প্রথম 200টি লাইন।
این دیگه چی بود؟
به نظر میاد کولت الان فهمید که من همهی آب گرم رو استفاده کردم
خواهشاً بازم اینکار رو ادامه بده
.یه برنامهی جدیده شکارچیِ مرغابی قدرتمند
.وضعیت آب و هوا رو میگه گزارش کوچ پرندهها رو اعلام میکنه
حتی از مرغابیهایی که میزنیم عکس میگیره و تو گزارشون ثبت میکنه
تازه، دستور پخت هم داره
هی، ما ترخون تو خونه داریم؟
نمک داریم
روزنامه هر چی که لازم دارم رو بهم میگه
فصل شکار، فردا شروع میشه
طلوع خورشید، ساعت 7:12
تفنگ بیار
این تیکهی آخر رو من اضافه کردم
آره، ولی روزنامهات میتونه اینکار رو بکنه؟
.هی، خیلی خوبه میشه ببینمش؟
نه، میخوای خرابش کنی
همینطوره
پسر، همهی آب گرم رو استفاده کردی
نمیدونم، پسر. من فقط بیدار شدم و دوش همیشگیام رو گرفتم
یعنی، یه ذره بیشتر تو حموم موندم
چون امروز خوابم نمیپرید
میدونی صبحها چی خوابتو میپرونه؟
یه دوش آبیخ
تا فردا نمیتونم کیرم رو پیدا کنم
،واضحه که نمیتونم تو این مورد کمکت کنم ...ولی
میدونی چی خوابمو میپرونه؟
.یه فنجون قهوهی خوب و داغ راستی، قهوهامون تموم شده
خیلی خب، بابا، میشه به روستر بگی باید یکم بیشتر ملاحظه کنه؟
الان دیگه سه نفر تو این خونه زندگی میکنه
بابا، میشه به کولت بگی ،اگه میخواد دوش آب گرم بگیره
باید صبحها زود بیدار بشه
روستر، خفه شو
کولت، خفه شو
امروز کلی کار داریم که انجام بدیم
اگه فردا کار رو تعطیل کنیم و بریم واسه شکار
فردا شروع فصل شکاره؟
آره. درست مثل تولد من
فقط بابا میدونه کی هستش
!ایول
آره، من پایهام بریم شکار
واقعاً؟ فکر نمیکردم علاقهای به اینکار داشته باشی
چی؟ من عاشق شکارم
ساعت 6 صبح بیدار میشی و مشروب خوردن رو شروع میکنی، بدون احساس گناه
شاشیدن توی جنگل، همیشه یه مزیتـه
ریدن توی جنگل، خیلی هم باحال نیست
آره، پاییز بهترین زمان ساله
هوا یکم سوز داره
،میتونی پیراهن پشمی بپوشی دستکش چریمی بپوشی، یاید هم یه شالگردن بپوشی
،ما داریم راجعبه شکار حرف میزنیم نه نمایش مدلینگ
،بیخیال
انگار تو به خودت زحمت ندادی مخلوط پیراهن و شلوار جین رو بپوشی
،همهاش درسته، ولی، متاسفانه
مخفیگاه شکارچیها فقط واسه دو نفر جا داره
یک. دو. جای تو بودن خیلی بده
بیخیال، من 15 ساله که نرفتم شکار
خوب میشه که یکم وقت با بابا بگذرونم
...خب، میخواستم بگم نه، ولی
...معلومه که واقعاً دلت میخواد بری، پس عمراً
.خب، تصمیم با باباست تو نمیتونی جای بابا حرف بزنی
خب، راستش، میتونم
میبینی، این از خوبیهای ول نکردن خانوادهاس
بابا و من باهم هماهنگیم
.میدونم چی فکر میکنه میدونم چه احساسی داره
،اگه ما دختر بودیم پریودمون همزمان میشد
راستش، روستر، نظرت چیه که امسال کولت رو با خودم ببرم؟
،چی؟ نه، بیخیال ما رفقای پریودی هستیم
این کار عادلانهایه، دوستدختر
تو میتونی فرداش بیای
...فرداش فرداش که روز شروع فصل نیست
فرداش که رسم ما نیست
،فرداش روزی نیست که بو و روستر میشینن تو مخفیگاه
،ساندویچ کرهی بادومزمینی و موز میخورن و موجودات باشکوه جنگلی رو میکشن
ببین، بابا تصمیمش رو گرفت
،و جهت اطلاع
من با هر تصمیمی که بگیری مشکلی ندارم
چون دوستت دارم، بابایی
سپیدهدم حرکت میکنیم
خوشگلترین شالگردنت رو بپوش
این مزخرفه
چت شده؟ زمان پریود این ماهته؟
هی، مامان - هی، عزیزم -
بذار یه چیزی ازت بپرسم
من پسر مورد علاقهاتم، درسته؟
صد در صد توی دو تای اول هستی
و قرار نیست بین تو و کولت یکی رو انتخاب کنم
خیلی خب، اینو درک میکنم
بذار بگیم تو دو تا ماشین چمنزنی داری، خب؟
حالا، قدیمیتره قابل اتکاتره
،همیشه کنارته، سالیان سال و همیشه کارها رو به نحو احسن انجام میده
و یه لقب خفن هم داره، مثل: برشکار
،حالا، اون یکی ماشین چمنزنی از کنارت رفته و برنگشته
تا اینکه فوتبال حرفهای چمنزنها براش جواب نداد
قضیه راجعبه رفتن به شکاره؟
معلومه که راجعبه رفتن به شکاره
.و راجعبه ا-ح-ت-ر-ا-م هستش کولت بهتره بفهمه این چه ارزشی برام داره
،منظورم اینه، اون فکر میکنه چون یه چیزی رو میخواد به طور اتوماتیک بهش میرسه
آره، میدونم چطوریه وقتی مردم انتظار میکشن چیزی رو بگیرن
اینم آبجوی مجانیت
طعنهات دریافت شد و نادیده گرفته شد
شرمنده، عزیزم، تو اشتباه نمیکنی
فقط فکر میکنم بهتره یکم بهش کمک کنی
برادرت از کلی چیزها دور مونده بود
.آره، از کلی کار دور مونده بود کلی کار که من باید انجام میدادم
.میدونی، منم رویاهایی داشتم دلم میخواست یه مغازهی صافکاری باز کنم
یادمه
.تعمیرگاه روستر "بدون پیراهن، بدون کفش، بدون شورلت"
اگه من هیچوقت اونجا رو باز نکنم باید حداقل یه آهنگ از "توبی کیت" باشه
من از همه چیزم گذشتم تا توی مزرعه کار کنم
میدونی پاداشم چی بود؟ با بابا رفتن به شکار
چون این کار همیشگی ما بود
نه، بیخیال. شما چیزای زیادی توی 15 سال گذشته داشتین
مزرعه داری، شکار، بولینگ
،تنها چیزی که بین کولت و پدرت هست مکالمهی با عصبانیته
آره، این کار همیشگی اوناست من هیچوقت اینو ازشون نمیگیرم
،میدونی
یه نفر دیگه هم تو خانواده هست که عاشق شکاره
نمیخوام با مامانم برم شکار
.بیخیال، خوش میگذره برات ساندویچ کرهی بادومزمینی و عسل درست میکنم
موز! کرهی بادومزمینی و موز
خیلی خب، کرهی بادومزمینی و موز
،ببین، اگه قرار نیست اینو جدی بگیری اصلاً به خودت زحمت نده
پایهای یا نه؟
آره، فکر کنم
همگی گوش کنین
روستر بنت با مامانیش میره شکار
چیکار میکنی، مامان؟ داری آبروم رو میبری
میدونم. اینم کار همیشگیِ ماست
چرا نمیتونی شبها دوش بگیری؟
اینکار رو نمیکنم، کولت و بهت میگم چرا
در حال حاضر من مشکلی با آب گرمی که دوش میگیرم، ندارم
خودت چرا شبها دوش نمیگیری؟
...چون من
من یه مشکلی دارم
مشکل موهاته، مگه نه؟
،اگه موهام نم باشه و بخوابم صبحها موهام اصلاً صاف نمیشه
،این همه سال دلم یه خواهر کوچیکتر میخواست نگو داشتم
مامان؟ - هی، کولت -
شالگردن منو پوشیدی؟
نه. این مال باباست
با کت و شلوار جینش میپوشه
این تفنگ منه؟ راستی اینجا چیکار میکنی؟
واسه شروع فصل شکار
آره. من با مامان میرم
درست مثل جشن رقص آخر سال مدرسه
اون همراه من نیومده بود فقط شاخه گلم رو که یادم رفته بود رو آورده بود، الاغ
.آره، مجبورش کردم باهام برقصه بدجور آبروش رفت
معرکه بود
هی، کلاه من کو؟ - کدوم کلاه؟ -
.کلاه مورد علاقهام کلاه با مارک "جان دیر"ـم
.همون که روش لکهی رنگ هست بوی مغازهی لوازم ماهیگیری میده
آره، شاید من دیشب پوشیده باشمش
چی؟ شاید پوشیده باشیش یا پوشیدیش؟
.خیلی خب، فکر کنم پوشیدمش چه میدونم
بریم وسایل رو بذاریم تو وانت
واقعاً؟ کنجکاو نیستی بدونی چی به سر کلاه اومده؟
.باورم نمیشه کلاه منو گم کردی دیشب کجا رفتی؟
"رفتم خونهی رفیقم "ویل
آره، و با هم توی پارکهای محل میچرخیدیم
ببینیم بچههای دبیرستانی رو پیدا میکنیم که مشروب میخورن
بعدش تظاهر کنیم پلیسیم و زهره ترکشون کنیم
و فراریشون بدیم و آبجوهاشون رو بدزدیم
واقعاً خیلی راحته
تنها چیزی که لازم داری یه چراغ قوه و صدای بمـه
شما بچهها دارین چیکار میکنین؟
آره. خودم بلدم چطوری آبجوی نوجوونها رو بدزدم، کولت
کلاه من کو؟
آهان. بعدش فهمیدیم خنک نگهدارندهی آبجو لازم داریم
،واسه همین رفتیم به پمپبنزین
یه خنککنندهی باحال پیدا کردیم که روش عکس یه دختر با مایو بود
وقتی که آبجو خنک میشد، مایو غیب میشد
نگران نباش، اونا رو گم نکردیم
ولی موضوع اینه، میدونم اون موقع هنوز کلاه رو سرم بود
:چون مارک، فروشندهی اونجا، گفت "کلاه باحالیه. شیشه میخواین بخرین؟"
بعدش من مودبانه جواب رد دادم
بعدش سوار وانت ویل شدیم
رفتیم و چند تا بچه رو پیدا کردیم ...و فراریشون دادیم، بعدش
،اولین آبجوم رو خوردم بعدش چند تا دیگه هم خوردم
اینجاش یکم تیره و تاره
یادمه داشتیم از پارکینگ فروشگاه دری کوئین رد میشدیم
،"من بودم و ویل و سگش "راکون
اگرچه ممکنه واقعاً یه راکون بوده باشه
،تمام چیزی که میدونم اینه که اون خیلی با بستنی قیفی شکلاتی حال میکرد
تو چه مرگته؟
سوال عادلانهایه
بیا، کلاه منو بگیر - کلاه تو رو نمیخوام -
خیلی خب، برو یه کلاه دیگه بردار
خیلی خب، کدوم کلاه رو بردارم؟
کلا با مارک "دوالت" رو؟ نه. اونو واسه ماهیگیری میپوشم
کلاه فروشگاه ماهیگیری رو؟ نه. اونو واسه کلیسا میپوشم
کلاه "فری موستاش راید" رو؟ نه. اونو واسه جشن سالیانه میپوشم
گوش کن، این یه جورایی تقصیر توـه
،اگه تازه دوش گرفته بودم یه کلاه احتیاجی نداشتم
شما دو تا هنوز بحث میکنین؟ - داریم راه میافتیم -
.خب، من نمیام من بدون کلاهم نمیام
خیلی خب، خداحافظ
خواهرم خیلی جندهاس
میدونی من و اون کلاه چه چیزایی پشت سر گذاشتیم؟
فقط میتونم تصور کنم
با اون کلاه رانندگی یاد گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.