نخستین 200 خط.
وقتی کاراگاهان پرونده حل نشده، مجددا پرونده رو بازکردن، آنها یک روایت خطی ارائه شده در تحقیقات اصلی را در پرونده از قلم انداختن
ولی در عوض، مسیر تحقیقات خود را در پیش گرفتن بر طبق مدارکی که خودشان در نظر گرفته بودن
اگر مایلین این قسمت رو تماشا کنید
شواهد را دنبال کنید
یه آمبولانس میخوام، عجله کنین
مامانم داره میمیره، متوجهین؟
فقط خودتون رو برسونید اینجا
"بیست سال بعد از قتل" هفت ماه بعد از سقوط
"بیست سال بعد از قتل" رژیم صدام حسین در عراق
حتی خشونت نسبتا کمی وجود نداره
که به سربازان آمریکایی مربوط باشه
برای دومین بار در هفته
یک هلیکوپتر آمریکایی در عراق با نتایج و عواقب مرگبار بر زمین می نشیند
خبرنگار سی بی اس نیوز ...چارلی داگیتا
خدای من
چه مرگته تو؟
گم شو، آخ
نمیتونه خودش باشه - امی هارلو -
همون خصوصیت های اجتماعی همون، دی اُ بی
خیلی وقته اومده اینورا، بیست سالی میشه
انگار از یکی یا یه چیزی فرار میکنه
ولی نمی تونه از دست چارلی شنن فرار کنه
بسیارخوب بزار برم سر اصل مطلب
میخوای بری مکزیکو و باهاش صحبت کنی؟
آره، اون دوست تو بود
به پدرت کمک کرد باهاش در ارتباط بود
بعدش دیگه اینکارو نکرد
این دختر باورت داشت
میدونست تو بیگناهی
شاید دلیل خوبی برای باورش داشت
چی، اون تلفن نداره؟ - اوه، نه-
نه، نه خونه ای نه مکانی
اوم، افرادم میگن، امی کارای داخلی خونه ی
یه سری عکاس رو انجام میده
اریک، امی کیریس کیلر رو می شناخت با تری کارانو
تو آپارتمان تو زندگی میکرد
باید بفهمیم امی چی میدونه
من نمیدونم
چی شده که رابط های داخلی
این کارو مجانی انجام میدن؟
لینچ دومین رد پا رو پیدا کرده
....اگه به کارش ادامه بده
وظیفه رابط های داخلی اینه پلیس های عوضی ای چون دیو راسل رو به زمین بزنن
وظیفه من اینه بهش بگم که تو اولین مرحله چیکار کنه
علاوه بر این تو رو هم شیرفهم کنم
که باید رو چی تحقیق کنیم
وقتی محاکمه جدید رو بدست آوردیم باید آماده باشیم
اون رد پا نمیتونه کارمون رو راه بندازه
چقدر؟
قراره برم باجا، بارسلونا نیست که
یا بلیت ارزون بگیر یا با اتوبوس برو
عزیزم اجازه بده اول من تورو تو اولین هتلی که میبینم پیاده کنم
میدونی، عادت دارم اینجور کارها رو تنهایی انجام بدم
چارلی من دخترای این مدلی رو میشناسم
شاید کمک لازم داشته باشی
"عه، واقعا،پس باورت به "بیخیال و بخدا بسپار چی شد؟
ممممم
منم دوستت دارم عزیزم
" امی هارلو"
اون واقعا حالش بده، داره بدترم میشه
یه صداهایی میشنوه و مثل دیوونه ها داد میزنه
مثل چی؟
نزدیک بود بکشتت
به محض این که بیاد بیرون، این سری گردنت رو میشکنه
اگه الان درستش نکنی، اون بیخیال نمیشه
آره یا نه؟ میخوای این کارو کنی؟
نه، من نمیتونم
نه، نه، ساکت شو
فراموشش کن دیوونه شدی؟
برو
دهنت رو ببند
من نمیتونم اینکارو کنم
میشنوی چی میگم؟
نه، خدای من بهت گفته بودم که
نه، نه
برو بیرون
بنی
منم
اریک فیشر دیگه کیه؟
واسه چی اومدی اینجا؟
دلیل.....اصلی
باشه
بنی، ساکت شو
آره؟ منو گمراه میکنی؟
هدف مقدر شده من دراز کشیدن رو ریل های آهنیه
که بر روی آن روح من، شروع به دویدن میکنه
منو گمراه میکنی؟
ممنونم
ولم کن
پاشو رو به روی دیوار وایسا- اریک-
هنوز کارمون تموم نشده
پیش خودت چه فکری میکردی؟
فقط داشتم چکش میکردم قربان
و کالای قاچاق رو بهش تحویل میداده
بعدا حساب توام میرسم افسر
ببینین، با تمام احترام، قربان
هرچی که شما بهش میدین، چاره ساز نیست
اون به یه چیزی احتیاج داره - دکترمون داروهاش رو کنترل میکنه -
بنی مریضه قربان
متوجهم
برو
بجنب
خبرای خوب دارم فیشر
تو فقط باعث شدی بیشتر بهش دارو بزنن
خانوم هارلو
اوم، من، چارلی شنن هستم
خیلی سعی کردم باهاتون تماس بگیرم
اون اینجا نیست
راجع به اریک فیشره
ببینین، فقط چند دقیقه وقتتون رو میگیرم
برو پی کارت- همونجوری که گفتم-
فقط اگه بتونین چند دقیقه از وقت تون رو در اختیار من بذارین، لطفا
بهت که گفتم امی اینجا نیست
ببین خانوم هارلو میدونم که امی خودتی
بسیار خب مساله راجع به اریک فیشره
اصلا متوجه نشدی من چی گفتم؟
میخوای که با پلیس ها تماس بگیرم؟- ....نه من-
خدا لعنتت کنه چارلی خیلی متاسفم عزیزم
بهش گفتم که اول تماس بگیره
عزیزم، نمیشه که همینجوری تو خونه مردم سرو کله ت پیدا شه
بی ادبیه
شوهر جدیدمه
هنوز ادب بهش یاد ندادم
سندی شنن
میشه از دستشویی تون استفاده کنم؟
لطفا
فقط...سریع تر کارت رو انجام بده
ممنون
اوه
واسه خیلی وقت پیش بود
سعی میکردم بیام این طرف ها
پس دوستت اریک
به حقایقی درمورد این موضوع نیاز داره
هرچی که یادت میاد
ببین، اگه حتی فکر میکنی که امکانش هست
...اریک مادرش رو کشته باشه، پس
کار اون نیست مطمئنم کار اون نیست
اون نمیتونه اینکارو کرده باشه
خب، خوبه
اونم همینو باور داره
گفتش که تو یادت میاد
آره - اوه. آره عزیزم-
"اون جوآن جت بود و "بلک هرت
ها؟
نه، تو نگهش دار
آهنگ "هال و اوتیز" قبل اینه تو تراک 91آهنگ
بیا
واسه منه؟ - آره-
واقعا؟
آره، بنظر من، اون یه جورایی شبیه توعه
یا از لحاظ روحی میفهمی که؟
آخر......آخر....، آخرین آلبومشه
آره بعد مرگش بیرون اومد
میدونی، شب چشمم بهش افتاد و فکر کردم
چی؟ چی؟ فقط -
چی؟ به چی فکر میکردی؟- من فقط فکر کردم....وایسا-
باشه
@ArezooOnesubtitle
فقط میخوای نگاه کنی؟
رقاص خوبی نیستم
معلومه که هستی
چون که هستم
فقط همراهیم کن
حسش کن رو پهلو هات حسش کن
کالمر
خودشه، دقیقا مثل من
خوبه، بچرخ
شماها تا حالا، اوم، باهم رفتین بیرون؟
شوخیت گرفته؟
من بیست سالم بود
اون فقط بچه بود
تو با یکی از دوستاش زندگی میکردی
اوم، اسمش تری بود، یه چیزی تو این مایه ها یه اسم ایتالیایی
بله
خودشه، وقت رفتنه
بیست سال
اریک فیشر،به مدت بیست سال
واسه جرمی که مرتکب نشده، زندانی شده
و توام میدونی - باشه -
بهش فکر کن
اگه میتونی کمکش کنی
....اگه چیزی میدونی
هی
چیزی نیست
منظورم اینه، ما طرف توییم
آروم و یواش باشه؟
احسنت
اوه، خاموشش نکن
شماها، خیلی بهم میاین
رفیق، جنیس جاپلینه
چپق هاش حرف ندارن
چیش حرف نداره؟
یه سری کارا دارم که باید انجام بدم
باید بری
فکر کنم کار داره
تو باید بری
چند وقت باهاش بودی؟
شش سال
آخرین بار کی باهاش صحبت کردی؟
روزی که رفتم
No comments yet. Be the first to leave one.