Abbott Elementary

Abbott Elementary

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 5

Thông tin phát hành

Abbott Elementary S05E02 Cheating 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 2 Abbott Elementary 2021 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-20
Lượt tải xuống: 26
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

همیشه من باید این مدرسه داغون رو به روز کنم

برای همین سیستم صوتی قدیمی‌مون رو به بلوتوث وصل کردم

و حالا از هر جا که باشم می‌تونم از طریق گوشیم اعلامیه بدم

راستش، همین الان یه اعلامیه می‌دم

توجه، یه خبر مهمی راجع به مدرسه‌مون دارم

دندونام داره سفیدتر می‌شه

اوه، باید بهشون راجع به مستند بن لادن که همین الان دیدم، بگم

لبران جیمز. لبران جیمز

شش. هفت

لبران جیمز. لبران جیمز

شش. هفت. چه خبره؟

لبران جیمز. بچه‌ها دارن به بلوتوثت وصل می‌شن

رمزشو نذاشتی؟ لبران جیمز

ممنون از این همه تیزبینی بعد از ماجرا، ملیسا

به پادکست "آشغال‌بازی" خوش آمدید

موضوع اول: دارن آشغال‌های شما رو به مالزی می‌فروشن

صدای من این‌جوریه؟ وای خدای من

عاشق این آهنگم

می‌رم براش رمز می‌ذارم و خاموشش می‌کنم

صبر کن

آره، نه، خوبه. باحاله

شروع شد

خیلی خب، جیکوب

ببین منو، یه بار دیگه دارم شادی میارم به مدرسه

لطفاً اولین دانش‌آموز رو وقتی رسید بفرستید داخل

سلام

چه نعمتیه که مشاور جدیدمون اینجاست

تا به بچه‌ها کمک کنه

و کارش هم فوق‌العاده‌ست

اون هم‌چنین خیلی قد بلنده

اسم من النا آلومار هست. من مشاور جدید اینجا هستم

اَبوت جدیدترین مدرسه توی برنامه‌ام هست

پس حالا مسئول سلامت ۲۰ مدرسه هستم

یعنی باید از اینجا برم. ممنون

چه عالی که به آبوت اضافه شدن

واقعاً هم همینطوره... بله.

و باید از خودم تشکر کنم که اونو اینجا آوردم

بیشتر به خاطر این که هیچ وقت هیچ‌کس بابت هیچ‌چیز ازم تشکر نکرده... اصلاً

اونم که دیگه هیچی

اون همیشه خیلی حرفه‌ای برخورد می‌کنه با اینکه همه‌چیز چطوری باید انجام بشه

من دیگه قانون بیشتری نمی‌خوام

و تو الان چه قوانینی رو رعایت می‌کنی؟

خب، اول از همه من قانون سه رو رعایت می‌کنم

بله. دوماً

من بیشتر روزا اینجام، مگه نه؟

من یه قانون برای شماها دارم

باید بین هر بار شستشو دو ساعت صبر کنید

قبل از اینکه ماشین ظرفشویی توی اتاق استراحت رو روشن کنید، وگرنه...

وگرنه چی آقای جانسون؟

وگرنه باید ظرفاتون رو با آب قهوه‌ای بشورید، نه از اون نوع خوبش

ولی...

از اون نوع خوبش؟

چ... چرا آب بد باید قهوه‌ای باشه، جیکوب؟

آره، جیکوب، چرا؟

بفرمایید داخل

آه. خوش اومدی، نیک. بفرمایید داخل

نه نه نه. بی‌ادب نباش

به نین صبح بخیر بگو

صبح بخیر، نین

آه. صبح بخیر

خب، ولی اون نمی‌تونه منو نین صدا کنه

اوه. آره

اشتباه از من بود، رفیق. دفعه بعد مطمئن می‌شم بگه خانم نین

بله، پسر دوست‌دختر طارق، نیک، امسال تو کلاس منه

حقیقتش اینه که طارق خیلی غیرمنتظره فعال بوده

به عنوان رئیس انجمن اولیا و مربیان داره می‌ترکونه

و خیلی به نیک اهمیت می‌ده

اونا می‌گفتن نمیشه

اون "اونا" من بودم

می‌دونی، طارق، باید بهت بگم

مسئولیت‌های زیادی رو به عهده گرفتی

خیلی بهت افتخار می‌کنم

آره، واقعاً، اِم...

هی، هی، گرگ. هی

چطوری رفیق؟ هی. آه. چطوری؟

هی، فقط می‌خوام بهت بگم

لازم نیست نگران هیچ‌چیزی باشی که بین من و دوست‌دخترت همین‌جا اتفاق بیفته، باشه؟

قرار گذاشتن با همکار کار درستی نیست، پس...

اوه. امم. تو اینجا کار نمی‌کنی. معروفه که تو هیچ‌جا کار نمی‌کنی

نمایش رو از دست دادم؟

این مثلث عشقی جنین، طارق، گرگوری قراره حسابی پیچیده بشه

من برمی‌گردم به کلاس درس. آره، من دیگه می‌رم

اینجا چیکار می‌کنی؟

امیدوارم دارم سرگرم می‌شم

من بچه طارق رو انداختم تو کلاس تو برای اینکه جنجال بشه

من تنها کلاس دومی رو دارم و هیچ جنجالی در کار نخواهد بود

اِم، بهتره که باشه. حالا که تو این رابطه تک‌همسری هستم

حسابی حوصله‌م سر رفته

خیلی خب، پسرم، روز خوبی داشته باشی و یادت باشه

یادم رفت چی می‌خواستم بگم. بداهه می‌رم

وای، وای، وای. ببخشید. اشتباه از من بود. من دیگه میرم.

دلت براش تنگ شده، مگه نه؟

خانم شمنتی؟ بله؟

میشه برم دستشویی؟

آه

البته که میتونی.

جیکوب و مورتون سعی کردن منو بترسونن

که تدریس راهنمایی قراره یه کابوس باشه.

ولی قضیه اینه که، باید با بچه‌های بزرگ‌تر همون‌جوری که هستن کنار بیای.

و یکی از روش‌هایی که من این کارو می‌کنم اینه که

اجازه میدم روزی یه دونه فحش بدن و اونا عاشق این کارن.

خب، یه خبر خوب دارم و یه خبر بد.

خبر خوب اینه که همه‌تون تو آزمون ارزیابی عالی گرفتین.

آره.

هیس. صبر کن. خبر بد چیه؟

خبر بد اینه که قرار بود جواب‌ها رو مرور کنیم،

ولی حالا ده دقیقه وقت دارین با گوشیتون بازی کنین.

امیدوارم حال کنین باهاش.

آره.

میدونی جیکوب، نمیدونم چرا با بچه‌های بزرگ‌تر اینقدر مشکل داشتی.

میدونی، فقط کافیه باهاشون با احترام رفتار کنی.

پس دلت بسوزه.

خوشحالم برات.

آره، خب، بسوز چون نه تنها منو دوست دارن،

بلکه تو آزمونی هم که همین الان بهشون دادم عالی گرفتن.

واقعا؟ این قابل تحسینه.

تو کلاس اونا بعضی از بچه‌های شلوغ و حواس‌پرت منم هستن.

آره، بشین و حرص بخور، گرگوری.

چون بعضی از ماها، و منظورم از بعضی، خودمم،

میدونیم اینجا داریم چیکار می‌کنیم، پس برو کشکتو بمال.

چی؟

اوه، باربارا، بارب، چی؟ چرا داری این کارو می‌کنی؟

چه کاری؟

خب، تو همین الان ماشین ظرفشویی رو با سه تا فنجون، دو تا قاشق راه انداختی

و حتی یه بشقاب هم پیدا نمیشد. این یه هدر دادن بزرگ آبه.

و خودتم میدونی که ما تا دو ساعت دیگه نمیتونیم روشنش کنیم.

جیکوب، من منتظر بودم پر بشه تا ماگم تمیز شه.

و تا جایی که تونستم دیرتر زدمش.

خب، اگه فقط یه ماگ خاص میخوای، نمیتونی از اسکاچ تو سینک استفاده کنی؟

ببخشید؟

اون ماگ، ماگیه که جرالد به افتخار مادربزرگ شیکِ آینده بودنم بهم داده.

و این مانیکورم یه اثر هنریه، نه یه ابزار نظافت.

دیدیش؟

پس چی شد اون روحیه همکاری؟

فضاهای مشترک میتونن پیچیده باشن.

نکته خوبیه.

اوه. میشه؟

فکر کنم وقتشه باربارا با قدرت آشنا بشه

یک یادداشت چسبانِ عمومی.

اینم از این.

ممنون که قدرت قلم رو بهم یادآوری کردی.

من هیچی نگفتم. تو شنیدی که من هیچی نگفتم، درسته؟

خیلی خوشحالم که خانم شمنتی امسال ریاضی درس میده.

کاش میتونستم برگه‌های جواب رو برای همه کلاسام بدزدم.

اگه شروع کنی همه نمراتت ۲۰ بشه، حتما گیر می‌افتیم.

هی، آروم‌تر. آقای ادی همین جاست.

با اون کلاه گنده‌اش هیچی نمیشنوه.

یارو رو باش با این تیپ کم نیوتونیش.

دانش آموزات دارن تقلب میکنن.

و در مورد کلاه باغبونی من حرف‌های نامهربانانه‌ای گفتن.

داری در مورد چی حرف میزنی؟

همون کلاه لبه‌دار، همونی که جنین برام گرفت.

ازش متنفرن و این ناراحت‌کننده بود. حس میکنم قیافمو...

خب. در مورد تقلب کردن بچه‌ها تو امتحان... تو کله‌پوک. اصلا چطور ممکنه؟

اوه، کلید جواب‌ها رو پیدا کردن، عکس گرفتن

و برای کل کلاس فرستادن.

نه، من کلید جواب‌ها رو تو میزم گذاشته بودم. اونا...

حالا باید کشوهامو قفل کنم؟

این دیگه چیه؟ خانواده‌م دارن پیشم میمونن؟

با کوچولوها لازم نیست به این چیزا فکر کنی.

آره، تو فقط کلید جواب‌ها رو میذاری بیرون، یه کلاه احمقانه میذاری سرت. هیچ‌کس هیچی نمیگه.

باشه، هیچ‌کس نگفت احمقانه بود.

این قابل تحمل نیست.

باشه. آره.

چی... چی میخوای بکنی؟

اوه، مچشون رو میگیرم. نگران نباش.

خب، با توجه به هرچیزی که در موردت میدونم، من در واقع خیلی نگرانم.

سرایدار جدیدی؟ نه.

سخت کار کن، درست رفتار کن، شاید یه روزی...

آقای جانسون.

"برای همه. فقط وقتی پره روشنش کنید. جیکوب."

این برای کیه؟

شاید ملیسا باشه. اوه. احتمالا جنین.

برای توئه، خانوم.

میدونی، اون جیکوب داره هر سال به طرز تهاجمی‌تری منفعل میشه.

با گذشت هر سال.

یعنی، این مسخره‌ست، نه؟

نمیدونم.

یعنی، هرکسی باید از خودش دفاع کنه.

دقیقا.

و من به روشنی روز از خودم دفاع میکنم.

که هیچ سوءتفاهمی پیش نیاد.

تو منو نمیشناسی، خانم آلومار. نه، نه.

سال پیش افت داشتم.

ولی امسال، حسابی آتیشی‌ام.

صبر کن، صبر کن، صبر کن، نگه دار. گذاشتنت عقب، تو صندلی‌های پرت؟

اون صندلی منه.

غیر قابل قبوله، رفیق. ما که عملا نین رو میشناسیم.

میتونیم همین الان بذاریمت ردیف جلو کلاس. بیا دیگه.

هی، هی، ببخشید، اوه، متاسفم، رفیق ولی اینجا بخش وی‌آی‌پیه.

چیزی شکستنی این تو داری؟

ترشی‌هام

آره، می‌دونم. ترشی‌هات

خیلی متاسفم. بهش توجه نکن. ام... خب، بگذریم... بفرمایید، باشه؟

هی. ببین. و یادت باشه، تو فقط یه بچه دیگه تو این کلاس نیستی، باشه؟

تو خاصی چون یه زمانی بود که

تنها مردی بودم که معلمت می‌شناخت

اِلو. الان.

خیلی متاسفم. چی-چی می‌گفتید؟

باشه، خیلی سریع، من، اِ، یه لیست اینجا از تمام برچسب‌هایی که نیک ترجیح میده، درست کردم

More Farsi Persian subtitles for Abbott Elementary

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left