The Message

The Message

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

The Message 1976 REMASTERED
Şunun yorumuyla EpSiLON230
هماهنگ سازی با نسخه_REAMASTERED_02:58:18 حمید روحانی (مترجم:Hamidbaba1355)

Etiketler

other
Yayınlandı: 2022-08-08
İndirmeler: 96
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

هماهنگ سازی با نسخه ریمستر:حمید روحانی insta:@hamid.rohani1989

به نام خداوند بخشنده مهربان

از طرف محمد فرستاده پروردگار به هراکلیوس امپراتور روم

سلام بر آن کسی که پیرو راستی و هدایت است

از شما می خواهم دعوت به حقیقت را بپذیرید

من فرستاده خدا بر انسان ها هستم، اسلام بیاورید تا رستگار شوید

از یک پیغمبر جدید در عربستان صحبت می کنه

یحیای پیامبر هم که از بیابان سر در آورد و اومد تا

!تا به پادشاه روم راه سعادت رو نشون بده همینطوری بود

به "کراکیس" پادشاه مصر

به خسرو پادشاه ایران محمد رسول الله تو را پذیرفتن دین خدا دعوت می کند

پس اسلام بیاور تا رستگار شوی

تو از صحرا با تعفن بزغاله و شتر اومدی اینجا تا به پادشاه ایران راه رستگاری رو نشون بدی؟

محمد پیامبر خدا! کی این اختیار رو به او داده؟

خداوند محمد را برای رحمت و برای هدایت بشر فرستاد

دانشمندان و مورخان بزرگ اسلامی از جمله علمای الازهر مصر و روحانیون و نماینده گان شیعیان لبنان درستی و واقع گرایی این فیلم را تایید کردند و سازندگان این فیلم از طرف آنها مورد تقدیر قرار گرفتند

سازندگان این فیلم به سنت مسلمانان در مورد اینکه هر گونه تصویر سازی از پیامبر اسلام مغایر با معنویت آن حضرت است توجه نمودند بنابراین تصویری از پیامبر اکرم نشان داده نمی شود

شش قرن بعد از فوت حضرت مسیح

زمانی که اروپا در قرون وسطی و دوران تاریک خرافه گرایی قرار داشت

و در حالی که تمدن ها در گوشه کنار جهان در حال زوال بودند محمد در عربستان و در شهر مکه متولد شد

در آن زمان مکه شهر ثروتمندی بود و تحت سلطه بازرگانان اداره می شد

بازرگانانی سرمست از ثروت که دارایی شان بواسطه نگهداری بت ها در حال فزونی بود

هر ساله در هنگام جشن بزرگ شیوخ قبایل بت های خود را به مکه می آوردند

تا ضمن نمایش در کعبه به امانت بگذارند

زمانی ابراهیم کعبه را برای یکتا پرستان بعنوان مکان مقدسی قرار داد

اما کعبه اکنون میزبان 360 خدای متفاوت است

مکه در 610 سال بعد از میلاد

بلال

رسیدگی به دخل و خرج امروز تموم شد اُمیه؟

هنوز حساب نکردم اما امسال، سال طلایی برای خدایان خواهد بود

وقتی ما بت ها و نذورات را کنار هم بگذاریم تو جای خوبی بین شون داری

پس من امیدوارم بت های کعبه بیشتر بشن

یه کاروان از سوریه اومده

قطعا خیلی تند اومدند و باید تشنه باشند

پنج نفر دیگه رو بفرست سر چاه شمالی

چندتا گوسفند برای قربانی بهشون می دی؟ هفتاد تا؟

شاید هم 100 تا مکه باید در مهمان نوازی زبان زد باشه

ده تا بَره هم برای بزرگان شون قربانی کن

نان و شراب در مجلس حکام و بزرگان یافت می شود

و اونجا همیشه مکانی ست که شعر و شاعری و شراب به مجلس کشیده می شود

و اما نان، قسم می خورم نان آنجا از آب هم لطیف تر است

راه رو باز کنید راه رو باز کنید شماها بخاطر ابوسفیان شعر رو دوست دارید

حامی هنرمندان و البته پولدار

هنر دوست و هنر پرور

گر ابوسفیان میزبان محفل باشد شعر و شاعری میهمان آن محفل باشد

کیک و نان و شراب در آن محفل باشد

گر ابوسفیان میزبان محفل باشد

ابریشم اعلای رومی و پارچه نفیس چینی دارم، بانوی من

این پارچه ها می تونه نوازش گر پوست شما باشه نوازشگر دستان و مجذوب کننده چشمانه

باشه هفت تا بده

میشه 20 دینار برای زن ابوسفیان 15 دینار _

خوبه خوبه خدایان کعبه حتما به اینها احتیاج دارند

بلاخره اونها هم باید زندگی کنند دیگه

اون مرد کیه که اونجوری داره به من نگاه می کنه؟ با نگاهش وجودم رو آتش می زنه

منو زودتر از اینجا ببرید

چرا دوباره محمد اومده اینجا؟

تو چرا جلوی اون رو نمی گیری؟

اون برادرزاده توئه باید یه چیزی بهش بگی

شاید خودش رو اصلاح کرده باشه

اصلاح کرده؟

اون الان 40 سالشه اون غیر عادیه

اون می تونه با زن سرمایه داری که داره بره در بهترین نقطه مکه زندگی کنه اما می ره توی غار می لرزه

این غیر عادیه

من تعجب می کنم این مرد چطور می تونه خشم خدایان رو بپذیره

خشم عزی رو که خدای سلامتی ما ست مَنات که خدای حفاظت ماست

آلات که خانواده ما رو حفظ می کنه و هُبل

هُبل نگهدارنده کاروان ها و وضع اقتصادی ماست

برافروختن خشم خدایان اونهم زیر گوششون خطرناکه

غیر منطقیه

سرکشه، کافره

بله، من می ترسم محمد به خودش صدمه بزنه

همیشه بعد از جشن بزرگ دلتنگ می شم

از اینکه ممکنه جشن بعدی رو نبینم

ابوطالب! ابوطالب

چرا نفس نفس می زنی! زید

محمد از غار حراء برگشته؟

این سومین روزه که بالای کوهه

نه! ما ندیدیم بر گرده

خدیجه امیدوار بود که در برگشت به شما سر زده باشه

شاید هنوز اون بالا مونده

سه روز

وقتی بالای کوهه خیلی براش نگرانم چون سر از کاراش در نمیارم

مردم از بالای کوه دنیا رو بهتر می بینند

بخوان! بخوان محمد! به نام روزی دهنده ای که تو را خلق کرده

خالقی که انسان را از خون بسته آفرید پروردگاری که آموخت به انسان، آنچه را که نمی دانست

!بخوان

هنوز هم زیر جامه اش میلرزه ولی حرف زده زید بالای اون کوه چه بلایی سر برادر زاده ام اومده؟

در غار تنها بوده که ناگهان فرشته ای به او نزدیک میشه

فرشته می گه بخوان، محمد جواب میده خواندن بلد نیستم

فرشته جواب میده: بخوان

به نام پروردگاری که خلق کرد انسان را از خون بسته

و آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست، بخوان

کی می دونه که اون جبرئیل بوده؟

شاید رویایی بیش نبوده

وقتی محمد از کوه بر می گشته همواره جبرئیل رو می دیده

به شکل یک مرد که بر روی افق ایستاده بوده

هر جا رو که نگاه می کنه، سرش رو به هر طرف که بر می گردونه جبرئیل رو می بینه

بعد اون بهش می گه: من جبرئیل هستم و تو محمد پیامبر خدا هستی

این موضوع رو دیگه برای کی تعریف کرده؟

همسرش

و علی

و دوستش ابوبکر

و تو؟

من پسر خوانده اش هستم

مواظب باش با کی داری حرف می زنی

بهش بگو عموش که او را از کودکی بزرگش کرده حامی و پشتیبانش خواهد بود

بهرحال روایته که خدای موسی

از میان درخت زیتون با او صحبت کرده

اگر تو جلوی برادر زاده ات رو نگیری ما می گیریم

اون در شهر اختلاف درست می کنه خانه به خانه در ستیزند

بین فرزندان و خانواده اختلاف درست می کنه

جوانها به حرفهاش گوش میدن و جوان تر ها رو جذب می کنه

ما عرب هستیم به کیش پدرانمان هستیم اجازه نمی دیم فرزندانمان آموزگار ما باشند

چطور می تونیم بپذیریم مردی که تا دیروز در کوچه ها می دیدیمش

امروز پیامبر خدا شده

اون می گه پروردگاری که خالق انسان هست

قادره انسان رو بعد از مرگ دوباره زنده کنه

اون می گه

ممکنه خدایان الطاف شون رو از ما برگردونند و متوجه شهر دیگری بکنند

بهش بگو ما بهش قدرت و مقام می دیم و کلیدهای کعبه رو

بهش پول می دیم، هر قدر که بخواد

به او بگو هر چی که بخواد بهش می دیم

محمد به خودت و به من رحم کن

تو که نمی خوای پیرمردی رو بیشتر از اونچه که تحمل داره ناراحت بکنی

تو در آغوش من بزرگ شدی

حالا نمی تونم شاهد ناراحتی ات باشم اگر پیشنهادشون رو قبول نکنی برات بد میشه

:این جواب رو به من داد

اگر خورشید را در دست راستم بگذارند و ماه را در دست چپم

که این دعوت الهی رو زمین بگذارم محال است اینکار را بکنم

بعد از مُردن من هر کاری که دوست داری بکن

اما تا مادامی که من زنده هستم باید مطیع پدرت باشی

چرا پدر رو اذیت می کنی؟

اگر هر شب شراب خوری و قمار بازی بکنم اون موقع به من می گید کارم درسته

اون موقع بیشتر به برادری قبولت دارم تا حالا

شما همه فرزندان من هستید

هر چیزی که خواستید بهتون دادم اما مثل اینکه کافی نبوده

محمد به من چیز بیشتر و بهتری داده برای دنیا چیز بهتری داره

از اینجا بندازیدش بیرون

به خاطر ولید یا من نیست بخاطر پدرمونه

اینکار رو باهاش نکن

حذیفه وایستا، وایستا

چرا حرف محمد رو قبول نمی کنند؟

محمد که چیز جدیدی نمی گه

حرفش در مکه تازه گی داره

خدا تمام این چیزها رو قبلا گفته به نوح، موسی، عیسی اما مردم عوضش کردند، فراموشش کردند

پروردگار حالا به محمد گفته و بازهم خواهد گفت

کیه؟

جعفره

چی با خودت آوردی؟

آیات بی شماری از خدا

آنگاه که آفتاب در هم پیچیده شود

و آنگاه که ستاره گان پراکنده شوند

و آنگاه که کوه ها از جا کنده شوند

و آنگاه که شتران با ارزش بی ساربان شوند

و آنگاه که حیوانات وحشی جمع شوند

و آنگاه که دریاها طغیان گر شوند

و آنگاه که جان ها پیوند شوند

و آنگاه که از دختران زنده به گور شده پرسش شود

که به چه گناه کشته شدند

و آنگاه که نامه های اعمال گشوده گردند

و آنگاه که آسمان برکنده گردد

آنگاه هر نفسی می داند که چه پیش آورده است

وقتی این آیات به محمد نازل شد تو حضور داشتی جعفر؟

آفتاب داره طلوع می کنه

عمار اول تو برو، و بعد تو جعفر

عمار مادرت تمام طول شب رو از زور نگرانی خوابش نبرد

ببخشید پدر

کجا بودی؟

بازم رفته بودی پیش محمد؟

حالا چه اتفاقی خواهد افتاد؟

ما رو ببخش، من مقصرم، کار من بود

اون خدا در تمام طول مدت زندگی مون به ما کمک کرده بود

ولی افتاد، حتی نتونست از خودش محافظت بکنه

دیگه چه چیزایی یاد گرفتی؟

خدای واقعی پنهانه و از گل هم درست نشده

عمار، ما خدایان را هر روز در کعبه می بینیم

من نگران تو هستم

تو به حرف آدمایی گوش می دی که ممکنه بهت صدمه بزنند

من به محمد گوش می دم، مادر

درسته که محمد بخشنده ست، بله او امین هست

و نمیشه از کنار کسی رد بشه و لبخند نزنه ولی داره افکار خطرناکی اشاعه میده

افکار خطرناک؟ اینکه نباید کسی از گرسنگی بمیره

اینکه ثروتمندان نباید فقرا رو استعمار کنند

و نباید به ضعیفان ظلم کرد این گفته ها خطرناک هستند؟

اینکه دخترها رو نباید مجبور به ازدواج کرد

و باید آنها رو در قبول شوهر آزاد گذاشت

همین امشب بود که گفت

دست از زنده به گور کردن دختران بردارید

من شانس داشتم، شانس آوردم مادر تو رو زنده به گور نکردند

بله ولی می دونی که نزدیک بود من و تو هیچ وقت همدیگه رو نبینیم، یاسر

و اون وقت تو هم دیگه متولد نمی شدی، عمار

قرار بود من هم مثل دو خواهرم زنده به گور بشم

ولی پدرم نتونست این کار رو بکنه

وقتی دختر دومش رو دفن می کرده

همون موقع که داشته خاک روی بدنش می ریخته

بچه انگشت پدرم رو می گیره کاری که اغلب بچه ها می کنند

و حدود یک دقیقه طول می کشه تا بچه انگشتش رو رها کنه

و اون فرصت پیدا می کنه دستش رو عقب بکشه

وقتی من دنیا اومدم پدرم از خونه میاد بیرون

که دیگه نمی تونه اینکار رو بکنه

More Farsi Persian subtitles for The Message

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left