Futurama

Futurama

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 13

Thông tin phát hành

futurama s13e04 720p web h264-insidious
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 4 Futurama 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 14
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

به به! این بیکِد آلاسکا عالیه، اِیمی.

رازت چیه؟

من دوجنس‌گرا هستم.

آهان، منظورت اون دسره!

قلقش اینه که اول بری آلاسکای واقعی رو بخری، بعدش...

مامان؟ وقتشه هنرنمایی کنم؟

معلومه که هست، عزیزدلم.

نقاشی‌تو به فرای و لیلا نشون بده

تا ازش تعریف کنن.

ببینین!

این مامانه و اینم دَم‌دَم.

اوه، محشره!

آره؟

چی؟ آهان.

چی؟ -واقعاً خوب تونستی

موهای مامانت رو که شکلش غیرعادیه،

و رنگ استفراغی بابات رو.

شکل‌ها و رنگ‌ها همیشه بخش‌هایی بودن که باهاشون مشکل داشتم.

میدونی، من همیشه میخواستم یه هنرمند بشم، و من...

چقدر جالبه.

بیاید در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم.

حوصلم سررفته.

من بیشتر حوصلم سررفته.

اوه آره؟

اینقدر حوصلم سررفته که میخوام یه مشت بزنم تو صورتم.

من برات انجامش میدم.

بزن. -مجبورم کن.

اِه، منم خیلی حوصلم سررفته.

تو یه تلویزیون داخلی یا یه همچین چیزی نداری؟

نه.

اما تا حالا در مورد... رادیو ای‌ام شنیدی؟

- و سوئد برنده میشه!

با شما بودم دن کانینگهام با گزارش شبانه جنگ.

حوصله سربره.

پانزده، چهار، دویست و نود، پنج هزار و سی و شش...

اینا چین؟ عددن؟

دو...

"دو"؟

تقریباً مطمئنم که اون یه عدده!

کمک، کمک، کمک، کمک، کمک،

کمک، کمک، کمک، کمک، کمک. -

رادیو داره بهم عدد میگه!

هزار و سیصد و شصت و دو.

سی و چهار هزار و نهصد و شصت و نه...

آه، اون فقط یه ایستگاه اعداده، بِنـدر.

بعضیا فکر می‌کنن جاسوس‌ها دارن با کد با هم ارتباط برقرار می‌کنن.

در واقع یه چیز واقعیه. سرچش کن.

- خاموشش کن، خاموشش کن!

من آنتن تو رو دست نمی‌زنم.

دویست و نود.

خب، ممنون بابت یه شب دوست‌داشتنی.

وای، اون آسانسور هایپرسونیک واقعاً سریع حرکت می‌کنه.

- آخ.

بِنـدر، با اینکه ممکنه شخصی بشه،

از اعداد میترسی؟

نه همه اعداد.

من... من صفر و یک رو دوست دارم.

اما دو؟ و اون عددای دیگه؟

همه‌ش کجا تموم میشه؟

هی نگاه کن!

یه فروشگاه لوازم هنری ۲۴ ساعته.

لیلا، تا حالا بهت گفتم که همیشه میخواستم هنرمند بشم؟

آره، همین چند وقت پیش گفتی.

خب، نمیذارم این جلومو بگیره.

هی رفقا!

درد و یادتونه که پیش‌بینی کرده بودم پروفسور توش زندگی کنه

تو ۱۰ سال آخر عمرش؟

خب، اونا یه داروی معجزه‌آسا کشف کردن که اون رو ۲۰ سال می‌کنه!

من از این وجود فیزیکی خیلی خسته شدم.

این درد و رنج همیشگی.

این پیژامه‌های فیزیکی خارش‌دار.

کاش میتونستم تو یه دنیای از فکر خالص و زیبایی زندگی کنم.

آره، عالی میشه. -

- حالا میریم سراغ پخش زنده

قرعه‌کشی امشب لاتاری.

پانزده،

چهار،

دویست و نود... -

...دو،

هزار و سیصد و شصت و دو...

...و سی و چهار هزار و نهصد و شصت و نه.

این یه توپ استاندارد نیست!

هی، اینا همون عددها نیستن؟

که از آنتن بِندِر اومدن؟

منظورت اینه که آنتن بِندِر جادوییه؟

اَه، فِم‌بات‌ها اینجوری میگن.

جادو یه توضیح ممکنه اما احمقانه.

- ممکنه یه نفر داره رمزگذاری می‌کنه

یه نوع پیامی رو تو اعداد لاتاری؟

هی لیلا! بیا نقاشی‌هامو ببین.

اوه... اومم.

اون فروشگاه هنری یه تکنولوژی آینده‌نگرانه داشت

که واقعاً قفل توانایی‌های خلاقم رو باز کرد.

اسمش "نقاشی با شماره" است.

اوه خدایا.

عالی هستن!

واقعاً تو خط‌ها موندی.

اینا محشر نیستن، اِیمی؟

اوه آره، محشره، آره.

شماها چی میگین؟ نقاشی‌های فرای مزخرفن.

آخ!

این درد پا باعث میشه قشنگی‌شون رو بهتر بفهمم.

فرای، ای کله‌پوک!

داری با اون اعداد قشنگ چیکار می‌کنی؟

نقاشی می‌کنی روشون که اشیاء فیزیکی ناقص رو به تصویر بکشی؟

آها! فهمیدم!

اون شماره‌های عجیب قرعه‌کشی، نقشه‌های رنگ‌آمیزی با شماره رو رمزگذاری کرده بودن

برای یه جور دستگاه.

و وقتی رنگشون کردیم، می‌تونیم بسازیمش!

بسازیمش؟

این جواب تو برای همه چیزه.

هربار یه نمودار مرموز پیدا می‌کنیم،

تو می‌خوای بسازیش.

خب، من دیگه از ساختن چیزا خسته شدم.

زیبایی تو ایده انتزاعیه.

بقیه‌اش فقط زیاده‌رویِ پر زرق و برقه.

خب، اگه تو نمی‌سازیش، من می‌سازم.

من همین الان گفتم که نمی‌سازمش!

من میرم به مفهوم انتزاعی زیبایی فکر کنم.

اگه به من احتیاج داشتین، تو دستشویی‌ام.

محشر!

- آبی.

چه وسیله عجیب غریبی.

یعنی ممکنه یه جور سفینه فضایی پیشرفته باشه!

خب، هنوز کامل تمومش نکردم.

شاید در نهایت یه بچه گربه از آب دربیاد.

اون که بچه گربه نیست.

اه. من میرم یه بچه گربه نقاشی کنم.

با من روراست باش، زویدبرگ.

این واقعا خوبه؟

- آره.

گاهی نگرانم که کپی‌های طوطی‌وارم از کار هنرمندای دیگه، اصالت نداشته باشن.

اینو نگو، فرای.

هنرمندای بزرگ نمی‌ذارن که بدی

جلوی عظمت رو بگیره.

و زویدبرگ ثابت می‌کنه...

چرا اون قسمت آخر رو زیر لب گفتی؟

چون اونقدر مطمئن نبودم.

- سلام، سلام. دست نزنید. -

- ببخشید، ربات آدمکش داره رد می‌شه. -

اوه، بیخیال!

آها، اینجایی، بازیگر، ریاضیدان،

نویسنده دانیکا مکلار.

می‌تونید این کتاب رو امضا کنید؟

حتماً.

صبر کن، من اینو ننوشتم.

این زندگینامه منه.

تو بندری؟

همون بندر؟

من طرفدار پروپاقرصتونم.

اِم، نه،

اون در واقع یه بندر دیگه است.

تو اون بوگی بورد باز افراطی نیستی؟

مردم چطور شما رو از هم تشخیص می‌دن؟

شماره سریال‌های متفاوت.

راستش به خاطر همین اومدم.

ببینید، من از اعداد می‌ترسم.

فکر کردم شاید شما بتونید کمکم کنید،

چون شما این همه کتاب می‌نویسید

درباره داشتن اعتماد به نفس با ریاضی.

اِه، آره. اِم...

بندر دیگه رو می‌شناسید؟

مثلاً، می‌تونید منو معرفی کنید، یا...

هی، میشه یه دقیقه راجع به من حرف بزنیم؟!

نمی‌دونم.

می‌تونید یه نسخه از کتابم رو بخرید؟

ریاضی نباید ترسناک باشه، بندر.

تو فقط یه ترس غیرمنطقی از اعداد داری.

و ترس از اعداد گنگ!

نترس.

اگه حتی نصف اون چیزی که روی جلد کتابت نوشته، عالی باشی--

نیستم! هیچ‌کس نیست!

خب، امیدوارم این کمک کنه.

ولی اگه نکرد، پول پس داده نمی‌شه. نفر بعدی!

این آشغاله.

تسلیمم.

یه نامه برات اومده، فرای.

اثرت تو یه مسابقه هنری در سطح شهر قبول شده!

چرا داری نامه منو می‌خونی، هرمس؟

ضمناً، یادم نمیاد تو هیچ مسابقه هنری شرکت کرده باشم.

من ثبت نامت کردم! زویدبرگ.

وقتی داشتم پام رو پانسمان می‌کردم، این ایده به ذهنم رسید.

و کار من قبول شد؟

ممنونم، زویدبرگ.

تو به من شجاعت دادی که سراغ طوطی برم.

خانم‌ها و آقایان،

و زویدبرگ،

بعد از تلاش و هزینه فراوان--

هزینه؟!

من دستگاه رمزآلود رو کامل کردم!

کور شدم!

چیکار می‌کنه؟

می‌تونه حداقل یه آدم بکشه؟

شاید.

تنها راهش برای فهمیدن اینه که روشنش کنیم.

صفر و یک؟

مشکلی نیست.

شبیه یه جور سوراخ فضاییه.

قضاوتش با من.

محشر!

More Farsi Persian subtitles for Futurama

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left