প্রথম 200টি লাইন।
.نمیتونی منو اخراج کنی من اینجا شریکم
نه، من یه بار هم تا حالا اینو نگفتم
،خب، خیلی از دخترها این فکر رو میکنن پس به کسی نگو
،متاسفم، روستر ولی این بار تنها چیزیه که دارم
.نمیتونم ریسک کنم از دستش بدم مثل بچهامه
من بچهی واقعیتم
واقعاً فکر میکنی من اونقدر احمقم که از دستش میدم؟
نه، موضوع این نیست
البته، همهی گوشیهایی که تا حالا داشتی رو گم کردی
اون مارمولک ایگوانای کلاس ششم رو هم همینطور
راستی، اینا رو روی در پیدا کردم
اینا مال من نیست
،اگه گم کردم، لطقاً به روستر"
"خفنترین کلهخر دنیا، برگردونین
منظورم اینه، میاندازمش تو جعبهی وسایل گمشده
ببین، من اومدم اینجا کمکت کنم، خب؟ قرار نیست ناامیدت کنم
عزیزم، تو ناامیدم نمیکنی
ممکنه من بچهها رو استخدام کرده باشم تا لباس لپرکان پوشیده باشن
و تو روز سنپاتریک آبجو بفروشن؟
اه، احتمالاً نه
خیلی دوست دارم که این کار رو برام کردی
ولی فصل پرورش گوسالهاس
واقعاً لازمه تو مزرعه باشی
خب، خودت چی پس؟
تنها دلیلی که اینجا رو مدیریت میکردم این بود که از اینجا بری
فکر کنم برام وقت خوبیه که برگردم
میتونم به کولت و ابی واسه عروسی کمک کنم
،و وقتش که برسه دوباره برگردم به جادهها
یکی رو پیدا میکنم که اینجا رو اداره کنه
تا اون زمان، تنها جایی که باید الکل بریزی داخل دهنته
لعنت. هیچکس مثل مادرت نمیشناستت
وایسا ببینم، دنور؟
میخوای اونجا زندگی کنی؟ این چطوری میشه؟
نمیدونم. فقط هیجانزدهام که یکی ممکنه استخدامم کنه
سخنرانی انگیزشیت چی شد پس؟
،اون مال کارهای این دور و اطراف بود مثل منطقه تحت پوشش تحویل پیتزا
کولت، این فقط یه مصاحبهاس
آره، آره، ولی اگه قبول بشی چی؟
اونقدر جلو رو فکر نکردم
به لباسی که قراره بپوشم هم فکر نکردم
تف توش، چی قراره بپوشم؟
.خیلی خب، خیلی خب بهشون بگو نمیتونی بری
و معلومه که باید کت مایکل کورز
و شلوار جین تنگت رو باید میپوشیدی
چرا باید بگم نمیتونم برم؟
،شلوار جین تنگم مال آخر هفتههاست مال کار نیست
،ما داریم ازدواج میکنیم داریم زندگیمون رو باهم شروع میکنیم
اگه شش ساعت فاصله با خونه داشته باشی چطوری قراره این کار رو بکنیم؟
نمیدونیم که قراره قبولم کنن یا نه
و اگه قبولم کنن باهمدیگه میریم اونجا
آره، عالی میشه
امیدوارم یه آپارتمان طبقهی اول بگیریم
اونطوری لازم نیست گلهی گاوم رو با آسانسور جابجا کنم
و ببرمشون توی لابی بچرن
پس موضوع شغل توـه؟
متوجه نشده بودم از مال من مهمتره
...من این رو نمیگم. فقط
موافقت کردیم زندگیمون رو اینجا شروع کنیم
واقعاً؟ چون شرط میبندم اگه تیم برانکوز ،ازت بخواد براشون بازی کنی
میرفتیم به دنور
!اون فوتباله خدمت به کشوره
کولت، تو یه سال پیش برات مهم نبود اینجا باشی
من ده ساله که معلمم
تنها چیزی که دلم میخواست انجام بدم
از زمانی که دیدم خانم فریزل اتوبوس جادویی مدرسه رو داخل چشم یه آدم برد
چرا نمیتونی یه کار همین اطراف پیدا کنی؟
چون نمیدونم کِی قراره پیدا کنم
،و دوست دارم پول خرید وسایل رو داشته باشم مثل غذا و بیمهی درمانی
اگه حامله بشم چی میشه؟
چیه، قراره بریم به طویله و بابات کمک کنه بچه رو به دنیا بیارم؟
خب، اون توی 30 سال فقط دو تا گوساله از دست داده
دلم نمیخواد این کار رو بکنی
.تو کسی بودی که بهم گفتی از معلم بودن دست نکشم میرم
.من همیشه کلی مزخرفات مسخره میگم اونوقت یه بار حرفم رو گوش میکنی
چرا وقتی بهت گفتم باید به دریک یاد بدیم چطوری یه زنبور رو بگیره؟
خب، چیکار میتونم برات بکنم، مگی؟
خب، روی خط لوله تحقیق کردم
ریدم توش
این نقشه رو نگاه کن
میدونی که خط لوله درست از زیر دریاچه مصنوعی "میسای آبی" رد میشه؟
آره، گفتن
یادته روی این پل وایستادیم تا چند تا عکس بگیریم؟
به جاش پسرها روی نردهها شاشیدن
،نگاه کن، بابایی" "حالا شد دریاچهی میسای زرد
آره، فرداش پولی که برای دانشگاهشون پسانداز کرده بودیم رو نقد کردیم یه دستگاه پخش ویدیو گرفتیم
موضوع اینه که، این خط لوله
توی بهترین حالت مواد داخل لوله توی دریاچه میریزه که همه ازش باخبر میشن
ولی بدترین حالتش اینه که یه نشتی توش پیدا میشه که ازش باخبر نمیشیم
تا اینکه مردم یه کلهی دیگه دربیارن
اینطوری آدمایی که باهات حرف میزنن دوبرابر میشن، بو
فکر میکنی از وقتی بهم گفتن بهش فکر نکردم؟
از وقتی پدرِ پدرم اینجا رو راه انداخت این زمین متعلق به خانوادهام بوده
و آره، کاش کولت دو تا سر داشت
اونوقت بالاخره میتونست ببینه چقدر رو اعصابه
کلی آدم علیه این خط لوله دارن اعتراض میکنن
تعجب میکنم که تو جزو اونا نیستی
تو بدت میاد که آدمها بیان تو زمینت
یادته وقتی مامور سرشماری اومده بود؟
:با تفنگ رفتی جلوی در و گفتی
"یا میتونی بری یا جمعیت کشور یه نفر کم میشه"
تعجب میکنم که حتی داری بهش فکر میکنی
مگی، مجبور نیستم کارهام رو برات توضیح بدم
اینجا مزرعهی منه
ببین، موضوع اینه
توی 30 سال گذشته بالای 9 هزار خط لوله نشتی داشته
تازه این فقط آمار ایالات متحدهاس
فقط میدونم که اگه مشکلی پیش بیاد نمیتونی با وجدانت کنار بیای
بهش فکر میکنم، خیلی خب؟
خیلی خب، ممنون
اوه، یه چیز دیگه
،روستر رو اخراج کردم پس برمیگرده اینجا کار کنه
خوبه. خوشحال میشم که بیاد - ولی؟ -
ولی نداره. از کمک میتونیم استفاده کنیم
داری سر به سرم میذاری؟
نه، عاشق پسرهامم
و همچنین این مکالمه
امیدوارم به زودی دوباره ببینمت
داری سر به سرم میذاری
صبحبخیر، آقای بنت - صبحبخیر، ابی -
جایی میری؟
آره. میرم دنور
،خب، نمیدونم کولت چیکار کرده ولی نمیتونم بگم تعجب کردم
امیدوارم در تماس باشیم
.نه، واسه مصاحبهی کاری میرم شب رو پیش دوستم میمونم
پس کولت گند نزده به اوضاع؟
آقای بنت - سوال کردم و جوابم رو گرفتم -
خداحافظ - خداحافظ -
کولت؟ - سلام -
.بنزین ماشین رو پر کردم فشار لاستیکها رو چک کردم
آمادهی رفتنی - ممنون -
دیشب نیومدی رو تخت؟
نه
،دو بار برنامهی "اسپورتس سنتر" رو دیدم 10سوال برتر رو حفظ کردم
بعدش رفتم پیش روستر
تظاهر کردم همه رو حدسی درست گفتم
روی کاناپهاش خوابم برد
،وقتی صبح بیدار شدم نمیدونم چطوری کاناپه رو برده بود تو چراگاه
یارو خیلی باهوشه
توی "گلنوود اسپرینگز" یه مامور واسه سرعت بالا جریمه مینویسه
میدونم. پلیس پشت بیلبور "چاقی رو متوقف کنین" قایم میشه
بالاتر از "ویل" ایست بازرسی تست الکل میگیره
هنوز ساعت 6 صبح هم نیست
آره، گفتم شاید یه نوشیدنی خورده باشی
تا قبل از مصاحبه آرومت کنه
قرار نیست الکل بخورم
خیلی خب
فکر کنم این لازمت نمیشه
...خیلی خب
فکر کنم باید بگم، موفق باشی
ممنون. وقتی رسیدم دنور بهت زنگ میزنم
حیفه این همه زحمت کشیدی
آروم برون
میخوای در موردش حرف بزنی؟
نه - خوبه -
از برادرت خبر داری؟
آره. گفت برمیگرده
میخوای در موردش حرف بزنی؟ - نه -
کاش هر روز مثل الان حرف نمیزدیم
بریم به کارمون برسیم
اون دیگه کدوم خریه؟
.انگار سم پیترسونه با ماشین "سیلورادو" نو
نگو که اینو از نمایندگی الوی گرفته
.گرفته. رو پلاکش نوشته خاک تو سرم
سلام، سم. چطوری؟
.تومور مغزی دارم تو چطور؟
من کولت رو دارم - تف توش. وضعت بدتره -
آدمهای پیر بدجنسن
از این طرفها؟
اومدم بهت خبر بدم تا آخر هفته
با نیومنز هیل قرارداد میبندم
و هنوز حاضرم با قیمت پایینتری به تو بدم
اگه بخوای
من که میگم صد در صد میخوایم - نمیخوایم -
میتونیم در موردش حرف بزنیم - نمیتونیم -
بعداً بهتون خبر میدیم - نمیدیم -
ممنون که به فکرمونی، سم
خب، اگه قراره به نیومنز هیل بفروشم
کلی وسایل دارم که قابلت رو نداره
هیزم و غذا، کلی وسایل عایقبندی
،از نوع خوب هم هستن قبل از اینکه پنبه نسوز رو ممنوع کنن
پنبه نسوز؟ من به این مزخرفات دست نمیزنم
پسرها رو میفرستم بیارن
اومدش
،مکریب" صدام کن" !چون برگشتم، عوضیا
خوشحالم برگشتی، پسر - آره، پسر، منم همینطور -
هی، ابی واسه مصاحبه رفت؟
آره، صبح رفت
اگه قبول بشه چیکار میکنین؟
روحمم خبر نداره
واسه همین باک ماشینش رو پر کردم و یه سیدی میکس شده براش گذاشتم
همهی آهنگها در مورد دلتنگ خونه شدنه
برگشت به جایی که تعلق دارم" از کنی"
خانه" از درکس"
"یه آهنگ از هنک جونیور به اسم "اوردوز در دنور
خودش پیامش رو دریافت میکنه
.هی، ببین چه ایدهای به سرم زده برو کنار
دارت چکشی
!یا خدا - آره -
هیچوقت به اندازهی الان از مزرعهداری خوشم نیومده بود
پسر، چطوری زودتر این ایده به ذهنمون نیومده بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.