Die ersten 200 Zeilen.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
بهترینه
!اوه
متاسفم - اوه، نه -
منم که باید عذرخواهی کنم، دوشیزهی جوان
اوه، خدای من
عجب
چرم یا فلز ؟ - جفتش -
خوشت اومد؟ - آره -
...تو، از اون طرف آروم باش، قلب هیجان زدهی من -
اوه، چی این لباس قدیمی رو میگی؟
تو خوشگلترین دختر این سرزمینی
تو دیوونهای
ببخشید دیشب وقتی اومدی خواب بودم
اوه، طوری نیست. شکه شدم وقتی بیدار شدم و تو اونجا نبودی
باید زود پا میشدم تا به پریچر کمک کنم میخونه رو راه بندازه
فکر کردم داری از من دوری میکنی
نه - نه؟ -
،همیچن قصدی نداشتم ولی نمیخوام دعوا هم بکنم
فقط چون روی چیزی توافق نداریم دلیل نمیشه باید سرش دعوا کنیم
سعی میکنم این رو یادم بمونه
باید با میریل قرارداد ببندیم - اه، میریل -
باشه
تو باید برای دوئل شوالیهها بمونی
چون این سودآورترین نمایش فستیواله
باشه - آره -
اوه، ببین جک اینجاست
سلام - سلام، میریل -
ما برای امضا کردن شیفتمون آمادهایم من توی چادر طب میرم، جک به میخونه میره
آره، خب، شما دیر کردین ولی من میبخشمتون
خب، تیم، این جک شریدانه اون منتظرت بوده تا برسی
تیم لانرگن
اوه، تو داداش کریسی
خیلی شبیهـش هستی
سلام، اسم من مل منوروئه
از دیدنت خوشوقتم - از دیدنت خوشوقتم -
باعث افتخار که حضوری دیدمتون
.آره، بهم چنین چی به تو رو به نمایشگاه آورده؟
راستش، تو راه اورگان بودم
،به بار رفتم ولی روی تابلوت نوشته بود اینجایی
برای دیدن من اومده بودی؟ - آره، راستش یهچیزی برات دارم -
میشه ما... ؟
آره، اونجا منتظرت میمونم
باشه؟ - آره -
حتما
این چیه؟
این نامهای که کریس قبل این که کشته بشه برای پدر و مادرم نوشت
داشتم گاراژ رو تمیز میکردم ته جعبه جواهر مامانم پیداش کردم
اون شب تو زنگ زدی ...دنبال مامان و بابام میگشتی
متوجه شدم که چهقدر هنوز عذاب وجدان داری
بهش گفتم میارمش خونه ولی نیاوردم
میخواستم این رو از زبون خودم بشنوی
کریس تو رو مقصر نمیدونست خانوادهام هم همینطور
گفتم خوندن این نامه ممکنه بهت کمک کنه تا بخشی از اون عذاب وجدان رو کم کنه
لطف کردی حضوری برام اوردی، و ممنون
ببخشید، نمیتونم نادیده بگیرم چهقدر شما دوتا شبیه هستین
خیلی جوون بودم که دواطلب خدمت شد چیز زیادی یادم نمیاد
«ولی قبلا بهم میگفتم «تیممن
و وانمود میکرد روم روغن میریزه
آره، اون خیلی پایه خنده بود
مرد خوبی بود
صادق بود
خیلی وفادار بود
و وقتی اوضاع خیلی خراب میشد ...اون فقط
اون یه جُک میگفت و این کارش تنش رو نصف میکرد
همه عاشقش بودن
...گوش کن، جک
از صمیم قلبم امیدوارم این نامه کمکت کنه به کمی آرامش برسی
ممنون
هی
هی - هی. خوبی؟ -
آره، خوبم
عزیزم، چی میخواست؟
اون یه نامه بهم داد که کریس قبل مرگش نوشته بود
فکر میکرد شاید کمک کنه احساس بهتری پیدا کنم
اوه، خدای من. خوندیش؟ - نه، هنوز نه -
چرا نریم خونه؟ - نه -
باش؟ آره. میتونیم کنار هم باشیم یا میتونی تنها باشی
باید کارای میخونه رو با پریچ انجام بدم امروز عصر دوئل هم دارم
میدونم، عزیزم. ولی فکر کنم اون تنهایی میتونه میخونه رو ردیف کنه
احساسات تو خیلی مهمتره - خوبم، باشه؟ -
واقعا هستی؟ - بهم اعتماد کن -
باشه - نگران نباش -
بعدا باهات حرف میزنم - باشه -
سلام - سلام -
اوه، میتونم فلوت سوتیام رو داشته باشم؟
فلوت سوتی دیگه چیه؟
همونی که امروز صبح بهت دادم تا بذاری توی جیبت تا یادم نره بیارمش
اوه، من... آره حتما توی خونه جا گذاشمتش
میتونی بری و بیاریش؟ - واقعا بهش نیاز داری؟ -
چطوری مردم بفهمن من نوازندهام اگه سازی نداشته باشم؟
(خب، باید یه ماندولین ( سازی شبیه سهتار یا یه چنگ این اطراف باشه
و من نمیخوام این همه راه تا خونه برگردم
پانزده دقیقه طول میکشه
رفت و برگشت میشه 30 دقیقه
ورنان، امروز چت شده؟ خیلی آشفتهای
فکر نکنم اینجا باید وارد این بحث بشیم
هر لحظه از الان ممکنه با دنی ملاقات کنیم
و من میخوام برداشت اولیهاش از تو مثبت باشه
مطمئن میشم مثل همیشه خوشمشرب باشم
وارد چه بحثی بشیم؟
واقعا میخوای بدونی؟ - پرسیدم دیگه -
میدونم نوبت نورولوژیست رو لغو کردی
بهت گفتم میریل نمیدونه درمورد چی داره حرف میزنه
من یه دکترم. منابع خودم رو دارم
چرا بهم دروغ گفتی؟ - چون نمیخواستم برم -
و خسته شدم همهاش بهم چیکار کنم و چیکار نکنم
رابطه با تو مثل یه خیابون یهطرفهـست
این گفتی یعنی چه؟
مشکلی نداری برای من یا هرکس دیگهای رئیس بازی در بیاری
ولی حتی نمیتونی دستورالعملهای دکتر رو انجام بدی
هی، دنی
دنی، چطوری، پسرم؟
عالی، ممنون - من هوپ هستم -
اوه، چه خوب که بلاخره دیدمت
منم همینطور، دکتر چیزای خیلی خوبی درموردت بهم گفته
خب، مشخصا تو جذابیت مالینز رو به ارث بردی
خب از ویرجینریور لذت بردی؟
عالیه
همه خیلی دوستانه برخورد میکنن و پیادهروی هم خیلی عالیه
داشتم فکر میکردم، شبها اون اتاق توی کلینیک از جهنم هم گرمتر میشه
چون یهنفر سیستم تهویه هوا رو ارتقا نمیده
اینقدرا هم بد نبوده
خیس عرق از خواب بیدار شدی؟
من هم همین فکر رو میکردم
دلیلی نیست الکی عذاب بکشی وقتی میتونی توی خونه با ما بمونی
مطمئنی؟
کاملا
درسته، ورنان؟
ال... نه، البته
عالی
یه کلید زیر پادری میذاریم پس هر وقت خواستی میتونی بیای و بری
ممنون. خیلی بخشندهای - قابلت رو نداره -
فکر کنم خودت میفهمی که خونهـمون سنگر آرامش و صلحه
هی، میریل دنبالت میگرده، پسرم
اوه، پس بعدا میبینمتون - برو -
خدافظ
این دیگه چه کوفتی بود؟
من آتشبس اعلام میکنم
بفرما - ممنون -
این کلاه هنری هشتمه
از کجا میدونی اون پسر چه کلاهی سرش بود؟
چون داشتم درمورد ان بولین تحقیق میکردم یه نگاه به این انداختم
مطمئنی میخوای من نقش مردی رو بازی کنم که سرت رو قطع میکنه؟
فقط سرت کن
باشه، خیلیخب ولی بهخاطر تو اینکار رو انجام میدم
خیلی؟ - باشه -
برای تو
اوه،خدا من مسخره بهنظر میرسم
بهنظر من که خیلی هم جذاب شدی
ما میخریمش
انتخاب شجاعانهای بود، بانو بولین
خیلی ممنون - ممنون -
باشه، بیا به میخونه بریم
یه چندتا نوشیدنی بخورم کمک میکنه این کلاه رو فراموش کنم
نه، نه برای نوشیدنی
به جک گفتم سر میزنیم تا لباس مبدلم رو بهش نشون بدم
اره. میدونی چیه؟ چرا خودت تنها نمیری؟ من اینجا میمونم
من... فقط... نمیخوام ببینمش
چرا؟ - دیشب به محل کارم اومد -
و یه جورایی اعصبام رو بهم ریخت
نیاز دارم یه کم دقیقتر توضیح بدی
میخواست بدونه شب تیر اندازی چه اتفاقی افتاد، پس من همه چیز رو بهش گفتم
ولی هی بهم فشار میآورد
انگار دارم چیزی رو ازش مخفی میکنم
واقعا استرس داره
همه درمورد یه چیزی استرس دارن
بریدی، اون برادرمه
اگه نتونین همدیگه رو تحمل کنین واسهی من مشکل میشه
ببین، از وقتی که از عراق برگشتم
داریم سعی میکنم کاری کنم که اون بهم احترام بذاره
...هر کاری میکنم، اون هنوز
مثل یه بچهی احمق باهام رفتار میکنه
درسته
شریدان، ای الدنگ
پادشاه جان
چیه؟ چهخبر؟
سال پیش یه کلاه بیسبال و شورت پوشیدی
خب شماها باز هستین یا نه؟
نوشیدنی میخوای، رئیس دربار؟
امروز روز تعطیلمه. خودت میدونی
خب، 5 دقیقه بهمون وقت بده تا بشکهها رو باز کنیم
هرطور مایلین
خب، لباست داستانش چیه؟
میدونی، من و لیزی یه صحنه رو باهم اجرا میکنیم
آره، خوشتیپ شدی، رومئو
پس رابطهـتون داره گرمتر و جدیتر میشه - اوه، نه، ولی حداقل باهام حرف میزنه -
هی، این ضرب المثل رو شنیدی
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
به حرف اون گوش نکن باید شجاع باشی. حرف دلت رو بهش بزن
...شماها دارین گیجم میکنین، این
خب، نظرت چیه برات سادهاش کنم؟
یه جعبهی دیگه مشروب شهد آب بردار - الان میرم سراغش -
چیزی اذییتت میکنه؟
خوبم
هی. چی شده؟
داداش لانرگن، تیم
اینجاست
توی نمایشگاه؟
No comments yet. Be the first to leave one.