De første 200 linjer.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
پلوتو
.خدای من
،سردار تاواشی .اسم قربانی اینه
،جونیچیرو تازاکی، یه محقق حقوقی
اون کسی بود که قانون حمایت از حقوق ربات ها رو برای اولین بار پیشنهاد داد
اوه همون کسی که به ربات ها آزادی و برابری داد؟
آره
،خب پس
بیا از تمام گروه های ضد رباتی پرس و جو کنیم
!بله قربان
شاخ، ها؟
یادمه که یه جا در مورد !پرونده هایی که شاخ توشون بود شنیدم
منم یادمه
!هی تو
ولی، آخه چه اتفاقی اینجا افتاده؟
چی باعث این شده؟
خودش خود به خود ریخته یا کسی نیروی ریزشش رو تولید کرده؟
داریم آنالیزش میکنم
فکر نکنم خیلی براتون غیر ممکن باشه
قربان؟
برای یه ربات قدرتمند، این که !مثل آب خوردن میمونه
!سردار تاواشی
پرونده هایی که توش شاخ بود توی سوئیس و آلمان اتفاق افتادن
!درسته
توی سر یه ربات نابود شده به اسم مونت بلانک پیدا شدن
یه پرونده دیگه هم توی دوسلدورف آلمان بود
،قربانی، برنارد لانکه اونم رهبر یه جنبش برای آزادی ربات ها بود
بهتره با یوروپول تماس بگیریم
و با بازرس هایی که سر این پرونده ها بودن صحبت کنیمم
،راستش، براساس این دیتا
مسئول هردو پرونده یه کارآگاهه
یه کارآگاه؟
آره، و یه ربات کارآگاه
یه ربات، هان؟
اسمش چیه؟
گچیشت
چه کنجکاو
چی؟
،وقتی بهت نگاه می کنم
سیستم هویت یابیم سر اینکه بفهمی انسانی یا ربات، قاطی میکنه
خیلی برام پیش میاد
،خیلی توی اخبار دیدمت
...ولی اینکه درست جلوی من نشسته باشی
اخبار؟
.آره
وقتی با نیروهای حفظ صلحت سر
،بیست و نهمین جنگ آسیا رسیدی
رسانه ها خیلی سر و صدا کردن درسته؟
اوهوم
من فقط واسه کمک به حفظ صلح ...توی اون کشور رفتم ولی
ولی، مثل یه خواننده معروف یا یه سلبریتی تاثیرگذار باهات رفتار شد
آره
بفرمایین
!بریم تو کارش
چیزی شده؟
نه هیچی صرفاً انگار خیلی داری کیف می کنی
فکر کنم مشخصه که نوشیدن من یه تظاهر صرفه
،هرچی بیشتر تظاهر میکنم بیشتر حس میکنم که میتونم درکش کنم
چی رو درک میکنی؟
درک اینکه یه چیزی خوشمزه ست
،نمیدونم واقعاً یه احساس انسانیه یا نه
ولی توی قلبم حسش میکنم
فوق العاده ست
وقتی اون بچه هه رو دیدی که داشت ،با اسباب بازیش بازی می کرد
توام یکی میخواستی نه؟
آره. اون اسباب بازی بین بچه های الآن خیلی محبوب شده
پس، یه حلزون چطوره؟
ها؟
یه کم پیش توی بارون حلزون پیدا کردی
درسته
همینجوری یه نمونه برنداشتی
.یه نرم تن از خانواده هیلکسیدها
بلکه یه چیزی حس کردی
زنده بودنش تحت تاثیرت قرار داد درسته؟
نمیدونم، شاید؟ شگفت زده ام میکنه
.واقعاً شهرتی که داری حقته تو شگفت انگیزی
،شاید ظاهرت مثل یه بچه باشه
ولی میدونم که هوش مصنوعیت خیلی از من برتره
به خاطر همین فروخته شدم
،شبیه یه بچه ام ،و برای آدما جالبه
در نتیجه منو به یه سیرک فروختن
فروختن؟
گچیشت؟
.چیزی نیست ببخشید که بحثشو پیش کشیدم
چیزی نیست
،بذار برم سر اصل مطلب
،همونطور که توی ایمیل اشاره کرده بودم
مونت بلانک از سوئیس و شمال شماره 2 از اسکاتلند
توی یک سری قتل کشته شدن
و به نظرت منم در خطرم؟
آره. هنوز مدرکی ندارم اما ...ممکنه هدف قاتل
نابودکردن هفت تا از پیشرفته ترین ربات های جهان باشه
ولی چرا؟
فکر کنم بدونی چرا
گچیشت، میشه لطفاً چیپ خاطراتت رو بخونم؟
چی؟
ممکنه یه سرنخ توی تمام شنیده ها و دیده هات پیدا شه
نه نمیتونم همچین کاری کنم
اطلاعات محرمانه و شخصیِ پرونده های دیگه هم توشونه
اوه درسته. هوش مصنوعی تو پیشرفته تر از مال منه
بهت اعتماد می کنم
یه دقیقه بیشتر نمی کشه
ممنونم
میشه هرچیزی که به ،تحقیقات مربوط نیست
رو پاک کنی؟
حتما
امیدوارم اطلاعاتی که من چیزی توشون پیدا نکردم به درد تو خورده باشن
...یه چیزی از زیر دستت در رفته
می بخشی، گچیشت
میرم دستشویی دستشویی-
یه عادت دیگه که برای تکرار رفتار انسان ها شروعش کردم
که اینطور
،خب با احتساب نزدیکی تو با انسان ها منطقی هم هست
...گچیشت، تو
چه بارونی میاد
آره
میخوای سریع از ژاپن بری؟
،آره کلی کار دارم
و باید با سه تا ربات دیگه هم در این مورد حرف بزنم
گچیشت، لطفاً بازم بیا همو ببینیم. قول؟
آره قول میدم
همسرت خیلی دوست داشتنیه
به خاطر همین نمیخواستم چیپ خاطراتم رو بخونی
!زودباش! حق نداری بزرگترتو مسخره کنی !همین الان دیتا رو پاک کن
چیزی نیست
تو و زنت مشکلی ندارین
هرمشکلی پیش بیاد از پسش برمیاین
ممنونم
خداحافظ اتم
گچیشت، منتظرت میمونم
!حتماً همدیگه رو می بینیم
بخش پزشکی قانونی
علت مرگ؟
خفگی
خفگی؟
آلت قتل چی بوده؟ طناب؟
هنوز نمی دونیم
فقط میدونیم که گردنش تحت یه فشار شدید بوده
هیچ رد و مدرکی نیست؟ اصلاً-
!هی، کپیِ سه بعدی رو بیار
یه ایده دارم که ممکنه مجرم کی باشه
چی؟ جدی؟
حتماً. اینکه مضنون هیچ ...ردی از خودش به جا نمیذاره به این معنیه که
...چه عجیب
!تویی
!اتم
،سلام، سردار تاواشی !بازرس ناکامورا
کی بهت اجازه داد بیای اینجا؟
من اجازه عبور و مرور دارم
درخواست همکاری با یوروپول داشتین دیگه درسته؟
من خاطرات بازرس گچیشت رو ،روی خودم نصب کردم
همونی که مسئول پرونده هاست
در نتیجه اطلاعات پرونده مونت بلانک سوییس و پرونده دوسلدورف رو دارم
ربات بودن توی این زمینه که میتونید مغز همدیگه رو قرض بگیرید زیادی خوبه
ولی اگه فکر میکنی همه چیزو !اونطوری فهمیدی در اشتباهی
شما ربات ها حتی نمیتونید خوشمزگی یا زیبایی رو تشخیص بدید
ولی خب با اینحال، پای چنین پرونده ای که باز بشه، شما موارد بهتری برای مدیریتش هستین
.بالاخره از پسش براومدین .یه ربات مرتکب قتل شده
چی باعث میشه همچین چیزی بگی؟
هیچ انسانی نمیتونه بدون اینکه ردی !به جا بذاره، از صحنه جرم بره
یه انسان زنده، اثر انگشتی مویی چیزی !جا می ذاشت
ولی تو این قتل ها هیچی نیست
پس تو چه برداشتی میکنی؟
یه چای سبز زیر این تیکه ست
چای سبز؟
آره، دوتا فنجون چایی شکسته و چندتا لوبیا ژلهایِ قرمزِ یوکان
!هی، این تیکه رو بردار - .بله قربان -
از وقتی که چای دم کشیده زمان زیادی نگذشته
جاسوس خودکار توی شکم قربانی چای و یوکان رو پیدا کرده بود
اگه یه ربات بیاد دیدنت چای و یوکان براش میاری؟
شماها که همیشه ی خدا دارید تظاهر به خوردن !می کنید
...کوریدورِ بیرونی
ادزیسیا
بیرون نشستن و از ادریسیاها تعریف کردن
!هی این تیکه رو بردار
میتونیم وجود گل های ادریسیا رو .توی باغچه ی اونجا تایید کنیم
ربات ها زیبایی رو درک نمی کنن درسته؟
هنوزم فکر میکنید کار ربات بوده؟
چی میخوای بگی؟
که انسانی که مرتکب قتل شده خونه رو هم نابود کرده؟
،که بعد از اینکه با خوشحالی به ادریسیا نگاه کرده بعدش با بولدوزر از روی خونه رد شده؟
!اظهارات شاهد رو بیار - .چشم -
آره مثل گردباد بود
یه صدای غرشی شنیدم و یهو دیدم خونه بغلی از بین رفته
.هنوز باورم نمیشه خونه ما چیزیش نشد گردباد خیلی بزرگی بود
دیدی؟ !میگن گردباد بوده
و یه گردبای که تو یه نقطه خاص بوده !و فقط هم یه خونه رو خراب کرده
برداشتت چیه؟
،بعدش آقای تازاکی رفت بیرون توی باغ
ببخشید. میشه تصویر جسد رو بیارین؟
نه، این چیزی نیست که ...یه بچه ببینه
!چیزی نیست
.صرفاً شبیه یه بچه ست یه ربات عادیه
اوه درسته
!هی، بیارش بالا
!بله قربان
شاخ
خدای مرگ شاخ داشته
این خاطره گچیشته
No comments yet. Be the first to leave one.