প্রথম 200টি লাইন।
رفیق، چطوری نفهمیدیم که برتو غیرقانونی اینجاست
الان که فکر میکنم یه نشونههایی بود
اون موقع که واسه تولد برتو به رقاص گفتیم لباس پلیس بپوشه
و برتو از پنجره پرید بیرون
همهاش تقصیر منه
بیخیال، پسر
نه، نیست - نه؟ -
بهش گفتم این آخر هفته کار نکنه
باعث شدم بیاد به اون بار
دعوا شروع کردم که باعث شد دستگیر بشیم
خیلی خب، باشه
از نظر فنی، تقصیر توـه
.این پسر خیلی وقته که اینجاست کل زندگیش اینجاست
آره. تازه یه خونه خریده بود که نمیتونست پولش رو جور کنه
مگه کاری از این آمریکاییتر هم داریم؟
لعنتی
چطوری این اتفاق افتاد، پسر؟
.ناسلامتی من روستر لعنتیم اوضاعم ریده شده
حالا، کارگر دست راستم داره برمیگرده مکزیک
ما اینجا توی بازداشتیم
قرار بود تا فردا 9 صبح گاوها رو علامتگذاری کنیم
خدا، به همه چی گند زدم
مثل تو بودن همچین حسی داره؟
نباید تسلیم بشی
،اگه من تسلیم میشدم
بزرگترین برگشت به بازی توی تاریخ تیم سیهاوک رو نمیتونستم رقم بزنم
تو که هیچوقت واسه سیاتل بازی نکردی
.نه، منظورم تیم ادمونتون سیهاوک هستش لیگ فوتبال کانادا
شش دقیقه وقت مونده بود
24امتیاز از "مدیسین هت مارادورز" عقب بودیم
...همیتیمیهام گفتن
بیاین انصراف بدیم، اه؟"
"ما نمیتونیم این عوضیها رو شکست بدیم
"بیاین بریم یکم آبجوی مولسون بخوریم، اه؟"
"بیاین بریم یکم شیرهی افرا بخوریم، اه؟"
سه ثانیه وقت مونده بود
چهار امتیاز عقب بودیم، خب؟ منم گفتم شانسم رو امتحان کنم
،بازیکن کناریم، استیو کازلوازکی از بین چهار تا مدافع بلند شد
.توی منطقهی آخر زمین با یه دست توپ رو گرفت امتیاز تاچداون
جمعیت دیوونه شدن، خب؟
،متاسفانه، استیو با توپ رو زمین فرود اومد طحالش پاره شد
مرد
ولی قسمت مهمش اینه که، اون هیچوقت تسلیم نشد
...ببین کولت، از تلاشت ممنونم، ولی
...آخه، حتی اگه برتو هم اینجا بود
وقت کافی برای انجام کارها نبود
اگه من کمک کنم چی؟
آخه، اگه حتی همهی گاوها رو علامتگذاری کنیم
کلی کاغذبازی و کار کامپیوتری مونده که انجام بدم
توی این کارها مهارت ندارم
،رفیق، تا همین هفتهی پیش
فکر میکردم پیدیاف مخفف سکس در انظار عمومی"ـه"
.به ابی میگم این کار رو بکنه کاغذبازی خوراکشه
نمیدونم
بیخیال، پسر. به خاطر برتو این کار رو بکن
اصلاً به خاطر استیو کازلوازکی این کار رو بکن
،به خاطر اون یارو توی خلیج شهر اونتاریو که قلب استیو رو بهش پیوند زدن بکن
خیلی خب
خیلی خب. به جهنم - !آره -
از پسش برمیایم، نه؟ - معلومه -
آره
لعنتی، هنوز بازداشتیم
واسه چی اینقدر طولش میدن؟
تمام اطلاعاتشون رو از بازداشت قبلیشون دارن
بازداشت قبلیشون کِی بود؟
مسابقهی ناسکار با ویچلر برقی توی مرکز خرید بود؟
نه، اون دفعه بود که لخت توی فستفود آربی :میگشتن و داد میزدن
"ما گوشت داریم" - آره -
خدای من - درسته -
ما پدر و مادر بدی هستیم؟
اگه پدر و مادر بدی بودیم که نمیومدیم اینجا از بازداشت درشون بیاریم
.جری یه ایمیل برام فرستاده میخواد بعداً برم به دیدنش
ظاهراً یه پیشنهاد واسه خرید بار دادن
واقعاً؟ - آره -
خب، خوش به حالت
کاش یکی هم پیدا میشد واسه خریدن پسرها پیشنهاد میداد
سلام، بو. مگی - سلام، مری -
سلام، فیلیس. چه خبرا؟ - سلام، مری -
فرانک، نترس. واسه ملاقات اومدم
قبلاً یه چند باری اینجا بودم
.مجبور نبودی بیای ما هردوشون رو درمیآوردیم
آره، روستر مطمئن نبود هردوتون میاین
ضمناً، سیندی از بخش انگشتنگاری میخواست عکسهای بچهاش رو بهم نشون بده
یه عکس بازداشتی ازش گرفته
بچه رو به خاطر ناز بودن بیش از حد و حمل پوشک پر دستگیر کرده
خب، هدر در چه حاله؟
میدونی، روزهای خوب و بدی داره
.بابای بچه توی بازداشته این داستان همیشگیِ دخترهای راث هستش
کاش این وضعیت اینقدر براش سخت نمیگذشت
متاسفم که داره بهش سخت میگذره
اون دختر جوان و خوبیه - مرسی -
...میخواستم بپرسم کولت و روستر در چه حالن، ولی
فکر کنم میدونیم در چه حالن
ولی هنوز دوستشون داریم
درسته؟
سلام، مامان، ممنون که اومدی
اوه. ممنون که بابا رو هم آوردی
یعنی چی؟ تو کیفم پول بود
هی. یکی سه دلار ازم کش رفته
مرد خودمه
هی، کی میخواد بریم فستفود آربی؟
چطوری، ابی؟ - علامتگذاری در چه حاله؟ -
در حال انجامه
کلی کار واسه انجام دادن داریم و وقت زیادی نداریم
ضمناً، کولت نزدیک 15 دقیقه تلف کرد
تا تصمیم بگیره کدوم گاو رو شماره 69 بزنه
خبری از برتو شنیدی؟ - آره. حالش روبراهه -
هنوز به خونه برنگشته، ولی مشتاق دیدن خانوادهاشه
براشون کلی داستان در مورد ما تعریف کرده
یه خروس به اسم روستر و یه الاغ به اسم کولت گرفتن
عمراً حدس بزنی دیشب وقتی شما احمقها
رفتین بازداشت بشین، کی اومد توی کلبه
کی؟ - دختر فوقالعادهی هواشناسی -
تانیا شاورز - گمشو، امکان نداره -
در مورد چی حرف زدین؟
باهم حال کردین؟
باهم حال کردیم؟ - خب، فعلاً که نگفتی نه -
...نمیخواستم چیزی بگم
ولی هوا سرد بود، واسه همین براش قهوهی ایرلندی درست کردم
واسه یه مدتی شروع به حرف زدن کردیم و بعدش... میدونی دیگه
هی، هی، هی
نمیشه به قسمت خوب داستان برسی
و با "میدونی دیگه" تمومش کنی
فکر کردم کار داری - !کیر تو کار -
خب، هوا سرد بود
و فقط یه پتو داشتیم - خب -
واسه همین هردومون رفتیم زیر پتو ...و بعد دست تانیا
روستر، یه مشکلی داریم - خفه شو، کولت -
.یه گوسالهی مرده کنار آبشخور پیدا کردم به نظر کار یه گربه وحشیه
شوخیت گرفته؟ چند وقته مرده؟ - یه روز -
لعنتی. پس امشب برمیگرده
.نمیتونم یه گاو دیگه از دست بدم شاید مجبور بشیم گربه وحشی رو با تیر بزنیم
آره. فکر کنم باید کار علامتگذاری رو تموم کنیم
و بعد تموم شب رو بیدار بمونیم و مست کنیم و به یه چیزی شلیک کنیم
انگار دوباره برگشتیم به زمان دبیرستان
ایشالا این بار دیگه شگونهی دبیرستان رو نزنین
.بیخیال، حالش خوب بود خودت یه بستهی 12 تایی آبجو بخور
و اونوقت بگو شبیه یه شیردال نیستم که دارم میام سمتت
سلام، بو - سلام، مری -
.یه هدیهی کوچیک برای هدر گرفتم اینجاست؟
معلومه. بچههای منم درست مثل بچههای تو از خونهام نمیرن بیرون
تازه بدتر، بچههای من بچه هم به دنیا میارن
آره - بیا تو -
هدر، مهمون داری
وای! یه بوی خوبی میاد
آره، داریم پای سیب درست میکنیم
،تا یه ساعت دیگه آماده میشه اگه میخوای بمون و حرف بزنیم
یه ساعت حرف بزنیم؟
پای سیب دوست دارم، ولی نه در این حد
آقای بنت. از دیدنتون خوشحالم
سلام، هدر. حالت چطوره؟
حالم خوبه. هورمونها بگیر نگیر دارن
به دلایلی، آگهی تلویزیونی بیمهی گایکو به گریهام میاندازه
فکر کنم به این خاطر که اون مارمولک ...توی آگهی اینقدر کوچیکه
و دنیا خیلی بزرگه
آره
این همون صحبتهایی بود که نگرانش بودم
یه هدیهی کوچیک برات آوردم
واقعاً؟
وای خدا. خیلی نازه
اسمش چیه؟
نمیدونم. اسب؟
آه، خیلی قشنگه
بو، خودت درستش کردی؟ - آره، پدرم برام درستش کرد -
به روستر و کولت دادمش
یه بار کولت سعی کرد باهاش از خونه فرار کنه
جلوی خونه نشست و سه ساعت باهاش تکون خورد
حداقل همیشه خوشقیافه بود
خیلی ممنون، آقای بنت
میدونم که این وضعیت برات راحت نیست
ولی تو قراره مادر نوهام بشی
و این تو رو به یه بنت تبدیل میکنه
هروقت چیزی لازم دارم، بهم بگو
تو همیشه یه جا سر میزمون داری
وای خدا، این ده برابر گایکوـه
ممنون - خیلی خب دیگه -
هنک، یه چیزی هست که میخوام بهت بگم
.دارم بار رو میفروشم جری داره با پیشنهاد میاد اینجا
عجب
همیشه میشنوی که اینجور اتفاقات ...برای بقیه میافته
ولی هیچوقت فکر نمیکنی سر خودت هم بیاد
سلام، مگی - سلام، جری -
احتمالاً بهتر باشه خصوصی حرف بزنیم
،هر چی که میخوای به مگی بگی میتونی جلوی منم بگی
.هنک، به نظرم بهتره همینجا بمونی تو از نظر احساسی زیادی درگیر اینجایی
چطوری، جری؟ تعطیلات چطوره؟
عالیه. توی سال جدید عهد بستم که دو کیلو وزن کم کنم
بعدش مسمومیت غذایی گرفتم و سه سوته به عهدم وفا کردم
بفرمایین
اوه، این پیشنهاد خریده؟ - آره -
مطمئنم که امیدوار بودی پیشنهاد بهتری باشه
ولی سعی کن با ذهن باز در نظرش بگیری
چه جالب، اولین باریه که اینو گفتم
و لباسهام رو درنیاوردم
آخه، شوخیت گرفته؟ - نه -
فقط همین؟
ولی ببین، کاملاً نقده
چطوری قراره با پیشنهادی خوشحال بشم
که آخرش با "و 75 سنت" تموم میشه؟
اینجا خیلی بیشتر از اینا میارزه
No comments yet. Be the first to leave one.