200 ensimmäistä riviä.
بسپارش به من. اینجا قلمرو منه
شنیدم کیت میدلتون سه بار درخواست داده بود
و بازم قبولش نکردن
اگه راست باشه، علتش اینه که من رو کنارش نداشت
سلام جودیت عزیزم
خوش اومدی رزلین. میبینم که مهمون هم آوردی
بله، این صمیمیترین دوستمه در کل دنیا، سلست
اون احتیاج داره
یکمی حالش سر جاش بیاد، واسه همین معلومه که
به فکر جواهرات افتادم
از طرز فکرت خوشم میاد
خب، اون به جواهرات فکر نمیکرد
اما تا حالا اینجا نیومده بود
اوم. روش معمولت برای خریددرمانی چیه؟
اِم، کیف. کیفهای معرکه
منم به اندازه هر دختر دیگهای
از وسایل چرمی دستدوز خوشم میاد ولی هر دومون میدونیم
قدرت یه دستبند با طراحی خوب چقدره
کی دیگه به قرص ضدافسردگی نیاز داره؟
خب، البته
چون سلست عضو کلوپ ویوین نیست
مجبوره از، اِم، طبقههای پایین خرید کنه
پیش بقیه... آدمهای معمولی
نمیتونیم بذاریم اینطوری بشه. بهم اعتماد کن
اون واقعاً لایق عضویت هست
متأسفانه چون به زودی بازنشسته میشم
دیگه با کمیته عضویت همکاری نمیکنم
چی؟ کی این اتفاق افتاد؟
چرا به من نگفتین؟
ناگهانی بود
اما هوای هر دوتون رو حسابی داریم
هوای هر دوتون رو. لطفاً والنتینا رو صدا کن
مدیر خلاقیت جدیدمون
والنتینا میتونه کارهای درخواست عضویتت رو راه بندازه
ببین، کلوپ هر سال فقط چند نفر محدود رو میپذیره
اما با سفارش رزلین، کارت مثل آب خوردن راه میافته
بهت که گفتم
رزلین، فکری کردی
که برای جشن افتتاحیه چی میخوای بپوشی؟
هنوز نه. چیزی مد نظرت هست؟
این مدلهای جدید «بیلی کیتینگ» دیروز رسیدن. اوه
یاقوتهای کبود یاسیرنگش از سریلانکا اومدن
آه، بیلی کیتینگ یه طراح فرانسویه
که گوشوارههای عروسیم رو طراحی کرده بود
اِم، کدوم عروسی؟
فکر کنم سومی؟ مردها رو یادم نیست، فقط اینها رو یادمه
شنیدم درخواست عضویت دارین؟
آه، بله. ایشون دوست عزیز من هستن
مسئله اینه که من عضویتهای جدید رو متوقف کردم
تا وقتی که برندینگ مجدد «ویوین میلز» رو راه بندازم
چی؟ برندینگ مجدد؟
ویوین واسه خودش اصالتی داره
«زیلز» هم همینطوره
باید مایل باشیم با زمانه پیش بریم
در حالی که کیفیت و اعتبار برند رو هم حفظ میکنیم
خب، تو این کار موفق باشی
جودیت، میتونم اون اشکیهای یاسی رو ببینم؟
با کمال میل نشونتون میدیم
به محض اینکه تمکن مالیتون رو تایید کنم
گواهیِ... فکر کنم یه سوءتفاهمی شده
اونی که درخواست عضویت داده منم
رزلین همین الانش هم عضوه
یکی از اعضای مؤسس
گواهی تمکن مالی یه روال عادیه
اگه همکارهای ما
در طول این سالها این قانون رو اجرا نمیکردن
خب
اون وضعیت امروز تموم میشه
خب، باید یه زنگی به حسابدارم بزنم
ولی دفعه بعد
یادت باشه خریدهای چه کسی اینجا رو ساخته
توی حساب امانتیم به زور یک میلیون دلار مونده
حسابدارت چطور گذاشت این اتفاق بیفته؟
تنها وظیفهش اینه که تو رو پولدار نگه داره
آره، تازه سعی کرد تقصیر رو بندازه گردن من
یه چیزهایی گفت درباره
فلان و بهمان، عادتهای خرج کردن و این حرفها
آخه انتظار داشت چیکار کنم؟
تورم رو پیشبینی کنم؟
بعدشم دکترم
میگه از سلامتی دارم میترکم
نه... هوم؟ اوهوم
میگه میتونم ۳۰ سال دیگه هم عمر کنم
اه
با کدوم پول دکتر لئونارد؟
خب، فکر کنم بتونی جواهراتت رو بفروشی
درسته، یا اینکه میتونم قلبم رو از سینه دربیارم
و بدمش موشهای مترو بخورن
حق با توئه. متأسفم. ایده مزخرفیه
توی روزگار سیاه و سختی
داریم زندگی میکنیم. میدونم
هر دومون لایق خیلی بیشتر از اینهاییم
دیگه هیچکس ماست بستنیهای من رو نمیخره
اونم به خاطر این «سماگلوتاید»های لعنتی
«اوه، من فقط یه ذره بستنی واقعی میخورم...»
«چون همینقدر کافیه. خیلی سیرم.»
باید از شرکتهای داروسازی بزرگ به خاطر فقیر کردنم شکایت کنم
«گواهی تمکن مالی»، هوم؟
اون دختره پررو چه رویی داره واقعاً؟
آخه تمام دارایی من توی جیب ویوینه
باید پسش بگیری
چی رو پس بگیرم؟
همه پولهایی که به اونجا دادی
فقط باید پسشون بگیری
باید همین کار رو بکنم
باید یه، اِم، یه سرقت بزرگ جواهرات راه بندازم
خدایا. آخه چرا که نه؟
هیچکس اونجا رو بهتر از تو نمیشناسه
ببین ما رو، بالاخره بعد از این همه سال داریم ناهار میخوریم
در واقع دههها گذشته و این اولین باره
خب، خیلی سرم شلوغ میشه
میدونی چی میخوری؟
قبل از اینکه بیام خوردم
خب... میخواستی صحبت کنی؟
واقعاً از شنیدن خبر بازنشستگیت شوکه شدم
کار والنتیناست، نه؟ داره بیرونت میکنه؟
تو عمرت رو پای ویوین گذاشتی
بله، خب
آدم باید بدونه کی وقتشه بکشه کنار
و اون طرز بیاحترامیش به من و تو
غیرقابل قبوله
ویوین رو با «زیلز» مقایسه میکنه؟
تعجب نمیکنم اگه یه روز
آدمهای عوضی رو از خودش برنجونه و خب
ویوین خودش رو تو وضعیتی ببینه
که مقدار زیادی از موجودیش رو از دست داده
درست بیخ گوش اون
ممکنه اتفاق بیفته
اگه یه عده مصمم باشن
و بدونن دارن چیکار میکنن
داری درباره دزدی از ویوین حرف میزنی؟
چی؟ نه، این دیوانگیه
من... هستم
اما نقشه باید بینقص باشه
اگه میخوایم از پسش بربیایم
هنوز رابط پیدا کردی؟
اِم، هنوز نه
اون چیه؟
اون رابط برامون جواهرات بدلی میسازه
تا بتونیم عوضشون کنیم و اصلها رو بفروشیم
«هیوئی» سالهاست که برام کیفهای فیک میسازه
حتی منم نمیتونم تشخیص بدم
تحسینبرانگیزه
قطعهها رو انتخاب کردی؟
هنوز نه
ویوین به سلبریتیها و اعضای کلوپ اجازه میده
که قطعههای خاصی رو بپوشن
داریم درباره ۲۰، ۳۰ قیراط جواهر امانتی برای جشن حرف میزنیم
اونوقت همینطوری میذارن مردم از اونجا برن بیرون
درحالی که میلیونها دلار تنشونه؟ مجانی؟
هیچکس از ساختمون خارج نمیشه
فقط همون شب میتونن اون جواهرات امانتی رو بپوشن
توی همون لوکیشن خاص. با این حال، اینجا آمریکاست
کدوم شرکتی آخه این همه چیز رو مجانی در اختیار بقیه میذاره؟
بازاریابی
هر بار که از بیانسه عکسی گرفته میشه
درحالی که کارهای ویوین رو پوشیده، ارزش سهاممون میره بالا
هیوئی، هستی یا نه؟
چیزهایی رو انتخاب کن که رکاب سادهای دارن
چیز خیلی پیچیدهای نباشه
وگرنه خیلی طول میکشه
که عوضشون کنیم. وقتی انتخابشون کردی برام عکس بفرست
تا بدم آدمم شروع کنه به ساختن نگینهای بدلی
بعدش به یه کارشناس جواهرات نیاز داریم تا «تایید» کنه
که سنگهای بدلیای که با امانتیهات عوض کردیم
بعد از اینکه پسشون دادی، «اصل» هستن
خیلی ممنون که بعد از ساعت کاری بهم وقت دادی
سرم خیلی شلوغ میشه
امروز قراره چی رو جلا بدیم؟
کلود مشکل مالی داره
واسه پیوستن به ما کلی انگیزه داره
ظروف نقرهی «دینیه»م
حسابی نیاز به رسیدگی دارن
اون روز دیدم که وقتی داشت با والنتینا حرف میزد
با چشمهای گریون از پیشش رفت
حتماً اونم مثل ما از مدیریت جدید متنفره
شکر میخوری؟ خامه؟
اوه، من اهل چای نیستم ولی تو بفرما
تا حالا کسی بهت گفته
چقدر برای این شرکت مهمی؟
منظورم اینه که بدون کارشناسهایی مثل تو برای تایید
جواهراتی که به اینجا وارد و خارج میشن
یه حفره بزرگ توی امنیت ویوین به وجود میاومد
مگه نه؟ منظورم اینه که
عجب مسئولیت بزرگی
راست میگی
بیشتر مردم متوجه
اهمیت این بخش نمیشن
مثل والنتینا؟
اون باید بدونه که بدون تو
یه اتاق پر از جواهر
میتونه به یه اتاق پر از پلاستیک تبدیل بشه
شرط میبندم شرکت بیمه
حسابی شاکی بشه
دیدنی میشه، مگه نه؟
هوم
داری دنبال «میندی کالینگِ» خودت میگردی؟
«هشت یار اوشن»؟ همون فیلم سرقتیه
من، اِم، یه سری جواهرات فوقالعاده رو
برای جشن افتتاحیه امانت گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.