De første 200 linjer.
تفنگها، نيزه ها، تيرها و سپرها ...به چه هدفي خدمت مي کنند؟
دنبال کردن استانداردهاي نمايندگي، شمشير، اسب دانش تجربي و مزخرفات جنايتکارا
وفاداري و افتخار
همه شون يه شبه از بين رفت
چيزي که ما امروز باهاش مواجهيم قطار، تفنگ تجارت.... و تروره
سال 1921، در کانتون بود
اون سال، فرماندهان ارتش جنوب ديگه نمي تونستن جلوي خوشونُ بگيرن
قسمت اول، خونريزي در کانتون
اين بار راهپيمايي در کانتون ـه
دفعه بعد نوبت پکن ـه
هرجا ميخواد باشه
فقط کافيه بذاريمش تو برنامه مون
وقتي برسيم اونجا
کي قراره رئيس بشه؟
با مبارزه تصميم مي گيريم
سرنوشت يه کشورُ بسپريم دست مبارزه؟
سال 1921، کانتون
مرگ بر فرماندهان جنگ
...مرگ بر حکومت بيانگ
...آشتي شمال - جنوب
ميدان مسابقات هنرهاي رزمي کانتون
سال 1921، گردهمايي هنرهاي رزمي جنوب بود
اين يک نمايش قدرت بود
جايي که همه کساني که ايستادن ميخکوب ميشن و همه سلاحا به نمايش در ميان
82مدرسه هنرهاي رزمي از سبکهاي جنوب با هم مبارزه مي کنن تا نفر اول کانتون بشن
پنج ببر شمال، خائنان جنوبي رو به زانو در مي آورند
اونا دارن انقلابُ تضعيف مي کنن
قهرمان فوشان
استاد
آفرين
استاد
ايپ من، تو حريف اون نميشي
وينگ شينگ
اون فقط يه دهاتي بي سروپاست بذار کتکشُ بخوره
نمي بيني داره خون بالا مياره؟
...ايپ من
...ايپ من
اينطوري مي ميره
خودش اينُ خواست
10سال قبل
فوشان، روستاي سانگيون
فو هونگ مو اومد، فو هونگ مو داره مياد
...يا سر، يا گيس
...يا سر، يا گيس جونتونُ حفظ کنيد
چي شده؟
انقلابيا دارن ميان فو هونگ مو داره مياد
فو هونگ مو؟ هونگ مو، يعني "مو قرمز"؟
...يا سر، يا گيس
فو هونگ مو روستاهاي اطرافُ نابود کرده
...فرار کنيد
فو هونگ مو؟
!واي نه! به خاطر جونمون فرار کنيم، فرار
...ايپ من، فرار کن
فو هونگ مو؟
...يا سر، يا گيس
برادر چينگ شان
لام چينگ شان، چيکار مي کني؟
مردُم، همونطور که آقاي سان يات سِن مي گن
دنيا همينطوري بي وقفه پيشرفت مي کنه اگه جلوشُ بگيريم، خودمون از بين ميريم
ممکنه من يه آدم معمولي از فوشان باشم
ولي منم بايد به پا خيزم و وادارتون کنم به انقلاب ملحق بشيد
عقب نمونيد
عقب نمونيد
گيساتونُ کوتاه کنيد اگه ميخوايد از پل رد شيد
...گيساتونُ کوتاه کنيد
!چه مسخره
لام چينگ شان، تو شاگرد من بودي
چطور ميتوني همچين حرکت خيانت آميزي انجام بدي؟
قربان، امپراتور داخل شهر ممنوعه مال شماهاست
ولي مال ما نيست
!چه مزخرفي بذار تو خائنُ بکُشم
ما توي عصر جديد هستيم
نه فقط گيس من
گيس تو هم بايد کوتاه بشه
!تو جرأتشُ نداري
..فو هونگ مو اومده
بگيريدش
...نه! گيس منُ نبُر
...ببُرش
برادر چينگ شان، چرا بايد گيسا بريده بشن؟
تا انقلاب بشه
...نه، کوتاهش نکن
...ببُرش
اگه گيسا بُريده بشه انقلاب ميشه؟
گيس منُ نبُر
تو نمي فهمي
برو کنار
...استاد
...نه... نبُرش
...گيس يا سر
...گيس يا سر
...استاد
...گيسم
ايست! پولاتونُ تحويل بديد
...فو هونگ مو داره مياد
بده ش
آفرين
خب ديگه، برو آدم شو
تا وقتي تو مربي هستي
حتي 10 تا فو هونگ مو هم عددي نيستن
ارباب
مشت دروازه سخت هميشگيت واقعاً محشره
حرکتي که الان کردي مشت دروازه سخت اصيل بود
ولي مثل اين مي موند که مشتتُ ...در حرکت پيروزمندانه، از روي مستي کشيدي
استاد، سخت در اشتباهيد
اگه مُشتمُ نمي کشيدم حريفم فلج ميشد
من اين مُشتُ براي "فو هونگ مو" نگه ميدارم
که اينطور، عاليه
ارباب، خانم، افراد مسلح بيرون اقامتگاه گشت ميزنن
بفرماييد داخل اقامتگاه
هنرهاي رزمي من، نه تنها سلامتي استاد و خانم
بلکه همه افراد پير و جوان خانواده ايپ رو هم تضمين مي کنه
خيالتون از اين بابت راحت باشه
پدر
بيا
از امروز به بعد
شما دو تا نوبتي 24 ساعته مراقب اتاق استاد و خانم باشيد
تو مراقب اتاق ارباب جوان باش، فهميدي؟
بله
ميگن که سران فو هونگ مو مي تونن يه تپه رو خُرد کنن
اگه تو مستقيم باهاش روبرو بشي
به نفعمون نيست
شايد بتونيم باهاش مذاکره کنيم
تا وقتي استاد "ييم" اينجاست مشکلي نخواهيم داشت
پدر، مادر، چرا مردم دوست ندارن گيساشون کوتاه بشه؟
چون بدن و موهاي ما از پدر و مادرمون بهمون رسيده
مراقبت از اونا نشون دهنده قدرداني از پدر و مادره
در حاليکه بريدن موها نشون دهنده قدرنشناسيه
براي همين نبايد بريده بشه
پدر، ناخُنهامونم از پدر و مادرمونه ولي چرا اونا رو کوتاه مي کنيم؟
پدر، مادر، من فکر مي کنم قدرشناسي بايد توي دل آدما باشه
اينکه فقط به نگه داشتن گيس نيست
از کجا همچين عقيده عجيبي رو ياد گرفتي؟
بيا، مرد
توي اين بَلبَشو
هرچي بچه مون بزرگتر ميشه نگرانيامونم بيشتر ميشه
مامان، چرا؟
پدر، شما بهم بگيد چرا
بالاخره اومدن؟
اومدن؟
تو چه ت شده؟
!از اون کله ت استفاده کن
...من
ارباب، خانم، اين داشت گشت ميزد
يه سايه اي ديد و فکر کرد که يکي از افراد فو هونگ موـه
اون بود که شليک کرد
خب... بود يا نبود؟
نه، اشتباه کرده بود
شماها مي تونيد بريد بخوابيد
خانم، بيا
اون چيه؟
چي افتاد پايين؟
يه گاو نر مُرده
بريد همه ي اطرافُ نگاه کنيد زود باشيد
بله
اونا فقط پول ميخوان
الان هزار تيل داري؟
آره
فقط براي سالم موندن
اگه استاد ييم نتونست جلوشونُ بگيره
اين پول مي تونه جونمونُ نجات بده
بيا
ارباب... ارباب جوان گم شده
چي؟
...بچه م گم شده
تو فو هونگ مو هستي؟
هونگ مو يعني مو قرمز ولي مو و ريش تو سياهه
چرا گيس مردمُ مي بُري؟
هي بچه
قبل از اينکه من ازت سؤال بپرسم تو ازم مي پرسي؟
بگو ببينم، اسمت چيه؟
ايپ من
دوباره بگو؟
ايپ من
خودتُ تسليم من کردي؟
همراهم بيا
من گيساي تو رو نمي بُرم
حالا ميخوام انگشتتُ قطع کنم
بيا اينجا
چرا؟
من همين الان يه گاو نر به پدرت دادم و عوضش جايزه بزرگي گرفتم
تنها پسرش
چرا به جاي گيسم انگشت منُ ميخواي؟
ترسيدي؟
چه فايده داره بترسم؟
شماها خيلي زياديد
من فقط يه بچه م
تو هرکاري دوست داري ميتوني باهام بکني
عجب بچه ايه
شمشيرتُ بده
بهت گفتم چارچشمي مراقب اربابزاده باشي
ولي تو از دستورم سرپيچي کردي
من که توي اتاقش نخوابيده بودم نميتونستم وقتي فرار مي کنه بگيرمش
چطور جرأت مي کني حرف بزني؟
استاد ييم... اونُ سرزنش نکن
ولم کنيد نميخواد برام اشک تمساح بريزيد
اگه اتفاقي براي اربابزاده بيفته
بايد تاوانشُ با جونت بدي
...استاد، آه نه... ارباب
!زانو بزن
No comments yet. Be the first to leave one.