Frasier

Frasier

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 7

Thông tin phát hành

Frasier S07E13 Theyre Playing Our Song 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 13 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-24
Lượt tải xuống: 27
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

184 dòng đầu tiên.

و بعد از این وقفه خبری کوتاه، دوباره برمی‌گردیم.

فریژر؟ اومدم یه راهنمایی بهت بکنم. فریژر: واقعاً؟

هی، گیل. راز. قراره نقد کنم

یه رستوران ایتالیاییِ محشر و جدید که کشف کردم، اسمشم بِلا، بِلاست.

من همین الان بهت خبر میدم چون وقتی من یه بار بررسیش کردم...

دیگه جا گرفتن محال میشه.

ممنونم گیل. همیشه لذت‌بخشه که آدم چند دقیقه از یه جریان جلوتر باشه.

یه آسو بوکو دارن که محشره!

من بهش میگم رستگاری ساق گوساله.

سلام بچه‌ها. اوه، کِنی.

برنامه داره عالی پیش میره، فریزِر. البته فقط یه چیز کم داره.

میدونم، میدونم، یه آهنگ تیتراژ جدید.

متاسفم، هنوز فرصت نکردم بهش برسم.

میسیس دلافیلد حسابی سر این موضوع داره سرمو می‌خوره.

اون فکر می‌کنه اگه هر برنامه‌ای یه آهنگ تیتراژ داشته باشه

به جذب شنونده‌ها کمک می‌کنه. گیل هم که آهنگ خودشو داره.

انتخاب اولم "غذا، غذای باشکوه" از نمایش "الیور" بود.

کاملاً با هم جور درمیاد. آشپزی اعیانی و گروه سرود بچه‌های یتیم گرسنه.

اما بعدش یه دوست آهنگساز برام این ترانه کوچولو رو ساخت.

چه موقع انتخاب یه شراب یا بهترین جا برای شام

همش سلیقه ایه. بله قربان.

همه چی سلیقه ایه.

محشره، نه؟

و از همه بهتر اینه که یه قرون هم برای این کار نگرفت.

خب، حداقل وجدان داره.

می‌دونی، کنی، بابت اینکه این کارو عقب انداختم متاسفم.

باور کن، به محض اینکه بتونم یه دونه گیر میارم، باشه؟

خب، بهتره که یه چیزی جور کنی.

ببخشید که انقدر دارم سخت‌گیری می‌کنم. این قسمتی از کارمه که بیشتر از همه ازش بدم میاد.

ولی این چیزو تا دوشنبه... این حدودا، می دونی، رو میزم می‌خوام.

می‌دونی، رز، شنیدن اون آوازک گیل منو یاد این انداخت...

که شاید باید یه آهنگ اصلی خودمون بسازیم.

دوست‌پسر جدیدم، لئون، تو یه بنده. می‌تونه براتون یکی بنویسه.

داشتم به ساختنش فکر می‌کردم. من که بی‌استعداد موسیقی نیستم.

حداقل می تونی لئون رو برای همنوازیت استخدام کنی؟

فکر کنم شدیداً دنبال کاره؟ ماه‌هاست کاری برای اجرا نداشته.

فقط سر از موسیقی در میاره. تو هیچی دیگه خوب نیست، البته جز تو تختخواب.

اونو از همه بهتر بلده. آره.

چقدر طول کشید تا اینو بفهمی؟ ده ثانیه.

آه، طولانی‌تر از همیشه.

فریزر. اوه، نایلز.

اوه، خدای من، امشب قرار شام داشتیم، نه؟

بله، نگو که داری کنسلش می‌کنی. من امشب یه پروژه کوچیک دارم.

این ربطی به اون آهنگ تیتراژ جدیدی که قولش رو دادی، داره؟

بله، داره. باید تا دوشنبه یه چیزی داشته باشم.

و فکر کردم از فرصت یه شب آروم و خوب تو خونه استفاده کنم.

اوه خدایا!

دافنی. دافنی، میشه اون جاروبرقی رو خاموش کنی، لطفاً؟

این جاروبرقی نیست.

این نابودگر کثیفی ۲۰۰۰ هست، یه سیستم پاک‌کننده کامل.

نوئه؟ آره، امروز بعدازظهر گرفتمش.

می‌دونید، این آب همه ذرات کثیفی رو به دام می‌ندازه،

به جای اینکه دوباره اونا رو تو هوا پخش کنه.

من این همه رو فقط از بالش دکتر کرین گرفتم.

اَه!

بارها بهت گفتم که به یه لیف زبرتر عوض کنی.

نه، برای هر کسی همینطوره. پوست مرده، مایت‌های گرد و غبار،

اینا چیزاییه که ما روش می‌خوابیم، فقط نمی‌دونیم.

الان که می‌دونیم، ای بابا!

این همون فرصتیه که منتظرش بودم.

خب، ظاهراً این پاک‌کننده لک ۲۰۰۰

حریف اون تپه خاک ۱۹۵۷ نمیشه.

خب، اینو پس میدم.

تو تبلیغش که یه اسب آبی رو کامل از گل پاک می‌کردن.

حالا می‌تونم شروع به کار کنم.

نایلز، بازم بابت شام متاسفم، اما می‌تونم برات یه شری بخرم؟

اوه، ممنون.

راجع به این آهنگ تیتراژت، چرا از یه آهنگ آماده استفاده نمی‌کنی؟

فریژر: راستش، خودم می‌خوام یکی بسازم.

همیشه کشش خاصی به موسیقی داشتم

و اغلب برام سؤال بوده که چی می‌تونستم به دست بیارم

اگه فقط آستین بالا می‌زدم و امتحانش می‌کردم.

تو مدرسه یه موزیکال ننوشتی؟

بله، نوشتم، بابا. نایلز هم توش بود.

کل مدرسه با زمزمه کردن سرود افتتاحیه من از سالن بیرون اومدن.

اونا با زمزمه وارد سالن شدن. سمفونی نهم بتهوون بود.

فریژر: نه، نبود! اون...

اصلاً اینطور نبود!

ما مردان دلاور و شرافتمندیم

زن‌بارگان، بزن‌بهادرانِ خوش‌گذران.

خب، باشه، باشه.

خب، گمونم شاید یکی دو نت رو به عنوان یه پایه اولیه قرض گرفته باشم.

بالا و پایین پریدن، جست‌وخیز کردن، خندیدن، جست‌وخیز کردن...

بسیار خب، متوجه شدم.

از روی یه تپه و...

بس کن.

ببخشید، فقط داشتم سر به سرت می‌ذاشتم. نمایش فوق‌العاده‌ای بود.

افتخار می‌کردم که توش بازی می‌کردم. نایلز، تو توش عالی بودی.

خب، ممنون. خودم هم همین‌طور فکر می‌کردم.

فکر می‌کردم اگه ادامه می‌دادم، می‌تونستم یه بازیگر حرفه‌ای بشم.

می‌بینی؟ همه ما یه راه نرفته داریم.

چند تا کار ناتمام که ارزش کاوش رو داره.

همیشه می‌خواستم رقصنده باله باشم، اما یه گلوله به آرزوهام پایان داد.

خب، فریژر، اگه برای این کار کمکی لازم داری، من همین‌جام.

ممنون. ترجیح می‌دم آهنگسازی رو خودم انجام بدم.

ولی به یه گوش شنوا نیاز دارم. منصفانه است.

بیا فکرهامونو رو هم بذاریم.

البته، کنایه‌آمیز گفتم. آخه دیدم چی از بالشت دراومد.

فکر می‌کنم این پل جدید بهترین چیزیه که نوشتی.

واقعاً؟ اوه، قطعاً. این...

کلاستروفوبیا، نیمفومانیا

اون بررسی‌ات می‌کنه، بهت توضیح می‌ده

محشره!

می‌دونی، یه جورایی داره...

یه حال و هوای کول پورتر و استیون زاندهایمی، مگه نه؟

اوه، کاملاً! آره، زاندهایم آرزو می‌کرد اینو نوشته بود.

می‌دونی چیه؟ یه کم نگرانم.

شاید یه کم زیادی معمولی باشه.

شاید به جای یه "بریج" معمولی،

بتونم یه مونولوگ دراماتیک جاش بذارم

که روی یه پس‌زمینه موسیقیایی گفته بشه.

خوشم اومد.

البته، باید یه بازیگر استخدام کنم.

فکر کنم می‌تونی پولت رو هدر بدی پای یه به اصطلاح حرفه‌ای.

یکی که هیچی از روانپزشکی نمی‌دونه!

یکی که کل گشتالت رو درک نمی‌کنه.

یا شاید خودت بتونی انجامش بدی. فکر کنم.

اوه، نایلز، من برات یه سخنرانی می‌نویسم که طیف بازیگری‌ات رو به چالش بکشه!

این چقدر هیجان‌انگیزه! بیا دوباره کورس رو بزنیم.

باشه. مارتین: هی، هی، فریزر؟

بله؟ یه ایده برای جینگل کوچولوت دارم.

همینطور که داشتم مسواک می‌زدم به ذهنم رسید.

چه خبر؟ من گوش می‌دم.

دلت گرفته؟ من گوش می‌دم.

چون این چیزیه که تو توی برنامه‌ات میگی.

ناراحتی، عصبانی هستی، خوشحالی، حالت بده... من گوش می‌دم!

براوو! فوق‌العاده‌ست.

مرسی. تو دهن می‌افته. تو یه جینگل همین مهمه.

خب، این خیلی، خیلی خوبه، بابا.

فقط اینه که، خب من به شنونده‌هام قول داده بودم...

که خودم اینو بسازم. انصاف نیست تقلب کنم.

از لحاظ فنی تقلب نیست! بله، خیلی خوبه، بابا. ممنون.

شما بفرمایید. باشه، خیلی خب.

هی فریزر، مطمئنی می‌خوای اینجا مدوله کنی؟

این ممکنه فقط اوضاع رو پیچیده کنه.

شاید.

می‌دونی، من فقط دارم سعی می‌کنم جالبش کنم.

به گوش من، یه چیزی کمه... یه جزء کوچیک گمشده.

مطمئن نیستم چی.

خیلی خب، همه. بیاین دوباره امتحان کنیم.

هنوز چند دقیقه وقت داریم تا گروه کُر برسه.

خب، بالاخره گروه کُر افتخار داد به ما ملحق بشه.

ببخشید، اتوبوسمون خراب شد. مجبور شدیم دو مایل پیاده بیایم اینجا.

پس فکر کنم می‌تونیم از تمرینات تنفسی صرف نظر کنیم.

که می‌خواستم توصیه کنم. لطفاً، اگه ممکنه. بفرمایید.

فریزر؟ بله؟

منظورت این بود که پاراگراف پنجم مونولوگ منو حذف کنی؟

وای، شاید حذف کرده باشم، نایلز. خیلی سرم شلوغ بوده. خلاصه‌اش چی بود؟

یه نقد طنزآمیز از سوءاستفاده در مراقبت‌های بهداشت روانی.

آره، حذف کردم. می‌ترسیدم که یه آدم ایرادگیر...

شاید از شوخی من در مورد لوبوتومی‌ها دلخور بشه.

فکر کنم بهتره جانب احتیاط رو رعایت کنیم.

اما من از روشی که با سوت سرسره‌ای به افسردگی شیدایی اشاره کردی خوشم اومد.

واقعاً باید این همه نوازنده داشته باشیم؟

برای صدایی که من می‌خوام، بله.

چی شد مفهومِ «کمتر، بیشتر است»؟

ولی اگه «کمتر، بیشتر است»، پس فکر کن «بیشتر» چقدر «بیشترتر» می‌شه!

می‌تونید بنشینید.

لطفاً اگه اجازه بدید توجهتون رو جلب کنم.

می‌خوام چند دقیقه وقت بگیرم تا چشم‌انداز هنری‌ام رو توضیح بدم.

هر چقدر می‌خوای وقت بگیر. ما همه ساعتی کار می‌کنیم.

نکته خوبی بود. پس بریم سراغ ادامه، ممنون.

ببخشید دیر کردیم. تو ترافیک گیر کردیم.

یه اتوبوس کوفتی خراب شد. این لئونه.

سلام لئون. از آشنایی باهات خوشوقتم. لئون: هی، دکتر کرین.

چرا خودت رو مهمون میز پذیرایی نمی‌کنی؟

باید چند کلمه‌ای با راز حرف بزنم.

راز، یه مشکل داریم.

در تنظیم، مجبور شدم بخش گیتار رو حذف کنم.

برش گردون! خب، نمی‌تونم.

می‌ترسم یه ساز دیگه صدا رو شلوغ کنه.

مگر اینکه، البته لئون بتونه نی‌انبان بزنه.

نی‌انبان؟ بله.

برنامه ما با تمام طیف احساسات سر و کار داره...

از سرخوشی تا ناامیدی.

و هیچ چیزی به سرعت صدای گوش‌خراش نی‌انبان، ناامیدی رو منتقل نمی‌کنه.

هیچ چیزی هم به این سرعت نمی‌گه رادیو رو خاموش کن!

چیزی نیست که بتونه بزنه؟ خب، من...

بله، بله، در واقع، نوازنده مثلث ما زنگ زد و گفت یه کم وزوز گوش داره.

بفرمایید. لئون، یه خبر خوب برات دارم.

مجبور شدم بخش گیتار رو حذف کنم ولی تو رو ارتقا می‌دم به نوازنده اصلی مثلث!

من تا حالا از اینا نزدم. سخت به نظر میاد.

من باهاش کار می‌کنم. فریزر: بله.

بفرمایید.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left