197 dòng đầu tiên.
قبلاً در رسوایی
اصلاً کسی به جنی فکر نمیکنه. قاتلش میتونه هرکسی باشه
اولیویا پوپ، جنیفر فیلدز
قراره فرانسیسکو وارگاس رو بکشی
وقتی فردا شب روی صحنه میره
ساندرا، همه اینا، الان تموم شد
گیرت آوردم
تو اسلحه گذاشتی رو سر زنی که عاشقشم
و من مال توام؟
داری فکر میکنی که واقعاً حق انتخابی داری؟
دخترت هرجا بره، ما زیر نظرش داریم
یه فرصت دوباره داری. بقای اصلح، اولیویا
مشتری هستی یا دوست؟
این حرفا دیگه چیه، هاکی؟
اوه، هاکی؟ چی بهم یاد دادی؟
تنها مشتی که مهمه، مشتیه که نمیبینی میاد
!یالا، بلند شو. بلند شو
دختر خوب
درس امروز اینه که هیچوقت زمینگیر نشو و هیچوقت راحت نباش
هیچوقت راحت نباش؟ اینو هفته پیش یادم دادی
!هاک
تو اینجا چیکار میکنی؟
!دنبال تو! گوشیتو جواب نمیدی
خاموشش کردم
واسه همین مجبور شدم اطلاعات موقعیت مکانیتو هک کنم تا پیدات کنم
من تو رو میشناسم
چه وضع اضطراریه؟ رئیس غیبش زده
کوئین قرار بود لیو رو تو دفتر ببینه
...بعد از اینکه جیک و ونسا رفتن به لیبرتی ریپورت، ولی
پیداش نمیکنم. هیچ جا
ماشینش هنوز تو پارکینگه. گوشیشو جواب نمیده
واضحه که با تو نیست چون داری هر کاری میکنی
لیو رفته، هاک
!سلام
اوه، مگ! درست میگم؟
خودمم
تو بهترین دوست جنی هستی. بودم
کی؟
میدونی، جنی از کمپین. جنیِ پیغام صوتی
صبر کن، جنی همون دختره بود که دستش سوخته بود و تیکه تیکهش کردی؟
!چارلی
!آه، جنی، جنی، درست میگی
مگ، از آشناییت خوشبختم
بابت از دست دادنش متاسفم. چارلی؟
چیه، حرف خوبی بود که زدم
باید برم. برم؟ کجا؟
لیو پیغامی برات گذاشت؟
متاسفم که باید زود برم
لیو گفت کجاست؟
همه چیز روبراهه؟ امیدوارم
باشه
هاک
اینجا، تا هر وقت دلمون خواست همدیگه رو ببینیم
دوست دارم
باشه، بریم
یه خواهشی دارم
بیا تو ماشین، لیو، یالا
میخوام یه کاری برام انجام بدی
اونا هنوز اینجا هستن؟ کیا هنوز اینجا هستن؟
مردایی که تو رو اینجا آوردن. چند نفرن؟
با این کفشای مسخره تا اینجا پیاده اومدم
میخوام یه کاری برام انجام بدی
بهت صدمه زدن یا وادارت کردن کاری انجام بدی؟
هاک! خفه شو. من خوبم
من ازت یه چیزی میخوام
میخوام یه کاری برام انجام بدی و تو به حرفم گوش نمیدی
چی؟
میخوام رووان رو بکشی
میخوام پدرم بمیره و میخوام تو این کارو بکنی
باید بشینی. باید میدونستم
بشین. اون ذاتش همینه
لیو... اون منو تو دفتر بیضی میخواست
اون میخواست منو اونجا بذاره، هرطور که شده
لیو
پدرم رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا رو کشته
من نمیشینم
کی بهت گفت پدرت بوده؟
مهم نیست. مهمه
هاک. ازم خواستی بکشمش
ازم خواستی کامند رو بکشم. مهمه
کی بهت گفت اون بوده؟ جیک. جیک بهم گفت
جنیفر فیلدز، اولیویا پوپ. اولیویا پوپ، جنیفر فیلدز
اون زندهست. و به گفته اون، پدرم وادارش کرده اون پیغام رو بذاره
.سایرس بین بود
.اون فرنکی وارگاس رو کشت
.و بعد پدرم به جیک دستور داد بکشتش
.وقتشه سهمت رو بگیری، پسرم. وقتشه برگردی خونه
.اما جیک اونو نکشت
.چون اون یه قربانی بیگناهه
.خب، این که هیچ وقت برای جیک مشکلی نبوده
.جیک معتقده پدرم شاید یه نقشه بزرگتر داره
.و جنیفر ممکنه کلید کشف این نقشه باشه
چی؟ و تو اینطور فکر نمیکنی؟
.فکر نمیکنم چیزی بزرگتر از کشتن رئیس جمهور وجود داشته باشه
.وای، شاید نکرده
چرا داری اینقدر از پدرم دفاع میکنی؟
.فرماندهی همیشه مصلحت جمهوری رو در اولویت قرار میداد
.کشتن فرنکی، کار درستی بود
.کشتن فرنکی قرار دادن مصلحت جمهوری در اولویت نیست
.یه چیزی در این مورد درست نیست
!پدرم فرنکی وارگاس رو کشت
.هاک
.اگه میتونستم از کس دیگه ای بخوام کاری که باید انجام بشه رو انجام بده، این کارو میکردم
.اما تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم
.ازم میخوای پدرت رو بکشم
.آره
میدونی آخرین بار که ازم خواستی این کارو بکنم چی شد؟
!آره
.پوست یه مرد بیگناه رو از تنش کندم
!با تیغ. هاک
.فقط میخوام بدونی ازم چی میخوای
!اون رئیس جمهور رو کشت. میدونم ازت چی میخوام
.باید مطمئن باشی، لیو
!باید صد در صد مطمئن باشی
...اگه کاملاً مطمئنی
.آره
.بخاطر تو، انجامش میدم
.مطمئنم
.ایستگاه بعد
.لطفاً از درهای قطار فاصله بگیرید
.تمامی مسافران
.ولش کن
.درها در حال بسته شدن هستند
.مسلح نیستم
.پس کار راحتتر میشه
دو دقیقه و ۱۵ ثانیه. چی؟
.دو دقیقه و ۱۲ ثانیه وقت داری تا اونا برگردن
کی؟ اونایی که دنبالم هستن؟
.هیچکس دنبالت نیست
داری وقتتو از دست میدی! چی میخوای بدونی؟
.من اینجا نیومدم سوال بپرسم
!نه، تو اومدی منو بکشی. اون فرستادت اینجا تا منو بکشی
.اما این اتفاق نمیافته پس از وقتت عاقلانه استفاده کن
!- انجامش دادی؟ آره
.پس این اتفاق خواهد افتاد
میخوای بدونی چرا این کارو کردم؟
.میدونم چرا
تا اونو رئیس جمهور کنی، اون بهت اینو گفته، درسته؟
درسته؟
.به اون دلیل نبود
.چهل و پنج ثانیه
!- چرا؟ چاره دیگهای نداشتم
چی؟
...داری میگی این آدمایی که دنبالتن
.- مجبورت کردن؟ آره
!- هیچکس مجبورت نمیکنه کاری انجام بدی. دقیقاً
.هیچکس. هیچکس منو مجبور نمیکنه. این یه چیز دیگهست
.توجه کن، سرباز، چون الان داره اتفاق میفته
.شروع شده. داریم تو دوران جالبی زندگی میکنیم
.این یه آزمایش نیست
.دشمنمون بیش از حد قدرتمنده، کاملاً مسلح و کاملاً تأمین مالی شده
!باهوش، سرد، بیرحم
.اونها به قوانین متمدن جنگ اهمیتی نمیدن
!حیوونها! منو گیر انداخته بودن
.هیچ چارهای نداشتم
.تو رئیس جمهور ایالات متحده رو کشتی
.تا زندگی زنی رو نجات بدم که دوستش داشتم. تهدیدش کردن
.گفتن میکشنش. این آدما، من باور کردم
تو اون وضعیت چیکار میکردی؟
!مهم نیست. اتفاقاً مهمه
!دارم ازت یه سؤال فرضی نمیپرسما
داری در مورد چی حرف میزنی؟
.همین الان که داریم حرف میزنیم، این آدما دارن الیویا رو تهدید میکنن
.داری دروغ میگی
.اگه کاری که اینا میخوان رو نکنم، الیویا رو میکشن
.اگه من بمیرم، الیویا رو میکشن
.پس چیزی که اینجا تصمیم میگیری خیلی مهمه
.چون تو هم دقیقاً تو موقعیت منی
!زندگی الیویا تو دستای توئه
!داری دروغ میگی
پس چرا بهم شلیک نکردی؟
چرا همینجوری بهت شلیک نکردم؟ هدف از این دروغ چیه؟
.تا ۱۵ ثانیه دیگه، یه قطار از اون سمت سکو میاد
.یه زن، سفیدپوست، دماسبی، با کت نارنجی، همراه با یه مرد کت و شلوارپوش پیاده میشه
.با یه جای زخم روی پیشونیش
.اونا اطراف رو دنبال من میگردن
.و وقتی منو نبینن، خیلی ناراحت میشن
.قطار در حال ورود است. لطفاً از خروجی سکو فاصله بگیرید
.ایستگاه بعد
.لطفاً مراقب بسته شدن درها باشید
.قطار منطقهای شمال شرقی ۲۶۵ به مقصد بوستون
.تا ۱۰ دقیقه دیگه سوار کردن مسافرها شروع میشه
.قطار منطقهای شمال شرقی ۲۶۵ به مقصد بوستون تا ۱۰ دقیقه دیگه سوار کردن مسافرها رو آغاز خواهد کرد
.اونا کین؟ نمیدونم
.فقط اینو میدونم هرکی داره الیویا رو میپاد، نزدیکشه
.تو حلقه نزدیکاشه، از خودیهاست
.یه خائن از خودمونه
.تو باید بفهمی کیه چون من نمیتونم. من گیر افتادم
کمکم میکنی؟
از دستت برمیاد؟
.یه خائن از خودمونه
.به هیچکس اعتماد نکن
باید پوشش میدادی
.اون جلسه انتقالی رو، یه ساعت دیگه، چارلی
.اگه یادداشتها رو گم کردی-- گم نکردم یادداشتها رو
.اینجان. یه جایی
شاید اگه سرت با دنبال کردن یه پسر آنلاین گرم نبود
No comments yet. Be the first to leave one.