200 dòng đầu tiên.
قبلاً در "فریبکاران".
خب، فکر کنم باید یه جایی پیدا کنیم...
...که حلقه رو بفروشیم. - من یه نفر رو تو اسکاتسدیل میشناسم.
این اصلاً به من اطمینان نمیده...
رفقا، من نمیگم از پسش برمیام، مگر اینکه واقعاً از پسش بربیام.
حلقه کجاست؟
پول نقد کجاست؟
باید بریم، پسرم.
ازرا بلوم، شما دستگیر هستید.
همگی با هم میریم کلانتری و منتظر افبیآی میمونیم.
شهر من، مردم من.
من کاملاً از پسش برمیام.
تو مکزیک از دست افبیآی در امانیم.
بعد حلقه رو میفروشیم...
راستش، من حلقه رو ندارم.
بدون حلقه داریم فرار میکنیم مکزیک؟
خب کدوم یکیشون تویی؟ - هوم؟
خودمون تو بندر درستشون میکنیم.
اوه، یکی از اون جاهای "نیو ایج" برای جوونپولدارای از خودراضی؟
خیلی وقته سکس نداشتم.
من یه بازندهام.
تو مثل یه رویاپردازی
که منتظر کسی هستی تا در موردش رویاپردازی کنی.
آمادهای بریم؟
کسی رو برسونم؟
مکسی.
اگه لوام بدی، اون منو میکشه.
قوانین بازیه، سال.
سرتو بالا بگیر، مکس.
بهتره ناراحت باشی تا مرده.
این آدما قبلاً برای "دکتر" کار میکردن.
به نظر میاد یه سیاست خیلی سختگیرانه داره
وقتی پای وفاداری در میون باشه.
حالت "زمین سوخته" است، مکس.
بله، دکتر.
من فقط دنبال یه زندگی خوب و آرومم
تو یه شهر خوب و آروم که هیچکس منو نمیشناسه،
یه شروع تازه، و یه ثبات واقعی.
یه زندگی شاد و معمولی.
سلام، من شلی هستم، شلی کوهن.
تقریباً مطمئنم همسر سابق منو میشناسی.
شما شوهر لنی کوهن هستید.
همسر سابق.
همسر سابق. - بینگو.
خب، بیا دیگه، مدی.
نمیخوای دعوتم کنی تو؟
چطور پیدام کردی؟
با سوال، سوال جواب نده.
بیادبیه.
اومدم تو.
ببین، من هیچی ازت برنمیدارم...
میخوای یه راست بریم سر اصل مطلب؟
ادب چی شد؟
مهماننوازی چی شد؟
متاسفم.
اشکال نداره.
بذار برات یه قهوه بیارم یا...
نه، ممنون، تشنه نیستم.
عاشق کاریام که با اینجا کردی... اوه!
خب، من تازه اسبابکشی کردم.
دقیقاً فرصت نداشتم مرتبش کنم.
آره، و تو واقعاً استعدادی نداری
تو مهماننوازی، مگه نه؟
اما میتونیم درباره دکوراسیون خونه تو سفر کوچولوی جادهایمون حرف بزنیم.
سفر جادهای؟
خب آره، دکتر خیلی مشتاقه تو رو ببینه.
من فقط دارم سعی میکنم یه شروع تازه داشته باشم، میدونی؟
یه زندگی معمولی اینجا.
یه زندگی معمولی، بله.
و یه زندگی معمولی برای تو چیه، مدی جانسون؟
بگو ببینم.
نمیدونم، شاید چیزی بدون دروغ و فریب.
خستهکننده به نظر میاد.
وقت رفتنه.
خواهش میکنم، خواهش میکنم...
مد...
چی؟
من چرا اینجام؟
هوم؟
مدی.
خب، ایناهاش.
حدوداً تو ۱۵ ثانیه، بیهوش میشی،
ولی بعدش میتونیم بریم دکتر رو ببینیم.
فقط بذار خوابت ببره.
نترس... یا بترس، واقعاً برام مهم نیست.
باشه، باشه، درد داشت.
درد داشت!
حرف از بیمهماننوازی بزن.
لعنتی.
مدی!
هی.
سلام. - به کمکت نیاز دارم.
آره، حالت خوبه؟
نه، خوب نیستم.
فکر کنم میخوام برم بندر.
آره، نه، حتماً، البته.
فکر کنم فردا یه جلسه معارفه هست.
نه، نه، نه، الان، باید همین الان برم.
خواهش میکنم، خواهش میکنم.
حس میکنم دارم از هم میپاشم.
باشه، باشه، همه چی درست میشه.
من فقط می خوام اونو ببرم.
کلیدها رو داری؟
آره. - ممنون.
خیلی خب، فقط با من بیا.
از این طرف.
لعنتی.
سلام، مایلید بعضی از... ما رو امتحان کنید؟
من...
چرخ ریسک کلهخاکستری...
کبوتر صبح...
پرنده غواص معمولی...
هی، چطوری؟
حالت چطوره؟
و اون نقاشی کایوت چطور پیش میره؟
اینو میبرم پیش هرمان،
و فردا با اسمت جدیدت میبینمت.
گراسیاس.
آدیوس.
من رفتم. - برو، دختر!
هرچیزی که تو مکزیک اتفاق بیفته... - تو مکزیک میمونه.
تکیلا منو مجبور میکنه برم دستشویی.
خب، چی میگی رابی؟
یکی دیگه برای سر راه؟
هوم؟
آه.
چند روز پیش ازم زورگیری کردن،
برای همین یه کم پولم کمه.
لعنتی، عزیزم.
خب، مهمون من.
دو تا دیگه.
مشکلی نیست.
ولی باید اون لبخندتو یه بار دیگه بزنی
برای دخترای من.
اونا فکر نمیکردن از پسش برمیام.
هی، دخترا، برای رابی دست تکون بدید.
سلام رابی.
سلام دخترا.
حالا، یه بوس بهم بده.
پور فاوور.
موی گراسیاس.
۲۰۰ دلار گفتی، درسته؟
۲۰۰ دلار، ممنون.
خیلی ممنون. - روز خوبی داشته باشید.
خداحافظ. - ممنون.
هولا، ادی.
داری چیز خوبی میفروشی؟
اوه، آره، خوب پول دادن.
دلارهای آمریکایی.
ببخشید، ببخشید، این مال شماست؟
اینو همینجا روی زمین پیدا کردم.
این کیف پول منه، خیلی ممنون.
روز عالی داشته باشید.
لطفاً، لطفاً اینو از من بگیرید.
اوه، نه، خواهش میکنم.
لطفاً، لطفاً، لطفاً بذارید یه مقدار بهتون بدم.
خیلی لطف دارید، ممنونم.
اصرار میکنم. - روز فوقالعادهای داشته باشید.
خیلی ممنونم. - شما هم همینطور، خداحافظ.
چه مرد خوبی هستید.
یه پاداش سخاوتمندانه؟
اونقدر هم سخاوتمندانه نیست.
ولی...
این باید جبرانش کنه.
امم!
خب، خب.
شاید چیزی برات داشته باشم.
شما زیادی مهربونید.
یه کادو.
ممنون.
روز فوقالعادهای داشته باشی، رفیق.
حتماً همینطور میشه.
از زندگی لذت ببر.
هی.
همه چی خوبه؟
دیر کردی.
ببخشید، مامان.
منظورم بیادبی نبود.
فقط فکر کردم شاید دوباره گم شدی.
از نظر من که بیادبانه به نظر میاد.
گراسیاس، آمیگو.
و دوباره مست به نظر میای.
احتمالا چون دوباره مستم.
ولی این باعث نشد کار نکنم.
تراباخار.
این دیگه چه کوفتیه؟ حتی ۱۰۰ دلار هم نیست.
فکر کردم هر شب با زنها قرار میذاشتی.
همینطوره.
پس کارو تموم نمیکنی؟
دارم تمومش میکنم.
فقط نمیخوام از کیف پول مردم پول بردارم.
کل حقه همینه.
این حقهبازی نیست، باشه؟
اسم این دزدیه.
کلش حس بدی داره.
راستش، دیگه حس و حالش رو ندارم.
یا عیسی مسیح.
لازم نیست باهاشون بخوابی، میدونی که.
فقط کافیه پول رو از کیف پولشون برداری
وقتی حواسشون نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.