Third Watch

Third Watch

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

S03 E18 - The Unforgiveng
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 18 Third Watch زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Được xuất bản vào: 2025-11-29
Lượt tải xuống: 12
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

قبلاً در سریال سومین گشت

.برو به رفیقت بگو پلیس‌ها اینجان

!سالی. چیه؟

.باید آروم‌تر بریم، رفیق

...دیویس، اگه می‌خوای تو ماشین بمونی

تو ماشین منتظر بمون...

.هی، هی، هی

!میری زندان، حرومزاده ازخودراضی

!وای خدای من

!دیویس تیر خورد

...نزدیک بود منو به کشتن بدی تا به زنت ثابت کنی

که مردونگیت از یه لات خیابونی بیشتره...

...و گوش نکردی در حالی که تنها چیزی که ازت می‌خواستم این بود

که سرعت رو کم کنی و فکر کنی...

.تاتیانا، لطفاً صبر کن

!نه

کجا می‌خوای بری؟

.نمی‌دونم

خب، کی برمی‌گردی؟

.نمی‌دونم

!تاتیانا؟

...با قدرتی که ایالت نیویورک به من داده

من شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم...

...می‌توانید

حاضری؟

.آره. اِم، فقط یه دقیقه بهم وقت بده

خوبی؟

...آره. فقط

.آره

...این، اِه، پسره، این رفیق

که، اِه، بوسکو باهاش در ارتباط بوده، می‌دونی؟...

خوبه؟

.مالی؟ بهترینه

.اونم اهل اون لوس‌بازی‌ها نیست

.بیشتر روش "عشق با جدیت" رو داره

فکر می‌کنی بوسکو به همین احتیاج داره؟

.خب، اونم که دقیقاً مهربون و پر محبت نیست

.نه، ولی... می‌دونی، من شوهرم رو تو خونه دارم

.و تو هم زنتو داری

بوسکو، می‌دونی، اون کیو داره؟

.زنم

.متاسفم، سالی، اصلاً خبر نداشتم

.هیچ‌کس نمی‌دونه

.به هیچ‌کس نگفتم

حتی به دیویس هم نه؟

.نه

چطور تونست اینجوری ناپدید بشه؟

.باهوشه؛ داره قایم می‌شه

...می‌دونی، دیدم که دارم

تمام ساعت‌های شب رو اطراف برایتون بیچ رانندگی می‌کنم...

...هی تو کافه‌ها و رستوران‌های اونجا سرک می‌کشیدم

فقط شاید شانسی پیدا بشه، می‌دونی؟...

.مثل سوزن تو انبار کاه گشتن

...بعضی از این پاتوق‌های روسی که میری توش

اونا جوری رفتار می‌کنن انگار تو خارجی هستی...

...راستشو بخوای

شانس بیشتری داری که به شِفچنکو بربخوری...

.فقط امیدوارم هرجا که هست، سالم باشه

...اون و سرگئی شاید تا حالا برگشته باشن به

اوکراین، تا جایی که من می‌دونم...

...فکر می‌کنی اداره مهاجرت باید یه لیست داشته باشه، می‌دونی

که توش رفت و آمد مردم رو ثبت کنن...

.رفت و آمد مردم رو ثبت کنن

.این پارک

سالی، الان کجایی؟

.ما داریم می‌ریم سمت پشت زمین بازی تو خیابون ۱۱۳ام

!بهم شلیک نکن

!اسلحه رو بنداز! بهم شلیک نکن

!منو نکش، رفیق

!استرام، اسلحه رو همین الان بنداز! بهم شلیک نکن

.من یه عمه داشتم که اون گوشه زندگی می‌کرد

.ما وقتی بچه بودیم تو اون پارک بازی می‌کردیم

!پلیس، سریع بیا اینجا

!خواهش می‌کنم

!پلیس، اینجا

این دیگه چه کوفتیه؟

!پلیس! وحشتناکه

!بیا اینجا! سریع بیا

.باشه، باشه

.از خیابون بیا بیرون

!بیا اینجا عقب

زیرنویس با حمایت NBC

.و تلویزیون برادران وارنر

.گفتن می‌تونیم بریم

.خوبه

.کارشون تقریباً تمومه

...لورنزو از اداره قتل

گفت این دومین دختربچه تو یه ماهه...

.یه دختربچه دیگه هم تو مرکز شهر پیدا کردن

.بچه یه معتاد

.کامل لباس پوشیده بود انگار یکشنبه عید پاکه

همین‌طور توی یه جعبه خوابونده شده بود؟

.آره

تا حالا فکر کردی زیادی وقته که پلیسی؟

هر روز. خب؟

.فقط می‌خوام برگردم خونه

حالت خوبه؟

.حالم بده

می‌خوای من رانندگی کنم؟

.نه. فقط... فقط فکر کنم باید برم خونه

یوکاس بهم میگه

داره تنها شیفتش رو تموم می‌کنه؟

آره. فکر کنم دارم مریض میشم

یه ذره آنفولانزا، یا یه همچین چیزی

واکسن آنفولانزا نزدی؟

یا شبیه اون

...سالی، اون دختر کوچولویی که پیدا کردی

...نه، اون نیست. من

.خب، آ... منظورم اینه که، واقعاً وحشتناک بود

امسال با اتفاقای خیلی وحشتناکی روبرو شدی

پس یه کم به خودت استراحت بده

...می‌خوای برای یه مدت

از گشت‌زنی دور باشی؟

.نه، قربان، واقعاً

.چیز مهمی نیست

...برای من مهمه. من فقط

...من خوب میشم. من

.فقط باید، آ... می‌دونی، یه کم دراز بکشم

.متاسفم

.هی، نیازی نیست متاسف باشی

رئیس؟

آخه بعضی وقتا اصلاً این مردم رو درک نمی‌کنم، می‌فهمی؟

.آره، منم همینطور

!کمک خبر کن

.تو به من دروغ گفتی

!نه، وایستا، تو رو خدا، وایستا

.باهات مسابقه می‌دم تا زودتر بهش برسیم

.ببخشید، ببخشید

!استرام، عقب وایسا

!به من شلیک نکن

!منو نکش، مرد

!این یارو باید از من بترسه

.باهات مسابقه می‌دم تا زودتر بهش برسیم

هی

اون پدر مورنو رو می‌شناسی؟

چطور مگه؟

.براش یه نوشیدنی بفرست

.آه، اشکالی نداره

.خوبه

«خوب»؟ فکر می‌کنی خوبه، ها؟

.پدر اینجا رفیق ماست

.شما رو نمی‌شناسم

.بفرما

حالا منو می‌شناسی، باشه؟

...حالا، به پدر بده

همون چیزی که پدر می‌خوره، یکی هم برای اون بیار، باشه؟

.آبجو

.یه آبجو

.سلام، پدر

.خیلی وقته ندیدمت، جان

.حدس می‌زدم که اینجا پیدات کنم

.فکر کنم یه جورایی پاتوقمه

.هوم. هیچیِ تو معمولی نیست

گرسنه‌ای؟

.نه

.فقط تشنمه

همینطور اینا رو بیار، باشه؟

یقه‌ات کو؟

.همیشه نمی‌پوشمش

...فکر کنم کشیشی

این روزها چیزی نیست که بخوای جار بزنی

چه کاری از دستم برمیاد؟

امروز اتفاقی از پارک مک‌هنری رد می‌شدم

...فهمیدم که، اِم

.این اولین باریه که پامو گذاشتم اونجا

.بعد از اون شب

.فکر کنم تمام این مدت داشتم از اونجا دوری می‌کردم

.تقریباً همونجوری که تو از من دوری می‌کردی

جان، باید بدونی

که هیچکس نمی‌تونست از همون اول آخر کار رو ببینه

آتیش

من تازه کف کلیسا رو طی کشیدم، پدر

پس مواظب باش

اگه لیز بخورم و آسیب ببینم

باید جواب رئیسمو بدی

یه معذرت خواهی درست و حسابی می‌کنم

شب خوبی داشته باشی، مانوئل

!کمک! آتیش

!کمکم کنید، آقا

چی شد؟ چی شد؟

!خواهرم توئه

کدوم طبقه؟

.طبقه چهارمه

!وایسا

!اونجا نرو

کسی بیرون اومده تا حالا؟

.نه، ولی واسه رفتن توش، احمق کم نیست

!اوناهاش

.تریاژ رو بیارید اینجا

.سلام. بفرمایید

!آه

!نمیتونم نگهش دارم

!برو بالا

.داریم میایم، جیمی

!پاشو

!طاقت بیار، جیمی

!نمیتونم نگهش دارم

!یالا، جیمی

کاش همون موقع که اون آتش‌نشان انداختش، مرده بود

اون‌وقت به عنوان یه قهرمان از دنیا می‌رفت و پرونده بسته می‌شد

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left