Digman!

Digman!

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Digman S01E04 1080p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E04 720p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E04 WEBRip x264-PHOENiX
Şunun yorumuyla thetrueali
💢 ThetrueAli 💢 MovieCottage.com

Etiketler

webdl
web
1080
WEBDL
720p
720
webrip
x264
BRip
Yayınlandı: 2023-04-22
İndirmeler: 29
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫کیش و مات

‫وزیرمو کیش و مات کردی، نه شاه رو

‫داریم شطرنج لزبین‌ها رو بازی می‌کنیم، ‫چون من لزبین‌ـم

‫پس وزیر از شاه قوی‌تره

‫- منصفانه‌ست. بازی خوبی بود ‫- هیس

‫میشه لطفاً آروم‌تر حرف بزنید؟

‫چرا انقدر اضطراب داره؟

‫دعوتنامه‌های مهمونی باستان‌شناسان ‫امشب ارسال میشه

‫شخصاً میان به تک‌تک باستان‌شناسان درجه یک ‫دعوتنامه رو تحویل میدن

‫وای، مهمونی باستان‌شناسان...

‫ویژه‌ترین و جذاب‌ترین مراسم ساله

‫خب اگه دعوت بشم، تو هم می‌تونی بیای

‫دستیارها، همراهان اجباری‌ان

‫پناه بر عینکم

‫این یه تیکه‌کلامه که دارم امتحان می‌کنم...

‫چون عینک می‌زنم

‫خب خیلی دلتو خوش نکن

‫شبکه‌ی آرکی‌تی‌وی میگه ‫اومدن من پنجاه پنجاهه

‫خب امیدوارم دعوت بشیم

‫- به نظر میاد خوش بگذره ‫- من نمی‌خوام برم اونجا خوش بگذرونم

‫می‌خوام برم که بتونم...

‫چاپلوسی ریچارد لانگ‌توث بزرگ رو کنم

‫- کی؟ ‫- مدیرعامل نوشیدنی‌های انرژی‌زای اسپلانک‌ـه

‫ریپ و بلا، یه زمان سخنگوی اونا بودن

‫- شماها اسپلانک‌گو بودید؟ ‫- دقیقاً

‫و با هم اسپلانک‌گویان بودیم

‫کم پیش میاد که تبلیغات ‫با هنر تلفیق بشه...

‫ولی توی کمپین تبلیغاتی ما، ‫دقیقاً همچین چیزی ساخته میشد

‫می‌دونم که اگه فقط یه کوچولو ‫با لانگ‌توث...

‫بتونم حرف بزنم، دوباره می‌تونم ‫اسپلانک‌گو بشم

‫ممکنه دعوتنامه رو آورده باشن

‫شرمنده ریپ، فقط دارم زنگ در رو ‫امتحان می‌کنم

‫باید هر سال این کار انجام بشه

‫سووپر، دیگه این کارو نکن

‫منتظر یه شخص خیلی مهمم

‫گفتم دوباره زنگ نزن

‫نزدم. خودش زنگ زد، چون خراب شده

‫دیدی؟ خوب شد امتحانش کردم

‫شرمنده، این دیگه کار خودم بود. ‫این دفعه اتفاقی شد

‫شرمنده، یادم رفت که گفتی ‫نمی‌خوای زنگ بزنم

‫تقصیر خودم بود

‫خیلی‌خب، این دفعه داشتم ‫مسخره‌بازی در می‌آوردم...

‫که وانمود می‌کنم زنگ رو می‌زنم...

‫ولی دستم خورد واقعاً زنگ زدم، ‫پس می‌دونم که گند زدم

‫شرمنده، بازم اتفاقی شد

‫ریپ دیگمن، شما به مهمونی باستان‌شناسان ‫دعوت شدید

‫ایول! ماه‌ها بود که انقدر...

‫خوشحال نشده بودم

‫مترجم: Thetrueali ‫Telegram: @Thetrueali

‫و برای مراسم، کت‌شلوار قهوه‌ای تیره‌ام

‫یادته، عرق آلبالوی من؟

‫منو ببر پایین، ریپ

‫انگار که یه پنیر سوخاری‌ام...

‫و زمین، سس ماریناراست

‫برو پایین

‫وای، دلم برات یه ذره شده

‫وای، کت‌شلوار توی کمد، آب رفته

‫احتمالاً به خاطر دمای معتدل بوده

‫بذار فقط...

‫آخ

‫نه. اتفاقی بود

‫امشب، بزرگترین شب باستان‌شناسیه...

‫و تمام ستاره‌ها اینجا هستن

‫از شهردار مگوبل بگیر تا شخص زین تروی

‫عه، ریپ دیگمن. بگو ببینم، چه حسی داری...

‫که بعد از این همه سال واسه شوخی...

‫- به مهمونی باستان‌شناسان دعوت شدی؟ ‫- شوخی؟

‫یعنی منظورت بهترین قسمت جوکه؟ ‫حس فوق‌العاده‌ای دارم

‫و مثل همیشه، هیچکس خارج از مراسم...

‫نمی‌دونه اون داخل چه خبره

‫درسته، هاوارد

‫همونطور که می‌بینید، ‫مهمانان دارن گوشی‌هاشونو تحویل میدن...

‫و قرارداد عدم افشاسازی امضا می‌کنن ‫که بتونن وارد مراسم بشن

‫ولی می‌خواستم با برنامه‌ی ساعتم بازی کنم

‫پس هرگز دقیقاً نمی‌فهمیم که چه اتفاقی ‫توی این مهمونی می‌افته...

‫ولی می‌تونم تصور کنم که یه خروار ‫مواد مخدر هست

‫انقدری کوکائین هست ‫که توی تصوراتتون نمی‌گنجه

‫و احتمالاً یه اتاق سکس

‫یه اتاق سکس گروهی بزرگ...

‫که هر کسی انقدر می‌خوره و می‌کنه...

‫تا راضی بشه. هاوارد

‫ممنون، دورین، بابت این گمانه‌زنی دقیق

‫ولی افسوس، فقط می‌تونیم حدس بزنیم...

‫اون داخل چه عیش و نوشی برقراره

‫خیالتون راحت، هرچی که هست، ‫حتماً خیلی باحاله

‫سلام به همگی. موقع ‫رقص شافل باستان‌شناسان رسیده

‫- یالا، ریپ ‫- نه، ممنون

‫از وقتی بلا مُرده، دیگه نرقصیدم

‫- ببخشید ‫- خدای من

‫هماهنگیش فوق‌العاده‌ست

‫با چشمای تیز باستان‌شناسیم دید می‌زنم

‫آقای لانگ‌توث

‫عالیه. می‌تونم واسه خودشیرینی ‫یه شعبده براش انجام بدم

‫قبل از اینکه بیاییم اینجا ‫یه روبان بزرگ کردم داخل گلوم...

‫و دارم می‌میرم که بیارمش بیرون

‫با کمال احترام...

‫این بدترین ایده‌ایه که توی کل زندگیم شنیدم

‫- این محترمانه‌اش بود؟ ‫- آره

‫غیرمحترمانه‌اش میشد اینکه...

‫بدترین ایده‌ایه که توی تمام زندگی‌هام شنیدم

‫اگه به تناسخ اعتقاد داشتم...

‫که ابداً ندارم

‫بگذریم، تو باید بری...

‫- توی بخش دستیاران ‫- ای بابا

‫باورم نمیشه این همه آدم اینجا ‫دارن شامپاین می‌خورن...

‫در حالی که می‌تونن یه نوشیدنی ‫انرژی‌زای اسپلانک بزنن به بدن و عشق کنن

‫عه، سلام آقای لانگ‌توث. ندیدمتون

‫توی کل دنیا منظره‌ای زیباتر ‫از رقص شافل باستان‌شناسی هست؟

‫حقیقتاً خیره‌کننده‌ست. عه، ریپ دیگمن

‫چند وقتی بود این حوالی ندیده بودمت

‫خب من برگشتم و حالمم خیلی خوبه...

‫و این منو یاد طعم موردعلاقه‌ام ‫از نوشیدنی اسپلانک می‌اندازه. اسپلانک با طعم توت

‫حقیقتاً رقت‌انگیزه

‫ریپ، خدایی سعی داری با یه سخنرانی...

‫خودتو اسپلانک‌گوی جدید اسپلانک کنی؟

‫چقدر مستاصل

‫آقای لانگ‌توث، دوست دارید یه شعبده ببینید؟

‫وای، چقدر روبان اون داخل بود

‫- گندش بزنن ‫- میشه یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟

‫نوشیدنی‌های اینجا رایگانه، ولی البته

‫سلام، همکاران عزیز، دستیاران باستان‌شناسان

‫نظرتون راجع به نسخه‌ی جدید...

‫مجله‌ی دستیاران باستان‌شناس چیه؟

‫اینو میگن یه چیز درجه‌یک، نه؟

‫سلام. قبلاً این اطراف ندیده بودمت

‫خوشحال میشم اگه بخوای ‫راه و چاه رو یادت بدم

‫می‌دونی، مربیت باشم

‫بزن به چاک، چندش

‫ببخشید خانم. ببخشید

‫سلام. من تریسکت هستم. جلیقه‌تو دوست دارم

‫ممنون. کمکم می‌کنه بدونم...

‫کجا بالاتنه‌ام شروع و تموم میشه

‫راستی، عینک زدن توی محوطه‌ی سرپوشیده...

‫که از اشعه‌ی ماورابنفش در امان هستی...

‫چقدر خفن

‫- می‌خوای امتحانش کنی؟ ‫- روی عینک خودم؟

‫- باشه ‫- بهت میاد. از فازت خوشم میاد

‫واقعاً؟ مامانم همیشه می‌گفت ‫سریع همه‌چیو به همه میگم

‫ولی به هر حال اون دیگه باهام ‫حرف نمی‌زنه

‫بابامم همینطور. وای نه. دیدی؟ ‫دوباره دارم همین کارو می‌کنم

‫نه، ردیفه. پدر و مادر منم ازم متنفرن

‫ظاهراً کسی که کونشو به ملت ‫نشون بده...

‫دختر اونا نیست

‫وای، تو خیلی خفنی

‫می‌خوای بریم تو کارش پسر شجاع؟ ‫من تنم می‌خواره واسه دعوا

‫جدی؟ مشت می‌زنم سر کیرت

‫بیخیال

‫- صبر کن ببینم. تو دستیار اونی؟ ‫- صبر کن ببینم. تو دستیار اونی؟

‫سالتین، واسه چی...

‫با زیردست بزرگترین دشمن من رفیق شدی؟

‫- اون تریسکت‌ـه. دوست جدیدمه ‫- نه، نیست

‫اگه یه بار دیگه ببینم ‫باهاش حرف می‌زنی، اخراجی

‫- ولی این منصفانه نیست ‫- تو هم همینطور، تریسکت

‫- فسقلی احمق ‫- باشه

‫ای بابا

‫تو رو خدا بگو که نمی‌خوای از اون بخوری

‫تریسکت، ما اجازه نداریم با هم حرف بزنیم

‫ممکنه اخراج بشیم

‫پس بیا بریم یه جا...

‫که ما رو نبینن

‫منظورت اینه که قانون‌شکنی کنیم؟

‫خیلی‌خب، خوشم اومد

‫همگی توجه کنید

‫من بیلی مت، رئیس مت هستم

‫و می‌خوام به همه خوش‌آمد بگم

‫هنوز غذا رو امتحان نکردم چون منتظرم...

‫زنم برام با چاقو ببُرتش، ولی بوی لذیذی میده

‫می‌خوام خبر هیجان‌انگیزی رو اعلام کنم

‫فردا کلنگ بخش جدید موزه رو می‌زنیم...

‫همه‌اش به لطف مبلغ سخاوتمندانه‌ای ‫که ریچ لانگ‌توث بهمون اهدا کرد

‫بخش لانگ‌توث به طراوت...

‫و هیجان‌انگیزی نوشیدنی‌های انرژی‌زای منه ‫که سازمان غذا و دارو تأییدشون نکرده

‫همه برید داخل معبد

‫چاشنی رو بزن

‫ما اومدیم جلوی توسعه‌ی موزه رو بگیریم

‫که بتونیم آرکید زپر رو نجات بدیم

‫شرمنده که مهمونیتون رو خراب کردیم، ‫پیرپاتال‌های شپشو

‫می‌تونید های‌اسکر صدام کنید ‫(به معنی رکورد امتیاز)

‫چون رکورد امتیاز تمام بازی‌های زپر ‫دست منه

‫اینا هم بقیه‌ی میزبانان امشب هستن

‫- بوم‌باکس ‫- ولوم بره بالا

‫- تام‌بوی ‫- من یه دخترم که لباس پسرونه می‌پوشه

‫آلرژی

‫- اسلینگ‌شات ‫- تخما رو هدف می‌گیریم

‫دوجو دیو

‫- استرالیا ‫- شانستو امتحان کن، عوضی

‫و بوبی‌ترپ ‫(تله‌ی انفجاری)

‫ما هر روز پاتوقمون زپر‌ـه...

‫و اجازه نمیدیم چهارتا پیر خرفت...

‫خرابش کنن که موزه‌ی مسخره‌تونو بزرگتر کنید

‫پس قضیه از این قراره

‫شهردار مگوبل این فرم رو امضا می‌کنه...

‫تا آرکید زپر یه مکان تاریخی ‫شناخته بشه...

‫که نشه تخریبش کرد

‫آقای شهردار، اگه چنین کاری کنی...

‫می‌بینی که قبل از انتخابات بعدی...

‫- کمک‌های مالی به کمپین انتخاباتیت قطع میشه ‫- نمی‌تونم امضاش کنم

‫یه خودکشی سیاسیه

‫هرجور راحتی. ولی اگه تا یه ساعت دیگه ‫امضاش نکنی...

Digman! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Digman!

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left