200 dòng đầu tiên.
خب، امشب به نمایندگی از ۱۶۰ میلیون مادر
دختر، خواهر، نوه
و هر کس دیگری که حس کرده
در این دنیا درهایی هست که کلیدش رو نداره
با افتخار، نامزدی حزب جمهوریخواه رو
.برای ریاست جمهوری ایالات متحده قبول میکنم
تو... تو داری گریه میکنی؟
.من گریه نمیکنم. داری ما رو خجالتزده میکنی
.ممنونم از همگی، ولی امشب شب من نیست
.امشب شب شماست، شب ماست
ما این کمپین رو با هم ساختیم،
.پس حالا بیاید با هم تاریخساز بشیم
چطور بود؟
.از نظر من که بهتر از این نمیشد
.آره، اونم از پشت اشکاش میدید
ساکت شو. گریه کردی؟
.خب، به نظرم خیلی قشنگه. نتونستم خودمو کنترل کنم
.ترکوندی. مم
.هنوز از ستاد وارگاس خبری نیست، ولی باید آماده باشیم
.بهت گفته بودم
.ممنون
.ملی
.هوم؟ حواست باشه
.هوم؟ مارکوس... من میبینم چطور بهت نگاه میکنه
.اوه، بیخیال. اون به من نگاه نمیکنه
اون به من نگاه نمیکنه. چطور به من نگاه میکنه؟
.سناتور
.اون جوونه، تحسینت میکنه، برات کار میکنه. نکن
فقط خیلی دلنشینه. میتونم خوشحال باشم، درسته؟
.آره، میتونی
.زانوها رو بچسبون به هم
.اولیوا، معلومه که آره. خدای من. میخوام کاملاً شفاف باشم
.شفافی. کاملاً واضح و شفاف
.من جای تو بودم. خبر دارم
.و وقت این کارا رو نداریم
...من تو یا فیتز نیستم، پس
.چیزی برای نگرانی نداری
.باشه. خوبه
.باشه
.فرانکی وارگاس تیر خورده
.به معنای واقعی کلمه برای این شغل کشته شد
.من میدونم تو کشتیش و قراره ثابتش کنم
.من یه اطلاعاتی دارم
.نمیدونم با کی صحبت کنم
.ولی این... وای خدای من
.کار سایرس بین بود. اون فرانکی وارگاس رو کشت
.این تنها پیام صوتیه که از خط اطلاعاتی افبیآی پاک شده
.کمتر از یک روز بعد، کابینش منفجر شد
.لیو، تو شب ترور با من بیمارستان بودی
.سایرس رو دیدی. دیدی چقدر غصهدار بود
.فقط چون فرانکی رو کشته، دلیل نمیشه که از این بابت ناراحت نباشه
.ما یه مظنون رو بازداشت کردیم
.نلسون مککلینتاک؟ نلسون مککلینتاک یه قربانیه
.شواهد علیه اون غیرقابل انکاره
واقعا؟
پس چرا هنوز متهمش نکردی، دیوید؟
اعتراف کرده؟
.ـ کرده؟ ما هنوز داریم روش کار میکنیم
!معلومه که دارین، چون اون بیگناهه
دیگه چی میخوای ازم، لیو؟
.من افبیآی رو فرستادم به اون کابین. هیچ مدرکی نبود
!تو دو تا آدم بیتجربه رو فرستادی اونجا
.در واقع، اون رئیس رو فرستاد
.و من یه واحد ERT نخبه رو با خودم آوردم
.ما ۱۵ ساعت گذشته رو اونجا بودیم
.ـ رئیس وبستر. اولیوا
.نمیدونستم. معلومه که قصد بیاحترامی نداشتم
معلومه؟
چیزی تو اون کابین پیدا کردی
که مرگ این زن رو به سایرس بین ربط بده؟
.نه، آقای رئیس جمهور
و بر اساس چیزایی که دیدی
آیا سایرس بین رو مظنون ترور فرانکی وارگاس میدونی؟
.نه، آقای رئیس جمهور
!ـ ولی هنوز کارتون تموم نشده. نه، تموم شده
.ـ آقای رئیس جمهور، من در حال تحقیق درباره سایرس بین نیستم
.بر اساس یه خط اطلاعاتی و یه کلبه منفجر شده تو جنگل
.نیستم
.من رفتم تلویزیون، لیو کنار اون مرد ایستاد
.به مردم آمریکا گفتیم که اون رئیس جمهور بعدیشونه
.اون اشتباه بود
کی به من گفت این کارو بکنم؟
.انتخابات تموم شده، لیو
.و این جلسه هم تموم شد. ممنون از همگی که اومدین
.مراسم خاکسپاری فرانکی وارگاس فرداست
.میخوام این پرونده رو ببندین
این لیو رو متوقف نمیکنه. تا وقتی که هنوز باور داره
...که با ملی شانسی برای رسیدن به اتاق بیضی، هر شانسی، داره
.ملی رو من حلش میکنم. تو مطمئن شو که اعتراف رو میگیریم
.من این کارو نکردم
.بله، موضع خودت رو روشن کردی، نلسون
...مسئله اینه که، شواهدی که ما داریم
.تصویر متفاوتی رو نشون میده
.مثلاً فعالیتت تو شبکههای اجتماعی
ما اینجا چند تا توئیت داریم که کاملاً مشخص میکنه
.که تو اصلا از فرانکی وارگاس خوشت نمیاومده
توئیتهایی مثل: «اون مکزیکی احمق رو از تلویزیون من بردارین. هشتگ بندازینش پایین.»
.ما اثر انگشت تو رو هم روی... خب، همه چی داریم
.روی اسلحه، روی پشت بومی که از اونجا شلیک شده، روی آسانسوری که به اون طبقه میره
.این بیش از حد کافیه برای محکومیت
.خب، یه راهی هست که از همه اینا جلوگیری کنیم
چیه؟
.اون، دوست من، یه قرارداده
.به قتل رئیسجمهور منتخب وارگاس اعتراف کن
.و ما این صداقت رو با حذف مجازات اعدام جبران میکنیم
.تو زندگی طولانی و سالمی خواهی داشت
.به عنوان یکی از زندانیان سیستم زندان فدرال آمریکا
نظرت چیه؟
.اگه میشه فقط یه لحظه با موکلم مشورت کنم
.اونو بده به من
میتونی خوب بخونیش؟
.این یه جور بیادبانهتره که میگه برو گمشو
.نلسون
...آقای مککلینتاک هستم، همونطور که پدر و مادرم
.زودتر از پدر و مادر تو اومدن آمریکا، دیوید روزن
اگه فکر میکنی من قراره به جرمی که مرتکب نشدم اعتراف کنم،
.سخت در اشتباهی، سخت در اشتباه
!منو برگردونین به سلولم
.حرفام تموم شد
.اون عوضی
پس میخواد بذاره سایرس همینطوری با ناز و ادا بره کاخ سفید؟
."بفرما کلیدای عمارت، سای." ما سایرس رو بدون اونا گیر میندازیم
.جنیفر یه سر نخ گمشدهس
.سر نخ رو میگیریم و میبینیم به کجا میرسیم
.صبر کن. کوئین. کوئین. سریع برو کلبه جنیفر
.هر مدرکی که از انفجار پیدا میکنی رو بردار
.قبل از اینکه افبیآی جمعش کنه. همه چی
.اونا دارن همین الان تحقیقات رو متوقف میکنن
.پس همین الان. همین الان
.حله. میبینی؟ داریم انجامش میدیم
.یاد یه فیلم افتادم
.که توش دو زن با هم از یه صخره میپرن پایین
.میتونیم از پسش بربیایم، ملی
ناامید نشو. راستی، تو کجایی؟
.کاخ سفید. فیتز گفت تدی سراغم رو میگرفته، خب، وظیفه مادری دیگه
.بعداً میخوریم
چه غلطی داره میشه؟
.ملی. فیتز
.بشین. من نمیشینم
!بشین
.تو هم
شما دو نفر باید حرف بزنید. در مورد چی؟
.راههایی برای جلوگیری از فروپاشی ایالات متحده آمریکا
...ما سر یه دو راهی هستیم و اینکه هیچکس نمیدونه
.کی قراره ژانویه تو دفتر بیضیشکل بشینه، اصلاً کمکی نمیکنه
پس از شما دو نفر میخوام یه راهی پیدا کنین،
.یه برنامه، یه مصالحه برای اینکه از این مخمصه خلاص بشیم
فکر میکنی میتونی این کارو بکنی؟
.فکر میکنی میتونی این کارو بکنی؟ باشه
.بله. خوبه
.انجامش بدین
.خب؟ ادامه بده
چی؟
.قراره منو بکشی، درسته؟ حدس میزنم این نقشت باشه
.وضعیتم درسته؟ نمیدونم شما معمولاً این کارو چطوری انجام میدین
.اگه راحتتره، میتونم سرمو خم کنم جلو
.میخوام بهت یه پیشنهاد بدم
.میخوام به عنوان معاون رئیسجمهور، برای ایجاد وحدت، به دولتم ملحق بشی
.میدونم
.این اون کاری نیست که تو میخواستی
.اما اینم کاری نیست که من میخواستم
.اما من میخوام هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم تا این کشور رو متحد کنم
معاون رئیسجمهور؟
پس من باید به تو خدمت کنم؟
...من باید اجازه بدم تو همینطوری بری
با کاری که من براش تلاش کردم،
براش خون دل خوردم، برای اون به دنیا اومدم، چون چی؟
تو فقط... مؤدبانه درخواست کردی؟
.این به خاطر اینکه تو لیاقتش رو داری نیست
.این به خاطر اینکه به دستش آوردی نیست
...قطعاً به این خاطر نیست که تو هستی
.حتی با هیچ تصور و گمانی، برای این کار مناسبی
.تو هیچوقت نامزد نبودی، سایرس
.فرانکی بود. من بودم. هنوز هم هستم، نه تو
...و اگه فکر میکنی تنها نامزد ریاستجمهوری
...که تو این انتخابات مونده، قراره زانو بزنه
...و برای تو یه دختر کوچولوی خوب باشه
...مردی که سعی کرد با قتل وارد دفتر بیضیشکل بشه
.عزیزم، بهتره دوباره فکر کنی
.نگاهم کن، ملی
.نگاهم کن
.من هیچ ربطی به مرگ فرانکی نداشتم
.مطلقاً
.هیچی
و علیرغم هر چیزی که اولیویا الان داره بهت میگه،
یه جایی در طول این مسیر،
.تو میفهمی که من دارم حقیقت رو بهت میگم
...و بعدش احساس وحشتناکی خواهی داشت
.به خاطر هرجومرجی که تو کمک کردی تو این کشور ایجاد بشه
...من نیستم
.آدم بده اینجا، ملی
.حداقل این بار نه
.این بار، اون هست
.شصت فوت؟ و شش اینچ
.اما اونم اگه از روی تپه پرتاب کنی
.از اینجا، بیشتر مثل ۵۱ فوته
اصلاً چرا دارم این کارو میکنم؟
میتونی بگی با رایدهندگان مرد سفیدپوست مشکل داری؟
.بله، میتونم تأثیر قویتری روشون بذارم
.خب، اونا هنوز بیسبال تماشا میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.