نخستین 200 خط.
خلاصه انچه در قسمتهای قبلی گذشت.
چرا داری اینکارو با من میکنی؟ من نمیکنم
رابرت کوئیلن بر اثر بیماری مرده.
پس او میتونه هدف بعدی باشه. او دشمنانی داره.
لطفا, بذار رابرت برگرده پیشم.
اگر پلیسها در مورد گذشتت پرسیدن ,
من بخشی ازش نیستم.
به من پیشنهاد یه کار در شهر شده
همکارت چه حسی درموردش داره؟
هی.
خوبه که میبینمت جاش.
هنوز با پدرت کار میکنی؟
اره, تو فکر میکردی تو این کسادی منو با یه بچه ول میکنه.
همون کن قدیمی.
فکر میکنم باطریت ازکار افتاده.
اوه!
76 ساله.
ما میدونیم که او چه خوابی براش دیده بود.
من نمیفهمم چه اشتباهی کردم؟
تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی.
امشب 39درجه زیر صفر همراه با سوز سرما
میتونه هرجایی اونو برده باشه. 22.5
با هنرمندی بیلی کمپبل در کاردینال
M_I_S
اوضات چطوره جان؟
دما به زیر 40 درجه بوده,
سرعت باد هم بیشتر میشده.
90پوند وزنشه و 76ساله
تمام شب اینجا بیرون بوده.
وقتی کتی ام مرد,
ما اتش روشن نگه داشتیم برای 4روزو 4شب.
در تمام وقتی که کنارش بودیم هیچوقت احساس گرما نکردیم.
مدت ها پیش بود.
سلام خانم پاین.
اونا پیداش کردن.
شبیه لباس زمستونی که تن رابرت بود.
همون رنگ, بدون برچسب.
بسته بودش با کابلی شبیه رابرت.
پس باید منتظر یه ویدیو دیگه باشیم.
چوب بری نزدیک جاده بود
و حالا این مکان
او مجبور بود کسی را بشناسه که به زودی به اینجا میومد
او میخواست که پیدا بشه
کسی هست که بخوای باش تماس بگیریم؟
فقط من و مادرم بودیم.
همیشه من و مادرم بودیم.
باید برم پدر بکت رو ببینم.
البته.
میرسونمت.
بری, بتازگی ایمیلتو چک کردی؟
نه.
اجازه میدی پسوردتو داشته باشیم؟
میتونم بپرسم چرا؟
شیلا کگنه هم یه ایمیل از قاتل دریافت کرده بود.
چه نوع ایمیلی؟
چیز مهمی نیست که میخوای ببینیش,
اما ممکنه به برای پیدا کردن قاتل کمک کنه.
اگر نتونیم پیداش کنیم چی؟
اگر همینجور به کشتن ادامه بده چی؟
بری؟
ایا دلیلی داری که باور داری او به اینکار ادامه میده؟
نه. من
فقط امیدوارم کسی دیگه ای نباشه-
هرچی که میفرستن, مجبورنیستم که ببینمش, هستم؟
نه, نه مجبور نیستی
من میرسونمت.
دوست دارم بری,
مایلم تنها باشم, اگر اشکالی نداره.
اره, حتما
پیداش کردی
ادل بود,
او عضو ثابت اینجا بود.
لطفا, میتونین مطمئن بشین میره خونه؟
اگر لازمه یه واحد بفرستم.
متشکرم
میدونم, نمیبایست میومدم.
وهنوز اینجایی
میدونی, دقیقا کاریو که گفتی انجام دادم.
ومن نفر بعدیو مهیا کردم,
اگر اونچیزیه که باعث نگرانیت شده
این نیست
تو همیشه یکمی به همون خوبی که وید میگفت بودی
وید.
حالا چسبیدی به این.
با اومدن به اینجا مارو درمعرض خطر قرارمیدی.
خوب؟
راستشو بگو.
چی میخوای اسکات؟
این کافی نیست.
چی کافی نیست؟
من لازمه اونا بودنن که چرا اینکارو میکنم.
این چیزی نبود که روش توافق کردیم.
خوب تو میتونی طبق نقشه پیش بری,
من نمیخوام سرراهت باشم.
اما تو برای من کار میکنی,
یادت باشه.
من یادمه تو به کسی که تخم انجام اینکارو داشته باشه احتیاج داشتی
کاری که تو نمیتونستی.
پدرم قبلنا یه کلبه شکار پشت این تپه ها داشت.
اونموقع جنگلهای دست خورده اطراف اینجا بود.
وحالا شده کارخاونه تولید سیمان.
نمیدونم چرا داری اینارو به من میگی اسکات,
و واقعا هم برام اهمیتی نداره.
دارم بت میگم چرا اینجام؟.
چون این مردم و کاری که با این مکان کردن.
و با من.
و با او.
باید نزدیکتر باشم,
باید بخشی ازاین قضیه باشم.
باید اونا,
احتیاج دارم اونا منو ببینن, احتیاج دارم اونا بدونن.
این تنها راهیه که از این به بعد باید پیش بره.
میخوای من این ماجرا رو تموم کنم اسکات؟
اره
پس برو خونه.
من خیلی متاسفم بری
همینطور منم خیلی متاسفم
درمورد رابرت.
میخواستم تماس بگیرم, اما
حالا پلیس چی بت گفت؟
که مادرم در سرما از خانه خارج شد.
ایا بشون گفتی که همدیگرو میشناسیم؟
فقط اینکه باهم به مدرسه میرفتیم.
تو میدونی چرا این اتفاق میوفته.
هیچ رابطه ای با اون قضیه نداره,
نه بعد از این همه سال.
این تصادفی نیست.
اون موقع باید چیزی میگفتم.
اما خیلی ترسیده بودم.
چیزهای بیشتری از آونی وجود دارد که تو بدونی.
این یعنی چی؟
این شبیه چیزی که در نامه گفتی نیست.
بعد از کاری که کردند فهمیدم.
نمیفهمم. اگر-
اگر بقیه کاری کردن,
چرا مارو بخاطرش مجازات میکنن؟
چون ماکاری نکردیم و هیچی نگفتیم,
ما اجازه دادیم اتفاق بیوفته.
من هرروز درموردش فکر میکنم.
نه گوش کن تو ناراحتی.
احساس گناه میکنی اما ذهنت قاط زده.
بری, این تقصیر من یا تو نیست.
باید راجع بش صحبت کنیم
جاییکه با همدیگه دیده نشیم.
باشه, باشه.
گوش کن, خوب.
اما تا وقتی اینکار کنیم , توفقط فقط از دیگران دور باش.
ما حقمون بود.
اما رابرت نه.
مادرمم حقش نبود
او همه چیزم بود
هر دو قربانی بر اثر موندن در سرما مردن,
بعدش ویدیوها به اعضا خانوادشون فرستاده شد.
این برنامه ریزی شدست, حرفه ایه.
اما طول مدت زجر کشیدنشون,
با آن کاملاً متناسب نیست.
با تجزیه و تحلیل روشهای قاتل به کجا رسیدیم؟
کولار؟
بدون موفقیت اما شرایط جستجو رو وسیعتر کردم.
مکلود, پرونده های دادگاه رو چک کن, و عناوین روزنامه هارو
هرچیزی که رابرت رو به ادل ربط بده,
یا هرچیزه دیگه که بری رو به شیلا وصل کنه
هرچیزیم درمورد پرهایی که بجا میذاره؟
اونارو دام به یه پرنده شناس تا بررسیشون کنه.
اونا از یه شاهین تیز پرهستن.
بومی منطقه هستن.
آنها قبلاً در معرض خطر بودند ، اما دیگر نه.
پس, فکر میکنیم منظورش چیه؟
این یک پرنده طعمه است ، یک شکارچی
شاید این چیزیه که خودش میبینه.
وید کلیس کاملا با بقیه متناسب نبود.
شاید بهترین شانسمون باشه تا بریم جلو.
من دوباره افرادیو که رابرت به عنوان دادستان
به زندان انداخت رو کنار گذاشتم
وهم کسانی که وید کلیس زندان بودن.
8نفر تو لیستهای دوتاشون مشترکن.
بیا از همینجا شروع کنیم.
هی
هی
میخوای مرورشون کنیم؟
اره بیا تو
من یه مقداری خرید کردم
باشه بیا تو اره؟
اه.
یکی از همسلولیهای وید گفت که او افرادیو میشناخته.
استخدامشون میکردن یجورافرادی که برای پول . ادم میکشن
اگر فکر کنیم او حرفه ایه,
پس احتمالا از اهالی این اطراف نیست.
وید متولد و بزرگ شده همین منطقه بود,
پس او شهر واطرافشو میشناخت.
اگر یه بومی میخواست رابرت و ادل بمیره,
شاید میرفت سراغ وید که افرادیو میشناخت
بیرون از شهر که کارو براشون انجام بده.
حتی ممکن است محل قتل را پیدا کرده باشه
و اتومبیل برفی دزدیده .
های.
متوجه شدم که بعضی وسایلت هنوز پیشمه,
بیشترشون کتابن.
فقط خواستم بت قبل از اینکه بری بت بدمشون.
سنگینه.
No comments yet. Be the first to leave one.