185 dòng đầu tiên.
مارج، عاشق اینم که با انگشتای سرد و خشکت کونمو میگیری
هومی، من کونتو نگرفتم
اه. اه. اه. اه
نجاتم بده، بِیواچ!
هتل یلو لوتوس، یک اقامتگاه لوکس پنجستاره
درهای چوب ساج خودشو به نیازمندترین اقلیت اسپرینگفیلد باز کرده:
یعنی الیت ثروتمند.
و در خبری فوری، این همین الان وارد دهانم شد.
اممم. اممم
مطمئنی این همون تایمشیریه که ما خریدیم؟
دقیقا همون آدرسه.
ده ساله که داریم پولشو میدیم.
فقط به نظر میاد یه جای زیادی خوبه که ما اونجا رزرو داشته باشیم.
اوووه!
هوم.
بخونید و گریه کنید. از خوشحالی. چون عالیه.
حالا، من از نظر قانونی ممنوعم بگم
که این سرمایهگذاری خوبیه ولی این یه سرمایهگذاری خیلی خوبیه.
هومر، من راحت نیستم.
بچه داره از رحم من به عنوان یه ترامپولین استفاده میکنه.
و گزارش مصرفکنندگان میگه تایمشیرها بدترین سرمایهگذاری تو املاک هستن.
هی، من که به شما ملک نمیفروشم.
من دارم چیزی بهتون میفروشم که خیلی باارزشتر از ملکه.
امتیاز!
هوم. امتیاز، هان؟
امتیازاتی که میتونید هر وقت خواستید تبدیلشون کنید به یه تعطیلات رویایی.
البته به جز تاریخهای ممنوعه.
بچههای به دنیا نیومدهتون امتیازها و هزینههاتون رو به ارث میبرن.
برای من که یه غنیمته.
ووهو! آهای، تو!
آره، یه سوال کوچیک.
داره به من پشتشو نشون میده؟
پشت بچه داره از طرف همهمون حرف میزنه وقتی میگه باید الان بریم.
خب، البته. شما که زندانی نیستید.
اما اگه برید، قانون رو شکستید.
و سر از زندان در میارید مگه اینکه این قرارداد رو امضا کنید.
هوم.
اوه نه. شوهرم داره یه واکنش آلرژیک شدید نشون میده.
باید فورا به بیمارستان بره.
یه صبحونه مجانی دیگه.
و تنها کاری که باید میکردم این بود که جونمو به خطر بندازم.
آخ.
هومر، میبینم که چشمت دنبال این کروکنبوش خوشمزه است.
هشتاد و پنج تا شیرینی خامه ای.
فکر میکنی من واسه یه دسر مسخره یه قرارداد مادامالعمر امضا میکنم؟
دیگه هیچ وقت.
بعد از ماجرای کابل اسپکتروم نه.
دوست من، اینجا آمریکاست.
فقط به این دلیل که نمیتونی یه چیزی رو بخری
به این معنی نیست که نمیتونی بخریش.
تعطیلات لوکس فقط برای پولدارها و معروفها نیست.
اونا برای آدمای معمولی و بیاهمیت مثل شماست.
مثل من؟
البته.
هومر، چی مهمتره؟ احساس ثروتمند بودن یا واقعا ثروتمند بودن؟
واقعا ثروتمند بودن.
دوباره حدس بزن.
احساس ثروتمند بودن.
دقیقا.
حالا، امضا کن یا نکن و خانوادهتو به بدترین زندگی ممکن محکوم کن.
یکی که هیچ چیز برای امیدواری نداره.
نه. نه.
اوه.
یه بومباکس مجانی بهت میدیم.
قبوله. دُوه!
هان؟
ولی کی میتونیم از تایمشیر استفاده کنیم؟
جوابش اینه که
اون کروکنبوش!
هومر، حق با تو بود.
باورم نمیشه.
هزینههای ماهانه، هزینههای نگهداری، هزینههای محاسبه هزینه!
همش ارزششو داشت.
خوش آمدید، آقای برنز.
آقای اسمایترز.
کی پسر خوبیه؟
پاشنه! پاشنه! از گاز گرفتن پاشنهام دست بردار.
این سگها خیلی کار کردن و به تعطیلات نیاز دارن.
باید ناز و نوازش بشن، پدیکور بشن و روزی دوبار غده مقعدیشون تخلیه بشه.
سگها رو رها کنید.
بله آقا.
ببخشید!
همه چی اینجا فقط برای مهموناست، حتی منظره.
سلام!
نمیتونید این کارو با ما بکنید.
شاید پول زیادی نداشته باشیم ولی تو چیزی که اینجا مهمه، ثروتمندیم.
امتیاز!
آه، بله. درست میگی.
خب، اون شرکت تایمشیر دیگه مالک این ملک نیست.
ولی به عنوان حسن نیت، ما اون امتیازها رو قبول میکنیم.
تو قسمت تسویه حساب میبینمتون.
این قراره بهترین هفته زندگیمون باشه
وقت تخلیه اتاق
از مینیبار دور شو
امم، ببخشید
یادآوری میکنم که ما ۴۵۰ میلیون امتیاز جمع کردیم؟
که میشه ۲۰ دقیقه
اقامتتون تموم شد
این اتاق حالا مال دکتر و خانم هیبرته
اوه، فکر میکنی برنده شدی، آره؟
شامپوی رایگان رو برمیداریم
شامپوی احمق
چرا هر چی میخوام بدزدم میخکوب شده؟
کیش و مات
هوم
ما اتاق بدون نوشیدنی خواستیم. مینیبار نداشته باشه
خانمم یه سال کامل لب به مشروب نزده
اوه. ممنونم، جولیوس
لطفاً به همه بگو
منم نگم چطور پرستارت عملهای تو رو تموم میکنه
تا خودت بری گلف بازی کنی
اوپس
زن!
خب، نگران من نباش
من میدونم چطور خیلی خوب بدون نوشیدن کنار بیام
چقدر خوشحالم که با یه دکتر ازدواج کردم
به لوتوس زرد خوش آمدید
من شانا هستم
شما تاشا هستید
بله، اسممو میدونم
معمولاً
ماساژ خوشآمدگویی هم سفارش دادم
نه سوئدی، شیاتسو
راستی، وقتی لبخند میزنم درد میگیره
میتونید کمک کنید؟
من عاشق اقامتگاههای لوتوس زردم
این همه بدن زیبا، مخصوصاً اون مُردههاشون
هر کاری از دستم برمیاد برای کمک، بهم بگید
من سه تا سوئیت لوتوس الماس متصل به هم دارم
یکی برای خودم، یکی برای شوهرم و یکی برای وسایلم
وسایل اون زن اتاق میگیره ولی ما نمیگیریم؟
واسه همین بود که ما زامبیهای نازی رو تو "کال آف دیوتی: ورلد ات وار" شکست دادیم؟
میتونیم یواشکی بریم تو اتاق وسایل اون خانم پولدار و یه هفته همونجا بمونیم
ولی مامان هرگز...
داریم این کارو میکنیم
اوه، عاشق اینم که شر میشه
هی، پسرم، چطوری کلیدو گرفتی؟
سوال واقعی این نیست که "من چطوری یه کلید گرفتم؟"
بلکه اینه که "چطوری یه دستگاه کلیدساز گیر آوردم؟"
اینجا حق با اونه، مارج
من هیچی نپرسیدم
بالاتر. بالاتر. آخ. خیلی بالا. ویی!
مارج، بیا اینجا
باید چیزی رو بهت نشون بدم که هرگز فکرشم نمیکردم ممکنه
تو آینه یه تلویزیون هست
همیشه آرزوم بوده خودمو در حال تماشای تلویزیون ببینم
وای
اون حتماً خوشبختترین زن دنیاست
اوه، تو همیشه داری منو ترک میکنی
حالا کجا میری؟
یه تماس تلفنی مخفی دیگه؟
اون هیچی شک نکرده
تا وقتی دستام دور گردنش حلقه بشه، چیزی نمیفهمه
ما باید به اون زن بیچاره هشدار بدیم
اون در خطره
ولی ما تعطیلاتیم و باب فقط یه بار تلاش به قتل کرده
تلاش کرده
گوشام سوت میکشه
سایدشو باب!
سلام سیمپسونها
بارت
به من "بارت" نگو، مرد
این بار نقشهی شومِت چیه؟
منم همین سوالو از شما میپرسم
به گمانم شما و خانوادهی دزدتون
دارید توی سوئیت لوکسی که برای وسایل خانمم در نظر گرفته شده، زندگی میکنید
از کجا بدونیم که فقط دنبال پولش نیستی؟
حالا، مارج، این حرفت ناراحتم کرد
من خودم ثروت دارم
من یه چنگک با دسته تاشو اختراع کردم
دیگه کله کسی نمیخوره بهش
حالا، ببینیم گزینههاتون چی هستن
شما گذشته منو به خانمم لو میدید در حالی که من به جرم ورود غیرمجاز دستگیرتون میکنم
یا همه سکوت میکنیم و با هم لذت میبریم
من کی باشم که بخوام تو رو قضاوت کنم، باب؟
باشه، قبوله. یه هفته
اما اگه زنت مُرده پیدا شد، حتی یه بار، زنگ میزنیم پلیس
باب، داری با کی حرف میزنی؟
آه، عزیز دلم
داشتم تو اتاق دیگه صدا سازی میکردم که مزاحمت نشم
نخود و هویج. نخود و هویج
خب، فکر کنم داریم به این روانپریش اعتماد میکنیم
جامعهستیز
دو تشخیص مجزا با کمی هم خودشیفتگی
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.