Las primeras 200 líneas.
عصر بخیر، جسی
یه پنجشنبه دیگه
یه "تروواتوره" خستهکننده دیگه
بدبین نباش، با ذهن باز بهش نگاه کن
دوشنبه شب خیلی خوب بود
پول میگیری که اینو بگی
ولی خب، آدم به امید زندهست
آها، صندلیهای ما اینجاست. اوه
عجب صندلیهایی، نه؟
فوقالعادهست. حس "شِر" توی اون فیلم رو دارم
اوه، دستشویی دارم. برم یا صبر کنم؟
من اگه بودم میرفتم
ببخشید، ناخواسته صداتون رو شنیدم
اگه موقع اجرا سالن رو ترک کنید
راهنماها تا زمان آنتراکت اجازه نمیدن برگردید تو
اوه
پس الان میرم
ممنون
مرسی
نمیخوام فضولی کنم، ولی من با اشتراکم میام اینجا
و همیشه پشت سر یه خانم مسن به اسم "ابیگیل" مینشستم
که با پرستارش میاومد
آها، آره، ابی مادربزرگم بود
هفته پیش فوت کرد
اوه
واقعاً از شنیدنش متاسفم
خیلی زن دوستداشتنیای بود
و قدکوتاه
آره، اون... اشتراکش رو برای من گذاشت
متوجهم. شما هم عاشق اپرا هستید؟
منظورت جیغ و داد کردنِ چاقها به مدت سه ساعته؟
نه، اصلاً خوشم نمیاد
پس چرا اینجایید؟
راستش رو بخواید
وقتی به یه زن بگی
بهترین صندلیهای اپرا رو داری، بوم، مخش رو زدی
میفهمید چی میگم؟
با کسی اومدید؟
نه
این صندلی
قبلاً جای همسر خدابیامرزم، "ایولین" بود
میدونم ولخرجی به نظر میاد، ولی
دلم نیومده پسش بدم
بابت مادربزرگتون تسلیت میگم
اوه، بیخیال. دیگه پیر شده بود
فکر کنم دیگه بهتره به نشستن پشت سر من عادت کنید
به اپرا خوش اومدید
واقعاً لنگه نداره. لذت ببرید
مندی: هی
الو؟
بلندتر حرف بزن. اپرام
من از کجا بدونم؟ فرانسویه یا یه همچین چیزی
واقعاً؟
هی، رفیقم شانه. توی رستوران "تِن هملوک" میز رزرو کرده
میخوای بریم؟
شوخی رو گرفتی دیگه، نه؟
حتماً. داریم میایم
یه ودکا استولی، درتی
باورنکردنیه
انگار همین دیروز بود
اینجا نیویورکه
مدها میان و میرن
حدس میزنم این حقیقت که "ماتئو"
توی قتل گناهکار بود، اوضاع رو بهتر نکرد
احتمالاً نه
خب، برگردیم به همون حالتِ خاص بودن خودمان
که اونقدرها هم بد نیست
حالا بیا بریم برات چند دست لباس کارآگاهی پیدا کنیم
خب، از کمکت ممنونم، ولی میدونی که ما
سلیقهمون در مورد لباس یه کم با هم فرق داره
میدونم، ولی هنوزم حس میکنم کارآگاه "بلنک"
وقتی وارد صحنه جرم میشه، باید ابهت داشته باشه
این یه کم زود به نظر میاد
چرا؟ کاپیتان واگنر گفت
داری تختگاز به سمت کارآگاه شدن میری
این مسیرِ "تختگاز" خیلی کند به نظر میاد
ولی کلاً تابستونِ کسلکنندهای بود
اوه، میدونم. تازه داشتم میافتادم روی غلتک
که یهو این تعطیلات تابستونی طولانی پیش اومد. اوهوم
پس اون همه پروندههای جنجالی و مهم چی شدن؟
اوه. همهشون تو "مارتاز وینیارد" هستن
توسکانی، یا دارن توی "سگ هاربر" مست رانندگی میکنن
اوه، درسته
خب، دیگه باید همین زودیا برگردن
شاید بهتر باشه صبر کنیم تا اوضاع یه کم شلوغتر بشه
کارآگاه فلمینگ؟
کاپیتان واگنر گفت بیام پیش شما
افسر بلنک. میدونم. من همه چیز رو میدونم
آدم ۳۶ سال
توی پلیس خدمت نمیکنه بدون اینکه یه چیزایی یاد بگیره
واو، واقعاً زمان زیادیه
من السبت هستم
تاسیونی. میدونم
همون مسئولِ "حکم رضایت"
باز فلمینگ
بهتره گند نزنی به حقوق بازنشستگی من
اوه، مطمئنم که این کار رو نمیکنم
مگر اینکه یه دلیل خیلی خیلی خوب داشته باشم
تو
تو توی مسیر کارآگاه شدنی؟
با من باش تا فوت و فن کار رو یادت بدم
ممنونم ازتون
خب، ام، مقتول چندین بار با چاقو زده شده؟
درس اول:
همه پروندهها یا سرِ رابطه جنسیان یا پول
کیف پول مقتول نیست
که یعنی سرقت بوده
چـ... چرا یه دزدِ گذری
باید یکی رو این همه بار با چاقو بزنه؟
نکته خیلی خوبیه
شاید مقتول مقاومت کرده
یه جوونِ والاستریتی که توی یه همچین جایی زندگی میکنه
پولش رو به این راحتیها از دست نمیده
اینا رو توی جیبش پیدا کردم. اوه
اونا چیه؟
دو تا بلیط برای اپرای "توسکا"ی دیشب
صندلیهای خوبی هم هستن
پس
زخمهای متعدد بعد از یه شب تو اپرا
شبیه یه جنایت از رویِ فوران احساسات یا عشقیه
من اینطور فکر نمیکنم
ولی ما تحقیقاتِ لازم رو انجام میدیم
بیا بفهمیم با کی رفته بوده
گوشیش. اثر انگشتی روش نیست. اینو کجا پیدا کردی؟
اونجا روی زمین
کوبیده شده بود به نردههای نزدیک جسد
یعنی قاتل گوشی مقتول رو خرد کرده
و بعد پرتش کرده اونور اتاق
این یه حرکتِ از روی خشمه. اوهوم
یا
خود مقتول گوشیش رو خرد کرده
بعد از یه تماس ناراحتکننده. اوه
سوابق رو چک میکنیم تا بفهمیم کی به کی زنگ زده
ولی، ام، این شبیه یه سرقت اتفاقیه
هوم. "هوم" برای چی؟
خب، فقط آخه چرا یه غریبه
باید اینقدر از یه گوشی عصبانی باشه؟ صداش رو هم قطع کن
صداها قطع
همونطور که میدونید، ستوان نونان یه دوستِ قدیمی بود
حتماً ضربه بدی بوده
نکته اینجاست
نگرانم که سابقه دوستیم
با دیو نونان، چشمم رو روی واقعیت بسته باشه
پس دنبال یه ستوان جدید میگردید
که رفیقتون نباشه؟
احتمالاً. تو
تو مشهوری به اینکه
میدونی... به اینکه
من از اون آدمایی نیستم که با کسی رفیق بشم
و ایرادی هم نداره
من آدمِ اعداد و ارقامم. آمار، مقررات
"مانیبال" فیلم مورد علاقمه
واقعاً؟ بین کل فیلمها؟
کاپیتان، من وضعیت دشوار شما رو درک میکنم
شما یه بحران رو پشت سر گذاشتید
کلانتری هنوز داره سعی میکنه خودش رو جمع و جور کنه
شما به یه آدمِ پاک و بیطرف نیاز دارید که با هیچکس رفیق نباشه
بدم نمیاد اون آدم من باشم. پیشنهادتون رو قبول میکنم
در واقع من هنوز پیشنهادی نداده بود... به یک شرط
من تمام اتفاقاتی که اینجا میافته رو
و منظورم دقیقاً "همه چیزه"، با دقت بررسی میکنم
دیگه خبری از دور زدنِ قانون نیست
هیچی از زیر دستمون در نمیره
دیگه نه
میدونی چیه؟
همین الانش هم حالم بهتر شد
صبح بخیر. هی، صبح بخیر
اوه، السبت
میخوام تو رو با
ستوان اداریِ جدیدمون آشنا کنم
السبت تاسیونی، استیو کانر
اوه، نمیدونستم
فکر کردی ستوان نونان جایگزینی نخواهد داشت؟
راستش رو بخواید اصلاً بهش فکر نکرده بودم
معلومه دیگه. (خنده) سلام
وزارت دادگستری با تامین بودجهی
"حکم رضایتِ" خانم تاسیونی برای یه سال دیگه موافقت کرده
ایشون کمک بزرگی برای ما بودن
اون برای دفترتونه؟ ام، بله
داشتم، ام، چیزهای مختلف رو امتحان میکردم تا فضا رو یه کم گرمتر کنم
این دفتر ستوان نونان بود، مگه نه؟
اوه، بله، همینطور بود
وای خدای من، دارم به چی فکر میکنم؟
ام، شما ستوان جدید هستید
واقعاً شما باید توی این دفتر باشید
اوه نه، لطف دارید ولی من کاملاً راضیام
توی طبقه... پنجم
طبقه پنجم. و تازه
اگه کارم رو درست انجام بدم، شما و اون "حکم رضایتتون"
به هر حال تا چند ماه دیگه از اینجا میرید
طبقه پنجم، درسته؟ اوهوم
خب، واقعاً ترسناک بود
از این یارو مطمئنی؟
نه. ولی از دیو نونان مطمئن بودم
و ببین تهش چی شد
فکر نمیکنم منطقش اینجوری باشه
کاپیتان
پرونده قتل والاستریت در چه حاله؟
به نظر یه سرقت میاد ولی همونطور که افسر بلنک
و خانم تاسیونی اشاره کردن، یه چیزایی با هم جور درنمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.