Die ersten 200 Zeilen.
« آنچه گذشت »
میتونی آینده رو تغییر بدی
اگه من رو به مولدیور برسونی
فقط سرم رو
این تنها راه برگردوندن باباته
احمقِ حرومزاده
میدونی که اینا همه تقصیر خودته
واسه این کارت میکشنت
نه اگه هدف رو برگردونم
این... ؟
سر
!آره
حرفی برای گفتن نداری، نورم؟
قصد نداشتم مقام رهبریتون رو زیر سوال ببرم، سرپرست
ممنون
نمیدونم آدمای پناهگاه ۳۲ چی تو سرشون بود
ولی هر چی بودن بیگناه نبودن
از بیرون باز شد
برای باز کردن اون در نیاز به یه پیپبوی داشتن - داشتن -
مال مامانم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
اون چیه؟
شبیه یه جوراب بزرگ یا یه چیز توی این مایههاست
فکر کردم شبیه قایقه
فکر کردم زدمش
واقعا فکر کردم زدمش
...این جوری شد
وقتی جرش میدی
دل و رودهش همهجا میپاشه؟
گفتم دیگه فاتحهم خوندهست
واقعا خاص بود
آره، یهجورایی خاص بود
صبرکن، باید داغم بزنی
نمیدونم
ولی تا وقتی که داغم نزنی بهطور رسمی ملازمت حساب نمیشم
دیره - بیخیال -
مطمئنی؟ خیلی درد داره
خودم میخوام این کار رو بکنی، لطفا
خیلیخب
باشه، بزن بریم
مقدسترین وظیفهت
محافظت از انجمن برداریه
و بعد از اون مقدسترین وظیفهت
محافظت از منه، شوالیه تایتس
میپذیری؟
آره، شک نکن
باشه، تکون نخور
تقریبا تمومه
..اوه
بهت گفتم درد داره
...اوه
پسر
هنوزم داغه
ممنون، شوالیه تایتس
قابلت رو نداشت - بیصبرانه -
منتظرم برگردم پایگاه و قیافه همه رو
وقتی میبینن هدف رو برگردوندیم ببینم
اوه، پسر
تایتس و تدیوس
"پسران "تی
هی، ببین
قبل اینکه برگردیم
...به
...به پایگاه
یه چیزی رو بهتره بهت بگم
آره، هرچی میخواهد دلت تنگت بگو
الان بهطور رسمی ملازمتم هرچی خواستی میتونی بهم بگی
هدفها، کم و کاستیها، افکار و پشیمونیهات
زندگی عاشقانهت؟ برام مهم نیست
...راستش، درمورد
ماکسیموس
هنوز میتونیم دوست باشیم
چی کار کردی؟
شوالیه تایتس کجاست؟
...اوه، اون
مُرده
پس، میدونی
ما... من و تو قبل اینکه برگردیم
باید حرفمون رو یکی کنیم
میکشنت - نه، یعنی، نیازی نیست بفهمن -
ناسلامتی انجمن برادریاند، میفهمن
نباید بهت اعتماد میکردم
« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.
متأسفم
تکون نخور
ولم کن
...تد
تدیوس
نه
این تو ولم نکن برو
میکشمت، تدیوس - باید میکشتی -
باورم نمیشه گذاشتم داغم بزنی
تدیوس؟
این تو ولم نکن برو
این سر بو گندو الان منه
نه
برگرد اینجا، لطفا، نه
این تو ولم نکن برو
تدیوس بگرد اینجا
تدیوس
!میکشمت، بهخدا میکشمت
« فالآوت »
نه
نه، نه
لطفا
لطفا، نه، نه از اونجا
نه
هی، میشه لطفا من رو از این تو در بیاری؟
تو بودی، درسته؟
توی فیلی؟ - ...اره، من -
بودم ...
چرا نمیتونی تکون بخوری؟
چون یکی باتری هستهایم رو دزدیده
میشه، لطفا درم بیاری؟
...باور کن دلم میخواد بهت اعتماد کنم، ولی
هفته سختی داشتم
آره
منم، همینطور
اون مردی که باهاش رفتم رو یادت میاد
همون که عینک و بدن کامل داشت؟
آره - دنبال سرشم -
واسه همین اینجائم
واسه همینه گذرم به اینجا افتاد
هی مسمومیت رادیواکتیوی داری
توی آستین زرهم «رَداِوی» دارم
اگه آزادم کنی بهت میدمش
[ دارویی که با رادیواکتیو ترکیب میشود آن را حل و خنثی میکند ]
...واقعا دوست دارم حرفت رو باور کنم، ولی
عملا هر کی رو اینجا دیدم ...سعی کرده بکشتم، پس
گوش کن
اگه این دارو رو استفاده نکنی پس میفتی، باشه؟
و اگه بیهوش بشی، جفتمون میمیریم
تو رو خدا بهم اعتماد کن
لطفا
اسمت چیه؟
شوالیه تایتسم
من لوسیم
...یه گزینه دستی داره، فقط باید
بلدم
اوه
اوه
تی-۶۰، درسته؟
ارتش بعد از نبرد انکوریج شروع به استفاده از اینها کرد
اینها رو توی راهنماهای قدیمی مهندسی دیدم ولی در واقعیت
حتی داخلش هم از فولاد آبدیدهست
هی
غارتگران چهطوری دستشون به پیپبوی مامانم دسترسی پیدا کردن؟
ممکنه سوابقش جعل شده باشه
چرا؟
چرا؟ چرایی این رو میپرسی؟
میخوام یه چیز دیگه رو چک کنم - نه -
نمیشه برگردیم خونه؟
یالا
انگار میخواستن وارد ۳۱ بشن، ولی چرا؟
تنها چیزی که میدونم
اینه که باید بریم
...اگه کسی پرسید کجا بودیم - درجا سکته میکنم -
نورمن؟ چستر؟
شما دوتا کجا بودین؟
داشتیم تیتوس میکاشتیم - تیتوس -
باشه، برید
نمیدونستم مردم توی این پناهگاهها زندگی میکنن
پس فکر میکردی چی توشونه؟
هیولا
مردم که این عقیده رو داشتن
نه
نه مردم عادی مثل من، توشون هستن
خب، ملازمم یه چیزی که خیلی برای انجمن برداری مهمه رو دزدید
باید برم دنبالش
موفق باشی
صبرکن
...این انجمن برداریت
بازم از این زرههای تی-۶۰ دارین؟
آره - و تفنگ؟ -
...منظورم از این مدلِ
تفنگها "که باهات شوخی ندارم" ـه
آره
گوش کن، من یه ردیاب دارم که مستقیم به اون سر میرسونتمون
با توجه به اینکه همه الان دنبال اونن
حدس میزنم تو هم دنبالشی؟
پیشنهادت چیه؟
باهم همسفر شیم
با استفاده از ردیابم به ملازمت میرسیم سر رو ازش میگیریم
و به انجمن برادری میبریمش
در عوض کمکم، شما بهم
پنج، شش تا از شوالیههاتون رو برای نجات پدرم میدین
ببین
ممکن بود درمورد دارو دروغ بگی، ولی نگفتی
و وقتی غش کردم میتونستی بکشیم
و این کار رو نکردی
میدونم اینجا مردم راحت بهم اعتماد نمیکنن
ولی تو میتونی بهم اعتماد کنی
من از جایی میام که بدترین کاری که یکی میتونه در حقت کنه
اینه که فراموش کنه ازت تشکر کنه
بهنظر روش خوبی برای زندگیه
همینطوره
[ آهنگ Battle Hymn of the Republic از The Tabernacle Choir ]
صبح بخیر ساکنین پناهگاه ۳۳
بتی هستم خواستار رأیتون برای سرپرستی هستم امروز
همینطور که وارد کیوسک رأیگیری میشوید بهیاد داشته باشید
No comments yet. Be the first to leave one.