200 dòng đầu tiên.
قبلاً در رسوایی
.چی؟ کویین پرکینز رو دارم
.حقمو میخوام
.زندگی پرکینز یا آزادی من. امتحانم کن
!اوه خدای من
.بله. میخوام یه آتشسوزی رو گزارش بدم
.نمیدونم. اون زمینیه که اونجاست، بیرون از انبار
.لطفاً عجله کنید. ممکنه یکی آسیب ببینه
.پلیس دیشب یه تماس ناشناس با ۹۱۱ داشت
.جسد رو توی یه ماشین دزدی پیدا کردن. آتیش هنوز شعلهور بود
.CSU فقط تونست یه اثر دندون جزئی بگیره
.اما خون و مو رو توی صندوق عقب، کنار بقایای جسد پیدا کردن
.کویینه
.علت رسمی مرگ، دو زخم گلوله است
.یکی به سینه، یکی به سر
!اوه خدای من، لباسش
.بده به من
...بچه چی؟ آیا
.بله، بود
.چارلی
.بگو چی نیاز داری
.رابین. متاسفم، نمیتونم
.قرار بود اسم بچه رو رابین بذاریم
.دختر کوچولومون
.لیو
.همه
.بابت این از دست دادن فوقالعاده غمانگیز، واقعاً متاسفم
.میخواستم به تک تک شما تسلیت بگم
.به هر حال، اگه تسلیت من فایدهای داشته باشه
.خانم رئیس جمهور، خیلی لطف دارید
چارلی، درسته؟
.اوه، خانم
.کویین تو کمپین من کار میکرد
.اون همیشه خیلی دوستداشتنی بود
.اگه چیزی نیاز دارید، هر چیزی
.لطفاً به من بگید
.واقعاً ممنونم، خانم
.این کار یه هیولا بود
.غیرقابل تصوره
.خانم رئیس جمهور، منم با شما برمیگردم. میدونم مسائل مهم زیادی هست
.مزخرفه، اولیویا
.میدونم کارهایی هست که باید انجام بشه. تو اینجا بمون
.هر چقدر زمان نیاز داری، اینجا بمون
.کنار خانوادهت باش
.ممنونم
.به فکرتم، چارلی
قربان؟ ها؟
.افبیآی تماس گرفته و پرسیده بهترین زمان کیه
.که گزارشی که درخواست کردید رو بهتون بدن. من نیازی به گزارش ندارم
.مطمئنم دارن تمام سرنخهای ممکن رو دنبال میکنن
.بله قربان
.هی، هانا
خبری از زمان رسیدن گلاکلند نیست؟
.جت آقای گلاکلند امشب ساعت ۶:۵۰ فرود میاد
.ممنونم
.وایستا، وایستا، وایستا، وایستا، وایستا
.ماه پیش توی سفارت ژاپن یه ناهار محشر خوردم
فکر میکنی بتونی اسم سرآشپز رو برام پیدا کنی؟
.از این متنفرم. میدونم
.مجبور نیستی یکی از اینا رو انتخاب کنی. اینجا گزینههای بیشتری دارن
چیزی شبیه این چی؟
.امم، نه، خیلی معمولیه
.به نظرم شیکه. نه، قشنگه
.فقط مناسب نیست. شبیه کویین نیست. هیچ کدوم از اینا اونجوری که باید نیست
.میدونی، تو آرژانتین یه مربی داشتم، یه جاسوس پیر
.اون همه جا رفته بود و همه کاری کرده بود
.و همیشه میگفت که وقتی فوت کرد
.میخواست تمام خاکسترش رو بریزن تو گلوله
.و به سمت دشمنانش شلیک کنن. کویین عاشق اون داستان بود
...قطعاً خیلی خفنه، ولی
.دیوونگیه. میخواستم بگم افراطیه
.چارلی، ما نمیتونیم
.کویین رو تبدیل به مهمات کنیم
.چرا که نه؟ من آدم دفن کردم، میدونی، کلی آدم
منظورم اینه که فرق بین کاری که من قبلاً میکردم چیه؟
و کاری که شماها میخواید با کویین بکنید؟
.یه جعبه شیک و چند هزار دلار
.نه. کویین لیاقتش بیشتر از ایناست
.اون مثل یه جنگجو مرد. میخواست مثل یه جنگجو از دنیا بره
.بیخیالش
.چارلی
مطمئنی؟
.معلومه که مطمئنم
.پس همون کار رو میکنیم
.یکی باید یه متن تقدیر بنویسه
تو مینویسی؟
...هی. هی. من
.دارم میرم خونه
...چارلی ازم خواست متن تقدیر رو بنویسم، پس
.اون برای دفن کردن یه ایده داره، گلولهها
.اوه، کویین عاشق اون داستان بود
.آره
...خلاصه
کویین هیچ وقت در مورد یه گیره سر چیزی نگفت؟
چی؟
.توی گزارش پزشکی قانونی هست، یه گیره سر قدیمی
.که تونسته بود با وجود همه چیز، تا حدی سالم بمونه
.یادم نمیاد هیچ وقت بهش اشاره کرده باشه
.و ما تمام جزئیات برنامهریزی عروسی رو بررسی کردیم
چیزی یادت میاد؟
نه
متاسفم
قراره حسابی بهت خوش بگذره
سرآشپز رو از سفارت ژاپن قرض گرفتم
خیلی خوشحالم که برگشتی
فنتسی، چی... چی شده؟ چت شده؟
تموم شد، باشه؟
کارمون تمومه
فنتسی، تو داری شوخی میکنی، درسته؟
این یه شوخیه، من هی بهت میگم حس شوخطبعی افتضاحی داری
متاسفم، سایرس. خداحافظ
قشنگ بود، اونجوری که نور به شیشه میخورد
ترکها
میدونی چطور اون منشورهای کوچیک و قشنگ رو پرتاب میکنه؟
توی اتاق وقتی خورشید دقیقاً بهشون میخوره؟
همه جا بودن
همهچیز رو برنامهریزی کرده بودم
بینقص
درست همون لحظهای که دیوید میخواست اعلام کنه شما دو تا زن و شوهر شدید
عاشقش میشدی
عروسی قشنگی بود، کوئین
وقتی نوبت من بود
وقتی یکی بهم آسیب زد، تو پیداشون کردی
و کاری رو که باید میکردی انجام دادی
منم همین کارو برای تو میکنم، کوئین
قول میدم
استخونهات، همونطور که قول داده بودم
امیدوارم ارزشش رو داشته باشن
لازم نبود اینطوری تموم شه، پسرم
نشد، اما تو انتخاب کردی
که کوئین رو بکشی
من انتخابی نداشتم. اولیویا داشت
من خواستههامو بهش گفتم و عواقبش رو واضح مشخص کردم
که اگه به اون خواستهها عمل نکنه چی میشه
به جای اینکه جدی بگیرتم، منو امتحان کرد
منو خوار کرد، و ازش لذت برد
اون با زندگی کوئین پرکینز قمار کرد
تا منو از تنها ذره شادیای که برام مونده بود محروم کنه
پس، شاید باید از اولیویا بپرسی که آیا این استخونها ارزشش رو داشتن؟
زمان مشخص میکنه
اون دوستش رو از دست داد. و من بچهام رو از دست دادم
...اونم مُرده، پس
هیچ برندهای اینجا نیست
همین الان شنیدم
حالت چطوره؟
کوئین مُرده
!عالیام
اگه پیش ملی نمیدویدی
اگه مثل چیزی که بهت گفتم، میرفتی
شاید بهتره در مورد این قضیه داخل حرف بزنیم. ...اگه من فرصت داشتم
که قضیه رو حل کنم، نه اینکه یه بچه منو لو بده
تو اینجا چیکار میکنی؟ من اینجام چون دوستتم
...دو... دوستِ
تو هر چی هستی، دوست من نیستی
نمیخوام دوست من باشی
میای اینجا با مشروبت
و تسلیت گفتنت، بعد فکر میکنی ما چی هستیم؟
میخوایم با هم مشروب بخوریم، از گذشته حرف بزنیم، دوست باشیم؟
تو به اندازه کافی خوب نیستی که دوست من باشی
من دوستای فوقالعادهای دارم. میبینم
ادمیرال بالارد، امیدوار بودم
کمی با هم صحبت کنیم. آقای معاون رئیس جمهور، من به شدت سرم شلوغه
و این برخوردای کوچیکمون توی راهرو، واقعاً کار من نیست
پس میرم سر اصل مطلب. اوه، کاش این کارو نمیکردی
فنتون گلکلند
چیزی به خاطرم نمیاره. واقعاً؟
چون دیشب اومد خونه و بیمقدمه باهام بهم زد
متاسفم اینو میشنوم
پس یادش میاد. آقای معاون رئیس جمهور، داری از من میپرسی
که آیا من کاری با بهم زدن دوستپسرِت با تو داشتم؟
فکر کنم آره
ببین، من کاری رو که گفتی انجام میدادم
سرم به کار خودم بود، کاری به کار کسی نداشتم
ولی به نظر میاد تو همون احترام رو به من نذاشتی
آقای معاون رئیس جمهور، کاش میتونستم کمک کنم
در مورد اینکه چی ممکنه این آقای گلکلند رو وادار کرده باشه
که به رابطهتون پایان بده، بهتون اطمینان میدم که هیچ ربطی به من نداشته
بیشتر از این، از گمانهزنی متنفرم
...بالاخره که
سلیقه که حساب کتاب نداره
حالا، اگه اجازه بدید
این دیگه چه کوفتیه، هاک؟
اینجا چیکار میکنی؟
این چیه؟ سنجاق موی کوئینه
روی بدنش پیداش کردن. من ردش رو تا موزه اسمیتسونیان گرفتم
یه بانوی اولِ مُرده، قبلاً صاحبش بوده
از لیو پرسیدم آیا تا حالا دیدتش. گفت نه
خب که چی؟
ببین کی امضاش کرده که ببرتش
فکر کنم لیو کار بدی کرده
چون یه سنجاق مو رو فراموش کرده؟
فقط سنجاق مو نیست. نگاه کن
این فعالیت گوشی لیو، شب قبل از عروسی کوئینه
تو هک کردی گوشیشو؟ ساعت ۱۰:۰۳ شب
سیگنال گوشیش از دکل خیابون چهاردهم گرفته شده
حدس بزن پایینتر از دکل خیابون چهاردهم چیه؟
.یادبود جنگ دی.سی
هاک... اگه لیو بوده باشه چی؟
که کوئین اون شب باهاش ملاقات کرده؟ این دیوانگیه
واقعاً؟ یه کم فکر کن، ابی
No comments yet. Be the first to leave one.