Οι πρώτες 200 γραμμές.
الو؟
هی، چه خبر رفیق؟
نه، من دیگه رفتم. الان خونهام
خب، شیلا هنوز اونجاست؟ چون، مثلاً
اون واقعاً مدل رو بهتر از من میشناسه
نه، من... واقعاً نمیدونم
باشه پس، موفق باشی
باشه، خداحافظ
هی
دلیا
منو ترسوندی
گاوصندوق رو باز کن
رمزش رو بلد نیستم
بهم دروغ نگو
من بهت دروغ نمیگم
بالاخره اون رمز رو از زبونت میکشم بیرون
مسئله اینه که
میخوایم از راه خوش پیش بریم
یا از راه سختش؟
اوه
فکر کنم همون راه سخت بهتر باشه
شک ندارم همینو میخوای
من میرم دوش بگیرم
بیا یکم "دونا" گوش بدیم
سلام اندی
خیلی وقت گذشته
خدای من
تو؟
مرد، بهت گفتم که ما مشکلی نداریم، باشه؟
و تو تمام این سالها سر قولت موندی؟
آره، قسم میخورم، بهت گفتم که هیچوقت چیزی نمیگم
اینجوری کار تمیزتر درمیاد
داری چیکار میکنی؟
من هیچی نمیگم
قسم میخورم! قول میدم
متأسفم
دیگه نمیتونم این ریسک رو بکنم
اندی؟
چرا صداش اینقدر زیاده؟
اندی؟
هی، اگه صدای آهنگ رو کم نکنی
اون خانم لیدیا به پلیس زنگ میزنه
اندی
بفرمایید، اینم از تدی
اه، مامان، فکر نکنم کسی بخواد
تدی، مردی که همه
خیلی وقت منتظر دیدنش بودن. به کلانتری خوش اومدی
و همه شنیدن که چطور ترکوندی
توی اون ارائهی کاریِ بزرگِ ماه پیش
دست مریزاد
اوه. شما در مورد اون شنیدین؟
بیا بریم تو دفتر من
ایشون همون تدی معروفه؟
اوه! ستوان کانر
خوشحالم که بالاخره میبینمتون
فکر میکردم کوتاهتر باشی
بله؟
تقصیر تو نیست
هی، سرآشپز تدی
هان؟
مامانت بهم گفت دیشب بهترین سس پاستایی رو که
تا حالا خورده بود درست کردی
اوه، اون فقط یه دستور پختی بود که تو تیکتاک پیدا کردم
ممم، باید واسم بفرستیش
خب، پس
میتونی اینجا مستقر بشی
من سریع میرم تا دادگاه
و این قاطیپاتی شدنِ احضاریه رو حل میکنم
بعدش میام دنبالت بریم ناهار
و میتونیم تصمیم بگیریم
که "دانستنیِ تدیِ روز" امروز چی باشه
"دانستنیِ تدیِ روز"؟
من روزی فقط یه تیکه اطلاعات جدید در موردم بهش میدم
چون ما برای خودمون مرزهایی داریم
حالا که حرفش شد، امم، شاید بهتر باشه
کل دانستنیهای تدی رو برای کل اداره پلیس جار نزنی
افتاد
و متأسفم
بابت این افتضاحِ وظیفهی هیئت منصفه
آخه خیلی ذوق داشتم که احضاریه اومده بود
حس میکنم یه نیویورکیِ واقعیام
تو احتمالاً اولین نیویورکیِ واقعی هستی
که از احضاریهی هیئت منصفه ذوقزده میشه
اما اگه میدونستم این هفته اینجایی
عقبش میانداختم
اوه، ایرادی نداره
واقعاً، من کلی کار عقبمونده دارم که باید بهشون برسم
باشه، ببین حالا
تا ظهر برمیگردم
باشه
امم، ببخشید
خیلی ببخشید
شرمنده بچهها
اوه، ریختمش؟
اوه، ببخشید، اه
ببخشید، شما میدونید
برای عقب انداختن خدمتم باید با کی صحبت کنم؟
فکر کنم اگه میخواستی عقبش بندازی
همون موقع که احضاریه اومد باید با اون شماره تماس میگرفتی
درسته، فقط اون موقع لازم نبود
عقبش بندازم، اما الان لازمه
واسه قاضی توضیح میدم. باشه
خب، فکر میکنی به این زودی اسمهامون رو صدا بزنن؟
اوه، بیخیال، همیشه همینه
بهت میگن رأس ساعت ۹ اینجا باش
بعد تازه از ساعت ۱۰ شروع میکنن
چون فرض رو بر این میذارن که همه دیر میان
بعضی از ما کارهای واقعی داریم که میتونستیم الان انجامشون بدیم
وقتی بیدار شدم با ۳۰۰ تا ایمیل مواجه شدم
واو، حتماً کار خیلی مهمی داری
بازاریابی. اما گوش کن
دستیارم در مورد بهانههای تاثیرگذار تحقیق کرده
تنها کاری که باید بکنی اینه که به قاضی بگی نمیتونی بیطرف باشی
و بعد یه دلیلی بیاری
مثلاً بگی قربانیِ یه جرم بودی
یا اینکه از وکلا متنفری
من میتونم بیطرف باشم
و خودم هم وکیلم
شنیدم بعضی از قاضیها عصبانی میشن
اگه فکر کنن داری دروغ میگی
نه، من واقعاً وکیلم
آخه کی در مورد این دروغ میگه؟
اوه. هی
مشتری نمیخواد هیچ کجای آگهی
اسمی از "بیماری پیرونی" بیاد
خب، بهانهی تو چی قراره باشه؟
اوه، من بهانه نمیآرم
دارم میمیرم که عضو هیئت منصفه بشم
اما اگه وکیل باشی، حتماً ردت میکنن
خب پس شغلت چیه؟
دارم پادکست میسازم
اوه! آره
اسمش رو شنیدم؟
اسمش "حرفهای ماشینی"ـه؟
اوه... احتمالاً نشنیدی
هنوز دارم مخاطبهام رو جمع میکنم
اوه، آره
اون حتماً متهمه
وای خدای من، برنامهی "نیویورک ویو" کلید کرده روی این خانم
ظاهراً مخفیانه رفته تو آپارتمان همسایهاش
و اونقدر زدتش تا مرده
واقعاً؟ اهوم
خیلی ترسیده به نظر میاد
از روی ظاهر نمیشه قضاوت کرد
بعضی از زنها معلوم میشه که کلاً دیوونهان
مثل هر دو تا دوستدختر سابقم
هر دو تا؟ واو
همگی به احترام قاضی والامقام میلتون کرافورد بلند شید
اوه، لعنت، خیلی ببخشید
اوه، ای وای، واقعاً معذرت میخوام
فکر کنم تفالههای چای ریخت رو کفشتون
خانم. بله؟
باید بلند شید
ببخشید
شرمنده، جناب قاضی
بفرمایید بشینید
بعد از شنیدن جزئیات این پرونده
آیا چیزی شنیدید که فکر کنید
باعث بشه نتونید عادل و بیطرف باشید؟
اگه اخبار زیادی در مورد پرونده
خونده باشیم، مشکلی داره؟
بستگی داره
شما خوندید؟
نه، اما شنیدم که اون خانم
میگفت که خونده
خانم، آیا فکر میکنید که میتونید
چیزهایی که خوندید رو کنار بذارید تا
فقط بر اساس شواهد رأی صادر کنید؟
یعنی تظاهر کنم کارهایی که اون خانم کرده رو نمیدانم؟
حدس میزنم. جناب قاضی
درخواست رد این عضو هیئت منصفه رو به دلیل موجه دارم؟
خدانگهدار دوست من
رد شد. این عضو هیئت منصفه به وضوح اعلام کرد
که خوندههاش رو کنار میذاره
هان
این درست به نظر نمیاد
خانم "تاسارونی"، شما
وکیلِ احکام رضایتی در وزارت دادگستری هستید
سؤال من اینه که اصلاً
اون چی-چی هست؟
خب، من با پلیس کار میکنم
درخواست رد صلاحیت به دلیل موجه دارم. حالا یه لحظه صبر کنید
هان؟ هان؟ خانم، شما کسی
از افسرها یا کارآگاههایی که
درگیر این موضوع هستن رو میشناسید؟
خیر، جناب قاضی
اما میخواستم به پسرم اشاره کنم که
و آیا دلیلی وجود داره
که فکر کنید
نمیتونید در این پرونده بیطرف باشید؟
نه، گمان نمیکنم وجود داشته باشه اما من
متوجهم
دلیلی برای رد این عضو هیئت منصفه نمیبینم
جدی؟! اون در واقع خودش یه پلیسه
میتونم از یه...؟
حق رد صلاحیت بدون دلیل؟ آره
شما از همهی حقهای رد صلاحیت بدون دلیلتون استفاده کردید
آره، اما خیلی ترجیح میدادم
همون آدمهای قبلی باشن تا این خانم
مشاور، اعتراضی هست؟
No comments yet. Be the first to leave one.