200 dòng đầu tiên.
.خب، من سه تا زدم. تو دو تا نوبت توـه
...خب، واسه این باید پشت وانت بشینیم
چپکی شلیک کنیم، مدل هیپهاپ
و اگه به هدف نزنیم باید با مشت بزنیم تو تخمهامون
قابلتون رو نداشت، کوچولوها
"خیلیخب، آروم باش، "انی اوکلی
من که نگران نیستم
کل زندگیت سر هیچی نتونستی منو شکست بدی
آره، آره
آره، تو همیشه زیر فشار کم میاری
اصلاً هم اینطور نیست
جداً؟
بیخیال، اردوی تابستونی؟ مینیگلف؟
تمام کاری که باید میکردی این بود که توی چهار ضربه توپ رو توی سوراخ میانداختی
اینقدر طولش دادی
که اون دختر بچه که برای تولدش اومده بود پرسید میذاری اون هم بازی کنه یا نه
خب،، اون دختر کوچولو الان
یه جا یه دانشجوی خوشگله
یکی بهم طلب داره
خیلیخب. شهربازی. مسابقهی هاتداگخوری
بابا مجبور شد هایملیکت کنه
دقیقاً زیر فشار داشتی خفه میشدی
با تفنگ لعنتی شلیک کن
قراره کاری رو بکنم که
از 12 سالگی دارم انجام میدم
بطری رو بزنم
!وای خدا
اگه بابا نمرده باشه، بدجور عصبانی میشه
این چه کوفتی بود؟
تف توش، نمرده
آره، راست میگی
راستی، تیرت خطا رفت
زیرنویس از آرمان اسدی .: Arman333 :.
بابا، خیلی معذرت میخوابم - آره، خیلی معذرت میخوایم -
،قبل از اینکه چیزی بگی فقط میخواستم بدونی
تقصیر کولت بود
...برام مهم نیست تقصیر کی بود
تقصیر کولت بود
شما دو تا چه مرگتونه؟
،دفعه دیگه که با تفنگ مسخره بازی درمیارین ...یه لطفی بهم بکنین
همدیگه رو هدف بگیرین
همونطور که گفتم خیلی متاسفیم
اخیراً زیاد کار میکردیم
میخواستیم اینطوری یکم خودمون رو تخلیه کنیم
...و... من - من سه سوته اینو درستش میکنم، باشه؟ -
کی تلویزیون رو درست میکنه؟
تلویزیون؟
!وای خدا، بهترین دوستمو کشتی
یکم پول جمع میکنیم و یه جدیدشو میخریم
.جدیدش رو نمیخریم بهش نیازی نداریم
بابا، داری شوخی میکنی دیگه؟
.غذا، آب، پناهگاه، تلویزیون اینا لازمهی زندگین
باید دیگه پول خرج چیزهایی که بهشون نیاز نداریم نکنیم
میدونی امروز صبح توی یخچال چی دیدم؟
خب، من موبایلمو گذاشتم اون تو
تا افبیآی نتونه ردمو بگیره
اینو از تو یاد گرفتم، بابایی
شیر بادوم دیگه چه مزخرفیه؟
شیره
پستون رو روی بادوم نشونم بده
ببین، این از شیر معمولی برات بهتره
کالری کمتر داره و پر از ویتامین ای هستش
مثل آب نارگیله
حالا فقط داری مهملات میبافی
وقتی داریم سعی میکنیم مزرعه رو سر پا نگه داریم
نباید دیگه پول خرج آشغالهایی مثل این کنیم
خیلیخب. مگه همیشه وقتی به موعد فروش گوسالهها
نزدیک میشیم دستمون تنگ نمیشه؟
امسال فرق میکنه
وضعمون خیلی خرابه
قبضهامون دوبرابر شدن
یه نونخور اضافه توی خونه زندگی میکنه
،این یعنی غذای اضافه ...استفاده اضافه از آب و برق
آب بادوم اضافه
کولت، شنیدی که چی گفت. گمشو بیرون
...وایسا ببینم
پس اون 15 سال که از این چیزا استفاده نکردم چی؟
چون خانواده رو ول کرده بودم؟
قابلتون رو نداره
بالای اینها، یه جریمهی غافلگیرکننده
از اداره آب و برق به دستمون رسید
و یه نامه عاشقانه از شهرداری که توش مالیات ملک رو بیشتر کرده
میدونی مالیات ما رو واسه چی استفاده میکنن؟ ساختن سفینهی فضایی
تا برن دور و بر مریخ بگردن
هی، ناسا، خاک قرمز میخواین؟
تو حیاط پشتی من فرود بیاین و حالشو ببرین
...بابا، شاید بتونیم - بس کن -
کلی در موردش فکر کردم
و راه دیگهای نمیبینم
باید برای ادامه وام بگیریم
باید وام بگیریم؟
پسر، از چیزی که فکر میکردم جدیتره
بابا از بانکها متنفره
همیشه میگه تنها بانکی که
بهش نیاز داشته زیر تشکش هستش
حرف احمقانهای بود که بهم گفت
چون تنها بانکی که من بهش نیاز داشتم زیر تشکش بود
شما باید آقای بنت باشین
من بیل جنسن هستم. حالتون چطوره؟
،زیاد خوب نیستم، آقای جنسن وگرنه اینجا نبودم
البته، زمان سختی برای خیلی از مزرعهدارها هستش
...کاملاً درکتون میکنم اوه، اوه، ببخشید
ببخشید، اسمتون چیه؟
هی، من روستر هستم
،خیلیخب، از آشناییتون خوشوقتم (آقای... روستر(خروس
...میشه
لطفاً به چیزی روی میزم دست نزنین؟
البته، شرمنده
همسرتونه؟ - دخترمه -
اوه. ای جون
خیلی زیبا هستش
خب، یه چیز جالب در موردش بگم
شاگرد اول کلاسه، کاپیتان تیم فوتباله
17سالشه و پدرش پنج تا اسلحه داره
خب، اینم فرم استاندارد درخواست وام
کاملاً سادهاس
شماره کارت ملیـم رو بهت نمیدم
خب، شاید اینقدرها هم ساده نیست
...خب
کولت بنت
چه کنیم دیگه
میخواین چیزی واستون امضا کنم؟
توپ فوتبال یا یه عکس؟
تا حالا سینهی یه مرد رو امضا نکردم
ولی اگه کمکی واسه وام گرفتن میکنه
منم این کار رو میکنم
نه، راستش ما قبلاً همدیگه رو دیدیم
وقتی واسه تیم گریسون بازی میکردی
من توی اون لیگ داور بودم
...من همیشه
یه مسئول وام برتر
و کارمندی که دنبال جذب رضایت مشتریها باشه، نبودم
هیچکدوم از بازیهای بزرگم رو قضاوت کردی؟
راستش، من بازی فینال ایالتی
سال اول دبیرستانت رو سوت زدم
واقعاً؟
داور خط نگه دار؟ - درسته. درسته -
وقتی داشتم بزرگ میشدم، میدونستم که یا میخوام داور بشم
یا یه کارمند بانک متوسط
بهش میگن زندگی با دو رویا
تو دلیل باختمون توی اون بازی بودی
چی چی شد؟ - من اون حمله رو گل کرده بودم -
از همین میترسیدم
،خیلیخب، جهت اطلاعت یه خط عقبتر بودی
ولی شاید به این خاطر صدای سوت رو نشنیدی چون شدیداً مشغول
ترغیب طرفدارهای تیم رقیب بودی تا :این رو نقل قول کنن
سرشو بخورین. کل مسیر برگشت" "به «گرند جانکشن» سرشو بخورین
...همه توی استادیوم
،دیدن که من اون گل رو از خط عبور دادم به جز یه نفر
و همه توی این اتاق
رفتار کاملاً مناسبی دارن، به جز یه نفر
این حرفو کسی میزنه که میخواد با دختر زیر سن قانونی من بخوابه
،خب، میدونی چیه یه اشتباه کردی
کولت - نه، بابا -
نه. منظورم اینه، همه اشتباه میکنن
به جز اینکه اشتباه تو برام باعث از دست دادن قهرمانی ایالت شد
ضمناً باعث از دست دادن سکس سه نفره با تشویقکنندههای خوشگل شد
که در صورت قهرمانی بهم قول داده بودن
سال بعدش که قهرمان شدی
اون دخترها فارغالتحصیل شده بودن
از بین برندهی رویا
خیلیخب، میدونی چیه؟
من اشتباه نکردم
کاملاً به وضوح دیدم
قبل از اینکه توپت از گل رد بشه زانوت به زمین خورد
پس، تو میتونی: "سرشو بخوری، ...کل مسیر برگشت رو به
3712جادهی فرعی 145" سرشو بخوری
میدونی تو میتونی سر چیو بخوری؟ - کولت، خفه -
خیلیخب، میتونم با دخترم کنار بیام
که شوهر جدید همسر سابقم رو"بابا" صدا میکنه
!ولی مجبور نیستم با این کنار بیام
خیلیخب
نفس عمیق بکش، بیل
.سه، دو، یک، یک، دو، سه چه کوفتی داره اذیتم میکنه؟
به خاطر این رفتارم معذرت میخوام
سوالی دارین، آقای بنت؟
آره. کجا رو باید امضا کنم؟
همونجا روی خط آخر
،یا میتونی اون طرف خط رو امضا کنی اون به هر حال متوجهش نمیشه
!خیلیخب، دیگه کافیه
،چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه بعداً واسه خودم یه بطری مشروب میخرم
یه خط عقبتر بودی
اوه، سلام، کولت
مزاحم شدم؟
نه، اصلاً. داشتم با چاقیای که نصیب کارمندهای بانک میشه مقابله میکردم
این از خطرات زندگی پشت میزنشینی هستش
وقتی آمار مرگ و میرها رو نگاه میکنی
اعداد نشون میدن که خطرات این شغل
با خطرات آتشنشان بودن برابره
...واقعاً؟ این این دیگه نمیتونه واقعیت داشته باشه
وقتی بیوههای کارمندهای بانک
برای تو هم به اندازه من خوراک کسرول آوردن
اونوقت حرف میزنیم
خیلیخب. فقط میخواستم معذرتخواهی کنم
فکر کنم یکم بد رفتار کردم
کولت... درک میکنم
میدونی... ما
دو تا مرد پر از "تستوسترون" هستیم
مثل دو تا گوزن نر که شاخهاشون رو به هم میکوبن
پوست نرم روی شاخشون رو جدا میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.