200 dòng đầu tiên.
.برات یه کارت درست کردم
اسمت چیه؟
.سم
.ممنون، سم
.این... خیلی قشنگه
...من
.چند تا عکس دارم
...سم و
.چند تا از دوستات مال چند هفته پیش
.یادم رفته بود روی نگاتیو هستن تا وقتی که رفتم گرفتمشون
.اونا باهاش خیلی خوب بودن
.گذاشتن بره توی جای راننده
.ماشین آتشنشانی
.آره، این بچهها همشون خوبن
کپی گرفتی؟
.ممنون
.مواظب خودت باش
باشه، سم؟
داری میری خونه؟
.فقط باید چند ساعت دیگه برگردم
.میرم پیش دیو
.ببینم جنیس چیزی لازم نداره
.شاید هم بچه رو ببرم پارک یا یه همچین چیزی
.من باهات میام
.تامی گذاشت بچه بره روی کامیون
.مامان عکسو گرفت
مجبورت کرد بخونیش؟
.باید دستاتو چک کنی
.همین الان تمیزشون کردم
.کار دیگهای هم نداشتم
فِیث؟
فِیث؟
!فِیث
.چیه؟ ساعت یکه
چی؟
.آلارمو تنظیم کردم
.قرار بود ساعت ۱۲ بیدار باشی
ساعت چنده؟
.یک
.ای وای
.من قرار بود ساعت ۱۲ بیدار شم
.چند دست لباس فرم تمیز گذاشتم تو کمد
تو گذاشتی؟
.دیشب بهت گفتم
.سعی کردم زنگ بزنم بهت، همونطور که گفتی
.ولی تلفن مشغول بود
میدونم. هی یکی زنگ میزد، میدونی؟
.اشتباه میگرفتن
.هی اینجا زنگ میزدن
.هی، پشت سر هم
.بوسکو حدوداً ۱۵ دقیقه دیگه اینجاست
خب، الان حالت خوبه؟
.نه، الان دیرم شده
.ولی بیداری
چیزی واسه خوردن هست؟
.چند تا بِیگِل تو یخچال هست
.باشه
.باید برگردم سر کار
.باشه
این شیفتهای ۱۲ ساعته تا کی ادامه داره؟
.نمیدونم
.نگفتن
.بچهها دلتنگت شدن
.امیلی مخصوصا
.آره
.خب، بعداً میبینمت
.باشه
بله؟
.همسایههاتونیم
.همسایه دیوار به دیواریم
.بعضیهامون
.آه، آره، الان میام
.من، اِ... هنری کارسونم
.صاحب ساختمون بغلیم
.مونت. مونت پارکر
شما آتشنشانید، درسته؟
.اِ... امدادگرم با آتشنشانی، آره
...خانمی که صاحب بود
اینجا رو قبل از شما داشت؟
.واقعاً گذاشته بود خراب بشه
.و... خب، شماها خیلی کار کردید
...پس، اِ
...فکر کردیم بیایم یه سر بزنیم ببینیم اگه اجازه بدید
.یه دستی به کاراتون برسونیم
.من پیمانکارم
.اِ... دیو اونجا لولهکشه
...ام... هارلی، خب
.واقعاً نمیدونم چیکارهست
.ولی خواست کمک کنه
.نه، نه، ممنون
مطمئنید؟
.آره. ممنون از پیشنهادتون
.نه. ممنون از شما
.برای همه چیز
.آره
.باشه
.هی رئیس
چرا بیداری؟
.هنوز تا شیفتت چند ساعتی مونده
.خوابم نمیبره
تیلور چطوره؟
.آه، زیاد حرف نمیزنه
حالت خوبه؟
.رئیس گفته با بازنشستهها تماس بگیریم
ببینیم میتونیم متقاعدشون کنیم یونیفرم بپوشن،
.برن مراسم یادبود
این آخر هفته چند تا؟
تا شنبه. ۱۸
تابستون پارسال، آتیشسوزی آستوریا؟
هفت هزار نفر با لباس فرم ایستادند
.بیرون کلیسای سنت ایگناتیوس
.داشتم سعی میکردم به کیم زنگ بزنم
تازگیا باهاش حرف زدی؟
.نه. نه، زیاد باهاش حرف نزدم
.چند روز پیش اون پایین تو آوار دیدمش
.میدونی، شهر قراره کارت شناساییهای جدید صادر کنه
.دیگه نمیتونه وارد بشه
...با وسایل FDNYش، و خب
.اون از کار افتاده است
.من نمیتونم براش یکی بگیرم
آخه نمیخوام بره اونجا
.و اونجا سر پست بازرسی گیر بیفته
.اگه دیدمش بهش میگم
.داشتم برای آزمون فرماندهی درس میخوندم
.فـ فکر میکردم این دفعه شاید قبول بشم
.خب، تو یه فرمانده عالی میشی
.منو میفرستادن یه ایستگاه دیگه
.الان میخوام اینجا بمونم
مامان، داری چیکار میکنی؟
.در زدم، جواب ندادی، برای همین از کلیدم استفاده کردم
.قهوه حاضره
بازم تمام شب اونجا بودی؟
.آره
کسی رو پیدا کردی؟
تا کی میخوای ادامه بدی؟
فکر میکنی این بهترین کاره؟
برای چی؟
اینکه تو هی برگردی اونجا؟
.من خوبم
غذا میخوری؟
میخوابی؟
.انگار حدود ۱۰ پوند وزن کم کردی
.اون پایین پر غذاست
آره، میخوریش؟
نمیدونستم دوباره حقوقبگیر شدی،
.با اداره
.نیستم
یعنی هر شب داری میری اونجا؟
و مجبورم نیستی؟
.هوم. خیلیا داوطلبانه دارن کمک میکنن
...خیلیا چیزی رو که تو کشیدی
نکشیدن...
.نه. اونا خیلی بدترش رو دیدن
.جیمی هر روز سر کاره
.بعد هر شب میره اون پایین
.یعنی زیاد خونه نمیاد جویی رو ببینه
.خب، امروز بعد از ظهر سر میزنم
لباس چرک دیگه هم داری؟
.قبل رفتن یه دور ماشین لباسشویی میذارم
...ببین، اگه میخوای کاری کنی که کمک کنی
.برگرد سر کار
و به زندهها کمک کن به جای اینکه هی بیل بزنی
.تو اون توده آوار غمانگیز هر شب
داری چیکار میکنی؟
آه
کمبود مواد سرطانزا داری؟
!آره، خودتی
!هی
...اووه، جان، تو خیلی
تاتیانا کجاست؟
.رفت بیرون، رفت فروشگاه
.تا قبل کنسرت تو خواب بودم
.ساعت دوئه. خب دیگه
.من شیفتهای ۱۶ ساعته کار میکردم
بیدار شدی؟
.نمیخواستم مهمونی رو از دست بدم
!تمومش کن
...باشه، تو باید اون موزیک رو پخش کنی
بیرون، آره؟...
.ممنون
.دبی هوگان هنوز برای ماشین نیومده
.وقتی آماده باشه میاد
شنیدم بچههای کامیون شش
.رفتن و تتو زدن
.سلام
.سلام
.بابت همه چی متاسفم
.مرسی
فقط میتونی اون رو بذاری اونجا
.پیش بقیهشون
.گوش کن، میدونم عجیب غریب به نظر میاد
.ولی، خب، باید بگم
.اشکالی نداره
...باشه، ببین، من
.من یه روشنبینم
.واقعا همینطوره
.این شمع، اون... خاصه
.من میدونم آتشنشانها هنوز زندهن
.من صداشون رو شنیدم
.ممنون. همینو میگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.