Frasier

Frasier

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

Frasier S02E13 Retirement is Murder 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-25
Lượt tải xuống: 14
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

آره، یه شنبه‌شب قشنگ دیگه.

ماه کامله.

چراغای شهر سوسو می‌زنن.

عاشقا تو پارک یواشکی همو می‌بوسن.

و اینجا...

شِز کرین،

پدرم و دستیارش سرشون رفته تو عکسای بیست سال پیش

یه زن خیابونی که به قتل رسیده.

زندگی یه ضیافته!

من از نگاه کردن به پرونده‌های قدیمی بابات لذت می‌برم.

فقط به خاطر اینکه خودت امشب برنامه‌ای نداری، حالِ خوشِ بی‌ضرر ما رو خراب نکن.

می‌دونی که، ما بریتانیایی‌ها هیچی رو بیشتر از یه قتل وحشتناک دوست نداریم

و یه چای داغ حسابی.

من اینجا کلی کار دارم.

پس اگه اجازه بدین، من... ببخشید.

نمی‌دونستم مزاحمتون شدم.

خب، متاسفم. تقصیر این پرونده لعنتیه.

حس می‌کنم جواب اینکه هِلن رو کی کشته، همین‌جاست.

فقط نمی‌تونم ببینمش. داری وسواس به خرج می‌دی.

روز و شب داری به این عکسای ترسناک خیره می‌شی.

چرا نمی‌ریم بیرون یه فیلم ببینیم؟

نه، مرسی. بریم یه پیتزا بخوریم؟

نه بابا. بریم تتو بزنیم!

آه...

این مسخره‌اس!

شب قشنگیه و من نمی‌خوام از دستش بدم.

می‌رم بیرون یه پیاده‌روی طولانی و خوب بکنم و تنها هم نمی‌رم.

اون از گل‌های خرزهرماری سمت شمالی پارک خوشش میاد.

و فقط می‌خوام از شما تشکر کنم، دکتر کرین.

به خاطر نصیحت‌های شما، بر ترس از ارتفاعم غلبه کردم.

آروم‌آروم پیش رفتم، هی بالاتر و بالاتر.

تا اینکه الان اینجام، دارم بالای "اسپیس نیدل" ناهار می‌خورم!

مارجری، تبریک می‌گم. خیلی بهت افتخار می‌کنم.

یعنی، وقتی فکر می‌کنم چطور قبلاً...

خدایا، چی شده؟ چه اتفاقی افتاد؟

فقط پایین رو نگاه کردم.

آه، خب، مارجری، این کارو نکن.

به هم‌سفره‌هات نگاه کن، به منوت نگاه کن، اما پایین رو نگاه نکن.

وقتی این کارو می‌کنی، فقط به ترست پر و بال می‌دی.

شاید من برای میز کنار پنجره آماده نبودم.

نه، نه، نه، معلومه که آماده‌ای.

معلومه که آماده‌ای. می‌تونی این رو شکست بدی.

حق با شماست. من می‌تونم، دکتر کرین.

اگه فقط...

پایین رو نگاه نکن!

نه، نگاه نکردم.

صورت‌حسابم الان اومد.

آه، خب، مارجری، وقت ما تقریباً تمومه.

فردا باهام تماس بگیر، باشه؟

برای امروز کافیه.

با "باب "بولداگ" بریسکُو" همراه باشید.

این دکتر فریژر کرین از رادیو گفتگو KACL 780 بود.

هی، دکتر.

بولداگ.

یه ساعت اول برنامه‌تو امروز گرفتم.

اگه اون دختره که داشت درباره آزار جنسی گله می‌کرد، زنگ می‌زد برنامه من...

می‌گفتم: «گوش کن عزیزم، اگه نمی‌خوای مردم با سوتینت ور برن، اصلاً نپوشش.»

نابغه در سادگی!

هی، این چطور به نظرت میاد، "هارد بادی"؟

تو، من، بازی سونیکس و نیکس، امشب؟

متاسفم، بولداگ، اما من از قبل دارم می‌رم. بلیط فصلی دارم.

بعدش هم می‌تونیم باز همدیگه رو ببینیم.

فقط اگه تو پارکینگ با ماشینم بزنم به ماشینت.

چرا اونایی که بیشتر از همه دلشون می‌خواد، بیشتر از همه مقاومت می‌کنن؟

چون وقتی بالاخره تسلیم بشم، می‌خوام هر دومون بیشتر لذت ببریم.

البته، اگه حواسم خیلی پرت این واقعیت نباشه که همه مردهای روی زمین مردن.

تقریباً داشتم گیرش می‌انداختم.

آره، ممکنه بود هر جور دیگه‌ای پیش بره.

آه، خب، من با پارتی خودم هر وقت بخوام می‌تونم از اونا گیر بیارم.

سلام، فریژر.

اوه، اوه. بولداگ، با برادرم، نایلز، آشنا شدی؟

نایلز، این بولداگ بریسکوعه.

اوه، اوه، اوه. درست همون مردی که می‌خواستم باهاش حرف بزنم.

به عنوان یه کارشناس ورزشی، مطمئنم می‌تونید بهم بگید چرا هیچ‌کدوم از رسانه‌های محلی...

نتایج لیگ اسکواش آیوی لیگ رو پوشش نمی‌دن.

وای! یکی دیگه درست مثل خودت!

یه کولی طلسمی تو خونوادتون انداخته؟

خب، من باید برم. بعداً می‌بینمت، مایلز. (فریژر: ) نایلزه. نایلز.

هه. مگه فرقی هم می‌کنه؟

خب، برای شب پسرونه‌مون تو "لو کوشون نوآر" آماده‌ای؟

بله.

اما نایلز، داشتم فکر می‌کردم...

اگه از بابا بخوام با ما بیاد، اشکالی نداره؟

یادت میاد آخرین باری که بابا رو بردیم یه رستوران چهار ستاره؟

خیلی بهش بد گذشت.

رستوران کلاً یه ستاره از دست داد.

دارم از سر ناامیدی سعی می‌کنم از خونه بکشمش بیرون.

دوباره رفته تو یکی از "دوره‌های نیلوفر گریان"ش.

قبلاً هم سعی کرده بودیم حواسشو پرت کنیم.

همه‌جا بردیمش، از باغ گیاه‌شناسی گرفته تا باغ ذن.

صبر کن ببینم، باغ ذن که توی باغ گیاه‌شناسیشه.

خدای من، ممکنه فقط یه جا برده باشیمش؟

اوه، نایلز، نایلز، خودشه!

خودشه. بازی بسکتبال. (نایلز:) بسکتبال؟

بله، بله، می‌تونم یه بلیط دیگه از دپارتمان تبلیغات بگیرم.

اوه، این عالیه!

فقط تصور کن بابا چقدر هیجان‌زده میشه که با دو تا پسرش بره بازی.

خدای من، این آیین نمونه مردانه برای ایجاد پیونده!

نمی‌تونیم فقط بریم تو جنگل یه چیزی رو بکشیم و تمومش کنیم؟

خیلی خب. بیا بریم، نایلز.

فرصتی بهت می‌ده که گنبد تاکوما رو ببینی.

قبلاً دیدمش. یه بار اونجا نمایشگاه لوازم خانگی بود.

می‌دونی...

همونجا بود که ایده کشیدن یه طرح تاک انگور روی دراور ولزی‌مون به سرم زد.

من در برابر تو یه آدم عوامم.

بادوم زمینی!

بادوم زمینی!

بادوم زمینی!

بادوم زمینی! نایلز، بازی اون سمته.

می‌دونم. فقط دارم راه فرارمون رو محاسبه می‌کنم، در صورت آتش‌سوزی یا ناآرامی شهری.

ماریس بهم یاد داد.

آه، دوستش داری، نه؟

بله، دوستش دارم. چرا؟

همین که بدونم، خوبه.

بفرمایید، یه آبجو و دو لیوان شراب.

مطمئنم خوبه، نایلز. یه جعبه تازه باز کردن وقتی ریختن.

شما پسرا دارید تو یه مسابقه، شراب می‌خورید چیکار می‌کنید؟

باید آبجو بخورید.

بابا، من فقط وقتی آبجو می‌خورم که غذای آلمانی بخورم، که خب یعنی هرگز.

وقتی بالا بودی، متوجه شدی سرویس بهداشتی کجاست؟

بله، نایلز. همون‌طور که می‌ترسیدی، تو دستشویی مردونه، ادرارگاه‌ها عمومی بودن.

آه، عالیه. با کلیه‌های خجالتی‌ام چیکار کنم؟

خب، بابا، این صندلی‌ها عالی نیستن، هان؟ آره.

چی شده؟

هیچی. یه لحظه خودکارتو قرض می‌دی؟

واسه چی؟

داشتم به اون گزارش بالستیک فکر می‌کردم.

می‌خوام یه یادداشت بردارم که یادم نره.

اصلاً اومدنمون اینجا برای این بود که ذهنت از پرونده دور بشه.

ببین، یه چیزایی خوندم.

به نظر میاد کلید موفقیت سونیکس اینه که استارکس رو متوقف کنن.

از نفوذ کردن و پاس دادن توپ برای امتیازگیری راحت.

استارکس رو متوقف کنین. خنده‌دار به نظر میاد. استارکس رو متوقف کنین.

استارکس رو متوقف کنین. استارکس رو متوقف کنین. استارکس رو متوقف کنین.

اوه، ساکت شو، نایلز!

معنی نداره. بابا، این که نظریه من نیست.

من فقط دارم حرف یه نویسنده ورزشی رو نقل می‌کنم.

نه، منظورم هلنه. قدش بلند بود.

قدش صد و هفتاد سانت بود، اما گلوله با یک مسیر نزولی وارد شد.

بابا، لطفاً، سعی کن یکم تو جمع باشی.

آه، نگاه کن! دارن موج مکزیکی رو شروع می‌کنن!

اوه، اوه، داره میاد این سمت! داره میاد این سمت!

باحال بود، نه؟

آه، نگاه کن، یه بادوم زمینی فروش اونجاست. بادوم زمینی!

چطور جرئت می‌کنی؟ نایلز!

بس کن!

اون اوباش داره منو با بادوم زمینی سنگ‌بارون می‌کنه!

از روی سینی‌ش... آه، اونجاست! وایسا!

بس کن! اون مال منه!

باید برم یه تماس بگیرم.

بابا، این که مربوط به پرونده نیست، درسته؟

بیست ساله داری روش کار می‌کنی.

چطور شده الان اینقدر درگیرش شدی؟

ببین، وقتی هلن کشته شد، من به مادرش یه قول دادم.

گفتم هر چقدر هم طول بکشه، قاتل رو پیدا می‌کنم.

خب، هفته پیش ازش یه تماس داشتم.

و اون الان یه پیرزن شده و یه جایی تو خونه سالمندان زندگی می‌کنه.

نمی‌دونم، به نظر نمی‌رسه خیلی دیگه عمر کنه.

و همین یه جوری بهم انگیزه داد که این قضیه رو حل کنم.

پس ممنون که منو آوردی، اما باید این تماسو بگیرم.

چند دقیقه دیگه برمی‌گردم. باشه، بابا.

می‌فهمم.

عجب، ترافیک امشب کشنده‌ست.

هی رفیق، نتیجه چنده؟

وست ساید استوری.

می‌دونی همیشه چی اذیتم می‌کرد؟ این عکس صحنه جرم.

این که هلن "کمک" نوشته.

چرا باید این کارو می‌کرد؟

خب، گمونم کلمه "سلام"...

تحت این شرایط، یکم زیادی شاد بود.

اما معنی نداره.

هر کس می‌تونست "کمک" رو تو خاک بخونه، می‌تونست هلن رو هم اونجا دراز کشیده ببینه.

عصر بخیر، بابا. سلام، بابا.

بازم ممنون بابت بازی. عالی بود.

آه، باعث افتخار بود، بابا.

فقط متأسفم که نتونستی بعدش برای شام بهمون ملحق بشی.

"لو کوشون نوآر" یه میز دیروقت برای یه شام فوق‌العاده بهمون داد.

یه غذای بی‌نظیر بود، تنها نقصش این بود که...

حتی یه کنیاک عالی تو لیست نوشیدنی‌های پس از غذاشون نداشتن.

آره، اما از این زاویه نگاه کن، نایلز.

چی از یه غذای بی‌نظیر بهتره؟

یه غذای بی‌نظیر با یه نقص کوچیک که می‌تونیم تمام شب بهش گیر بدیم.

کاملاً درسته.

به استانداردهای محال.

آه. خب، بابا، پرونده پیشرفتی داشته؟

نه، خسته‌ام.

گاهی بهتره فقط خوب بخوابی...

و صبح با طراوت شروع کنی.

شب بخیر، بچه‌ها. شب بخیر، بابا.

یادتون نره، مسواک بزنید و دعا کنید.

این چیزی بود که من وقتی بچه بودین به شماها می‌گفتم، نه؟

نه، نمی‌گفتین.

آه.

قصد داشتم بگم. ما می‌دونستیم.

سلام. سلام، دافنه.

شامتون چطور بود؟

خوب بود، به جز یه نقص کوچیک.

آه، درست همون‌طور که دوست داری.

می‌بینم که خودتم یه کم در موردش کنجکاو شدی.

بله، خب، یه مدتیه که این رو مرور نکردم.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left