Ang unang 200 linya.
چطوره یه هارد سلتزر خوب بزنیم که دور و بر ۱۰ درصد باشه؟
این قسمت در «مونسایرز»
عجب عرق توتفرنگی-کیوی توپی بشه این
آره داداش
من و جری اصلاً نمیخوایم «کن» بفهمه
که بلد نیستیم چطوری هارد سلتزر درست کنیم
بیا با همین بریم جلو
خواهش میکنم رو سرم منفجر نشو
چه بساطی شد
آره، قشنگ ۲۰۰ گالن مایه رو به باد دادیم
بدجوری تو هچل افتادیم
داریم یه مدل بدلی میسازیم. شاید نشه توش مایعات ریخت
ولی کارمون رو راه میندازه
نقشه کلاً عوض شد
مامورا هر لحظه ممکنه برسن
ما اینطوری عرق سگی درست میکنیم
وسط جنگل، با تمام تجهیزات
شرمنده همگی. الو؟
سلام. چه خبر رفیق؟
چی؟
مسیه؟ یا استیل؟
چی هست اصلاً؟
در راکی ماونتِ ویرجینیا
شنیدی؟ گوش کن
بعد از اینکه پلیس به محل دستگاه عرقگیریش تو کارولینا ریخت
و فراریش داد
الان فقط یه بخش از دستگاه رو بردن
یه تماس غیرمنتظره با جاش گرفته میشه؛ از طرف پسرعموش که راننده جرثقیله
و یه سرنخ از محل مخفی کردنِ
دستگاه عرقگیری مسیِ بینظیرش پیدا کرده
میدونی اون دستگاه چقدر میارزه؟
جیم تام کمکم کرد اون دستگاه رو بسازم
و اون دیگه بین ما نیست
دیگه نمیتونه یکی دیگه برام بسازه
بعدشم میدونی قیمت مس این روزا چنده؟
اون لعنتی آخرین دستگاهی بود که باهاش
قبل مرگ بابام، با هم عرق گرفتیم
این واسم کلی ارزش معنوی داره
جیم تام تو ساختنش کمکش کرده بود و بیا روراست باشیم
جیم تام دیگه قرار نیست دیگ بسازه
نذار دستگاه عرقگیریم رو اوراق کنن
تو راهم
میدونی که اونجا پارکینگ توقیفیه
میدونی که من سالها پیش یه بار زدم به یکی از این جاها و نزدیک بود
بیفتم زندان. خب؟
حالا میخوای... نقشهت چیه؟
واقعاً هیچ پولی نمیتونه جای
این دستگاه رو برام پر کنه. به جز زندان رفتن
حاضرم هر کاری بکنم تا پسش بگیرم
اگه بتونم بدونِ اینکه بیفتم پشت میلهها بهش دست پیدا کنم
اووه، حتماً انجامش میدم
بزن بریم ببینیمش
با توپ پُر میریم اونجا
بریم دستگاه رو بیاریم. بریم یه نگاهی بهش بندازیم
بزن بریم
این ریسکیه که حاضرم بپذیرم
از کارولینای شمالی زدم بیرون تا اوضاع آروم بشه
حالا دارم صاف برمیگردم تو دهن شیر تا
دستگاهم رو از چنگ قانون دربیارم
خوشحال میشم این ویسکیها رو تحویل بدم، تو چی؟
منم همینطور پسر. آمادهم واسه یه پول حسابی
این بهترین جنس کهنهایه که تا حالا تو این سوراخ سنبهها درست شده پسر
سلام. چطوری مرد؟
مایک، جری، چطورید لعنتیها؟
در مگیولیِ کارولینای شمالی، بعد از اینکه
واسطهی قاچاقچیشون رو حذف کردن تا ویسکیهای
تقلبیِ جا افتاده تو بشکه رو بفروشن
بفرما، اینم از این
مستقیم به یه بارِ موتورسوارای بدون مجوز
مایک و جری برمیگردن پیش صاحب بار تا
پول جنسی رو بگیرن که امیدوارن شروعِ کلی محموله دیگه باشه
خب، برام ۱۰ تا کارتن آوردی؟
هفت تا شد. هفت تا؟
گالن. هفت تا؟ ۲۰
آره، این دفعه ۲۰ گالنه
بسیار خب، بذار کمک کنم ببریمشون تو
کجا بذاریمشون، کن؟
خوبه، همینجا عالیه. باشه
خب، بخش آسونش تموم شد. بسیار خب
حالا نوبت قسمت سختشه
خب، چند تا تراول خوشگل برات دارم
اسکناسِ نقد همیشه میچسبه. بیا، اینم از این
چیزی که ما بیشتر از هر چیزی دوست داریم ببینیم همینه
خب، من همهشون رو نمیشمرم چون
قبلاً شمردمشون. بفرما
ایول ردیفه، همینه
خودشه. دمت گرم
خب حالا، بار بعدی رو کی میخوای؟
خب، میدونی که این جوونها
آره میدونم چطوریان. همهشون دنبال اون
سلتزر هستن
سلتزر؟ سلتزر
مثل عرق گازدار؟ الکل گازدار؟
آره، آره. از پسش برمیآیم
آره، احتمالاً
هارد سلتزر این روزا
بین جوونها خیلی طرفدار پیدا کرده
یکی از پرفروشترین نوشیدنیهای بازاره
چطوره یه هارد سلتزر خوب بزنیم که حدود ۱۰ درصد الکل داشته باشه؟
خوب فروش میره
چون ما تو دنیای خلافیم، احتمالاً میتونیم
درصدش رو تا هر جا که بخوای بالا ببریم
بسیار خب، پس یه مقداری سلتزر درست کنید و
چند تا نمونه بدید بهم تا ببینیم چی میشه
آره، به نظر منم خوبه
سوال این نیست که من و جری میتونیم این کار رو بکنیم یا نه
من و جری مجبوریم این کار رو بکنیم
هارد سلتزر
حالا تو چه هچلی افتادیم؟
چیزی نیست
در گراهام کانتیِ کارولینای شمالی
بعد از اینکه یه گوشمالیِ حسابی به دو تا کوهستانی دادن
که جرئت کرده بودن عرقشون رو بدزدن
عرقگیرهای سنتی، مارک و هاک، دارن چراغ خاموش حرکت میکنن
و به روش قدیمی عرق میگیرن
هر دفعه یه دور عرقگیریِ ۱۰ گالنیِ سنگین
این دیگه باید کارت رو راه بندازه
آره
الو؟
چه خبر؟
چطوری؟
دو هفته دیگه از امروز؟
اوه
خب، آره
فکر کنم بشه
دو هفته دیگه همین موقع اونجاییم
این مهمترین خریدارمونه
میدونی، باید راضی نگهش داریم
اگه راهی داشته باشه
باید سعی کنیم این سفارش رو ردیف کنیم
خب، هاک
هر چی بشکه دم دستم باشه رو پر از مایه میکنم و راه میندازم
ولی فکر کنم بتونم از پسش بربیام
بسیار خب
اوه، آخ
خب، مسیر طولانیه، نه؟
عجب مسیریه پسر
من برگشتم کارولینای شمالی
چون پسرعموم برنت که شرکت جرثقیل داره
زنگ زد و گفت همین الان بهش زنگ زدن
از اداره کلانتری و گفتن
که میخوان یه ماشین و یه دستگاه عرقگیری رو جابهجا کنه
میدونم دستگاه کجاست، میدونم پارکینگ توقیفی کجاست
و میدونم دارن کجا میبرنش
فقط باید بفهمم مال منه یا نه. دونستنش خیلی حیاتیه
خب چطوری میخوایم انجامش بدیم؟
فکر کنم برم به همون پارکینگ توقیفی
اونا «جکسون» رو برای حملش استخدام کردن
خب، من برای جکسون کار میکنم
اگه من برای جکسون کار میکنم و اونا هم جکسون رو استخدام کردن
واسه حملش، اونا اصلاً روحیشون هم خبردار نمیشه
که راننده منم
اداره کلانتری همیشه شرکت جرثقیل جکسون رو
استخدام میکنه تا وسایل رو از پارکینگ توقیفیشون
ببره به اوراقی
منم قدیما واسه جکسون کار میکردم
نقشهم سادهست
وانمود میکنم هنوز واسه جرثقیل جکسون کار میکنم
میرم دمِ پارکینگ توقیفی تا ببینم میتونم
یه نگاهی به دستگاهمون بندازم یا نه
اونا تو رو میشناسن مرد
اونجا منطقه خودته
فکر کردی اگه بری اون تو، مامورا نمیشناسنت؟
همین چند وقت پیش بود که به بساط عرقگیریت پاتک زدن پسر
تو نباید بری
تنها چیزی که میدونم اینه که باید این لعنتی رو
باید پسش بگیرم
شاید نفوذ کردن به یه جای دولتی عاقلانهترین کار نباشه
اما اون دستگاه واسه من یه دنیا ارزش داره
و میخوامش، حتی اگه لازم باشه واسه گرفتنش
خودم برم اون تو
من میرم اون تو و چک میکنم ببینم
اون دیگ مال تو هست یا نه
بدترین حالتش اینه که میگم یه اشتباه سهوی بوده
اونا منو نمیشناسن
اینجا هیچ سابقهای ندارم
مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
منظورم اینه که من حاضرم به خاطر تو انجامش بدم
اگه مطمئنی که انجامش میدی
به نظرم عالیه، چون هیشکی قرار نیست
چیزی بفهمه، قانونی هم نمیشکنیم، پس دلیلی نداره
کسی رو دستگیر کنن، ولی تو نمیتونی با این ریخت
بری اونجا
تیکل نمیتونه همینطوری مثل یه آدم عادی سرش رو بندازه پایین بره تو
خوشبختانه من یه سری لباس کار دارم
که اون میتونه بپوشه
ببینیم اینجا چی داریم؟ چی داریم؟
این رو امتحان کن ببین اندازهته
خب، اندازهست. همونجا کارمون رو راه میندازه
ما یه تیم واقعی هستیم
ما هوای همدیگه رو داریم و اینکه تیکل
حاضره بره تو پارکینگ توقیفی پلیس تا به من کمک کنه
دستگاهم رو پس بگیرم، برام یه دنیا ارزش داره
بسیار خب
وقتی برای جکسون کار میکردم، همیشه کنارِ
بزرگراهها بودیم و تریلیهای ۱۸ چرخ رو بکسل میکردیم
و از این جور کارها. باید اینا رو بپوشم
خب، پس با اینا جوری به نظر میام که انگار واقعاً
عضو شرکت جرثقیلم، درسته؟
خب، این بخشی از لباس کارشونه
No comments yet. Be the first to leave one.