İlk 200 satır.
احتمالش هست بتونی بری اونو برام بیاری؟
درسته
تم! تم، تو اونجایی؟
!فقط منم
میتونی حرکت کنی؟
گیر کردم
به خاطر کمربندهاست شن باعث شده گیر کنن
گوش کن، ازت میخوام چاقوت رو بندازی برام، باشه؟
این تنها چاقوییـه که داریم !پس نندازیش زمین
ماله تو چی شد؟
!من انداخمتش
باشه، من حاضرم
دستت رو ببر سمت چاقوت از پسش بر میای
بجنب
باشه، بندازش
!آره
از شانسِ خوبت
من کسیم که بیشتر از هرکسی میخوای تو مواقع اضطراری باهاش سرگردان شی
میدونی چیه این سفینهها رو وقتی از وسط نصف میشن دوست دارم؟
همه جا روغن میریزن
!اوه
جواب داد! دارم میام نجاتت بدم - تو خوبی؟ -
!یالا، عجله کن
!محکم بچسب
!بجنب
!یالا
باشه، خیلی خب، باشه
سعی کن بدون تکون خوردن از اینجا بیای بالا
!خیلی خب، بگیر
!زور بزن
چیزی نیست، مامان
میدونستم ما تنها نیستیم
...اون... اون مصنوعیه، اون
اون ساخته شده، متولد نشده
هنوزم اسمـمون برای اولین تماس تو کتاب تاریخ ثبت میشه
حتی اگه اون یه روبات باشه دیگه، درسته؟
ما"؟ تو فقط برای نسبتِ فامیلیت" با من مشهور میشی
تو اسمی داری؟
میدونی ما کجا هستیم؟
اون اهل اینجا نیست - از کجا میدونی؟ -
من فضاپیماش رو دیدم
واقعاً؟
فکر کنم اونم همزمان با ما سقوط کرده
چند نفر دیگه از شما وجود داره؟ - فکر کنم اون تک و تنهاست -
در غیر اینصورت نیازی به کمکِ من پیدا نمیکرد
تو کمکش کردی؟
اون صدمه دیده بود
حالا اون داره کمکت میکنه
اون داره میره پایین به سمت ژوپیتر
میخواستم بهش پیشنهاد کنم اینکارو بکنه
فقط منتظر بودم حرفِ شما تموم شه
هی... چرا لباست پاره شد؟
نمیدونم! گمونم وقتی افتادم اینجوری شد
گمون نکنم جعبه ابزار داشته باشی
چون تو میتونی اینو تعمیر کنی و مارو از اینجا ببری بیرون؟
آره، یه راز کاری رو باهات در میون میذارم
"جوابِ این سوال که "میتونی اینو تعمیر کنی؟ !همیشه "آره"ـست
حتی اگه نتونی؟
مخصوصاً اگه نتونی
بعد فقط اینو اضافه میکنی !که باید ابزار مناسب رو پیدا کنی
!پس راهِ نجاتـمون رو با چاخان باز میکنی
آره، فقط باید ابزار مناسبش رو پیدا کنم
احساساتی نشو
،وقتی کیفت خیلی سنگین شه من حملش نمیکنم
اوه، سلام
!گردنبندم
حتماً از گردنم افتاده
قابلی نداشت
اونقدرام سنگین نیست
!تم
!تم
دکتر! دکتر، بیا اینجا
من از اون دکترا نیستم
مهم نیست
پوتینهاش رو میدزدی؟ فکر کردم شما دوتا باهم دوست بودین
اونم بود همین کارو میکرد برای همین به این خوبی باهم کنار اومدیم
یکی باید بهت ادب و معرفتِ اولیهی انسانی یاد بده
اگه میخوای دفنش کن، دکتر
من سعی میکنم مطمئن شم کسی مجبور نمیشه مارو دفن کنه
امیدوارم یه نفر روزش بهتر از ما باشه
ای کاش بابا عجله کنه تا بتونیم بریم اون پایین
این بالا اونقدرام بد نیست
بیا قبول کنیم این فقط باد بود
میزان آبِ عرشهی اصلی به 1درصد کاهش یافته است
میزان آبِ عرشهی زیـرین به 60درصد کاهش یافته است
!اوه، زود باش لعنتی
میزان آبِ عرشهی اصلی به 1درصد کاهش یافته است
!تو دیگه چه موجودی هستی؟
شاید باید یه منوّر دیگه شلیک کنیم - تا الان یکیش رو حیف کردیم -
هیچکس اون بیرون نیست
!صبرکن
به نظر میاد یکی از سفینه بیرون پریده - شاید اون بتونه کمکمون کنه -
بیا بریم از خودش بپرسیم
اونا رو بپوش
من اینا رو نمیپوشم
این شن... مثلِ الماس تیزه
شاید حتی الماس باشه
این کفِ کفشات رو پاره میکنه و رد میشه
مرسی
چیه؟ - تو منو یاد یه نفر میندازی -
بهترین عشقِ زندگیت؟
برادرم
فقط نمیخوام سرعتم رو کم کنی حاضری؟
!بیوفت جلو
وای، خدا
خیلی خب، باشه! اونجوری بهم زُل نزن
بیا بریم، هیچ مرغی جا نمیمونه
اگه گاوی چیزی پیدا کردیم !تو برش میداری
من میرم زانوبند رو از پرینتر بردارم
اشکالی نداره یکم دراز بکشیا، میدونی
نه، من خوبم
پنی، تعویض فیلترای هوا به کجا رسید؟
فیلترای سمت راست تقریباً تموم شدن
خواهشاً یکم سرعتت رو بیشتر کن
!رباتت خیلی چندشآوره
بهش عادت میکنی
و چقدر دیگه اینجا میمونه - پنی، برو بالا -
شیلنگ دوباره داره یخ میزنه بعداً میتونی تعویض فیلترا رو تموم کنی
باشه، بابا
اوه، سلام - سلام -
اه، صدای آلارم پرینتر رو شنیدم
مرسی
روز سختی داشتی
اوضاع و احوالت چطوره؟
آره، من... من خوبم
آره؟ باشه
هی
...من... فقط
...فقط میخواستم بگم، امم
ازت ممنونم
باید یه ذره بلندش کنی
باشه
این تا وقتی پات خوب بشه بیشتر کارا رو انجام میده
بیا امتحانش کنیم
!معرکهست
...این چیه
پنی، چرا تعویض فیلترها رو تموم نکردی؟
هنوز بوی اُزن رو حس میکنم
...چون بابا گفت باید برم شیلنگ رو - دوست دارم نفس بکشم -
پنی، الانه که موتور خاموش شه
ولی مامان گفت الان باید برم فیلترها رو تعمیر کنم
میتونه بمونه برای بعد
مامان، بابا، شاید بخواین بیاین یه نگاهی به این بندازین
هی، پس انفجاری که پنی دید
قطعاً باکِ سوخت ذخیرهی یه ژوپیتره دیگه بود
بیا امیدوار باشیم بازماندهای داشته باشه
تو هم میای؟
تو خودتم میای؟
کار دخترا عالی بود
گوش کن، فکر کنم مهمه
که اونا بشنون که من و تو با یه صدا حرف میزنیم
کاملاً باهات موافقم - !اون صدا، صدای منه -
عالیه
یه مدتی شده
آره
میریم دنبالِ بازماندگان بگردیم
وسایلت رو جمع کن تو هم با ما میای
مامان میدونه؟
فقط وسایلت رو جمع کن
باشه، دخترا، وقتی باباتون و من نیستیم شما کمک میکنین ژوپیتر رو آزاد کنین
اگه به آرومی راهمون رو به بیرون باز نکنیم ممکنه یخ رو ناپایدار کنیم
بدترین حالت اینه که !یخ میتونه سفینهمون رو لِه کنه
!مفهومه
برای همین از موشکهای مانور استفاده میکنیم
یخ رو آب میکنیم و سانت به سانت بالا میریم
باشه
20درصد قدرت موتور، ده دقیقه فاصله ده ثانیه روشن کردن موشکها
بیست، ده، ده
تا فردا همین موقع سفینه باید بیرون اومده باشه
و بعدش چی؟
!پاهات رو از روی کنسول بردار
مدلِ پرینتی که درخواست کردید" با آییننامهی امنیتی کُلونی همخوانی ندارد
برای کمک، با شماره874628 تماس بگیرید !تا با نمایندهی بخشـتون صحبت کنید
!آره، خب، من تو کُلونی نیستم، احمق
!واقعاً امیدوار بودم اونو تو زمین جا گذاشته باشی
وایتبورد شانسم رو جا بذارم؟
باشه، ببین میتونی وقتی ما نیستیم این کارا رو تموم کنی
خب، اگه آفتاب از شرق طلوع میکنه ...و در غرب غروب میکنه
نمیخوام بذارم اون از جلوی چشمم دور بشه !و نمیشه یکی رو بدونِ اونیکی داشت
میبینی، این یکی از اون چیزاییـه که میتونستیم در موردش حرف بزنیم
میتونیم در موردش حرف بزنیم
نه، اشکالی نداره. من نگرانِ ویل نیستم
از کی تا حالا؟ - ...سیارهی مشتری اینجاست -
به اون چیز اعتماد داری؟
اون ویل رو سالم برگردوند جودی رو از خفه شدن زیر یخ نجات داد
اینا رفتارهاییـه که اعتماد ایجاد میکنه
!یالا
زود باش، بیا بریم
به هر حال، تو چجور دکتری هستی؟
من یه روانشناسم
باورم نمیشه مردم واسه این !به یه عده پول میدن
!راستش، میدن. خیلی زیاد
تنها کاری که باید بکنی اینه که به یه نفر نگاه کنی
تا ظرف همون پنج دقیقه اولِ آشنایی بفهمی دردش چیه
فکر میکنی به همین سادگیـه؟
به عنوان مثال، خوده تو
اون گردنبند رو در نظر بگیر اون مدالِ سنت کریستوفره
اون باید مراقبت باشه ازت محافظت کنه
شخصاً، من از خودم مراقبت میکنم و تا حالا شخص مقدسی ندیدم
ولی تو، تو زیاد فرق نمیکنی
No comments yet. Be the first to leave one.