200 dòng đầu tiên.
!یالا
سهورن لعنتی کجاست؟
هنوز هفت-هفت؟
.آره، ولی برونکوسها دارن حمله میکنن
.برای من که مشکلی نیست. من گریس رو انتخاب کردم
بازم فوتبال فانتزیه؟
.فصل فقط یه روزه که شروع شده
.همین حالا هم از شنیدنش خسته شدم
!هی، فرانکی
اون دیگه چه کوفتی بود؟
.اسپرینگز داره به اسمیت زیادی جا میده
.اسمیت آل-پرو بود
!برو بابا
!هی، جیمی، بازی شروع شد
دوهرتی، خوابی؟
.آره، بودم
نمیخوای بازی رو ببینی؟
.هوم، نه
فکر میکردم هر پسری باید هر بازی رو ببینه،
.انگار تو اعماق دیانای مردها حک شده
.اوه، خدایا
.جویی مریض بوده
.دیشب بیشترش بالا سرش بیدار بودم
اوه، سرما خورده؟
.یه جور مشکل معده
میدونی، حدود ساعت یک میاد تو اتاقم،
میگه حالش خوب نیست،
.و همه رو روی تخت بالا میاره
.اوه، خدایا
.آره
.منم ملافهها رو عوض کردم
.هردومون رو تمیز کردم
دوباره میخزه پیشم تو تخت،
.و دوباره روی همه چی استفراغ میکنه
پس امشب پیش کیمه؟
.نه. پیش مادربزرگشه
کیم حالش چطوره؟
.خیلی خوب نیست
برمیگرده سر کار؟
کی میدونه؟
.حداقل من میتونم بیشتر با جویی وقت بگذرونم
.آره
!وقت با کیفیت... مثل دیشب
!اوه، مرد
نتیجه چنده؟
نمیدونم، ولی از اون پایین صدای ناله شنیدم،
.پس نمیتونه خبر خوبی باشه
.اوم
.خب، فکر کنم برم یه سر بزنم ببینم چیه
.اوه، مرد، امیدوارم امشب شیفت آرومی داشته باشیم
.این بچه بیچارهم کرده
!باورم نمیشه
اولین بازی جاینتها تو این فصل،
.فوتبال دوشنبه شبه و من گیر کارم
.آره، خب، الان که کار نمیکنی
.داری به یه عالمه دسر در حال چرخیدن نگاه میکنی
.لطفاً تصمیم بگیر
تازهست؟
.نه
.سه هفتهست... مشتریهامون اینطوری دوست دارن
فرنی چی؟
!بوسکو
.کیک شکلاتی آلمانی خوب به نظر میاد
شما توصیه میکنید؟
کیک شکلاتی آلمانی رو؟
.خوشمزهست
.هوم
.یه تیکه از کیک بوندت میخوریم
.دو تا چنگال
مطمئنی؟
.آره، مطمئنم
!پس گوش کن
.دارم بازی رو ضبط میکنم
.همین که شیفتمون تموم شه، مستقیم میرم خونه
.یه آبجو میزنم، یه کم پرینگلز
!جنجال دوشنبه شب، عزیزم
!جاینتها، عزیزم
میخوای بازی رو نصف شب ببینی؟
.آره. کاش ریموتم میتونست دنیس میلر رو ساکت کنه
.نتیجه رو قبل از اینکه برسی خونه میشنوی
.نه بابا
.یکی بهت میگه
اگه کلمه "جاینت" یا "بازی" رو بشنوم
.از دهن هر کسی، گوشامو میگیرم
...نصف شب، فوتبال دیدن
.مسخرهست
چته امشب؟
.هیچی. حالم خوبه
.صدات که اینطوری نمیگه
چی، باز فرد عصبانیت کرده؟
ولش کن، باشه؟
.نمیتونه دوران ماهانهت باشه
.یونیفرمت زیادی گشاده
خیلی جوگیر سالیوان شدی، آره؟
.خوبه براش
ناراحت نشدی که دعوت نشدی؟
.فکر نکنم از اون مدل دعوتهای رسمی باشه
.آره، دیویس داره میره
.خب، ما بیشتر از دیویس باهاش کار کردیم
اصلاً ازش خوشت نمیاد
معلومه که خوشم میاد
میشه یه کم شیر بدی؟
سالی رو دوست داری؟
ازش که متنفر نیستم
اوه. خب، اینجوری که تو صدر لیست مهمونای من قرار میگیری
...مطمئنی هیچ چیزی
تو خونه نیست که بخوای راجع بهش حرف بزنی؟...
!لعنتی، سالیوان
هیچوقت فکر نمیکردم همچین کاری ازش بربیاد
!اوه، اوه
پنج
باحال
میبینمت
اشکالی نداره
میتونیم بریم اینور
هی
هی
داری چیکار میکنی؟
به نظرت دارم چیکار میکنم؟
تلویزیون میبینی. خب؟
همه جا دنبالت گشتم
من همینجام
تو فردا داری ازدواج میکنی
آره
خب، من ساقدوشتم
من باید کاری کنم که بهت حسابی خوش بگذره
تو آخرین شب آزادیت
بریم
تو ساقدوش من نیستی
تو شاهدی
ساقدوشی ندارم
من دوستتم
دوستها باید مهمونی مجردی بگیرن
اوکراینیها کجان؟
زنها تاتیانا رو بردن بیرون
و مردا هم دور دستگاههای قمار پنج سنتی جمع شدن
نمیدونستم دستگاه پنج سنتی هم دارن
فکر میکردم دارم یواشکی میرم
برای یه مراسم کوچیک و خصوصی
و حالا من اتاقهای هتل رو گرفتم
برای نصف اروپای شرقی با کارت اعتباریم
چیزی میل دارین؟
نه، ممنون. ما داریم میریم
ممنون، خانم
نه، ما نمیریم
چرا که میریم! سالی، ما تو آتلانتیک سیتی هستیم
تو کمتر از
ساعت دیگه داری ازدواج میکنی، و خودت تنهایی تو یه بار نشستی ۱۲
و تلویزیون تماشا میکنی... این درست نیست
!من اجازه نمیدم این اتفاق بیفته. بزن بریم
!دیویس
...ببین، من
قدردانم که تا اینجا اومدی
برای اینکه شاهد مراسم باشی
واقعاً هستم، ولی من ۴۴ سالمه
میدونی، نمیخوام برم بیرون و مست کنم
و کلی پول پای رقصندهها هدر بدم
آره، ولی من میخوام
خب، کی جلوتو گرفته؟
چی؟
این یه رسمه، باشه؟
شرط میبندم دوستهای تاتیانا مستش کردن
و دارن سعی میکنن یه بند شورت رو
از روی یه رقصنده مرد با دندوناش بکشن
اونا بلیط کنسرت پوینتر سیسترز رو داشتن
آه
اینو به تو گفتن، دوست من
نمیخوای بیخیال این قضیه بشی، نه؟
تو نمیخوای تنها مرد تو آمریکا باشی
که بدون خماری ازدواج کنه، نه؟
باشه
!آره
ولی ما باید تا ساعت ۱ صبح برگردیم
و هیچکس منو لمس نمیکنه
دست زدن ممنوع، درسته؟
درسته
بابا، حوصلم سر رفته
من شلوغی رو دوست دارم
جاینتها باید به خودشون بیان
این بازی داره از دستشون در میره
یه قربانی خوب با چند تا گلوله
یا یه تاکسی که یه نفر رو تو خط عابر پیاده بزنه
و روز هم همینطوری پرواز میکنه
ببینم میتونم یه فاجعه سفارش بدم
که شیفتت زودتر بگذره
بیخیال
دوست نداری وقتی کاری برای انجام دادن هست، بیشتر حال بده؟
معامله اون آپارتمان رو نهایی کردی؟
آره، بابا، دو روز پیش
کی اسبابکشی میکنی؟
آه، یکم کار داره
چه جور کاری؟
نمیدونم
بستگی داره چقدر بتونم اونجا وقت بذارم
قراره خودت تعمیرش کنی؟
آره
تا حالا این کار رو کردی؟
تو دانشگاه تو ساخت و ساز کار میکردم
اوه، بابا
.قرار نیست که یه سال، شاید دو سال اون تو باشی
No comments yet. Be the first to leave one.