أول 197 سطر.
زیرنویس shine021
آنچه گذشت در 'فالاوت'
واستا! لوسی!
دنبال پدرم می گردم.
تو دنیای منی.
اون توسط زنی به اسم مولدآور دزدیده شده.
تو باید برگردی خونه.
ساکنان 'والت' اینجا در معرض خطر انقراض هستند.
تو از دنیایی اومدی که قانون و قاعده داره.
اینجا همه اونها رو نادیده میگیره.
من بدون پدرم برنمیگردم.
تو باید خودتو وفق بدی.
یه جایزه هست.
یه نفر از 'انکلیو' فرار کرده.
این هدف یه شیء رو حمل میکنه
که به طور بالقوه میتونه
ملت ما رو به خطر بندازه
یا نجاتش بده.
کجاست؟
این کارت درست نیست.
آره، چرا اینطوره؟
چون قانون طلاییه.
'با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار بشه.'
تو واقعاً کی هستی؟
من خودتم، عزیزم.
فقط یکم وقت بده.
'والتتک' بزرگترین شرکت آمریکاست.
پول زیادی توی فروش پایان دنیا هست.
- این چیه؟ - این یه شنوده.
میخوای از زنم جاسوسی کنم؟
من هر کاری میکنم تا مطمئن شم کسایی که دوستشون دارم،
یعنی تو و جینی،
به یه 'والت' مخصوص مدیریت میرید.
آمریکا درگیر جنگ منابع شده.
'والتتک' راهی برای پایان دادن بهش داره.
همجوشی سرد، انرژی نامحدود.
یه واقعه هستهای یه فاجعه خواهد بود،
اما یه فرصت هم هست.
چون جنگ...
جنگ هیچوقت عوض نمیشه.
تراشه آب شکسته.
'والت' فقط برای دو ماه آب برای زنده نگه داشتن جمعیتش داره.
ما آدمهای خوششانسی هستیم.
سه 'والت' از هم جدا شدن تا از گسترش تهدید جلوگیری کنن.
فکر نمیکنی عجیبه که همیشه ناظرها از 'والت' ۳۱ انتخاب میشن؟
استف از 'والت' ۳۱.
بعضی از ما به 'والت' ۳۲ رفتیم
تا یه شروع جدید داشته باشیم.
این اصل و نسب پدرمه؟
این رفیق باده، دوستای من.
کارمندای اجرایی جوان آموزشدیده
از برنامه آموزشی من.
'هنک مکلین' ورود: ۲۰۷۷ - خروج: ۲۲۶۸
چون آینده بشریت به یک کلمه بستگی داره.
مدیریت.
در واقع من باید برگردم خونه.
نه!
اسم من 'تایتوس' نیست. اسم من 'ماکسیموس'ه.
'تایتوس' اسم اون شوالیهای بود که قبلاً این زره رو داشت.
تو آدم خوبی هستی.
سرزمین متروکه مزخرفه.
برادری.
اونا دست از پیدا کردن اون شیء برنمیدارن.
منو پیدا کن.
حتماً.
پدرمو برگردون.
اول از همه،
اگه بهت بگم اون کیه چی؟
'شیدی سندز'.
پدرت اون شهر رو با خاک یکسان کرد.
میخوام بدونم کسی زنده مونده یا نه.
من زنده موندم.
بطری شیر
اگه مشکل دنیا گروههایی هستن که
دارن مدام با هم میجنگن، جنگی بیپایان،
پس راه حلش چیه جز اینکه گروهها رو از بین ببریم؟
دنیا رو مال خودمون کنیم.
مال خودمون که شکلش بدیم.
ببین اینجا چه تاثیری روی آدما گذاشته؟
من بیشتر از ۲۰۰ سال منتظر موندم
تا یه سوال بپرسم.
خانواده من کجان؟
پیدا کردن یه خوک توی تله آسونتر از اینه که بپرسی کجا میخواد بره.
حالا تو میتونی اینجا بمونی.
یا میتونی بری سراغ کسایی که مسئولن.
باشه.
زنده باد شوالیه 'ماکسیموس'.
زنده باد شوالیه 'ماکسیموس'.
این صحرا رو میبینی،
به نظر یه آشوبه.
اما همیشه یه نفر هست که کنترلش میکنه.
مردی که میدونه
میتونم برای یه روز بهتر کمکت کنم؟
اعتصاب اتحادیه علیه 'روبکو' ربات=زخم
دغدغه اصلی ما در صنایع 'روبکو'
ایجاد بهرهوری در محیط کاره.
اگه دولت آمریکا به کمک نیاز داشته باشه
برای حل اختلافات بینالمللی...
'رابرت هاوس' بنیانگذار - صنایع 'روبکو'
...اونا میدونن باید با کی تماس بگیرن.
اون یه انگله.
ما این کرمهای احمق رو انتخاب نکردیم.
ما انتخابشون کردیم.
هر دلاری که خرج میشه یه رایه.
پس اون مرد،
اون رای بیشتری از همه سیاستمدارای احمق توی واشنگتن داره.
تو از طرفدارای پروپاقرصش هستی؟
آره.
من طرفدارشم.
اگه مردم آمریکا میخوان به اون مرد
بخش بزرگی از ثروتشون رو بدن...
این چیز بدی نمیشه، مگه نه؟
شغلت چیه، رفیق؟
ساخت و ساز.
پس حتماً از تفنگ میخکوب 'اچ' استفاده میکنی.
عجب دستگاه فوق العاده ایه.
خوشدست و روون کار میکنه.
بهتر از اون چکش قدیمی احمقانه است، مگه نه؟
فکر کنم باید ممنون باشی.
ممنون.
تو توی بار اشتباهی هستی، رفیق.
کهنگی.
یه چیز عجیب.
من دارم سعی میکنم از دید تو نگاه کنم،
اما تصور اینکه انقدر احمق باشی
که از یه چیز اجتنابناپذیر شوکه بشی سخته.
بزن تو دهنم. فکر کنم خوشم بیاد.
من به ندرت اشتباه میکنم، اما بذار ادامه بدیم.
این ۳۱ میلیون دلاره.
حاضری برای این همه پول چیکار کنی؟
کمبود ایده؟
حدس میزدم. اگه من بهت پیشنهادش بدم چی؟
بذار اینو به پشت گردنت بچسبونم.
این دیگه چیه؟
اسمشو بذار یه تحقیق بازار قدیمی.
تنها چیزی که ازت میخوام اینه که اینو به پشت گردنت بچسبونی
و این همه پول مال تو.
اگه دستای به درد نخورتو بشکنم چی؟
ببین متوجه فرقی میشی یا نه.
بعد پول رو برمیداریم.
این آدم پولدارا خیلی... -خوبن...
من میخوام کمکم کنی.
دوستاتو از سر راه بردار.
'بیل'؟
شماها از تفنگ میخکوب 'اچ' استفاده میکنید.
باید حس خوبی داشته باشید.
شماها پول اینو دادید.
ممکنه دنیا به آخر برسه، ولی پیشرفت ادامه داره.
سقـــــــــــــــوط
'خانها'!
واکسنی در کار نیست
امروز یه چیز جالب براتون دارم.
این حرومزادهها از قبل از به دنیا اومدن پدربزرگت ما 'خانها' رو شکنجه دادن.
و امروز...
یه جایزهبگیر کوچیک اونو گذاشته درست توی بغلمون.
پس، حالا حسابمون رو صاف میکنیم!
نظرت چیه؟
مگه قبلاً اینجا یه مغازه نبود؟
فکر کنم حدود ۲۵ سال پیش یه نوشابه از اینجا خریدم.
تموم کردی؟
ما عدالت رو برای... -'دارلا'!
اون خانومی که پشت پیشخونه، اسمش 'دارلا'ست.
اون یه زن عاقله،
تا اینکه شما حرومزادههای کتپوش از راه رسیدین.
از صحبت باهاتون خوشحال شدم، اما اگه مشکلی ندارین،
من آمادهام که ادامه بدم.
اگه نشنیدی، بلندتر میگم. میگم:
'من آمادهام که ادامه بدم!'
ادامه دادن!
لعنت.
سلام. ببخشید.
سلام. ببخشید. معذرت میخوام.
امیدوارم بتونید این بحث رو حل کنید
بین من و همسفرم.
ما داریم دنبال پدرم میگردیم، که آدم خوبی نیست،
و این سفر به غذا و آذوقه نیاز داره.
نقشه الف این بود که شما رو به حال خودتون بذاریم و کلاً از این سناریو اجتناب کنیم،
اما امتحانش کردیم و من دارم از گشنگی میمیرم.
نقشه 'ب'، ایدهاش اینه که اونو تحویل شما بدیم،
تا شما به خاطر تحویل دادنش به ما جایزه بدین.
فقط شلیک کن!
ایدهاش اینه که من آزادش کنم، اون اسلحههاتون رو برداره
و از خشونت استفاده کنه تا ما بتونیم فرار کنیم.
که، طبق تجربهام تا الان...
خشونت زیادی داره. پس...
من واقعاً امیدوارم که شما با نقشه 'ج' موافق باشید.
نقشه 'ج' چیه؟
بذارید ما بریم.
کلاهتون هم مال ما.
برای اینکه واضح باشه، ما برای زنده موندن بهش نیاز داریم.
فقط میپرسم، اگه بگم 'لطفاً؟' کمکی میکنه؟
اونی که اون دختر رو کشت میتونه سگشو بخوره.
باشه.
یا خدا.
لعنت!
آماتورهای لعنتی.
مرگ قبل از تسلیم!
No comments yet. Be the first to leave one.