چند وقت یه‌بار جواب میده، آره

‫بفرمایید

‫ممنون

بگو ببینم، واسه سوزوندن کالری

‫بهترین غذای منطقه خلیج چی اجرا می‌کنی؟

‫فکر کنم، یکی از قطعه‌های ژان سیبلیوس

‫اگه دسر بخوریم کنسرتوی دی‌مینور

‫خب، وایسا، من می‌خوام هرچی

‫که لازمه برای فهمیدن عالی بودنت گوش کنم رو

‫کامل دانلود کنم

‫دم اِک گرم

‫اِک؟

‫آره ‫اِک هم مثل من مؤسس هست

‫راستش سعی کردم فضای ‫مجازی رو با شرکتم بترکونم

‫ولی اِک ازم جلو زد

‫برنامه‌اش اسپاتیفای‌ـه ‫ببین، میای اینجا

‫و هرچی که لازمه بشنوم رو برام اضافه می‌کنی

‫قشنگ معلومه هنگ کردی چی بذاری برام

‫خب کار مهمی هست

‫تو چیکار می‌کنی؟

‫دارم واست یه کُد می‌زنم ‫همیشه اوبر مجانی سوار بشی

‫من لیفت رو بیشتر ترجیح میدم

‫مواظب باش چی میگی

‫بیا داخل

‫شرمنده، این اواخر همه‌اش مشغول کار بودم

‫بدتر از اینم دیدم

‫من به اینجا میگم ‫جم پَد

‫فکر کنم برام مهم نیست به هر حال می‌بوسمت

‫تصویری از مردی در جنگ

‫آره، همین عالیه ‫خوبه

‫خب، من که توی جنگ نیستم

‫فقط توی یه غذا خوری نشستم

‫راجع به کسی بهتون میگم

‫که در واقع خیلی خیلی توی جنگه

‫میریم تو کارِش؟

‫میریم تو کارِش

‫مردم میگم جنگ‌های خوب ‫یعنی اونایی که میشه توشون برنده شد

‫جنگ‌هایی هستن که فقط ‫توی یه جبهه انجام می‌شن

‫ولی اگه مجبور باشی توی ‫همه‌ی جبهه‌ها برنده بشی چی؟

‫نقشه‌‌ی جدید ‫قراره فناوری اطلاعات رو روی

‫راننده‌هامون بیشتر کنیم

‫منظورت تحت نظر گرفتنه؟

‫بیخیال، مجبور نیستیم این ‫حرف‌های زشت رو به زبون بیاریم

‫- سلام ‫- سلام، خسته نباشید

‫از رانندگی خوشتون میاد؟

‫واسه آشنا شدن با آدمای جدید روش خوبیه

‫آره، حتماً همینطوره

‫و...توی سان‌فرانسیسکو هم که

‫قطعاً با دیوونه‌های زیادی آشنا شدی ‫نه؟

‫به‌نظرت می‌تونیم سیستم ‫رو یه‌طوری تغییر بدیم

‫بفهمیم کیا همزمان برای ‫دوتا برنامه کار می‌کنن؟

‫توی تلفن راننده‌هامون سرک بکشیم

More Farsi Persian subtitles for Super Pumped

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left