200 ensimmäistä riviä.
بپا
خب، فکر میکنی وقتی مچمونو بگیرن، میندازنمون زندان؟
یا قراره فقط تنزل رتبهت بدن
از دکهی خوراکیها به نظافت توالت؟
خیالت تخت
یکی از بچههای اسکله سوخت میگفت کارمندها همیشه این کارو میکنن
تازه، بابای من یکی از سهامدارهای اصلیه
تا وقتی با منی هر کاری دلت بخواد میتونی بکنی. دیدی؟
من فقط یه کارمند وظیفهشناسم که دارم مطمئن میشم
اعضای ویآیپی راضی باشن
پسر باهوش. راهش همینه
اینطوری آدم تو زندگی پیشرفت میکنه. دقیقاً
هیس، هیس، هیس... آره، خودشه
بوم
ایول. اینم از مهمونی بعد از جشن، چطوره؟
بزن بریم
ها؟ من اوکیم
مطمئنی؟ گرونهها
از ذخیره شخصی بابامه
چی شده؟
خندیدن یادت رفته؟
هر کی آخر برسه خره
هی، چه خبر؟
گوش کن داداش، من و شری داشتیم تو راهرو حرف میزدیم
و، خب
اون فکر میکنه بهتره یه مدت جیم بزنی
هیچکس از نفر سوم بودن خوشش نمیاد
بیا تو
نفر سوم؟
اوه. اوه
نمیدونستم شری اونطوری ازت خوشش میاد
آره، نه. شرمنده داداش
تقصیر منه
چرا نمیری یه دوری بزنی؟
فکر کردم میخوای تو زندگی پیشرفت کنی
اوه
سلام. کجاست
اوه. اوم، اون رفت
رفت؟
کجا رفت؟ چرا؟
مطمئن نیستم. اوم، یه چیزی گفت
درباره اینکه حس میکنه مزاحمه
نمیتونم بگم سرزنشش میکنم. اوه
اوم... ببخشید، نه
نه، فکر کنم اشتباه متوجه شدی
بیخیال. راحت باش
هی. بکش عقب
انگار مثلاً من خیلی کشتهمردهتم
آشغالِ دهاتی
وای خدای من
دماغم
عوضی
میدونستم یه آدمِ چندشی
کلِ تابستون داشتی دنبالِ یه مشت نوجوون راه میافتادی
میدونی بهت چی میگیم؟ «زاغزن»
سلام بچهها، من برگشتم. ببخشید
من، ام، امیدوارم همه
هی، هی
اوه، اوه، آروم باشین، هی، هی
هی
چه کار کردی؟
فکر کنم منظورت اینه که
ما چه کار کردیم، اندی
بازم ممنون که وقت گذاشتین
تا حضوری هم رو ببینیم، میلتون
میدونم این فرآیندِ بررسی ممکنه
یکم شبیه کولونوسکوپی به نظر بیاد
ولی هرچی دقیقتر باشیم، بهتره
خب، غیر از این هم ازت انتظار نداشتم، ویکتور
اوه. یا شایدم باید بگم
آقای لندیس؟
قبل از اینکه کارم رو شروع کنم
همیشه دوست دارم بپرسم
چیزی هست که
لازم باشه بدونم؟
بهت اطمینان میدم که زندگی من واقعاً خیلی خستهکنندهست
باید نفوذناپذیر باشی
سر و کلهی آدمها از در و دیوار پیدا میشه
با شایعاتِ زننده
کینههای خُرد و حرفهای خالهزنکی
دیگه هر ضربهای آزاده
این فرآیند خیلی زشت و ناپسند شده
به محض اینکه کاخ سفید رسماً نامزدت کنه، وارد جنگ میشیم
و من دوست ندارم بدونِ داشتنِ تمامِ اطلاعات وارد جنگ بشم
پس اگه کسی از گذشتهت هست
که فکر میکنی ممکنه ازش چیزی بشنویم
باید همین الان بهم بگی
سلام اندی. خیلی وقت گذشته
نه
قرار نیست از کسی چیزی بشنوین
کاملاً از این بابت مطمئنم
باید خیلی از این بابت مطمئن باشی. چون اگه
قراره کمکت کنم یه قاضیِ مشغول به کار رو به قتل متهم کنی
که عملاً به معنایِ خودکشیِ شغلیه
به یه دلیلِ خیلی محکم نیاز دارم
که چرا فکر میکنی اون این کار رو کرده
با تمامِ احترام، کاپیتان
ما واقعاً یه دلیلِ خیلی محکم داریم که فکر میکنیم اون این کار رو کرده
الزبث، اون دلیلِ خیلی محکم رو به این خانم بگو
دانا سامر. اوه خدای من
کارآگاه ریورز
وقتی داشتین صحنه جرم رو بررسی میکردین
احیاناً متوجه شدین که
چه صفحهای روی گرامافون بود؟
شبیه دیجیهام؟
خب، آهنگ "دونا سامر" بود
اینم متن بازجوییهای دادگاه "دیلیا کربی"ـه
دفاعیه دیلیا این بود که صدای ضاربِ "اندی" رو نشنیده
چون یکی صدای ضبط رو خیلی زیاد کرده بوده
اما هیچکس، نه کارآگاه ریورز
نه دادستان و نه وکیل مدافع
اصلاً حرفی از این نزدن که اون چه آهنگی بوده
خب، این چه اهمیتی داره؟
چون کرافورد سوتی داد
بعد از صادر شدن حکم، با تیکه انداختن بهم متلک گفت و
اندی رو "یه منحرفِ عشقِ دیسکو" صدا کرد
ولی غیرممکنه اون میتونسته
بدونه اندی دیسکو دوست داره، مگه اینکه
مگه اینکه موقع قتل اونجا بوده باشه
زدی تو خال
اِهم، تسکیونی
این دیگه خیلی تخیلیه، باشه؟ حتی برای تو
کرافورد توی اون دادگاه، دیلیا رو بدجوری لای منگنه گذاشت
توی تمام مراحلِ اون محاکمه
بدجوری اصرار داشت که اونو به جرم قتل اندی بفرسته پشت میلههای زندان
و از همون لحظهای که الزبث شروع کرد به سوال پرسیدن
کرافورد شد موی دماغ ما؛
تهدید میکرد و توی تحقیقاتمون موش میدووند
اون ترسیده. کارآگاه بلنک، ازت میخوام که
شخصاً پرونده "مرتنز" رو دوباره بررسی کنی
اینبار، با در نظر گرفتن کرافورد به عنوان یکی از مظنونین
نه، نه. ولی اون پروندهی من بود
قربان... نکتهی خوبیه
خب، میتونی به کارآگاه بلنک کمک کنی
اوه، نه، فکر کنم این... اوه. نه، من واقعاً دوست ندارم که
همین که اصلاً شانس دوباره بهت داده شده باید کلاتو بندازی بالا
چه برسه به اینکه فرصت کار کردن با کارآگاهی رو داشته باشی
که بتونی واقعاً یه چیزی ازش یاد بگیری
اگه جای تو بودم، دهنمو میبستم
فقط یادتون باشه که باید این یارو رو بگیریم
وگرنه فاتحه همهمون خوندهست
من فقط فکر میکنم اولین سوالمون باید در مورد انگیزه باشه
چرا یه قاضی باید یه تحلیلگر مالی رو بکشه
و تقصیر رو بندازه گردنِ دوستدخترش؟
آره، اینو توضیح بده
هنوز نمیدونم. "فعلاً"
اما
شاید یه سرنخ داشته باشیم
عالیه. منظورت از "ما" کیه؟
سلام
الزبت! من و دلیا
خودمون یه کم ته و توی قضیه رو درآوردیم
اندی زیاد دوست نداشت درباره زندگیش حرف بزنه
قبل از اینکه به نیویورک نقلمکان کنه
و اون همه اینها رو بهت داد؟ خب
بعضی وقتا من و اندی نقشبازیِ «دزد جذاب» رو انجام میدادیم
من یواشکی میرفتم تو و اون مچم رو میگرفت
فکر کنم زیادی تو این کار خبره بودم
کلی از وسایلش رو کش رفتم. و در واقع
خب. این لوگو رو میبینی؟
این مال کلوپ قایقرانی «استاکپورته». خب؟
که چی؟ اندی فقط
توی یه شهر اونورتر زندگی میکرد و فقط یه تابستون اونجا کار کرد. و بذار
یه حدس بزنی که خانواده کی یه ویلای تابستونی دارن
توی همون شهری که کلوپ اونجاست؟
کی؟
اوه. کرافورد
اوه، وایسا، اون واقعاً داره؟
میتونه اتفاقی باشه، نه؟ من که اینطور فکر نمیکنم
فکر کنم توی اون کلوپ قایقرانی یه اتفاقی افتاده
که به قیمت جون اندی مرتنز تموم شد
خب... به نظر میرسه که
یه سفر جادهای کوچیک لازم داریم
رو جفت چشام، ناخدا
میشه دقیقاً پشت سر من نایستی؟
انگار توی یکی از اون ویدیوهایی هستیم
که آدما تظاهر میکنن توی هاروارد قبول شدن
چون حوصلهشون سر رفته
خب، شاید اگه نمره السَتِت (LSAT) به اندازه کافی بالا باشه
دیگه مجبور نباشی تظاهر کنی. مامان
ببخشید، ببخشید. من ریلکسم
من ریلکسم
بیا اینجا، گونزو
دختر خوب. اوه، خب، نتایج رو زدن
اوه، واو
بذار ببینم
اوه، واو
این
خیلی بالاتر از اونیه که انتظار داشتم
جدی میگم
نمره السَتِت حتی از «ال وودز» هم بالاتره
وایسا. نه، نیست
توی نسخه موزیکال، نه توی فیلم
فکر کنم همقافیه کردن با «پنج» راحتتر از «نه» بوده
واقعاً نمیدونم توی اون کلهت چی میگذره
تدی، این فوقالعادهست. چه حسی داری؟
خب، راستش رو بخوای، هنوز
یه جورایی برای درخواست دادن دو دل بودم
ولی با این نمرهها، من
فکر کنم دیگه باید برم دانشکده حقوق
No comments yet. Be the first to leave one.