As primeras 200 linias.
اومم
لعنتی. هیچوقت ندیده بودم آقای جردن اینطوری بنوشه
یا اینطوری غذا بخوره
فکر کنم این خانومی که باهاشه، دوباره زندهش کرده
همراهش؟
فکر کردم برادرزادهای خواهرزادهای چیزیه
برادرزادهی من که از این کارا نمیکنه
وقتی اینجا رو تعطیل کنن
من از این «خیابون میلیاردرها» میزنم به چاک
حداقل آقای جردن واسه تنوع هم که شده، خوشحال به نظر میرسه
اوه
بیا، غذای محبوبت رسید
بهبه
اوه، لطفاً کره بیشتر بیارین
اوه
بهبه
چیز دیگهای میل ندارین؟
نیتن
هنوزم اون دورِ بعدی رو میخوای؟
اومم، شک نکن
چی شده؟
فقط عاشقتم. همین
منم عاشقتم
ممنون که اینجایی
آه، ممنون
این منظره هیچوقت تکراری نمیشه
برخلاف من
میخواستم هر کسی که اینجا زندگی میکنه احساس شکستناپذیری داشته باشه
انگار که کل این شهر مال اوناست
اما شهر که چیزی نیست بشه صاحبش شد، مگه نه؟
حس میکنم شرمندهی نیویورک شدم
مشکلات این ساختمون چیزی رو عوض نمیکنه
یا تمام کارایی که انجام دادی رو پاک نمیکنه
بهت افتخار میکنم
همیشه هم خواهم کرد
دسر میل دارین، آقای جردن؟
خب، راستش، فکر کنم آمادهم که بریم
اوه، میخوام دو تا سفارش هم با خودم ببرم
از اون استیکهای تاماهاک
واسه سگ
ببخشید. من... من
یه کم سرگیجه دارم
باشه. فقط... فقط یه لحظه صبر کن، خب؟
بیا
اوه، واقعاً روز فوقالعادهای بود
بدون تو چیکار میکردم؟
از پسش برمیاومدی
اون چه صدايیه؟
حتماً دوباره درهای بالکن رو باز گذاشته
نیتن
بهت گفتم اون درها رو بسته نگه دار
میخوای لج مستأجرها رو دربیاری؟
نیتن؟
نیتن؟
کمک
کمک
از این ساختمونها متنفرم
خط افق رو خراب میکنن و روی پارک سایه میاندازن
فکر کنم این بتونه پروندهی خوبی واسه آدمِ من باشه. اومم
میگین توی پروندهی «مرتنز» کارآگاه بوده؟
همون پروندهای که به پیشنهاد شما دوباره بازش کردم
مطمئنم اونجا یه لطف بزرگی بهتون کردم، کاپیتان
و حالا میخوای منم برات جبران کنم. میفهمم
کارِ کارآگاه ریورز تهاجمی بود، اما سرسری
و پروندهی مرتنز سستتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم
فکر کنم بتونه چیزهای زیادی ازت یاد بگیره
مثلاً اینکه چطوری یه کم... خودشیرین باشه
باورم نمیشه مردم اینطوری زندگی میکنن
هنوزم؟
منظورم اینه که آره، تو آپارتمانهای قشنگی بودیم
اما این یکی ممکنه از همهشون بهتر باشه
یعنی، این یکی از بلندترین
و گرونترین ساختمونهاست
توی گرونترین خیابونِ کل آمریکا
ببخشید. اینجا صحنهی جرمِ منه
صحنهی جرمِ شما؟
ببخشید، مگه شما مجرمین؟
من ریورز هستم. کارآگاه ریورز
و عذرخواهیت رو قبول میکنم
فکر نکنم منظورش اونطوری بود
تو باید السبت تاسیونی باشی
همون ناظرِ قانونی
خیلی دربارهت شنیدم
جملهت تموم شد؟
آآ، فقط بذار کارمو انجام بدم، باشه؟
خیلی در آرامش به نظر میرسه
و خیلی تمیز پتو رو کشیدن روش
امم، هی، هی، وایسا
به چیزی دست نزن
عجیبه
همهی این پیژامهها دکمه فشاری دارن
اما اونی که نیتن تنشه، دکمهایه
خانمها، همین نزدیکیها یه فروشگاه «بلومینگدیلز» هست
اگه میخواید برید خرید
واو
دکمه فشاری واسه آرتروز شوهرم بهتر بود
اوه، واقعاً بابت این غم متأسفیم
ممنونم
من دبورا جردن هستم
من السبت تاسیونی هستم
ایشون هم افسر بلنک هستن
کارآگاه ریورز
میدونیم که شرایط سختی براتونه
میتونم بپرسم اگه نیتن آرتروز داشت
آیا شما بودین که دیشب دکمههای پیژامهش رو بستین؟
نه. من تو آپارتمان خودم بودم. پیش دوستپسرم
دکتر جیسون یاماموتو
دوستپسر؟ اما شما همین الان
صبر کن، یعنی داشتین خیانت میکردین؟
من و نیتن سالهاست که زندگیهای جداگانهای داشتیم
بهزور با هم حرف میزدیم
میتونم بپرسم چرا... آه، نه، اینجا من حرف میزنم
چرا؟
بازم میگم، واو
شوهرم به تازگی از نظر پزشکی سلب صلاحیت شده بود
البته، اون منو مقصر میدونست
خب، احتمالاً به خاطر این بوده که
فقط به خاطر پول باهاش بودین. ببخشید؟
من خرجِ مدرسهی تجارتش رو دادم
دستت رو خوندم
دقیقاً به چه خاطر، کارآگاه ریورز؟
اوه خدای من. یعنی همهتون فکر میکنید کاسهای زیر نیمکاسهست؟
اوه، ما نمیدونیم. شما چی فکر میکنین؟
صادقانه؟
فکر میکنم نیتن گیج شده بود
و سعی کرده خودش قرصهای بیشتری بخوره
و اشتباه کرده
معمولاً شما داروهاش رو بهش میدادین؟
هر روز بعدازظهر
دبورا، میشه لطفاً مراحل کارت رو برامون توضیح بدی؟
بهش یه داروی ضدافسردگی میدم
بنزودیازپین برای اضطرابش، در صورت نیاز
که هر روز خیلی با پیازداغِ زیاد ازم میخواست
و داروهای ضدالتهاب برای نقرسش
و این چیه؟
تا حالا اینو ندیده بودم
پنوباربیتال هست
تو اینو از کجا میدونی؟
روی هر قرص یه کده. اونقدرها هم عجیب نیست
یه دوزِش میتونه شش تا گاو نرِ قوی رو از پا دربیاره
این تیکهش به نظر میاد واسه جذابیتِ حرفت از خودت درآوردی
گوگل میگه که اینها کشنده هستن
دبورا جردن، شما بازداشتید
به جرم قتل نیتن جردن
آآ... امم، نه، نیست
شـ... شما مدرک کافی برای بازداشت ندارید
چرا داری مخالفت میکنی؟
اون با یه دکتر به شوهرش خیانت کرده
معلومه که قرصهای مرگبار رو از اون گرفته
باید همین الان به وکیلت زنگ بزنی
و منم باید به کاپیتان زنگ بزنم. همین الان
من اینطوری نمیتونم کار کنم
اصلاً از این یارو خوشم نمیاد
چطوری اون کارآگاه این پروندهست و من نیستم؟
اینم یه معمای دیگه
هی، متوجه اون بطری شدی که، امم
اوه، چطوری میگفتین؟ پینتو-باربی؟
پنوباربیتال. درسته
درش برعکس بود
یعنی از اون طرفی که راحت باز میشه
اما بقیهشون از طرف درست بودن
جوری که بچه نتونه بازشون کنه
چه عادت عجیبی که دبورا فقط واسه یه بطری انجامش بده
و چرا باید از اون دکتر به عنوان شاهدِ غیابش استفاده کنه
اگه با هم همدست بودن؟
دقیقاً
منظورم اینه که، فکر نمیکنم
نیتن دیشب تنها بوده باشه
یکی باید دکمههای پیژامهش رو بسته باشه
و پتو رو روش کشیده باشه
سوال اینجاست که کی؟
اووه
من دیوونه شدم یا ساختمون داره توی باد تکون میخوره؟
آره، همینطوریه
عجیبه که حساب «کششیرِ» نیتن جردن
عمومی بوده، با اینکه میلیاردر بود
مردم یادشون میره تنظیماتشون رو خصوصی کنن
منم همینطوری آمارِ تمام کسایی که باهاشون بودم رو درآوردم
اوه
کامرون هم همینطور؟
چی؟
نه
اون مال خودش رو خصوصی نگه میداره
بین شما دو تا چه خبره؟
بذار اینطوری بگم که هیچکدوم از پولهای کرایهش
با ایموجیهای عشقولانه همراه نیست
فقط یه آیکونِ خونه
منتظر چه ایموجیهایی هستی؟
میشه لطفاً توجهتون رو به صفحه جلب کنم؟
بله افسر
خب
تمام تراکنشهایی که نیتن فرستاده
واسه کسی به اسم «سی»، نوشته شده که بابت خدمات مشاورهست
اما ایموجیهای کنارشون نشونهی عشقه
اوه، شب سال نو
ایموجیِ منظرهی شهر
گیلاسهای در حال خوردن به هم، ترومبون و چشمک فرستاده
چقدر رمانتیک. اوم-هوم
فکر کنم؟
و روز ولنتاین، قطرههای عرق
No comments yet. Be the first to leave one.