One Tree Hill

One Tree Hill

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 8

Thông tin phát hành

One Tree Hill S08E04 We All Fall Down 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 4 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2026-01-04
Lượt tải xuống: 9
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

181 dòng đầu tiên.

آنچه در "وان تری هیل" گذشت

می‌تونم کمکتون کنم؟

می‌دونم با "چیس" گذشته‌ای داشتی

و امیدوارم ازم به دل نگرفته باشی

کارِت همینه، نه؟ به هم زدنِ رابطه‌ها؟

اما نه این بار

خودت تنهایی گند زدی به همه چی، مگه نه؟

راسته؟ داری می‌ری زندان؟

بیشتر شبیه یه باشگاه تفریحیه‌

اونجا زندانه مامان. چطور تونستی این کارو بکنی؟

چون تو دخترمی. و دوستت دارم

خوشگل شدی

وای، خدای من

خدایا، دلم برات تنگ شده بود

لوکاس عزیز

هر بار که اینو می‌نویسم، خیلی عجیب به نظر میاد

چطور زندگی‌هامون این‌قدر از هم فاصله گرفت؟

و چطور، بدون اینکه حتی تلاشی بکنیم

زندگی‌مون رو این‌قدر پیچیده کردیم؟

فکر کنم منظورم اینه که

همه چی خیلی راحت‌تر به نظر می‌رسید

وقتی با هم با آینده روبرو می‌شدیم

مرکز مداخله در بحران. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

سلام. آره

احساس می‌کنم خیلی سردرگمم

اه، به هیچ وجه نمی‌تونم برای خودم یه دوست‌دختر پیدا کنم

هیچ‌وقت یه شغل واقعی نداشتم

و چیزی نمونده، مثلاً یه ربع دیگه

که مجبور بشم برم روی کاناپه‌ی مامانم زندگی کنم

جانک؟

هیلی؟

سلام رفیق

من... من

اومم

مرکز مداخله در بحران. چطور می‌تونم کمک کنم؟

الان چی تنت داری؟

ای، حالم بد شد

مداخله در بحرا

من وسط یه بحران گیر افتادم

می‌شه لطفاً کمکم کنید؟

بله. موضوع چیه؟

من... من همین الان سوفله‌ی شکلاتیم رو

از فر آوردم بیرون و پفش خوابید

مهمون‌هام ۲۰ دقیقه‌ی دیگه می‌رسن

متاسفم. اینجا خط فوریت‌های بحرانه

من دچار یه بحران آشپزی شدم. این حساب نمی‌شه؟

باشه، اوم، پودر ژله‌ی فوری داری؟

آره. خوبه

ژله رو درست کن و لایه‌لایه با خامه‌ی فرم‌گرفته قاطی کن

همون خامه‌ای که می‌خواستی برای تزیین سوفله استفاده کنی

روش رو هم با هر میوه‌ای که داری پر کن

هر چی تو خونه پیدا می‌شه، و اگه عجله کنی

می‌تونی ۵ دقیقه زودتر از رسیدن مهمون‌ها تمومش کنی

مرسی! جونم رو نجات دادی

آره خب. دقیقاً اون چیزی نبود که تو فکرم بود، ولی

مرکز مداخله در بحران

این اون چیزی نبود که تو فکرم بود

وقتی گفتم درستش کن

اوه، خواهش می‌کنم، تو اونی نیستی که مجبوره

این لباس سرهمی زشت رو بپوشه

نارنجی

در ضمن، ما اصلاً ورشکسته نشدیم

در واقع، کلی کار داریم که باید انجام بدیم

ممکنه شرکت رو نجات داده باشیم

اما باید تقریباً توی تمام بخش‌ها

سازماندهی مجدد و بهینه‌سازی کنیم

بیا از خط تولید مردانه شروع کنیم

داری کار می‌کنی؟

از این تو؟

البته

بروک، خیلی از غول‌های صنعت

بهترین کارهای خودشون رو زمانی که حبس بودن انجام دادن

هیچ خجالتی هم نداره

بیا یه جلسه با رئیس زندان بذاریم در مورد این

لباس‌های سرهمی فلاکت‌بار

همین دیگه، ادل

اون از "کالیوپی" بهتره

در ضمن، هر کسی اینجا به یه نوکر نیاز داره

مامان! فقط دارم می‌گم

من که قانون‌ها رو وضع نکردم

پس فکر کنم بتونیم این قضیه‌ی زندان رو

به نفع خودمون تموم کنیم

می‌خوام به یه سبک خیابونی فکر کنی

برای طرح‌های جدیدت

بهم گفتن وقتی از اینجا بیام بیرون

اعتبار خیابونی خیلی زیادی پیدا می‌کنم

خیلی خب، اصلاً دیگه نمی‌شناسمت

صبح بخیر، دوست‌پسرم

واو

فکر کنم بتونم به قرار گذاشتن با

یه خانم بازیگر جذاب عادت کنم

پیشخدمت؛ پیشخدمتِ جذاب

حرفم رو اصلاح می‌کنم

زوج دوپره

زوج دوپره، به نقطه‌ی شروع اول لطفاً

"زوج". از شنیدنش خوشم میاد

تو نه؟

از کی تا حالا دوست‌پسر من پاپاراتزی شده؟

به خاطر این دوربین دیجیتال جدیده

گذاشتن باهاش تمرین کنم

معلوم شده که توی لیست کارگردان‌های جوان و بااستعدادی هستم که باید زیر نظر داشت

اوه. خب تو یه جورایی جذابی

مرسی

خب، دشمن شماره یکِ مردم چطوره؟

عجیب اینجاست که انگار خیلی خوب با زندان کنار اومده

شاید واقعاً داره بهش خوش می‌گذره

من؟

باید خط تولید مردانه رو بی‌خیال بشم

کادر مجله رو دوباره سازماندهی کنم

نصف فروشگاه‌هامون رو تعطیل کنم

و یه حجم غیرقابل‌باور از

اخبار تحقیرآمیز رو تحمل کنم

و کات

بیا بریم یه دوری بزنیم

هی، خبر خوب. کویین همین الان زنگ زد

امروز مرخصش می‌کنن. اوه، عالیه

راستش می‌خواستم برم یه سری به کِلِی بزنم

کاری هست که بتونم انجام بدم؟ نه

خودم می‌رم دنبالش. ولی ممنون

راستش، یه چیزی بود که می‌خواستم در موردش باهات حرف بزنم

امیدوار بودم کویین بتونه پیش ما بمونه

حداقل تا وقتی کِلِی مرخص بشه

حتماً. به نظرم ایده‌ی خوبیه

باشه، مرسی. بوس. دوستت دارم

این اواخر بهت گفتم که چه شوهر فوق‌العاده‌ای هستی؟

بیا اینجا. چی؟

متاسفم. دوستت دارم

منم دوستت دارم

تو هنوز اینجایی؟

چی شده، بهت اتاق جدا نمی‌دن؟

نه

از قضا هم‌صحبتیِ این تو رو

خیلی بیشتر دوست دارم

حالت چطوره؟

زیاد خوب نیستم

چطور به نظر میام؟

اوه نه. مگه این‌قدر اوضاعم بده؟

نه

عالی به نظر میای

فقط اینه که، اوم

یه مدتی مطمئن نبودم

که بتونم دوباره ببینمت

خیلی متاسفم، کویین

باید پیش‌بینی‌ش می‌کردم

و باید ازت محافظت

نکن این کارو

تقصیر تو نیست و خودت هم اینو می‌دونی

ما اینجاییم و با همیم

و تا وقتی با همیم، حال‌مون خوب می‌شه

اوه، حال‌مون بیشتر از خوب می‌شه

تا حالا گلفِ جرات یا حقیقت بازی کردی؟

چی؟

هر کی توی اون سوراخ ببازه

باید یا حقیقت بگه یا جرات رو انتخاب کنه

انتخاب با توئه

بریم برای جرات

باشه. بازنده باید دور بعدی رو با لباس زیر بازی کنه

آره، مثلاً من الان لباس زیر تنمه

اوه! اه

الکس دوپره، دوست‌دختر من

این می‌تونه جالب بشه

نمی‌دونم، فکر می‌کردم آدم‌هایی که

زنگ می‌زنن، قراره توی سختی باشن

مثل همون‌طوری که خودم بودم، می‌دونی؟

و این اتفاق نمی‌افته؟

نه، اما اگه بخوام یه خط سکسی راه بندازم

یا یه برنامه‌ی آشپزی، نونم تو روغنه

فکر نمی‌کنم به کسی کمک کرده باشم

خب، فقط کافیه یه نفر باشه، می‌دونی؟

و یه جایی اون تلفن رو جواب می‌دی

و کسی که اون پشت خطه واقعاً بهت نیاز داره

و می‌دونی چیه؟ چی؟

اونا خوش‌شانس خواهند بود که تو جواب‌شون رو دادی

هی، حالا که حرف از کمک کردن به بقیه شد

با نیتن صحبت کردم و

هر دومون به این نتیجه رسیدیم که بهتره

حالا که داری برمی‌گردی خونه، بیای پیش ما زندگی کنی

حداقل فقط برای یه مدت کوتاه تا وقتی که

حال کِلِی بهتر بشه

و مطمئنی باعث زحمت نمی‌شه؟

فقط اگه بخوای باهام بحث کنی

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left