200 dòng đầu tiên.
قبلاً
!بابا
هی
.دوستت دارم
.سوزیام
!مامانم خیلی مریضه. نمیتونم بیدارش کنم
هستی؟ شوهر خواهرت پلیسه؟
.آره، نیوجرسی. ولی نتونستم باهاش تماس بگیرم
.به تاتیانا زنگ میزنم، بهش میگم
اونجا نیست. کجاست؟
.همون روزی که تو تیر خوردی، ترکم کرد
.شرکت تلفن مکالمه رو ردیابی کرد
.از یه موبایل از شبکه نیویورک بود
.خواهرم و دخترش گم شدن
.باید برم. متاسفم
تو اتاق هتل تنهاش گذاشتی؟
اونو با خودت بردی که مواد بگیری؟
.باید بهش میگفتی که یه معتاده
.اون معتاد نیست. آره
اگه انقدر مسئولیتپذیره، پس چرا اینجایی؟
بالاخره قراره اینجا رو ببندین؟
.شما کی هستید؟ گشت محله
هرچی بیشتر گم باشه، بدتر میشه، درسته؟
.چون اون فقط ۶ سالشه
اونجا حالت خوبه؟
.هنوز نه
.داری عصبانیم میکنی
.تندتر راه برو، وگرنه پامو میکنم تو کونت
.یالا
.عقب. یالا
...عجله کنین. بگیر
چی؟
هیچ خبری از خواهرزادهام نیست؟
.نه
.لعنتی
کی اونجاست؟
.اوه، متاسفم
.من فقط... یه ظرف افتاد شکست
.میخواستم غافلگیرت کنم
.داشتم تخممرغ درست میکردم
.خیلی دلم برات تنگ شده
.جویی
جویی؟
.یالا
.ممنون
.آه
.کفش، بابا
.خوبه. ممنون
.کاپشنتو بپوش
.بیرون سرده
.بابا
همه چیز رو برداشتی، قهرمان؟
.فکر کنم آره
.باشه
.ووهو
حدس بزن امشب چیکار میکنیم؟
.چی؟ ببین اون رو
امشب این خونه رو تمیز میکنیم، باشه؟
ولی بابا، چرا یه خدمتکار نمیگیریم؟
خدمتکار؟ چی؟
فکر میکنی یه میلیون دلار دارم؟
.بیخیال
.اوم
.باشه
.آره، خیلی ممنون
.پس نیوجرسی یه بار دیگه تلاش میکنه
.برای پیدا کردن شوهرش
.خوبه
.میرم ببینم اینا چی میگن
.یکم عصبیه
.آره، بعضی وقتا
.من دو تا بچه دارم
...اگه یکیشون یه روزی گم بشه
.باسکو همونیه که میخوام دنبالشون بگرده
.اون مادر خوبیه
خواهرت؟
.آره، همینطوره
.اعتیاد به مواد مخدر یه بیماریه
.به عنوان یه بیماری شناخته شده
.توسط انجمن روانپزشکی آمریکا
پدوفیلی چی؟
اون به عنوان بیماری شناخته نشده؟
میخوای یه بچهآزار یه بچه رو بزرگ کنه؟
.نمیتونی پدوفیلی رو با اعتیاد به مواد مخدر یکی کنی
میدونی چیه، دکتر لوئیس؟
.من واقعاً علاقهای ندارم بدونم چرا یه نفر به یه بچه آسیب میزنه
.برام مهم نیست
.تنها چیزی که میخوام اینه که جلوش رو بگیرم
.کلوئی سوزی رو اذیت نکرد
.نه. اون گمش کرد
.افسر یوکاس
.ببخشید
.خبری نشد؟ آره
.باسکو با کارآگاهها برگشته
.و دارن از بعضی از معتادا بازجویی میکنن
...امیدوارن که یکیشون به یاد بیاره
این دختر کوچولو رو دیده...
.و برای شوهر خواهرش هم تور پهن کردیم
.اون یه پلیس اونجا تو نیوجرسیه
.این برداشت رو داشتیم
ازدواجشون خیلی داغون بود
.فکر میکنی دختره پیششه؟ نمیدونم
...یعنی اون فقط ناپدریشه، ولی امیدوارم که
...یه مسئله حضانت باشه، میدونی
.دید مادرش دوباره رفته سراغ مواد
.و اونو برد تا ازش محافظت کنه
.میخواد بره تلویزیون خبر بده
مسئول مطبوعاتی هنوز نیومده اینجا؟
.دارن میان
چطور سرپا مونده؟
ساعت افتضاحی بود. ۲۴
.امیدواریم بدتر نشه
!تو تلاش نمیکنی
چی میخوای من چیکار کنم، باسکو؟
میخوای یه چیزی از خودم در بیارم؟
.اگه بخوای، این کارو میکنم
.فقط بهم بگو چی باید بگم تا بگم
.نمیخوام چیزی از خودت در بیاری
.خب، پس بهم بگو چی میخوای
باید این دختره رو پیدا کنم. باشه؟
.باید این دختره رو پیدا کنم
.متأسفم رفیق
.من هیچی در مورد هیچ دختر کوچولویی نمیدونم
.باسکو. بله
...یه کارآگاه از جوخه ۴۳ هست
.رو خط ۲ برات. ممنون، رئیس
.افسر بوسکورلی صحبت میکنه
.سلام
سلام. چه خبر؟
.تاتیانا امروز صبح برگشت
.جدی؟ آره
.از خواب بیدار شدم، داشت تخممرغ درست میکرد انگار هیچوقت نرفته بود
.میگه ایتاکا بوده
.پیش یه خانوادهای از طرف پدریش که من نمیشناختم
.واسه همین نتونستم پیداش کنم
.باشه
...میگه میخواسته خارج از شهر بمونه تا وقتی که حس کنه
.برگشتن امنه، میدونی، به خاطر پسرش
پسرش هم باهاش برگشت؟
.نه، نه
.اون هنوز اونجاست
.میخواد که یه کم بیشتر بمونه
...تا وقتی که مطمئن بشه شچنکو
.سرش به کارهای دیگه گرم شده
اسم شچنکو رو آورد؟
.آره، ولی فقط گذرا
...کلی چیز هست که هنوز نتونستم
...ازش بپرسم، تازه برگشته
.امروز صبح
.خب، خوشحالم برات
چته تو؟
چی؟
یکی رو تور کردی؟
.بیا دیگه، جیمی، بگو
نمیتونم خوشحال باشم؟ ها؟
مگه چیه؟ میدونی چیه؟
.من و جویی، بالاخره یه روال خوب پیدا کردیم
جدی؟
.آره، در واقع داره خیلی خوش میگذره
.واقعاً عالیه
...اوه، میدونی، اولش سخت بود
.که بفهمیم چطوری همه کارها رو انجام بدیم
...ولی الان
واقعاً عالیه؟
.آره، واقعاً عالیه
.ولی یه چیز عوض نشده
.هنوزم صدات به درد نمیخوره
خبری نیست؟
.الان بهم زنگ زدن
.یه دختری هست میخوان شناساییش کنی
.سه ساعت پیش تو ۴۳ پیداش کردن
.تو سردخونهست
.باشه
امشب کی قراره آشپزی کنه؟
.من انجامش میدم، رئیس
.تو دیروز آشپزی کردی
.باید تمرین کنم
.جویی یه کم از غذاهای مخصوص من خسته شده
نون تست چقدر طول میکشه خستهکننده بشه؟
.تو فقط نمیخوای ظرف بشوری
.خب، من تو اونم نیاز به تمرین دارم
.باید ببینی چه تودهای از ظرف تو آپارتمان داریم
تا حالا سعی کردی پنیر کهنه رو از یه ماهیتابه پاک کنی؟
.اونا اون مایع ظرفشویی چربیبر مخصوص رو دارن
...ولی هیچی برای از بین بردن ندارن
.پنیر چدار یه روزه سفت شده، بهت بگم
.در مورد لباسشویی هم همینه
.یعنی همه چی جدید و بهتر شده
.اونا بهم نمیگن چی باید بخرم
.اگه بخوام یه ذره آب انگور رو از کراوات مدرسه پاک کنم
.متأسفم بچهها
.جین
چی؟
.داری منو میترسونی، رفیق
مایع ظرفشویی چربیبر؟
.جوخه ۵۵، نردبان ۱۰۰
.در یک ساختمان مسکونی دود و آتش داریم
.۱۲۴۵، خیابان هفتم
.ببخشید که منتظرتون گذاشتم
حالتون چطوره خانم؟
No comments yet. Be the first to leave one.