Frasier

Frasier

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Frasier S01E12 Miracle on Third or Fourth Street 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 12 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-25
Lượt tải xuống: 8
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم

تا بهترین و شادترین تعطیلات رو براتون آرزو کنم.

مثل خیلی‌هاتون، منم این تعطیلات رو می‌گذرونم

در آغوش گرم خانواده‌ام.

که خب، کلی حرف برای سال جدید برامون می‌ذاره.

در همین حال، من دکتر فریژر کرین هستم، KACL 780، رادیو گفتگو.

یالا، فریژر.

یه جین و تونیک بیرون منتظرمه.

مشخصه که پدر مایک یه چندتایی خورده.

داره سعی می‌کنه همه رو راضی کنه صحنه تولد مسیح رو بازسازی کنن.

خب، می‌دونیم نقش خر رو کی می‌تونه بازی کنه.

دارم خسته‌اش می‌کنم.

این برای کیه؟ برای رُز.

"میکروفون جادویی شگفت‌انگیز. آب می‌پاشه." آره، عالیه.

شوخیه.

ما توافق کردیم کادو رد و بدل نکنیم.

گوش کن دکتر، من قراره شیفت ظهر تا چهار کریسمس رو انجام بدم.

نه.

ولی، دکتر، تمام خانواده‌ام دارن توی شیکاگو دور هم جمع میشن

برای اولین بار توی پنج سال اخیر.

متأثر شدم، و برام اهمیتی نداره.

ولی خواهر... خواهر و بچه‌اش تازه به دنیا اومده‌اش...

گوش کن، بولداگ.

پسرم فردریک فردا بعدازظهر پرواز می‌کنه میاد

تا تعطیلات رو با من بگذرونه.

الان، هیچ‌وقت به این اندازه مشتاق یه کریسمس نبودم از وقتی که، امم...

خب، هم‌قد تو بودم.

بهش گفتی هنوز، بولداگ؟

دِیو، لازم نیست داد بزنی.

تو تو هلیکوپتر نیستی که داری گزارش ترافیک می‌دی.

من داشتم داد می‌زدم؟

هی، دکتر، بانی ویمز رو که می‌شناسی، درسته؟

خب، در واقع نمی‌شناسمش ولی اون مجری نمایشگاه خودروئه، درسته؟

درسته. بانی عادت داره سر این مهمونیا

یک کم بیشتر از حدش مشروب بخوره.

بنابراین جدیدترین مجری رادیو همیشه اون رو می‌رسونه خونه.

اون تویی، تازه‌کار.

اوه، این سنت خوبی به نظر میاد.

با کمال میل می‌رسونمش خونه.

اونم از شنیدن این حرف خوشحال میشه.

کریسمس مبارک.

کریسمس مبارک، دکتر کرین. اوه، کریسمس مبارک، الیزابت.

براتون چندتا کلوچه شکری پختم. اوه، چقدر لطف کردید.

شیرینی از دست شیرین.

اتفاقاً می‌دونید

امشب کی بانی ویمز رو می‌رسونه خونه؟

بله. من. و شاید شما بتونید بگید چرا.

هی، رفقا، دکتر اومد!

رُز، ممکنه بهم بگی چرا همه اینجوری از خنده غش می‌کنن

هر وقت میگم که دارم بانی ویمز رو می‌رسونم خونه؟

اوه، اون چیه؟

خب، بانی ویمز یه جورایی اسطوره اداره‌ست.

یه دو سه تا نوشیدنی که می‌خوره،

و یه کم گرم می‌گیره.

و نه نمی‌فهمه.

اوه، فقط همین؟ من که بچه نیستم.

می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

باشه.

اوه، حالا گوش کن، رُز، رُز.

می‌دونم قول دادیم کادو ندیم ولی نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

داشتم خرید می‌کردم... اوه، نه. نگران نباش، فریژر.

منم نتونستم جلوی خودمو بگیرم. اوه، نه.

واقعاً؟ بله.

عالیه.

کریسمس مبارک. اوه، رُز.

یالا. لازم نبود این کارو بکنی.

اول مال خودتو باز کن. این فقط...

اوه، رُز.

رُز، واقعاً لازم نبود این کارو بکنی.

حالا نوبت منه. اوه، نه، نه، نه.

شاید بهتر باشه فعلاً اونو بذاری زیر درخت.

اوه، من صبر کنم یه کادوی کریسمس رو باز کنم؟

آره، حتماً.

اوه، خدای من. عالیه.

عالیه چون من تو رادیو هستم.

منظورم همین بود. بله.

خب، یه دنیا ممنون، فریژر.

تعطیلات خوبی داشته باشی و هفته بعد می‌بینمت.

باشه.

کریسمس مبارک. کریسمس مبارک.

دکتر کرین؟

بله. من بانی ویمز هستم.

خب، سلام. از آشنایی با شما خوشبختم.

امشب شما رو می‌رسونم خونه.

متاسفم که به زحمتتون می‌اندازم. اوه، اصلاً مشکلی نیست.

ببین چی بهت میگم. برو از مهمونی لذت ببر.

هر وقت آماده رفتن بودی بهم بگو.

من همین الان آماده‌ام، عزیزم.

سلام، فریژر. اوه، سلام، نایلز.

کریسمس مبارک. از کجا این سعادت نصیبم شد؟

اوه، هیچی.

فقط اومدم یه نظر راجع به کادویی که برای ماریس در نظر گرفته بودم بگیرم.

خب، یه کم زیر بغل تنگه ولی خودت قضاوت کن.

اوه، سلام، دکتر کرین.

دافنه.

دوباره اون لباس قرمز کوچیکه رو بپوشم تا بتونید انتخابتون رو بکنید؟

فکر می‌کنم نایلز هر اطلاعاتی که لازم داره رو به دست آورده. ممنون.

باشه.

می‌دونی، ماریس و دافنه تقریباً هم‌اندازه‌ان.

یه پا کم و زیاد.

هی فرِیزر، کجا بودی؟

خب من... بعد از مهمونی کریسمس...

یکی از همکارا رو انداختم تو تاکسی و یه دعای خیر برای راننده‌ش کردم.

بعد هم بدترین شرت‌پیچ‌شدگی تاریخ رو برطرف کردم.

بعدم یه خورده خرید دقیقه نودی کریسمس کردم.

نایلز، کمی شِری؟

ممنون. می‌دونی...

بابانوئل امسال حسابی هوای فردریک رو داره.

راستی، بولداگ چند بار زنگ زد.

می‌خواست ببینه روز کریسمس برنامه اون رو قبول می‌کنی یا نه.

بهش گفتم نه.

این مرد تا کی می‌خواد دست از سرم برداره؟

بابا، داری با اون چیکار می‌کنی؟

می‌خوام آویزونش کنم به در ورودی. بله، ولی پلاستیکیه.

معلومه که پلاستیکیه.

فکر می‌کنی یه واقعی‌ش از سال ۱۹۶۷ تا الان دوام می‌آورد؟

بفرمایید.

اوه، خوشحالم که از اون مشکیه دراومدم.

مجبور بودم زیرپوشم رو دربیارم تا بتونم زیپش رو بالا بکشم.

اوه، عزیزم. بذار من بگیرم.

سلام

اوه، سلام

فریزِر، برای توئه. اون مزاحمه.

اوه، خدا!

گوش کن، بولداگ، من که بهت گفتم.

اوه. اوه، سلام، لیلیث.

آره، خب، شاید بهتر باشه که، اِ...

میرم تو اتاق حرف بزنم.

نایلز؟ اِ... برای فردا همه چی روبه‌راهه، درسته؟

بله، بله. من و ماریس امشب میریم کلبه.

فردا حدود ظهر، منتظر تو و فریزِر و فردریک هستیم.

اوه، کاش منم با شما میومدم.

منم دلم می‌خواست.

اوه، بس کن دیگه، باشه؟

دافنه. دافنه، تو هم باید بیای.

ما یه کریسمس سنتی فوق‌العاده داریم.

یه کلبه الواری واقعی.

با گوزن‌های واقعی که توی برف جلوی حیاطمون چرا می‌کنن.

البته ماریس هر از گاهی با شات‌گانش شلیک می‌کنه

تا اونا رو از زباله‌هامون دور کنه، ولی با این حال، خیلی دلنشینه.

آره. مطمئنی نمی‌تونی بیای، دف؟

نه، به عمو جکی قول دادم پرواز کنم برم سان‌فرانسیسکو پیشش باشم.

خب، فکر می‌کنم این موقع سال باید پیش خانواده‌ات باشی.

سنتی‌تره.

جز اینکه جکی یه زن‌پوشه.

اگه از من بپرسی، برای این کارا دیگه سنش بالاست.

روز شکرگزاری اینقدر بوقلمون خورده بود که مجبور شدم جوراب شلواری‌شو پاره کنم تا دربیاد.

خب، کریسمس همگی مبارک.

لیلیث فردریک رو نمی‌فرسته.

چی؟ چرا نه؟

اوه، ظاهراً براش یه فرصت بی‌نظیر پیش اومده

برای یه کریسمس فوق‌العاده.

یکی از دوستاش یه خونه تو اتریش اجاره کرده.

آمریکای خودمون چه ایرادی داره؟

خب، ظاهراً همون خونه‌ایه که توش "اشک‌ها و لبخندها" رو فیلمبرداری کردن.

و اتفاقاً فیلم مورد علاقه فردی هم هست.

و جولی اندروز داره با گروه کر سالزبورگ آواز می‌خونه.

بعدش هم باهاش شام می‌خورن.

و یه سری مزخرفات درباره سورتمه‌سواری با اسب تو برف...

و یه سورتمه.

و یک سفر با بالن در رشته‌کوه‌های آلپ

و گویا، در راه برگشتشون

قراره یک روز کامل رو توی یورودیزنی‌لند بگذرونن

خب، اون بالا توی کلبه یه کُنده قدیمی هست

که بچه‌های محلی انگار از لگد زدن بهش لذت می‌برن

می‌دونی که باید بذاری بره

معلومه که باید بذارم بره

ممنون که یادآوری کردی چی درسته

فقط می‌خواستم مطمئن بشم که خبر داری

اوه، من بدون تو چطور می‌تونستم زندگی کنم؟

خب، خب، بچه‌ها، بسه دیگه

دکتر کرین، شما پدر خوبی هستید که می‌ذارید فردریک بره

درسته

این نباید کریسمستون رو خراب کنه

آره، بیاین. بیاین تزئین درخت کریسمس رو تموم کنیم

من چراغ‌های خوب رو از انباری آوردم

اوه، بابا، من نمی‌خوام امسال از اون چراغ‌ها استفاده کنم

من این‌ها رو همین دیروز خریدم

فلفل چیلی؟

خب، بله، اینا خیلی مُدن

فلفل قرمز که کریسمس نیست.

خب اگه اینطوره، کاج اسکاتلندی و تزئینات برفی هم نیستن.

اگه بخوای دقیق باشی، بیت لحم هم تو بیابون بود.

باشه، چرا اصلاً یه درخت نخل رو تزئین نمی‌کنیم؟

من به کنایه‌های تو احتیاجی ندارم.

ولی من همیشه از اون چراغ‌ها استفاده می‌کنم.

بابا، بابا، این خونه منه. اینا تزئینات منه.

فقط یه بار میشه این کریسمس یه چیزو اونجوری که خودم می‌خوام داشته باشم؟

یه دقیقه صبر کن.

تو به خاطر فردی ناراحتی. سر من خالی نکن.

اوه، حالا تو شدی روانپزشک؟

اوه، من تسلیمم. ادامه بده. تزئینش کن.

از فلفل قرمزات استفاده کن.

اوه، دیگه اونا رو نمی‌خوام.

نه، ادامه بده. ازشون استفاده کن.

شاید بتونیم چند تا تربچه آویزون کنیم، یه کلم بروکلی خوشگلم بذاریم بالاش.

امیدوارم شما دو تا اونجا تو کلبه اینجوری رفتار نکنید.

اوه، نه، نمی‌کنیم. چون من به کلبه نمی‌رم.

منظورت چیه؟

کجا می‌ری؟ من همین جا می‌مونم.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left