200 dòng đầu tiên.
گیجم کردی! کجایی؟
تو نمیدونی اون بود. معلومه که میدونم! اونجاست.
ببین، فقط دوباره از ماشین نپر بیرون و منو اینجا تنها نذار.
ماشین داریم!
۵۵-دیوید به مرکز.
همکارم تو تعقیب پیاده، در مسیر غرب ۱۳۸ از ایندیاناست.
باز پیوی؟ - دیگه کی؟
افسر سالی!
بازش کن! تا ده بشمار، نفس بکش.
لعنتی، در رو باز کن! آروم باش، باس.
اون اونو به من نمیده. چیکار کرده؟
من کاری نکردم! کشک!
میخوای ببینی، ها؟ بیا اینجا.
فکر میکنی خندهداره؟ - هوم.
دیدی پیوی این کارو کرد؟ دو بار به خاطر منع رفت و آمد گرفتمش.
دفعه آخر، دقیقاً حرفاش اینا بودن!
خیلیها ممکنه اینو نوشته باشن.
یعنی چی؟ ببین، باید بریم.
یه تصادف با مصدوم تو ۱۴۰ داریم. این چه ربطی به کار ما داره؟
وقتی سالی دستگیرش کرد، ما رو در دسترس اعلام کردم. برای کنترل ترافیک؟!
چطور هر روز این کارو میکنی؟ اونو مثل بچهام میبینم.
این یه دید جدید به آدم میده. اگه قراره بریم، پس بریم!
بیشتر بچهها بزرگ میشن.
ماشینو نگه دار! وایسا! میکشمت!
اگه اون انگشت رو دوباره ببینم، از بند انگشت قطعش میکنم.
عوضی!
به این آشغالها نگاه کن. میکی دیز، ناچوز، هوهوز.
بچه من فقط شش سالشه و اون بلده چطور از سطل آشغال استفاده کنه.
همین که اتوبوس رو با هم شریکیم، بسه. حتی نمیتونن اینجا رو تمیز کنن؟
لطفاً برو راست. تنها چیزی که بیرون انداختن،
یه کیسه بود که من برای آشغال اینجا گذاشته بودم.
اون یکی راست.
هی، افتادن دنبالمون.
یه حرکت ناگهانی بکن، ببینیم چی میشه.
شش تا هستن.
هفتمی داره سریع میاد.
آنتونی داره ازدواج میکنه. میای؟
آنتونی گنده؟ - آنتونی گندهتر.
همون برادر ناتنی که تو MTA کار میکنه؟ نه، آنتونی گندهتر تو بخش خدمات شهرداریه.
این دیگه چه کوفتیه؟
برو از کنارش. برو از کنارش. اُه اُه. خیلی دیر شد.
انگار باید پیاده بریم.
اوه آره، بوق. چرا لعنتی به این فکر نکردیم؟
پس میای؟ دعوا میشه؟
آبجو هست. باشه، میام.
این دیگه کیه که همه لاینها رو بسته، لعنتی؟
لعنتی، باسکو. اصلاً به فکرت رسید که شاید ما هم بخوایم رد شیم؟
عوضی.
کجا به ما نیاز داری؟ - کجا بهتون نیاز ندارم؟
چه وضعیتی. یه جگوار چراغ قرمز رو رد کرده. راننده فرار کرده.
دو بار بالا آوردم. برو به جری کمک کن. بچه جدید رو دوباره پیش من بفرست.
برو تو. از اونجا بیا بیرون، بچه.
استخوان ران راستش شکسته، دارم سعی میکنم آتل ببندم.
اول وضعیت رو پایدار کن، بعد نگران شکستگیها میشیم. دکتر به کمکت نیاز داره. بیا بریم! برو!
هی، بچه. بیا اینجا.
یه آیوی با سوزن بزرگ دیگه وصل کن. بیا.
نگران تمیزکاریش نباش.
فقط برگشت خون رو پیدا کن، پیش برو و بعد سوزن رو بیرون بکش.
نفسش قطع شد! اون چی؟
نصف سرش از بین رفته.
داره سروصدا میکنه.
یه بچه اینجاست!
یالا.
ببخشید. باید رد شم. من درست اون طرف زندگی میکنم.
هی، یوکاس.
یوکاس!
ما اینجا یه مشکل بزرگ داریم.
این آقا، درست اون طرف زندگی میکنه و باید رد شه.
هی، همه از سر راه برین کنار! این آقا باید رد شه!
اشکالی نداره، رفیق. یالا.
تو رانندگی کن. هر کی سر راهت قرار بگیره، میزنمش.
افسر؟ - چی؟
یه خانم اون پایین داره خونریزی میکنه، تو اون کافه سر نبش.
با ۹۱۱ تماس بگیر. مشغولم. فکر کنم اون همون کسیه که به ون زد.
اون تو شوکه. تو نفس مصنوعی بده.
بابی، من آیویها رو وصل میکنم.
ببرش.
اونا رو بپوش.
کاتترهای اطفال کجاست؟ هی، بچه جدید، یه سوزن ۲۲ نیاز داریم.
عقب اتوبوس. کیت اطفال. برو!
مرسی، بوی-۵۵۳. ما در صحنه یک تصادف چند وسیلهای هستیم. شش مصدوم، چهار نفر در صحنه فوت شدن.
مریض شماره یک: دختر شش ساله، بدون کمربند ایمنی پیدا شد.
نبض ۱۶۰. GCS ۲۴۱. داریم دو تا آیوی وصل میکنیم. مهرههای گردنش ثابت شده.
هی، دانا. آره. اون امروز سر کاره. بهش زنگ زدی، درسته؟
فشار خون ۵۰ لمسی. چه مرگته لعنتی؟
اون دخترمه. باشه، آروم باش. آروم باش.
اون آیویها باید وصل بشن!
دکتر، اسم بچه جدید چیه؟ بچه جدید!
بچه جدید، لعنتی بجنب!
لعنتی. لعنتی.
اگه نمیدونی، بپرس.
اسمت چیه؟ - کارلوس نیتو.
بابی کافی. بریم.
چند تا؟ اون بطری رو خریده بود.
وقتی اومد، خشک بود؟ مگه من غیبگوام؟
اون جگوار بیرون مال توئه؟ - چی؟
اون جگوار بیرون مال توئه؟
اِم... من، اِم.
شوهرم داره میاد. اون وکیله.
اون، اِم... اون گفت باید بهتون بگم که من اومدم اینجا تا کمک بخوام.
تو کردی؟ چی؟
کمک خواستی؟
نصیحت حقوقی شوهر جونت؟ هان؟
انقدر خوردی که دستگاه الکلسنج رو خراب کنی؟ ها؟
آم، اهم
بلند شو
وا... ولی... شوهرم الاناس که بیاد
خب، ما بیرون منتظر میمونیم. وقت میگذرونیم
با تماشای پزشکی قانونی که جنازههای آدمهایی رو که کشتی، توی کیسه میذاره
ماژیکت کجاست؟ من نه...
الان بده بیاد
پاک میشه
این نظریه رو شنبه امتحان میکنیم. ساعت ۷ اینجا باش تا همه ماشینهای گشت رو بشوری
هفت صبح؟ هفت صبح.
چند تا ماشین؟ سی چهل تا.
چی؟ سی چهل تا؟ افسر سالیوان، بابا ول کن. این انصاف نیست.
افسر سالیوان، بابا بیا دیگه.
شنبه.
کاغذبازیهاش کجاست؟ هیچی نیست.
دو سه ساعت نگهش دار، بعد ولش کن.
رئیس دنبالته.
هی، سالی.
لاغر شدی؟
آره. آخر هفته، تو مایو بندیام.
جداً؟
میخواستی منو ببینی؟ داری یه شریک جدید پیدا میکنی.
نه، من نمیخوام.
لعنتی.
دقیقاً شبیه خودشه.
آره.
کی اومد بیرون؟ دیروز.
تو کلاسش سومی بود.
رئیس، من از پسش برنمیام.
بله قربان. افسر سالیوان رو میشناسید؟
بیشتر عمرم. بله قربان.
اه. موفق باشی، پسرم.
به نظر میرسه از دیدنم زیاد خوشحال نیستی. برو یه بیسیم بگیر.
هی، سالیوان، اون بچه تایه؟
آره. اونای دیروز رو گرفتی؟
یه تیکه از کیک بازنشستگی پیزنارسکی رو هم چسبوندم توش.
عالیه. مرسی.
اون زیر بغلت چیه؟ ها؟
کتاب گشت منه. تو آکادمی مجبورمون کردن آمادهشون کنیم.
کدهای شهری، فرمهای ضروری، دستورالعملهای رویهای.
کار خوبیه.
هی، ستوان.
مادرم گفت سلام برسونم.
حالش چطوره؟ داره با خواهرهام دعوا میکنه.
سگ آتشنشانی. اسمش مانتوثه.
مانتوث. دالماسی خوشگلیه.
احمقترین سگهای روی زمینن. هی، مانتوث.
باورم نمیشه زنگ نزدی. اون تیپ من نیست.
قبل از اینکه باهاش بخوابی اینو نمیدونستی؟
باهاش نخوابیدم. شش تا قرار؟
نکردم. دیدم چقدر عصبانی بود.
محاله که نکردی. میشه موضوع رو عوض کنیم؟
تو چته؟ عالیه که. باهوش، بامزه، خوشگل، سکسی.
باید باهاش بخوابی. از اون عکسا خوشت میاد.
اونوقت تو سلیقهات تو مردا بهتره؟ ما داریم راجع به من حرف نمیزنیم.
جیمی دوهرتی. یه لحظه ضعف بود.
کیم، تو باهاش ازدواج کردی. داریم راجع به تو حرف میزنیم.
مترو، ۹۲ و لکس.
من دیگه بیخیال آدم جور کردن میشم.
اگه دختر ایدهآلت رو پیدا کردی، بهم بگو.
لعنتی. هر جا که اونا دارن میرن، ما هم میریم دنبالش.
از کجا میدونی؟
چون ما با ۵۵-دیوید هم مرزیم.
بوسکارلی خودشو میخوابونه، منتظر یه چیزه که توش بتونه سوپرپلیس بازی کنه.
صبر کن. یعنی میخوابه...؟
یه جا قایم میشه. از بیسیم دور میمونه تا یه کار حسابی پیش بیاد.
مجبور نیستی کلاهت رو تو ماشین سرت کنی.
۵۵-چارلی.
خب، چی میخوای من بکنم؟ به بیسیم جواب بده، همین.
۵۵-چارلی. من میتونم کارای بیشتری بکنم.
آره؟ اِ، آره.
دارن صدامون میکنن. - ۵۵-چارلی؟
اِ، ۵۵-چارلی. - ۵۵-چارلی، بیداری؟
باید دکمه رو نگه داری.
نمیتونم.
۵۵-چارلی، تمام. پنج... - به دنیا خوش اومدی.
هی، مرکز، یه کم بهم مهلت بده. یه تازهکارِ بیتجربه دارم.
این یکی براش آسونه. به یه مورد کمکرسانی جواب بده.
قطار شماره دو، خط شمالی محلی، خیابان ۹۲. به اورژانس خبر داده شده.
۱۰-۴. تمام.
تمام؟
پلیسا حواسشون به وسایلمون هست؟ چی؟
اینکه روبروی اونا هستیم.
جلوی یه دانکن دوناتس پارک کنیم امنتره.
هی، این دفعه تو بودجه خوراکمون موندی؟
کم و بیش.
چقدر؟ جری: نپرس.
چرا کملوت؟
نبش بلوار کینگ و آرتور.
اوه، چه باحال.
شام چیه، دکتر؟ نوبت جریه.
لینگوئینی با جوهر ماهی مرکب، سبزیجات تلخ و قارچ شیتاکه.
آره. خوبه که. شنیدین، بچهها؟ جری داره آشپزی میکنه.
ولی اول باید به مانتوث غذا بدم. درسته، پسرم؟
هر قوطی ۱ دلار و ۸۰ سنت؟
کمکالریه، پروتئین و فیبرش بالاست.
No comments yet. Be the first to leave one.