The first 175 lines.
چرا شنل حصيريتون خيسه؟
من اصلاً شنل حصيري ندارم
اوناهاش روي درخت آويزونه
واقعاً مي خوايد چيو بدونيد؟
ديشب يه دختر مدرسه اي توي خيابون گل به قتل رسيده
من اتفاقي اون قاتلُ ديدم
کفشاش گِلي بود
و يه کلاه و شنل حصيري پوشيده بود
به من مشکوک شدي؟
طبيعيه که آدم توي بارون شنل حصيري بپوشه و کلاه حصيري سر کنه
و کفشاش گِلي بشه
ولي شما گفتيد ديشب بيرون نبوديد
واقعاً هم نبودم
تمام شب توي کتابفروشي بودم
پس فعلاً، خداحافظ
.:.:(maryam_eco2003)ترجمه و زيرنويس: مري:.:.
به نظر مياد اون واقعاً نمي دونه ديشب چيکار کرده
به نظر نميومد دروغ بگه
فکر مي کني ممکنه خوابگردي داشته باشه؟
يه خوابگرد نمي دونه که چيکار کرده و چي شده
فکر مي کنه توي رختخوابش خوابيده
ولي در واقع همه جا رو مي گرده
من کتاباي "يونگ" و "فرويد"ُ خوندم
ممکنه خوابگردي به خاطر فشارهاي زياد روحي باشه
يا به خاطر ضايعه ي اسکيزوفرني
وقتي کتاباي کيمونُ مي خوندم برام عجيب بود
اون يه مرد شريف و بافرهنگه
ولي کتاباش پر از عصبانيت و سرکوبه
کيمون ريوجي با اون آقا صورت رنگيه چه نسبتي داره؟
بايد واقعيتُ بفهميم
سوار شو، اين آخرين سرويس امروزه بعدش ميرم خونه
...زي
...زي
...زي، خوبي؟ زي
...من خوبم
بيا، مراقب باش
دکتر چي گفت؟
نگران نباش، اگه پات بهتر نشه
من جاشُ برات پر مي کنم
اون مرد ديشبيه، عجيب بود
اون چند نقطه از پامُ لمس کرد
و حس کردم پام چند تيکه شد
...واقعاً نمي فهمم
ما فقط مي خوايم يه زندگي معمولي داشته باشيم
ولي نمي ذارن تو يه کالسکه رون معمولي باشي
اين ديگه چه دوره زمونه ايه؟ مگه ما چه اشتباهي کرديم؟
جِني
چيه؟
هيچي، من تشنمه، يک کم برام آب بيار
...زي
...زي
...زي
تو کي هستي؟
اين چه کونگ فويي ـه؟
مي خواي يادش بگيري؟
بهم ياد مي دي؟
اگه ميخواي يادش بگيري، باهام مبارزه کن
اگه بتوني شکستم بدي، يعني يادش گرفتي
تو از پسش بر نمياي، خوب فکراتُ بکن
آقا، يه کاسه سوپ بديد
آقا، ديروقته، سفارشمُ نمي خوام
آقا
هرکي جرأت کنه با امپراتوري ژاپن در بيفته
من مي کُشمش
آقاي کيمون، جسارتاً مي خوام اون کلاه حصيري تونُ در بيارم
"از هنر مبارزه"
"کاراته"
بمباران هواپيماهاي امريکايي بر توکيو" "بيش از صدهزار کُشته برجاي گذاشت
رئيس، طاقت بياريد
...سريعتر
ما به زودي ميرسيم
به زودي اونجاييم
سريعتر
سريعتر
آقاي لام، ما وقتي براي از دست دادن نداريم
وگرنه دستتون فلج ميشه
پس اينکارو بکن - بله -
صبر کن، دکتر، من مي خوام يه عکسبرداري بکنم
من اينطور فکر نمي کنم
هيچ درنگي جايز نيست وگرنه بايد عواقبشُ بپذيريد
چيزي نيست، دکتر، من مي خوام يه عکسبرداري بشه
...ولي دکتر گفتن
من گفتم، اول عکسبرداري اشعه ايکس
باشه، بياييد
آروم باشيد
تقريباً دستتون بي استفاده شده
فيلم اشعه ايکسُ بده به من
بفرماييد - متشکرم -
اون قهرمان فوشان، ايپ من نيست؟
چطور شده که کالسکه ران شده؟ - درسته -
بيا - مرسي -
اگه بيشتر خواستي، بگو
ديگه مي تونيم بريم
کار جديد پيدا کردي؟
خبري از فو جينگ وان نشده؟
ازمن نپرس، هيچي نمي دونم
اون آقا سوپ فروشه، که واسطه ش بود
کُشته شد
يه نفر وينگ شينگُ اونجا ديده
چطور ممکنه وينگ شينگ قاتل باشه؟
معلومه که نيست
بذار بهت يادآوري کنم
هرکار مي خواي بکني
پاي وينگ شينگُ وسط نيار
اون بيگناهه
همه ي اهالي فوشان بيگناهن
يک کم پيش خودت فکر کن
نمي گم منو نجات بده
من فقط نگران آدماي اطرافمم
برام مهم نيست چيکار مي کني
فقط وينگ شينگُ به خطر ننداز
وگرنه اولين کسي که تو رو مسئول ميدونه، منم
اون همسر منه، مادر پسرم
حفاظت از اون، وظيفه ي منه به تو مربوط نيست
افتخار منه که بتونم براش کاري کنم
ايپ من، مرگ اون يارو واسطه هه مشکوک بود
چنين قتل سريعي رو
حتي منم نمي تونم انجامش بدم
قاتل، توي يه جور هنرهاي رزمي خاص مهارت داره
اون آدم خطرناکيه و حتماً دوباره يه ضربه اي ميزنه
به وينگ شينگ بگو مراقب باشه
امنيت اون از همه مهمتره
ارتش امريکا، رودخونه ي "راين" رو رد کرد
"آدولف هيتلر، از "سياست زمين سوخته استفاده کرد سياست زمين سوخته يک استراتژي نظامي است که به معني از بين بردن تمامي منابع در دسترس نيروي دشمن است
کيمون سان، اخيراً خوب خوابيدي؟
خيلي خوب
خب خيالم راحت شد
اين روزا امن نبوده
خفاش شب داره آزاد مي گرده
مردم وحشت کردن
حتي کسب و کار توي خيابون گل به هم ريخته
تجارت کُند شده
پس بايد بري در اين مورد تحقيق کني اينجا چيکار مي کني؟
اومدم دنبال سرنخ بگردم
سرنخ؟
سرنخ اينجا چيکار مي کنه؟
گفتنش سخته
تو بيشتر از هر کس ديگه اي ميدوني چه اتفاقايي براي من افتاده
يعني من خودم ميرم سربازاي مقاومتُ مي کُشم؟
به طور طبيعي، نه
کيمون سان، شما اهل مطالعه ايد
کتاب "تحليل رويا"ي فرويدُ خونديد؟
بله
آه، توي اون نوشته که اگه يه آدمي کودکي سختي داشته باشه
ممکنه وقتي بزرگ شد دچار اسکيزوفرني بشه
ممکنه چندشخصيتي بشه
در طول روز يه شخصيت داشته باشه ولي در شب کاملاً شخصيتش متفاوت بشه
تو همچين آدمي رو ديدي؟
منظورم به شما نيست
راستش به چنين اختلالي علاقمند شدم
کنجکاو شدم و براي همين خواستم در اين مورد باهاتون حرف بزنم
در تحليل روانشناسي، اين اختلال درواقع مربوط به تجربيات کودکيه
تو خيلي بهش علاقمندي
به خاطر تجربيات بچگي ته؟
بچگي من مهم نيست
الان ما اينجا يه کيمون ريوجي سان داريم
ولي يه کيمون ريويچي سان ديگه با صورت رنگ شده هم داخل قلعه ي سياه هست
چرا اين برات جالب شده؟
علاقمندم بفهمم
اون خفاش شب ريويچي ـه يا ريوجي
يا يه توضيح ديگه در اين مورد وجود داره
کيمون سان، راحت ميشه تو گذشته ي افراد سرک کشيد
ولي از اون سخت تر اينه که آدم خودشُ بشناسه
که شما حتي جرأتش ـَم نداريد
بعد از شکست در جنگ ناوي ژاپن و امريکا
ايزوروکو ياماموتو دو سال پيش توي يه جنگ کُشته شد
امريکاييا توکيو رو بمباران کردن
فکر کنم زادگاهتون نابود شده
ميشه حرف زدن در مورد خفاش شبُ به يه وقت ديگه موکول کرد
ولي نمي خوام الان در اين مورد حرف بزنم
کيمون سان، لطفاً با خودت روراست باش من دارم با حُسن نيت اينو بهت ميگم
بعدش با خودته که چه تصميمي بگيري
استاد، فهميدم
امتحانش کن
هنرهاي رزمي تو خيلي معموليه
No comments yet. Be the first to leave one.