Captive

Captive

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Captive S01E04 WEBRip {American Missionaries, Philippines} - Fa
Komentář od Farzad74
Farzad74 | iMovie-DL Team

Tagy

webrip
web
BRip
Zveřejněno: 2017-08-11
Stažení: 34
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

...حالا داره ضبط میکنه

...و اینجا

!اوه، نه این دیگه چیه؟

...مارتین خیلی خوب بود

...اون همیشه محتاط بود

اون همیشه دوست داشت مردم رو !دست بندازه و باهاشون شوخی کنه

...اون خیلی آدم خوبی بود

...هی، خیلی باحاله

گریشا خیلی دوست داشت که ...علایقش رو با دیگران تقسیم کنه

...اون خیلی آدم بخشنده‌ای بود ...همه اون رو دوست داشتن

...من خیلی چیزها از اون یاد گرفتم

امروز یه روز قبل از مراسم سالگرد عروسی هست، مگه نه!؟

می 27

...هفدهمین سالگرد ازدواجشون بود

...و من یه لحظه هم فکر نمیکردم که

!امنیت نداشته باشم

به ما پول دادن که یه جنگ مذهبی راه بندازیم

...از نظر ابوسیاف توریست های خارجی دشمن محسوب میشن

...و توریست ها باید قربانی بشن

اون وقت ما میتونیم میلیون ها دلار به جیب بزنیم

!و بعدش یه حکومت مستقل اسلامی میتونیم راه بندازیم

!به این میگن جهاد

هیچ ملتی نباید با تروریست ها مذاکره کنه هیچ راهی وجود نداره با کسایی که تنها هدفشون مرگ هست بتونیم صلح برقرار کنیم

:مترجم Far Zad 74

،وقتی که صدای تلفن رو شنیدم ...یه نگاه به ساعت انداختم

...حدود 3:30 صبح بود

!معمولا به ما ساعت 3:30 کسی زنگ نمیزنه

....رفتم توی هال و قبل از اینکه به تلفن برسم

....تلفن رفت روی منشی تلفنی و بعدش صدای بابام رو شنیدم

!فهمیدم که یه اتفاق بدی افتاده

!تلفن رو برداشتم و اون بهم گفت که مارتین و گریشا ربوده شدن

وقتی که این رو شنیدم ...انگار رفته بودم توی تونل و

!دنیا روی سرم خراب شد

...دوس پالمس، یکی از پاتوق های معروف فیلیپینی ها بود

...تا اینکه هدف حملات تروریستی قرار گرفت

مسلمانان افراطی تحت گروهی به نام ابوسیاف ...به این خانه های ییلاقی حمله کردن

!و مهمان های اونجا از جمله 3 آمریکایی رو ربودن

...پدر 4 فرزند، گیلرمو سابرو از کورنا کالیفرنیا

...مارتین و گریشا، دو مُبَلِغ از رزهیل کانزاس

...گروگان ها رو به جنوب جزیره‌ی باسیلان بردن

!و توی یه قلعه که برای افراد جنگ طلب هست، نگه داشتن

اونها 16 سال بود که در فیلیپین مُبَلِغ بودن

...مارتین یه هواپیما پرواز میداد

و خوراکی و سایر اقلامی که مبلغ های دیگه احیتاج داشتن بهشون میداد

گریشا هم توی رادیو کار میکرد

اونها زندگی خیلی خوب و باصفایی اونجا داشتن

!من جستجو در مورد گروهی که اونهارو دزدیده بودن رو شروع کردم

...این که قبلا با مردم چی کار کردن

...توی هر مطلبی که میخوندم

گروهک ابوسیاف، مردم رو میدزدیدن و ...از خانواده هاشون اخاذی میکردن

و اونهارو میترسوندن که ازشون !فرمانبرداری کنن، وگرنه سرشون رو میبریدن

...وقتی که به مارتین و گریشا فکر میکردم، اینکه در این وضعیت هستن

...باعث میشد که از درون حس بدی داشته باشم

...مارتین برنهام، یکی از 3 آمریکایی ربوده شده

....روز شنبه با همسرش گریشا، به پاتوقی در

...بهشون اجازه داد شد که

از دولت مانیلا درخواست کمک کنن !تا برای آزادی اونها وارد مذاکره بشن

من مارتین برنهام هستم و ایشون همسرم گریشا ست

هردو شهروند آمریکا هستیم و در 27 می 2001

در پاتوق دوس پالمس به اسارت گرفته شدیم

ما الان در امانیم و بهمون آسیبی وارد نکردن و خواسته های مارو برطرف میکنن

...و ما درخواست داریم که وارد یه مذاکره‌ی معقول بشیم

ممنون

...اف.بی.آی این صدای ضبط شده رو به ما رسونده

...به نظر که آدم سرسختی میاد

...مارتین پسر بزرگ ما بود

...شما متنفرید که ببینید بچه تون توی همچین دردسری افتاده

مبلغ های دیگه‌ای هم قبلا به اسارت گرفته شدن

...و اکثریت خیلی زود آزاد شدن

...ما هم فکر کردیم این سری هم میشه یه کارایی کرد

...هرچند میدونستیم که ممکنه برای پسرمون ترسناک به نظر بیاد

و براش سخت و خطرناک باشه

...ما امیدوار بودیم که آخر سر سالم به خونه برگرده

...اگرچه چنین شرایطی، پیچیده و خطرناک هستن

اما برای ما تقریبا عادی هستن

...و وقتی همچین شرایطی پیش میاد

...ما دیگه توش استاد شدیم

....شما میتونید روی این افراد تاثیر بذارید

...افرادی که معمولا کارهای وحشتناکی انجام میدن

...مثلا تروریست های گروگان گیر

!تهدید میکنن که سر گروگان ها رو جدا میکنن

...اما شما میتونید که مداخله کنید

درصدهای موفقیت ما خیلی بالا بوده ...مخصوصا توی حوزه‌ی بین الملل

...پرونده‌ی می 2001 هم

...از نگاه ما

!یه پرونده‌ی آدم ربایی معمولی دیگه بود

...فرودمون توی مانیلا رو یادمه

...دیپلمات ها اومدن و مارو به سفارتخونه بردن

...خیلی توی خبرها صدا کرد

...دولت اونجا هم خیلی جدی پیگیر مسئله بود

...اونجا خیلی درگیری مسلحانه بین

ابوسیاف و ارتش فیلیپین اتفاق میفتاد

...نباید تروریست ها رو اینطوری

!به حال خودشون رها کنیم

و تا موقعی که دخل ابوسیاف نیومده !نباید دست از تلاش برداریم

با این همه کشمکشی که وجود داشت ...اما ما هنوز به خودمون اعتماد داشتیم که

...میتونیم روی این شرایط و

...کارگزاران فیلیپینی و ابوسیاف اثر بذاریم

ما یه مذاکره کننده گذاشته بودیم که ...تا حدودی روی اونها اثر گذاشته بود

...کارمون تا اینجا خوب بود

...شرایط خیلی پیچیده‌ای بود

...گروهک ابوسیاف

...یه چیزی شبیه جنگ مذاهب رو به راه انداخته بود

...افسران ارتش رو میدیدم که زخمی میشدن یا کشته میشدن

...میدونید، اینها به خاطر اینه که

:وقتی اونها میگن "الله اکبر"

!اون وقت دیگه به خودشون فکر نمیکنن

...اینها، التزامات مذهبی ما به عنوان یک مسلمان هست

...تا از سرزمین و مردم خودمون دفاع کنیم

...ما از اینکه برای اسلام بمیریم ترسی نداریم

...امروز در خیابانهای لامیتان جنگی به پا شده

...ارتش فیلیپین از تانک و هلیکوپتر

برای سرکوبی گروهک یاغی مسلمان در نزدیکی یک بیمارستان محلی استفاده کرده

...گزارش دادن که بیشتر پاتوق ساحلی به دست این گروهک افتاده

...و اونها در بیمارستان

...یه هفته شرایط اینطوری بود

...بعدش شندیم که که گریشاو مارتین و تمام گروگان های دیگه

کاملا توسط ارتش محاصره شدن

!هیچ راهی برای اون گروهک وجود نداره که فرار کنن

!همینه، دیگه تموم شد

...کلا یه هفته طول کشید، اونها رو بالاخره آزاد میکنن

،به نظر من که مشکل خاصی به نظر نمیومد ...من که به شخصه خلاص میشدم

یاغی ها کجا هستن؟

اینجا

وقتی که این داستان به بیرون درز کرد ...من اولین نفری بودم که خودم رو به اونجا رسوندم

...اونجا تعدادی از پیشاهنگی ها و ارتش فیلیپین بود

...که پیشتر هم اونجا حضور داشتن

....درضمن پلیس محلی هم در اونجا بود

به نظر میرسید گروهک ابوسیاف میخواست که ارتش رو مجبور به عقب نشینی بکنه

چون اونها گروگان هارو داشتن !و اهرم فشارشون بود

...وقتی که توی اون موقعیت سنگربندی موقت ایجاد کردیم

...خیلی برامون خوب شد

...چون ما منتظر یه فرصتی بودیم تا بهشون بگیم

...هی، نگاه کنید"

...یه انتخاب دارید

"چرا با شما گفتگو نکنیم؟

!ولی کارگزاران فیلیپینی با این مورد موافقت نکردن

!اونها قصد داشتن که ابوسیاف رو نابود کنن

!چه گروگانها زنده بمونن چه نمونن

من قبلا توی شرایط بحرانی ...گروگانگیری بودم و گزارش تهیه کردم

ولی اون روز ذهنیتم کلا در این مورد عوض شد

،برای اولین بار بود که واقعا ترسیدم ...ممکن بود که بهمون تیر بخوره

...خیلی زود فهمیدیم که

...نمیتونیم با کارگزاران فیلیپینی روی اونها اثر بذاریم

تا اونکاری که مد نظرمون هست رو انجام بدیم

...نتیجه‌ی درگیری بین ابوسیاف های یاغی

...و نیروهای ارتش در در لامیتان رو مشاهده میکنید

گزارش داده شده که یاغی ها از گروگان ها ...به عنوان سپر انسانی استفاده کردن تا فرار کنن

...ارتش گفته که 12 سرباز در این درگیری کشته شدن

و خیلی ها هم زخمی شدن

...اینجا توی فیلیپین

...منابع خیلی خیلی محدودی داریم

،بدون نیروی کافی ...بدون هیچ برنامه‌ای

...ولی خبرچین های ابوسیاف همه جا پخش بودن

!و اونها میتونستن از افراد محلی کمک دریافت کنن

...اونها

ابوسیاف رو راهنمایی میکردن ...و اونها تونستن با گروگانها

!به سمت جنگل فرار کنن

...ابوسیاف تونست فرار کنه

...ما همچین انتظاری نداشتیم ولی

کنترلی نداشتیم

...اونجا اوضاع برام عوض شد

....اون موقع بود که من خیلی عصبانی شدم

...اینکه ما هیچ کنترلی روی این موضوع نداشتیم

...و من

!بابت این اتفاق از لحاظ احساسی واقعا داغون شدم

...اونها الان رفتن توی جنگل

...جایی که نه کسی هست نه چیزی

...ما تحقیقات گسترده‌ای انجام دادیم تا

!بتونیم خیلی بیشتر در مورد ابوسیاف اطلاعات کسب کنیم

...افراد مشخصی توی گروه بودن که

...میشد اونها رو "افراد معتقد و با ایمان" نامید

!ولی تعداد کثیری از اونها بینشون نبود

...ابوسبایا، یکی از رهبران اصلی ابوسیاف

!بیشتر از اینکه یه مجاهد باشه، یه جنایتکار بود

...اون همیشه سعی میکرد که بهترین لباس رو بپوشه

...بهترین دستمال رو به گردنش بندازه

:اون چوری خودش رو نشون میداد که بگه "شما باید از من بترسید"

...برادران مسلمان ما احساس میکردن که در حاشیه هستن

...اونها رو درک میکردم

....ولی برای ابوسبایا

...اون

!اون وانمود میکرد که یه انقلابیه

...اون وانمود میکرد که یه انقلابیه، آره

!اون سعی میکرد که نشون بده داره برای مسلمانان میجنگه

!ولی در آخر اون بیشتر از هرچیزی، نگران پول بود

:همیشه بهمون میگفتن که "اگه برای اسلام بمیری، به بهشت میری"

...من آرزو داشتم که یه مجاهد خوب باشم

و اگه شرایطش پیش میومد برای مذهبم !جونم رو فدا میکردم

...اما وقتی که گروه کم کم داشت از افرادی مثل

...ابوسبایا اثر میگرفت

اوضاع یکم فرق کرد

...توی رادیو درخواست پول دادن

اونها در خواست 2 میلیون دلار !برای آزادی برنهام ها و گیلرمو سابرو کرده بودن

...ما میدونستیم که باید یه استراتژی بچینیم تا

!سطح توقع ابوسیاف رو در ازای آزادی گروگانها پایین بیاریم

...اکثریت مردم توی ایالات متحده معتقد هستن که

...نباید به تروریست ها پولی داده بشه

!و نباید هیچ چیز دیگه‌ای به اونها پیشنهاد بدیم

!میدونی، باید محکم در مقابلشون وایستیم

More Farsi Persian subtitles for Captive

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left