প্রথম 190টি লাইন।
دیگه وقتشه
جمعه دیگه آخرین مهلتِ برای اینکه جواز حضور در دیتونا رو بگیریم
حالا، برای اینکه بتونیم این کار رو بکنیم
باید چیزی به اسم «فیلم مهارتها» بفرستیم
باید تواناییمون رو توی این بخشها ثابت کنیم:
حرکات آکروباتیک
استانتها
پرتابهای سبدی
و هرمها
اما ما میتونیم، میخوایم و باید
اون فیلم رو تا ساعت ۹ صبح جمعه برسونیم
وگرنه، همونطور که تو دنیای تشویقچیها میگن
فاتحهمون
سرمربی مثل سرآشپز یه تیم فوتبال میمونه
و اینجا همونجاییه که من بهترین دستپختم رو ارائه میدم
سلام عزیزم
اوه، چه خبره؟
انگار تعدادتون خیلی بیشتر از همیشه است
آره. الان یه تیم فیلمبرداری هم دنبال من راه افتاده
آره، تهیهکنندههات دارن به این فکر میکنن که
دنیای «مربی پاتر» رو گسترش بدن
واسه همین دارن از من فیلم میگیرن تا یه مستند تکاندهنده بسازن
از زندگی یه مربی فوتبال توی یه کالج معمولی
اوه، ولی فصل فوتبال که تموم شده
عزیزم، قهرمانیها توی فصل تعطیلات ساخته میشن
ام، عزیزم، میدونی که من هیچوقت نمیخوام
مانع این کارات بشم، هر چی که هست
اما این هفته واقعاً برای من استرسزاست
واسه همین فقط... دیگه هیچی نگو
لازم نیست نگران چیزی باشی
نه وقتی که توی «بون کانتری» هستی
اسم مستندم رو گذاشتیم این
یه جور بازی با کلماته. اوه
آره
با چه کلماتی بازی شده؟
«بون»
و «کانتری»
خب همگی، این هفته، هفتهی مهارتمونه
یه روز رو انتخاب کنیم که فیلم بگیریم
سهشنبه نه، باشه؟ امتحان فینالِ ردیابی حیوانات خانگی دارم
تا اون موقع قلادهم بدجوری کوتاهه
ام، مقاله درس مطالعات زنانم رو باید چهارشنبه تحویل بدم
درباره اینکه چرا زنها اینقدر الهامبخش هستن
واسه همین باید یه قهرمان زن پیدا کنم
آره، منم اون روز فینال تاریخ هنر دارم
امسال داریم روی «آرت گارفانکل» کار میکنیم
از اونجایی که هیچچی آسون نیست
اینجا توی «هدلتستون» هفتهی امتحانات فیناله
ما اینجا سیستم سهترم در سال داریم
به افتخار اینکه بالاترین نرخ
بارداری دانشجویی رو در کل کشور داریم
باید موفقیتها رو هر جا که هست جشن گرفت
من وقتم آزاده. امتحانام رو تموم کردم
شوخی بود
یه لوکیشن لازم دارم
میتونم دوشنبه رو پیشنهاد بدم؟
دوشنبه در واقع... دوشنبه واسه من خوبه
دوشنبه فینال تایپه و همهتون توی کلاس منین
من اونجا نیستم ولی موفق باشین
کریستال، همه باید امتحانای فینالشون رو بدن و قبول بشن
پس من گواهی پزشکی میارم
این که مال خواهرته
توی کشورِ خودش اون یه پزشکه
کشور من آمریکاست. من همینجا به دنیا اومدم
واسه ورزشکارای دانشجو
بخش «دانشجو» بودن باید تو اولویت باشه
چون سخته که آدم توی رشته تشویقچیگری بتونه شاغل بشه
اونا باید بتونن به مدرکشون تکیه کنن
مدرکی که از یه کالجِ دو تا هفت ساله میگیرن
و خوشبختانه واسه اونا
رتبه «هدلتستون» توی سطحبندیها بالاتر رفته
علاوه بر این، اگه امتحانای فینال رو پاس نکنن
نمیتونن برن دیتونا
خب، ما شش ماه پیش توی کمپ تشویقچیها جواز دیتونا رو گرفتیم
همه اینجا خیلی خوشحالن
آخ! خیلی سخته
این آرومترین حالتیه که میتونم انجامش بدم
یاد دادن همهچی به تو خیلی سخته
فقط برو. برو. برو بیرون
خب، ام، تیم کورتنی در چه حاله؟
اجراشون چطوریه؟
نمیتونی بهم بگی؟
البته اگه میگفتی، یه جوری از خجالتت در میاومدم، جیگر
لعنتی، وقتی درس میخونی واقعاً جذاب میشی
شوخی نکن
ما رسماً با هم دوست شدیم. معلوم بود که قسمت همیم
بسه دیگه، به صندلیم لگد نزن
چرا داری اذیتم میکنی؟
چون داری مثل یه بچه ننه رفتار میکنی
فقط نمیخوایم رابطهمون رو عمومی کنیم چون
نمیخوایم فضا معذبکننده بشه
تازه، این روزا اصلاً باحال نیست
که آدم رابطهش رو جار بزنه
خانمها و آقایان، دوستپسرم
مرسی، مرسی، مرسی
و دوستدخترم
بسیار خب. صبر کن. صبر کن ببینم
ما توی یه رابطه آزاد هستیم
ما کاملاً به هم وفاداریم و داریم به همه هم میگیم
هی، کدومتون بازندهها میخواد یه استراحتی بکنه
و بره کافه «لوز باتن»؟ نه
آره؟ نه، نه، نه، نه، نه
مربی گفت اگه امتحانها رو پاس نکنیم، از تیم اخراجیم
رشته من ردیابی حیوانات خانگیه و اگه پاس نشم
گند میزنم به همهچی
چرا اینقدر استرس داری؟ تو که همهش بیست میگیری
وقتی چهار سالم بود، نامادریم بهم گفت
باید توی همهچی کامل باشم
وگرنه در تنهایی میمیرم
واقعاً باید تمرکز کنم. یه مدت حواسم پرت بود
طلاقم رسمی شد. بریم که داشته باشیم
دقیقاً مثل همسر سابقم که در بیشتر طول ازدواجمون اینطوری بود
منم الان دارم با بقیه قرار میذارم
آره، خب، عضو اپلیکیشنهای دوستیابی شدم
«لاو هرتز» رو امتحان کردم
که فکر میکردم واسه کارمندای آژانس کرایه ماشینه
ولی نبود
اما دیگه تصمیمهای غلط نمیگیرم
واسه همین عضو «فقط تشویقچیها» شدم
آره، یه اپلیکیشنه که تو رو با
تشویقچیهای منطقهات آشنا میکنه
فکر کنم خانوما خوششون بیاد
هی عزیزم، تو توی این کار و حرفهای
تهیهکنندههام میگن ویدیوی نمونه کارم خیلی «خستهکننده» است
اینم یه جور بازی با کلماته؟
عزیزم، فکر کنم منظورشون اینه که
آخه این حرفا از کجا میآد؟
ام، خب امروز قراره واسه تیمم محافظ دندان سفارش بدم
ام، معمولاً سفید سفارش میدم
ولی میدونی، حس میکنم امروز یکم کلهخر شدم
واسه همین فکر کنم بنفش سفارش بدم
نه، بنفش تموم شده
ام
پس فکر کنم همون سفید رو سفارش میدیم
خب، فکر کنم شاید منظورشون اینه که
به درامای بیشتری اون تو نیاز داری
داستان محافظ دندانهای بنفش رو نشنیدی؟
نه، شنیدم
خب، مگه مال تو چقدر دراماتیکه؟
من باید تا جمعه یه فیلم مهارتها تحویل بدم
که باید بین امتحانات فینال بچینمش
که بچهها هم باید حتماً پاس بشن
و اگه فیلم رو نفرستم، به دیتونا نمیرسیم
و کل زحمات امسالمون به باد میره
نه مربی، تو خیلی زحمت کشیدی
باید به دیتونا برسی
قراره چی بشه؟ نمیدونم
باید تماشا کنیم تا بفهمیم
خیلی خب، وقت تمومه. ماشینتحریرها کنار
استیون
مدونا، بیدار شو عزیزم. امتحان تموم شد
اوه، خداروشکر. خواب دیدم از امتحان جا موندم
بفرما. تموم شد. ممنون
دیمارکوس، ممنون قربان
سالی، ممنون خانم. ممنون
کریستال. بفرما
یا مسیح، خودت یه معلم خصوصی برسون
راستش از جفتتون ناامید شدم
خودتون خوب میدونین که
خواهرت نمیتونه به جای تو
امتحان فینال تایپت رو بده
چرا نه؟ اون همه امتحانهام رو میده
چون این تقلب محسوب میشه
و من چرا اینجام؟
چون تو بالاترین نمره کلاس رو گرفتی
با معلم تئاتر بداههت حرف زدم
اون گفت: «بله، و» اون توی کلاس منم بالاترین نمره رو گرفت
این یعنی تو یه نابغهی مخفی هستی
هیس. الان باعث میشی از «باشگاه مشتزنی» اخراجم کنن
ببین، قضیه از این قراره:
تو میشی معلم خصوصی کریستال تا بتونه امتحان فینالش رو پاس کنه
هر دو: چرا؟
من نمیتونم حرکات نمایشی تیمم رو انجام بدم
ولی کاری که از دستم برمیآد اینه که یه گروه از تشویقچیهای نخبه رو بیارم
تا بهشون انگیزه بدن و یاد بدن چطوری باید انجامش داد
حالا، شماها فقط تماشا نکنین. میخوام ببینین و یاد بگیرین
به تکنیکهاشون دقت کنین
بچهها، به طرز گرفتنشون و جوری که از پاهاشون استفاده میکنن نگاه کنین
خانمها ببینین چقدر منسجم هستن
و چقدر حرکات فرودشون دقیقه
ام. استیون
چرا اول لقمهت رو قورت نمیدی؟ میل داری؟
نه عزیزم، خوبم
عالی بود
واو
واقعاً خوب بود. انگار دارم توی آینه نگاه میکنم
شاید بهتر باشه بذاریم اونا فیلم مهارتها رو پر کنن
اونوقت میشه تقلب و ما تقلب نمیکنیم
مگه نه، کریستال؟
او بیخیال
No comments yet. Be the first to leave one.