Betaal

Betaal

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Betaal S01E03 The Battle 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Betaal 2020 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-25
Descargas: 9
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

نمی‌دونید

چه وحشتی رو روی این دنیا آزاد کردید

نمی‌دونید

با چی دارید می‌جنگید

ارتش سرهنگ محاصره‌تون کرده

و وقتی فرمان بده، حمله می‌کنن

اونا کین؟

اون انگلیسی‌ها قدرت‌ها رو از ارواح دزدیدند

این خطرناک‌ترین هنگشون بود

داوطلبان نودم تاونتون

از تاریک‌ترین باتلاق‌های بریتانیا

هیچ‌وقت برای به دست آوردن چیزی که می‌خواستن، از هیچ کاری دریغ نکردن

هیچ‌وقت شکست نخوردن

مرگ بازی مورد علاقه‌شون بود

و همه اینا اتفاق افتاد

تحت رهبری یه افسر مستبد

سرهنگ جان لایندوک

طمعش اونو دیوونه کرده بود

می‌خواست تنها امپراتور هند بریتانیا باشه

و همه جلوی پاش تعظیم کنن

به جادوی سیاه اعتقاد داشت

در طول شورش سال ۱۸۵۷،

سرهنگ لایندوک و گروهش داشتن یه تونل می‌ساختن

و شورشیان اونا رو داخلش گیر انداختن

و زنده‌به‌گورشون کردن

اما سرهنگ کسی نبود که به راحتی بترسه

با استفاده از جادوی سیاه، بتاال رو احضار کرد

تا قدرتش رو بهش بده

پسر خودش رو قربانی کرد

تنها... در تاریکی

مردان خودش یکی‌یکی طعمه‌ش شدن

حالا به وضعشون نگاه کن

نگاه کن

به وضع من حالا

ارتش ما بی‌همتاست

همه با هم می‌بینیم

همه با هم راه می‌ریم

همه مثل هم فکر می‌کنیم

افکار اون

ما از دستورات پیروی می‌کنیم

و گرسنگیمون رو سیر می‌کنیم

بعد از ۱۶۰ سال

هر روز پوسیدن تو جهنم،

ما خیلی

خیلی

خیلی گرسنه‌ایم

همه مثل هم فکر می‌کنید

همه با هم می‌بینید

اما آیا همه یه درد رو حس می‌کنید؟

چطور می‌تونیم شکستشون بدیم؟

اون دختره

بچه رو به ما تحویل بدید

وقتی بچه رو داشته باشیم،

ممکنه بذاریم زنده بمونید

من تصمیم گرفتم که دیگه هیچ معامله احمقانه‌ای نکنیم

نه!

نه!

اگه کسی به دخترخاله‌م دست بزنه،

"بتاال، ارباب ارواح.

خدایی آستانه‌ای که قبلاً اهمیت داشت،

حالا رانده‌شده‌ای که به دنبال تنهایی و ابدی‌ست--"

این‌جوری به من نگاه نکن

سانوی

بیا اینجا

بیا اینجا

ویکرام

باید یه چیزی بهت بگم

چی؟

برای اینکه بهت شک کردم، متاسفم

معنیش چیه؟

"اونی که قدرت بتاال رو مهار می‌کنه،

تو کوه گیر می‌افته.

برای فرار، به یه قربانی روی محراب مقدس کوه نیاز داره.

ترجیحاً از جنس مؤنث.

ترجیحاً قبل از اینکه خونریزی کنه."

این مزخرفه

آهلو

همه اینا تقصیر ماست

ما فقط... ما فقط داشتیم از دستورات پیروی می‌کردیم

اما اون دختر کوچولو، سانوی...

اگه نتونیم نجاتش بدیم، پس مایه ننگ تیم باز هستیم

موافقم

می‌خوام یه چیزی رو بهم قول بدی

بگو

اگه من یه وقت به AC حق تبدیل شدم،

حتی یه لحظه هم درنگ نکن و بهم شلیک کن

بس کن این دیوونه‌بازی‌ها رو

ما زنده از اینجا میریم بیرون. می‌شنوی؟

زنده، نه نیمه‌مرده

و نه مرده متحرک

زامبی. آره، هر چی

ما تیم لعنتی بازیم. درسته؟

مردای سفیدپوست عوضی

اول کشورمون رو غارت کردن، بعد کارمون رو،

بعد طلامون، زمینمون رو

و حالا این عوضی‌ها حتی ارواح شیطانی ما رو هم دزدیدن!

داره بیدار می‌شه

داره بیدار می‌شه

داره بیدار می‌شه؟ داره بیدار می‌شه

داره بیدار می‌شه. کی داره بیدار می‌شه؟

"نشانه های چنین تسخیری، سفید شدن موها...

...قوز کردن شدید...

...و یک پیوند روانی با ارتشش."

سانوی!

سانوی!

بابا!

بابا، یه مرد اونجاست. همین الان دیدمش.

بابا!

کسی اونجا نیست.

بابا، اونجا رو ببین!

بابا، یه مرد اونجاست!

بابا!

سانوی!

هی، سانوی!

چی شد؟ کی شلیک کرد؟

جوخه، گزارش بدید.

پسرعمو، منو می شناسی؟

می‌تونم کاری کنم...

...که تو رو درست کنم، پسرعمو؟

منو ببخش، پسرعمو...

...ولی من فقط می بینم...

...یه تیکه گوشت.

همین.

جوخه باز، سریع تو سالن اصلی جمع بشید.

ما تمام تلاشمون رو کردیم که یک محیط امن بسازیم.

ورودی پشتی محکمه ولی خروجی جلو خیلی قوی نیست.

دوربین برای نظارت داریم و تقریباً ۷۵٪ مهمات باقی مونده.

این لازمه؟

فقط داشتم چک می‌کردم ببینم هنوز احساس ضعف می‌کنی... یا شاید ناراحتی.

من حامله نیستم، جانشین فرمانده. من خوبم.

درست می بینی؟

فقط حماقت تو رو.

من برای فرماندهی آماده‌ام.

و مطمئنم تا رسیدن کاروان CM می تونم خودمو جمع و جور کنم.

الان فقط باید امشب رو زنده بمونیم، فهمیدی؟

بله، قربان.

و سیروحی...

تو هیچی راجع به این چیزایی که اون بیرون هستن نمی دونی.

قربان، من می دونم.

این روستایی ها دارن کمکمون می کنن.

اونا یه چیزایی توی اسلحه خونه دارن...

...که بهمون کمک می کنه در برابرشون دفاع کنیم.

چیزا؟ منظورت چیه؟

چه چیزایی؟ زردچوبه، نمک و خاکستر.

مسخره ست.

این دو تا باید بازداشت بشن.

هی، من اون دختر رو نجات دادم!

دختر!

"جایزه من حکومت بر این سرزمین بربر خواهد بود...

...همه رو به اراده خودم در میارم، ثروت بی پایان..."

بابا، من دیدمش!

من دیدمش!

صبر کن... بذار فکر کنم.

بهت میگم... من دیدمش!

یه مرد بود.

درست پشت سر خانم تیاگی.

این اون بود؟

آره! خودشه!

انگار...

...تو یه کابوس گیر افتادیم.

این همه مردن...

...و برای چی؟

این دیگه چه کوفتیه؟

فقط برای یه بچه؟

قربان، اون حرومزاده برگشته. من بهش شلیک کرده بودم.

آهلو، محیط رو چک کن.

دو طرف و خروجی پشتی پاکه، سیروحی.

ولی جلو مال اوناست.

ببین چقدر زیادن!

ما باید بچه رو بهشون بدیم.

بابا، لطفاً به عمو ویکرام بگو.

اصلاً می دونی اینجا چه خبره؟

فکر می کنی من احمقم؟

ولی من همه چیزو می دونم.

چی می دونی؟

تو اون کارگر رو منفجر کردی.

تو اون تونل رو باز کردی.

همه اینا تقصیر توئه!

مامان در مورد تو حق داشت.

تو خودخواهی و بدجنس.

دختر گستاخ!

چطور جرئت می کنی به من جواب پس بدی؟

به همه میگم تو و عمو بهونو چیکار کردید!

اونا تو رو مجازات می کنن!

فقط ترسوها دست رو بچه بلند می کنن!

فهمیدی؟

پونیا. بگیرش.

با من بیا.

سانوی!

سانوی!

سیروحی!

اونا بچه منو بردن. کی؟

قبیله‌ای‌ها. اونا سانوی رو بردن.

سیروحی، برگردونش. همین الان!

اونا دم خروجی پشتی هستن.

بیرون خطرناکه! خب که چی؟

ما اینجا هم در امان نیستیم.

هی، دختر، به حرفم گوش کن.

اگه اون زن مسئول گیرت بندازه...

...تو رو تحویل مرده های بیرون میده.

More Farsi Persian subtitles for Betaal

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left