200 dòng đầu tiên.
راوی: در قسمتهای قبلی "نگهبان سوم"
هنوز بهش نگفتم.
بهزور از پس هزینهها برمیایم. نمیتونیم خرج یه بچه دیگه رو بدیم.
چقدر حاملهای؟ سههفتهست که پریود نشدم.
امروز صبح از اون کیتهای خانگی استفاده کردم.
دوست دارم وقتی لباس میپوشی ببینمت.
فکر کردم دوست داری لخت شدنم رو تماشا کنی. اُمهوم. اونم همینطور.
باید بهشون بگی که حاملهای. نمیخوام پشت میز بشینم.
و نه، هنوز به فرد نگفتم.
فِیت: هر از چند گاهی انگار از یه مه بیرون میام.
مه زندگی روزمرهام.
قبضها، و بچه.
لباس شستن، و تمیزکاری.
کارم، و ازدواجم.
برای یه روز، یا بعضی وقتا حتی دو روز.
یه چیزی سبک میشه.
و یهو، میتونم خودمو واضح ببینم.
انتخابهایی که کردم.
صدها تصمیم کوچک.
که مجموع کل زندگیم رو تشکیل دادن.
هفته آخر آگوست امسال.
درست قبل از روز کارگر.
یکی از اون موقعها بود.
و کاش فقط برای یه لحظه میتونستم زندگیمو اونجور که واقعاً هست ببینم.
خوب و بدش.
و چند تا تصمیم گرفتم.
هم درست و هم غلط.
لعنتی، دنی! دیگه ندو! میدونم خونت کجاست!
مادرت پدرتو درمیاره وقتی بهش بگم داشتی فرار میکردی!
باسکو: امینم؟
امینم؟ چی، برچسب هشدار والدین رو ندیدی؟
هی، گریه نداریم!
گریه نداریم!
مجبور شدم چهار خیابون دنبالش کنم.
خوبه، نه؟
بچه کلاس ششمه. داری خونریزی میکنی.
یه سیدی خورد تو سرم.
باسکو: نباید وقتی حاملهای سعی کنی بدویی.
چند کیلو اضافه وزن داری.
من نیستم. حتماً خیال میکنی.
باورم نمیشه فرد هنوز نمیدونه.
اگه انقدر نگرانی، چرا گذاشتی حامله بشی؟
گذاشتم؟ اِم، کاندوم، قرص؟
از دیافراگم استفاده میکردم.
هی! تمومش کن وگرنه میپیچیم تو یه کوچه.
کاری میکنم گریه کنی. آروم باش.
بچه دو تا سیدی دزدیده. جان گیسی نیست که.
قرار بود فرد بعد از اینکه چارلی رو داشتیم وازکتومی کنه.
آخ. آخ.
عملی؟ چرا قرص نخوردی؟
من ۱۰ سال قرص میخوردم!
قرص بداخلاقم میکنه.
باشه.
روابط خوب بر پایه اعتماد و ایمان بنا میشه.
اگه این پایهها رو سست کنی، همه چی فرو میریزه.
فرد: یه اخطاریه دیگه از Con Ed اومد.
آره، همون پاکت قرمز؟ رو میزه.
چک رو پست کردی؟ نه. به جاش اجاره رو پرداخت کردم.
پولش رو داریم؟
نمیدونم. فردا حقوق میگیرم.
میخوای ببرمش بندازم؟
احتمالاً برای پست کردنش دیره.
نه. خودم انجامش میدم.
"این رو نوشتیم، میخوای انجامش بدی؟" گفتم، آره.
چیه، زود میخوای بری سر کار؟
من و جف تو کیجهای بیسبال همدیگه رو میبینیم. میخوام یه کم تمرین ضربه زدن کنم.
فردا میتونی بیای سر بزنی؟ فِیت: آره. اگه زیاد سرمون شلوغ نباشه.
فرد: داریم با فدکس بازی میکنیم. اگه ببریم، میریم مرحله حذفی.
من حاملهام.
چند وقته؟ نمیدونم.
ولی نمیخوام الان کسی بدونه، باشه؟
چی؟ خوشحالی؟
فکر کنم مرد گنده هنوز کاریه.
نمیتونیم از پس یه بچه دیگه بربیایم. ما خوبیم. دو تا اتاق خواب داریم.
خب که چی؟ ما شش نفر به علاوه مادربزرگم تو فضایی کمتر از اینجا بزرگ شدیم.
ببین چی از آب دراومدی. من یه کار دوم پیدا میکنم.
اوه، ول کن بابا. بچهها میخوان چیکار کنن؟
قراره وقتی ما سر کاریم، خودشون گلیم خودشونو از آب بکشن بیرون؟
تو زیادی نگران میشی.
فکر کردم تهوع صبحگاهی باید صبح اتفاق بیفته.
فِیت: از اون نوشابه دیگه داری؟
فرد از اینکه اینقدر دیر بهش گفتی ناراحت نشد؟
نه نه. زیادی مشغول لاف زدن درباره کاری بودنش بود.
بهت گفتم که اوکیه. اون هیچوقت نگران هیچی نیست.
من اونیم که ساعت ۳ صبح بیدارم و به قبضها خیره شدم.
نمیخوابی؟
تمام دیشب بیدار بودم و هی هزینههامون رو مرور میکردم.
داشتم راهی پیدا میکردم که چطور میتونیم یه بچه دیگه داشته باشیم.
فرد، تو رختخوابه و مثل یه نوزاد خوابیده.
حق با اونه. چرا باید بابتش بیخوابی بکشه؟ آره، چرا باید اون نگران باشه؟
من همیشه حواسم به همه چی هست.
این همه قضیه با بچه، واقعاً فقط به خاطر پوله؟
باسکو، تو چی میدونی دربارش؟
منم قبض دارم، باشه؟
آپارتمان، ماشین، تلفن.
بیمه، آب و برق و گاز.
اوهوم. پوشک یه بار مصرف، شیر خشک.
خواربار برای پنج نفر، مراقبت از بچه برای وقتی برمیگردی سر کار.
یه پلیاستیشن برای چارلی، یه آیمک برای امیلی.
شما دو تا هم که کار میکنید. دیگه نباید انقدر بد باشه.
میدونی چقدر هزینهی رفتن ما به مکدونالد میشه؟ حداقل ۷۰ دلار.
پلیاستیشن و آیمک نخر. من خودم وقتی بزرگ میشدم اینا رو نداشتم.
میخوام اونا این چیزا رو داشته باشن.
من با لباسهای دست دوم بزرگ شدم. یه چیز بهتر برای بچههام میخوام.
زن: پنج-پنج دیوید، شما هنوز ۹۸ هستید؟
ما ۹۹ هستیم، مرکز.
۱۰-۲۴، آزار جنسی سابق ۴-۶-۴، ۱۰۹
آپارتمان ۳، هنری، از مدیسون تا پارک.
اورژانس از قبل سر صحنه است.
۴-۶-۴، ۱۰۹، پنج-پنج دیوید.
یه تجاوز. عالیه.
یه بچه دیگه. عالیه.
من و فرد داریم با بچهدار شدن، به سمت فقر پیش میریم.
پسره وقتی داشتن آشغالها رو میبردن بیرون، یواشکی وارد شده.
فیث: زخمی شده؟ دستش شکسته، مچ پاش آسیب دیده.
انگار خیلی باهاش بد رفتار کرده.
فیث: هی. دکتر: هی.
حالش خوبه که چند تا سوال جواب بده؟
دکتر: آره.
فیث: من افسر یوکاس هستم.
و ایشون افسر باسکورلی هستن.
به شما تجاوز شده؟
میتونم اسمتون رو بپرسم؟
بانی برایسون.
با "وای"؟
اون کسی رو که این کارو کرده بود میشناختید؟
بانی: نه.
فیث: سلاح داشت؟
بانی: یه چاقو.
میتونید یه توصیف ازش بدید؟
در حدود بیست سالگی.
سفیدپوست.
عضلانی، موهای کوتاه قهوهای.
روی دستاش تتو داشت.
مجبورتون کرد که رابطه داشته باشید؟
وسط کار گرسنهاش شد.
برای خودش ساندویچ درست کرد.
اون حرومزاده ساندویچ خورد؟
دکتر: هی!
فیث: هی، کی مسئولشه؟ مورالس. اتاق معاینه ۲.
بیمار دنبالتونه.
دکتر، امسال هم تو فانتزی فوتبال شرکت میکنی؟ انتخاب بازیکنها همین آخر هفته است.
دکتر: تو هنوز همون مسئول لیگ هستی؟ باسکورلی: آره.
کسی رو پیدا نمیکنم که این کارو انجام بده. کارلوس: شماها لیگ دارید؟
باسکورلی: فوتبال نگاه میکنی؟ کارلوس: حتماً.
باسکورلی: نفری دو دلار.
بانی: نه. دخول مقعدی؟
بانی: نه.
فیث: هی. بانی: سلام.
مورالس: مایع منی وجود داره.
الان میخوام ازش نمونهبرداری کنم، باشه؟
کاری هست که بتونم براتون انجام بدم؟ نه، ممنون.
مورالس: میدونید در چه مرحلهای از چرخه قاعدگیتون هستید؟
همیشه احتمال بارداری وجود داره.
یه قرص پیشگیری اورژانسی هست که میتونم بهتون بدم تا از این اتفاق جلوگیری کنید.
همچنین برای بیماریهای مقاربتی هم درمانتون میکنم.
حالا میتونید بلند شید و بشینید.
میتونم با کسی براتون تماس بگیرم؟ همسرتون؟
ایشون تو آلمان در نیروی هوایی هستن.
در مورد دوست یا خانواده چطور؟
من تازه از اروپا به اینجا برگشتم.
دوشنبه کلاسهای حقوقم تو کلمبیا شروع میشه.
بانی.
در مورد احتمال عفونت HIV هم باید باهاتون صحبت کنم.
ما راهی برای فهمیدن اینکه مهاجمتون HIV مثبت هست یا نه، نداریم.
پس شما باید طی شش ماه آینده آزمایش بدید.
البته اگه دستگیر بشه... میتونیم بلافاصله ازش آزمایش بگیریم.
فیث: چقدر دیگه اینجا میمونه؟
مورالس: یکی دو ساعت دیگه.
فکر کردم من و باسکو میتونیم برسونیمش.
مطمئن شیم سالم برگرده خونه. تا وقتی برنگردی مرخصش نمیکنم.
کلینیک زنان خوبی اینجا اطراف هست که بهم معرفی کنید؟
شما متخصص زنان ندارید؟
بیخیال. خودم تو دفترچه تلفن پیدا میکنم.
خدمات تنظیم خانواده در خیابان ۱۱۰ ام. اونا عالیان.
یکی از متخصصین زنان ما اونجا داوطلبانه کار میکنه. اسمش رو برات مینویسم.
به نظرت ترل دیویس امسال چطور خواهد بود؟
هیچ ایدهای ندارم.
سال گذشته تو دور اول درفتش کردم. تو هفته چهار رباط صلیبیاش پاره شد.
خیلی خب، ما اینجا چیکار میکنیم؟
جلوگیری از جرم.
زیر پل؟
جرم همهجاست. نشنیدی؟
باید بچرخیم و ببینیم چه خبره.
اگه اتفاق بدی بیفته، اونا زنگ میزنن. مرد: واحدها در ۵-۵، EDP،
کپسول آتشنشانی رو به سمت ترافیک در حال عبور خالی میکنه، ۹-۷ و مدیسون.
پس نمیخوایم به اون رسیدگی کنیم؟
یه پسری با کلاه فویل آلومینیومی برای اینکه فضاییها
با کپسول آتشنشانی مغزشو تسخیر نکنن؟ نه.
سالی: مرکز، ۵-۵ چارلی. ۵-۵ دیوید کجاست؟
سالی عصبانی به نظر میرسه. چه خبره؟
مرد: ما ۵-۵ دیوید رو در بیمارستان مرسی برای یک آزار جنسی سابق نشون میدیم.
سالی: پنج-پنج چارلی، ۹-۷ و مدیسون.
فکر میکنی این احمق چیکار داره میکنه؟
کی؟ این طرف.
فکر میکنی یه فاحشه اون تو داره؟
بریم اونجا؟ که چی بشه؟
برای پارک کردن دستگیرش کنیم؟
نمیدونم. فقط ببینیم چیکار داره میکنه.
لعنتی!
No comments yet. Be the first to leave one.