İlk 200 satır.
«بنیاد»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
.آنتور بلت .بابام قبلاً داستانهاشو برام میگفت
.واسم سؤاله حالا چی داره بگه
باورت میشه روی یکی از اونا کار میکردم؟
.استخراج پالادیوم. یادمه
فقط با نگاه کردن به .تجهیزاتش کمرم درد میگیره
.باورم نمیشه هنوز همونجان مردمت همینطور ولشون کردن اونجا؟
.بدون فناوری امپراتوری صنعتش نابود شد
.همون موقع مسیر طولانی رو پیش گرفتم .یه زندگی جدید
.یا بهتره بگیم، مردمت رو رها کردی
که یعنی یه تسپینی کمتر .که سر آهن قراضه بجنگه
.در حال رسیدن به مختصات مورد نظر
.هیچی اینجا نیست
.با دقت نگاه کن نگهبان
اینویکتوس؟
.جواهر تاجِ ناوگان امپراتور تورلین
آوازهاش به گوشت خورده؟
میگن زمان اوجش بزرگترین و قدرتمند ترین سلاحی بود
.که امپراتوری ساخته بود
.یک نابود کنندهی جهان
آره، 700 سال پیش بدون اینکه .هیچ ردی از خودش جا بذاره ناپدید شد
.بدون خُرده ذرات یا سیگنال وضعیت اضطراری
یه سری از آدما گفتن توی تمام کهکشان دیدنش
هیچوقت به درودها جواب نمیده .هیچوقت دو بار توی یه جا دیده نشده
.و تو اینجا پیداش کردی
.همونطور که منو به سمت خودش صدا میزد
.اینویکتوس یه سفینهی پرتابه
امپراتوری فناوری پرش رو .یه راز حکومتی حساب میکنه
خیلی زود کل آسمان دوردست رو نابود میکنن
.تا نذارن دستتون به این سفینه برسه
.هیچکس نمیدونه سفینه اینجاست
.حتی نمیتونی واردش بشی
محفظهی هوا هیچوقت .واسه یه آناکرئونی باز نمیشه
نانوباتهای امپراتوریت
برای سرعت بخشی به بهبود .و شناسایی برنامهریزی شدن
برای دسترسی به هر سفینهی .امپراتوری برنامهنویسی شده
.برای همین بهت نیاز داشتیم فرمانده
.تو کلید ورود ما به اون سفینهای
حتی اگه این کار جواب بده، تو نمیدونی این سفینه توی چه سفرهایی بوده
.یا چه بلایی سر خدمهاش اومده
اصلاً از کجا میدونی وارد شدن بهش امنه؟
.نیست
.دوتا سفینه واسه وارد شدن بهش از دست دادیم
.سیستم دفاعیش هنوز فعاله
.لباسهای مخصوص رو آماده کن
.وقتشه
فکر میکنی توی اون پایگاههای استخراج هنوز سیستم ارتباطیای فعال هست؟
.بعیده ولی ممکنه
.من یه فرستندهی اضطراری دارم
توی سیستم عصبیم کار گذاشتن .هرچی ببینم و بشنوم ضبط میکنه
اگه توی اینویکتوس بتونیم به یه کپسول .مخابره برسیم میتونم سیگنال بفرستم
.خیلیخب گوش کنید .این پرش 10 هزار متر فاصله داره
باید سریع بپرید و تا حد ممکن بدون حرکت .اضافی تا مقصد حرکت کنید
توی قدم آخرتون باید .پشتک بزنید و ترمز بگیرید
ریلگانهای خودکار اینویکتوس
.اشیاء با قطر زیر 2 متر رو نادیده میگیرن
اگه پخش بشیم و حساب شده حرکت کنیم .احتمالاً براشون نامرئی هستیم
میدونی داریم چیکار میکنیم؟
.تقریباً هیچوقت نمیدونم عزیزم
.نگهبان، تو اول میری
باید به حلقه داخلی برید تا بتونید به .محفظهی هوا دسترسی داشته باشید
اگه توی حلقه داخلی فرود .نیاید توی فضا رها میشید
.با شماره 3 میرم
...یک، دو
.لعنتی
.نزدیکم
.آفرین نگهبان
.سال، لباس من مشکل داره .درست کار نمیکنه
.رانشگرهام کار نمیکنن
.نه، نه، نه
...نمیتونم...نمیتونم بهش برسم - !میگیرمت -
.سال! نه برگرد - .هیوگو! نه، نه -
.برگرد
...سال، سال - !هیوگو -
نه، نه هیوگو
.اشکاتو نگه دار واسه بعد نگهبان .الان وقت نداریم
.محفظهی هوا از اون طرفه .بریم
.عذر میخوام جناب امپراتور
مطمئنم انقدر منطقی هستید ...که کاری کردم رو به پای
ادامه بده. میخوام بدونم در .مورد کاری که نکردی نظرت چیه
اگر زانو نمیزدم یک تضاد .مشخص در اعتقاداتم بود
.برای همین در برابر یه عوام فریب زانو زدی
.من در برابر مادر زانو زدم - ببخشید، چی؟ -
.با این اصطلاح آشنایی ندارم
.من یه بیرحم بیمادر هستم
.میدونید که با جناح هلیما موافق نیستم
امیدوارم اینطور نباشه. تو خودتم .دقیقاً توی چرخهی تناسخ نیستی
.موندم هلیما اگه میدونست چی میگفت
.آشکار کردن ذات حقیقیت هدف من نیست
.این عمل تو یه خیانت سرسام آور بود دمرزل
.کارت خیانت از فرمانروات بود
تا اونجایی که خبر داشتم .تو نمیتونستی خیانت کنی
بالاتر از هر چیز دیگه وفاداریت نسبت به سلسلهی کلئون
.توی برنامهنویسیت نوشته شده
.و دقیقاً نکتهی من همینه
اگه زانو زدن نقض فرمان در کدهای من بود
.پس از لحاظ فیزیکی نمیتونستم این کارو بکنم
سیگنالهایی که برای خم شدن .اندامم میدادم باید مسدود میشدن
توضیحی که به آسونی .تمام اعمالت رو توجیه کنه
سؤال من اینه
که آیا خودت میخواستی زانو بزنی؟
.من بیشتر از همه چیز به امپراتوری وفادارم
...ببخشید جناب امپراتور - .حرفتو بزن -
انگار سخنان زفر هلیما روی .مردم بسیاری اثر گذاشته
سفیر تانوال میگن ایشون .حالا دیگه پیشگام شدن
...خب پس
باید زفر هلیما رو از این .بحث خوشایند دورش کنیم
.باید بفهمم واقعاً چی ازم میخواد
.انتظار نداشتم شما رو اینجا ببینم کلئون
.لقب درست ایشون «امپراتور» هست
من برای کسایی که به مارپیچ .میرن احترام زیادی قائلم
.یک مراسم مقدس برای درگذشت پراکسیما
باید برای قدم زدن در .برابر الههها فروتن بود
.میبینم که خوب آموزش دیدید
بگید ببینم خانم دمرزل، تا حالا فرصت راه رفتن در مارپیچ رو داشتید؟
.بله، چندین سال پیش
پس میدونید ماجراجوییش ...چقدر میتونه متحولکننده باشه
.و بدن چقدر زجر میکشه
.خورشید چشمهای این مرد رو کور کرده
کلی آدم دیگه در راه رسیدن .به رحِم مادر درگذشتن
.مطمئنم همشون مرگ شرافتمندانهای داشتن
زفیر هلیما، جناب امپراتور امیدوار .بودن بتونن باهاتون صادقانه صحبت کنن
از یه بازی تهاجمی .زودهنگام بدم نمیاد
و خب، تو موفق شدی منو .بکشونی این پایین سمت گودالها
.پس، تحسینت میکنم، من اینجام .به حرفات گوش میدم
.زیاد مطمئن نیستم ازم میخواید چی بگم
خواستهات چیه؟
.به سلسلهی ژنتیکی پایان بده
اگه میخواید معامله کنید پس .چیزهایی که میگم در نظر داشته باشید
علاوه بر سیستم نمکزدایی
یه ماهواره با ایستگاه امنیتی هم قرار میدیم
.فقط برای حفاظت از مردم شما
.امنیت و آب پاک و زلال
.یه سوءتفاهمی شده کلئون
.خواستهی من جنگی نیست
.من فقط چیزی رو که باور دارم موعظه میکنم
و باور دارم سلسلهی ژنتیکی .حکم نابودی ما رو داره
حالا دیگه لومینیستها میتونن آینده رو ببینن؟
.من ادعا نکردم که آینده رو میبینم
فقط یه حس در اعماق روحم .دارم که میگه چی درسته و چی غلط
غلط؟
حتی نمیتونی درک کنی خانوادهی .من به چه دستاوردهایی رسیده
...من و برادرانم - .برادران؟ شما برادر نیستید -
شما فقط بازتابِ غرور یه مرد مُرده هستید
.که در ذاتش از تمام ضعفهاتون کور بوده
.یه موجود بیروح نمیتونه خودش رو بشناسه
فکر کنم دکتر سلدون مرحوم .هم همچین نظری داشت
.اگه باورتون اینه پس متأسفم
.بقیهی زندگیت رو صرف داد زدن در خلأ میکنی
تنها دلیلی که جرأت کردی بیای اینجا
بخاطر اینه که میدونی .مردمت به حرف من گوش میدن
مطمئنم موقع آماده شدن برای بازدیدتون
با تعداد خیلی زیادی از پیروان لومینیسم مشورت کردی
و همشون متعهد به خدمت .در راه نور حقیقت بودن
دوباره یادم بنداز، چند نفر لازم بود تا پل ستارهایتون رو نابود کنه؟
داری تهدیدم میکنی؟
من فقط میخوام سؤالت رو جواب .بدم تا خواستهام رو واضح تر بیان کنم
زیاد تعجب نکردم که .هنوز از اون اتفاق آشفتهای
.قضیه راجع به یه چیز خیلی بزرگتر از توئه
.ولی مطمئنم مشاورت کمکت میکنهد بفهمی
حالا اگه منو ببخشی یه سری .روح هستن که به عبادت نیاز دارن
.لوئیس برگرد عقب. برگرد لوئیس - چی گفتی سالور؟ -
!تو و جسنتا زیادی نزدیکید، 2 متر شدید
.وای، ببخشید
!پناه بگیرید
.اگه درها رو باز کنم اسلحهها متوقف میشن
!فرمانده
!حالا
.یالا
!نه
.دیگه کارش تموم شده بود
.تو نه نگهبان .بدون دستبند خیلی خطرناکی
.دستاتو بیار بالا
.دیگه حرکت کن
.به حرکت ادامه بده
.اتمسفر اینجا یخ زده
.حتماً یه جایی از بدنه سوراخ شده
.سیستمهای محیطی حتماً خاموشن .باید یه پنل تنظیم پیدا کنیم
.یه پنل تنظیم اینجا هست
.خیلیخب، سیستمش قدیمیه
.باید با کد دستی دستورها رو وارد کنم
سوراخ رو پوشوندم، الان دیگه نباید واسه .برگردوندن اتمسفر مشکلی داشته باشیم
.انجامش بده
ممکنه اینجا به اندازه .اتمسفر آب و هوا داشته باشیم
.و حالا تنظیم جاذبه .حواستون باشه
اون نورها چی بودن؟ افزایش ولتاژ یهویی بود؟
.مطمئن نیستم
.پروتکلهای امنیتی رو بروز کن
میخوام سیستمهای دفاعی .داخل رو از کار بندازی
.سیستم امنیت جداست .باید به پل نزدیک باشه
.پس الان میریم اونجا
.شونزده ثانیه
برقها هر 18 ثانیه میومدن و میرفتن
.و حالا شده 16 ثانیه
خیلیخب، حالا این یعنی چی؟
شمارش معکوسه؟ - شمارش معکوس چی؟ -
.پرش بعدی
دو هفته پیش مردم من توی یه مأموریت قراضه گردی بودن
.اتفاقی دیدن اینویکتوس وارد شد
No comments yet. Be the first to leave one.