Frasier

Frasier

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 11

Thông tin phát hành

Frasier S11E13 The Ann Who Came to Dinner 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 11 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-24
Lượt tải xuống: 32
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

امروز رادیو یه چیز خیلی عجیب شنیدم

می‌دونم. بررسیِ آتشین روبینشتاین از مازورکاهای شوپن.

تمام زورم رو زدم که ماشین رو دور نزنم، برم خونه و همسرم رو غارت نکنم

اون دافنه یه زن خوش‌شانسه. فَریژِر: ها، ها

نه، منظورم این بود که ماریس با قید وثیقه آزاد شده

آه، بله. البته، تا محاکمه قتلش هنوز در حصر خانگیه

بچاره باید یه دستگاه ردیاب الکترونیکی به مچ پاش ببنده

و نمی‌تونه خبرنگارها رو از سرش باز کنه

دارن کثیف‌ترین داستان‌ها رو درباره‌اش چاپ می‌کنن

من یکی از اونا رو دیدم. ام

راسته که یکی از باغبان‌ها رو اخراج کرده

چون یه کرم روی پیاده‌رو جلویی پیدا کرده بود؟

خب، انصافاً، ماریس همیشه ازشون می‌ترسید و حالش بهم می‌خورد

فقط یه کرم مسخره‌ست

نه، منظورم باغبان‌هاست

بچه‌ها. هی، چرا یه صندلی نمی‌کشین جلو؟

ممنون. رُز: چقدر شیک به نظر میای

فکر نکنم این ژاکت رو دیده باشم. مارتین: زیاد نمی‌پوشمش

ولی، می‌دونی، گاهی اوقات که می‌پوشمش، انواع و اقسام آشغال‌ها رو تو جیبش پیدا می‌کنم

انگار دارم یه کپسول زمان می‌پوشم یا همچین چیزی

آه، بیا، بیا، اینم یه چیزی از دنیای دیروز

ای وای خدا، بابا. اون قبض بیمه خونه منه

سه ماه پیش ازت خواستم اینو پست کنی

اوه، ای بابا، متاسفم، فریز

دیدی چی گفتم در مورد این ژاکت؟

هنوز می‌بینم که اون پاکت رو بهم می‌داد

عجب، بی‌خود نیست که نماینده‌ام مدام زنگ می‌زد. بیمه‌نامه‌ام احتمالاً لغو شده

بله، جیم ساندکوئیست، لطفاً

آره، جیم، فریزیر کرین هستم

بله، می‌دونم. خودم تازه فهمیدم

گوش کن، اِم، چقدر میشه برای تمدید؟

چی؟

خب، باید در موردش فکر کنم

اِم...

باشه. من بهت... بهت زنگ می‌زنم

ممنون، جیم

شارلاتان اسکاندیناویایی

دزد سرگردنهٔ قلدرِ دست‌بوسِ دورو!

دندون گنده، خندون، مردک عوضیِ بیمه!

شما رو نمی‌گم، جیم. به ماری سلام برسون

لعنتی، باید دو برابر بپردازم

اوه، خب، چرا یه بیمه‌گر دیگه پیدا نمی‌کنی؟

آه، می‌دونی با کی باید حرف بزنی؟ اَن هاجز

رُز، عقلتو از دست دادی؟ نمی‌خوام اون زن رو ببینم

اون کیه؟ آه، دوست رُزه

ما یه قرارِ افتضاح به تمام معنا داشتیم

که توش رفتارم کمتر از شوالیه گونه بود

تو راویولی‌هاش رو خوردی

بعد به یه زن دیگه تو همون رستوران نخ دادی

که اعتراف می‌کنم کمتر از شوالیه گونه بود

حداقل کاری که می‌تونی بکنی اینه که یه کاری بهش بدی

همین الان کار منو انجام داد. خیلی خوب بود

و می‌تونه این کار رو برات زود انجام بده. اینم کارت ویزیتش

باید بیمه بشی، فریژِر. خدا نکنه اتفاقی بیفته

یه لوله بترکه یا بابا دوباره گند بزنه

یادته آتش‌سوزی بزرگ بیکن سال ۹۸؟

فکر کنم ده دقیقه وقت گذروندن با این زن منو نمی‌کشه

اوه، به خاطر خدا، جیم دیگه قطع کن!

خب، من همینجام. اِم...

ممنون دوباره که آسانسور رو نگه داشتی کارولاین

خب، شما کیفتون رو انداختین توش

بله، بله، خب، تعجب می‌کنید که چند نفر فقط اون رو پرت می‌کنن بیرون

و بعد دکمه بستن رو می‌زنن. ها، ها

می‌دونی، شاید بتونم جبران کنم و یه شب شام مهمونت کنم

آره، خوشحال می‌شم. دوشنبه آینده چطوره؟

عالیه. چرا اول یه سر به خونه من نمی‌زنی برای یه نوشیدنی، اِم، حدود ساعت شش؟

خوب به نظر میاد. عالیه

اِم...

ممنون دوباره و ببخشید بابت کیف

شاید بخوای یه کم یخ روی اون مچ پا بذاری. ها، ها

سلام، فریز. سلام، بابا

اون چیه دستت؟ با مرغت ساندویچ درست کردم

که به بلدرچین معروفه

می‌تونی قبل از اینکه سس مایونز بریزی، یه بشقاب برداری

اوه، آروم باش. تقریباً تموم شده

اوه، راستی، تا وقتی این خونه بیمه بشه،

دیگه هیچ باربیکیو یا سرخ کردن عمیقی در کار نیست

اون شامل اجاق برقی هم میشه؟ از کی تا حالا اجاق برقی داری؟

از وقتی فهمیدم چطوری وصلش کنم. به یه پریز، تلویزیونم، آکواریومم

رادیو ساعتی و اون بخاری برقی قدیمی رو وصل کردم

خب، همه چیزو از برق بکش

سلام، فریزیر. سلام، اَن

اِم، بفرمایید، داخل نمی‌شید؟

اِم، ایشون پدرم، مارتین کرین هستن

اوه، همه چیز رو در مورد شما شنیدم. سلام

من و فریزیر قبلاً با هم قرار می‌ذاشتیم

اوه

خب، من تو اتاقمم

پس این یه جورایی عجیب غریبه، نه؟

بله، ولی امیدوارم که حضورتون اینجا به این معنی باشه که منو بخشیدین

خب، بعد از اون قرار حسابی عصبانی بودم

ولی روان‌شناسم کمکم کرد تا با اون خشم کنار بیام

خوبه که تو خیابون جلوی ماشینم راه نرفتی

چون چند هفته اول، فقط پیاده می‌شدم

و یه لگد محکم بهت می‌زدم. خب

و منم لیاقتش رو داشتم. بیا، بذار پالتوت رو بردارم، اَن

شما می‌خواین، اِم... یه نگاهی به اطراف بندازین

قبل از اینکه بیمه‌نامه رو تنظیم کنید

اوه، خیلی خوبه

اوه، ممنون. خیلی ممنون

هی، این پسره شبیه اکسمه

شوخی می‌کنم. اون سیاه نبود

چیزی برای نوشیدن می‌خواید؟

فقط یه لیوان آب. اما خودم میارمش. می‌خوام آشپزخونه‌ت رو ببینم

وای، چه شیک!

و چقدر تمیز.

می‌دونید، یه زوج همجنس‌گرا تو ساختمون ما زندگی می‌کنن

و آشپزخونه‌شون در مقایسه با مال شما مثل خوک‌دونیه

اوه اوه. چه زود حرف زدم.

یکی یه کم سس مایونز ریخته.

اَن؟

عجب، کی فکرشو می‌کرد یه کم مایونز روی زمین...

باعث بشه پات بشکنه؟

خب، گچ پات چطوره؟ اوکیه؟

ولی نگران آپارتمانم هستم.

طبقه چهارمه و آسانسور نداره.

ای وای. خب، دوست یا عضو خانواده‌ای هست...

که بتونیم زنگ بزنیم بیاد دنبالت؟

نه، فقط مامانم و اونم پورتلند زندگی می‌کنه.

دکتر: اوه اوه.

اوه اوه یعنی چی؟ منظورت چیه؟

اگه کاری رو خراب کرده باشی، با شکایت پدرتو درمیارم، رفیق.

دکتر: نه نه، چیزی نیست.

لامپ سوخت. اوه.

حالا بریم برات یه جفت عصا پیدا کنیم. باشه؟

سر پیچ‌ها مواظب باش، دکتر. ها ها.

محموله باارزش.

امیدوارم از ساندویچت لذت برده باشی.

ممکنه آخرش آپارتمانم رو از دست بدم.

فکر می‌کنی ازت شکایت می‌کنه؟

اوه، بی خیال بابا، اون کارمند بیمه‌ست.

اگه کسی بدونه چطور از یه مصدومیت پول دربیاره، اونه.

بیمه‌ت اون رو پوشش نمیده؟ من بیمه ندارم!

خیلی خب.

می‌دونی چیه؟ چرا سعی نمی‌کنی دلش رو به دست بیاری؟

تمام هزینه‌هاش رو پرداخت کن.

شاید برای چند روز یه پرستار خصوصی هم براش بگیری.

اوه، خوبه، خوبه.

اما اون خیلی خطرناکه اگه بذاریم تنها بمونه و تو فکر و خیال خودش باشه.

باید یه روش صمیمی رو امتحان کنیم.

ببین چیه، چرا دعوتش نمی‌کنیم...

که چند روز تو آپارتمان ما استراحت کنه و حالش بهتر بشه؟

اه!

دوست که از دوستش شکایت نمی‌کنه.

اوه. همین الانش زیر بغلم داره پوست کنده میشه.

اَن، خب، ببین، من و بابا داشتیم حرف می‌زدیم.

فکر کردیم شاید بهتره فعلاً پیش ما بمونی...

تا وقتی به عصاهات عادت کنی.

واقعاً؟ آره. دوستا همین کارو می‌کنن.

ممنون. خب، به سرایدار ساختمونم زنگ می‌زنم...

که برام یه سری لباس و ترومپتم رو بفرسته.

و دیگه آماده‌ایم.

شما ترومپت می‌زنید؟

اوه، تازه شروع کردم.

واقعاً سخته.

اَن: هی! مارتین: اوه، ببخشید.

لعنتی، فریژر، من همین الان سرزده رفتم تو اتاق خانم بیمه‌ات...

که داشت حمام اسفنجی می‌کرد.

خدای من، کدوم اسفنج؟

یه دونه کوچیک.

این دو روز طولانی‌ترین روزهای زندگیم بوده.

خب، خودت چی فکر می‌کنی؟ مگه برای من تعطیلات بوده؟

براش غذا پختم، پاهاش رو ماساژ دادم.

همچنین به شدت تشویقش کردم...

برای اجرای ترومپت آهنگ "قورباغه رفت خواستگاری".

اما دلش رو به دست آوردم.

فردا دیگه حرفی از شکایت نخواهد بود...

وقتی راهیش می‌کنم. ها ها.

اوه، سلام نایلز. سلام فریژر. سلام بابا.

خودتو آماده کن. بالاخره وقت پیدا کردم انبر حلزون‌خوری‌هات رو برگردونم.

اوه. خب، ممنون نایلز.

پس اینا این بودن.

من ازشون برای کندن کنه از روی پالتوی اِدی استفاده می‌کردم.

شری؟ فریژر: بله، ممنون.

خبر از ماریس دارم. فریژر: چی؟

اون داره بعضی از وسایلش رو به حراج می‌ذاره...

برای کمک به پرداخت هزینه‌های دفاعش.

اون اجازه داده من اول برم و هرچیزی رو که می‌خوام بردارم.

خب، این شانس منه که نقاشی اتاقم رو تصاحب کنم و از بین ببرم.

اون چیه؟

اوه، خب، سال‌ها پیش من و ماریس به سرمون زد...

که پرتره‌هایی سفارش بدیم از یه...

خب، از نوع شبه اروتیک.

خدای من.

ادامه بده.

خب، ماریس به شکل یک حوری جنگلی با چشم‌های آهو به تصویر کشیده شده بود...

در حالی که تو نقاشی من، من ساتیر پان هستم.

یک مرد بزی شهوتران و خوش‌گذران.

با اشتهای فاسد برای هر چیز حسی و شهوانی.

یادم رفت اون در رو قفل کنم.

بابات حسابی دیدنی شد. بله، خب...

پیرمرد دست و پا چلفتی. واقعاً متأسفم.

خب، امسال دیگه کادوی تولد برای اون نیست. سیر شده.

سلام نایلز. سلام اَن.

خیلی خوشحالم که می‌بینمت. متأسفم که نمی‌تونم بمونم.

داری میری؟

تو همیشه در حال رفتنی. نایلز: اوه، فقط اخیراً.

خداحافظ. فریژر: خداحافظ، نایلز.

اِ، خب، هه.

صبر کن ببینی امشب برای شام چی برات درست کردم.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left