Les 200 premières lignes.
گوینده: در ادامه خواهیم دید
ای وای
چی باعث شده سل
پا به فرار بذاره؟
شیرجه بمبی
چرا جو داره به
زندگی خلافکارانه رو میاره؟
من دزدیدم
معاون رئیسجمهور رو
گوینده: و چرا بازنده بزرگ امشب
از کوره در میره؟
یه روز آفتابیه
اینجا در پارک آبی مانتین کریک
توی ورنونِ نیوجرسی
اونقدر آفتابیه که قراره بزنیم
این عینکهای آفتابی رو
که از داخل کاملاً
سیاه شدن
تا نتونیم
هیچی ببینیم
نکتهش اینجاست که بقیه بچهها
بهمون میگن
کجا بریم، چی بگیم
و چیکار کنیم
باید با چشم بسته انجام بدیم
هر چی که بهمون میگن رو
و با عواقبش
روبرو بشیم
اگه نتونی
میبازی
ببین
کلاً هیچی نمیبینی
یه خطر واقعی و جدید هست
که اینجا انجامش بدیم تا توی یه پارک معمولی
آره، واقعاً
ممکنه غرق بشی
اوه، آب سرد
خورد به مچ پام
حس خوبی داره
سل: خیلی دلم میخواد برم تو اون استخر
بدجوری
خب، کیو، میخوای بزنی
اون عینکها رو؟
داشتم تمرین میکردم
توی خونه
راه رفتن رو
با چشمهای بسته؟
آره، دقیقاً
اوکی کیو، حدود
سه قدم بیا جلو
بپیچ راست
و چهارزانو بشین
یک، دو، سه
یکم بیشتر به سمت چپت
حدود ۵ سانت
همینطور سُر بخور
به سمت چپ
ادامه بده
سُر بخور. برو جلو
ادامه بده
ادامه بده
الان باباهه بلند شد
همینطور سُر بخور
به سمت چپت
سُر بخور سمت چپت
سُر بخور سمت چپت
بچرخ سمت چپت
بگو: "هی دونالد
عصبکشیت چطور بود؟"
هی دونالد
اون عصبکشیت چطور بود؟
جو: حالا عینک رو بردار
بردارش
نه، شما اصلاً شبیه
دونالد نیستید
اوه، سلام
چه خبر؟
شماها داشتید
واسه خودتون صفا میکردید
و بعد من اومدم اینجا
و بهتون گفتم دونالد
خب رفیق
مستقیم برو
آره، مستقیم برو
چند قدم
وایسا، وایسا
وایسا. بپیچ سمت چپت
اوکی، صبر کن
مستقیم برو
سل: فقط حدود
قدم بیا جلو ۱۰
باشه، باشه
خب بچهها
میدونم یه استخر
روبرومه
بوش رو حس میکنم
صدای بازی مردمو میشنوم
من که نمیدونم
داری از چی حرف میزنی
گفتم فقط حدود
قدم بیا جلو ۱۰
آره جون خودتون، من نمیرم
توی استخر بچهها
باخت رو قبول میکنم
میدونم که نمیخوای
بری توی استخر
میدونم که نمیخوای
بری توی استخر. بهم اعتماد کن
نزدیک استخری، ولی
میتونی چند قدم بیای
بچهها
من باخت رو قبول میکنم
مِر: فقط ۱۰ قدم بیا جلو
طوری نمیشه
سل: فقط یه قدم
مورچهای دیگه بیا نزدیک استخر
آره
هنوزم میخوای
اون باخت رو قبول کنی؟
خب
حاضری مِر؟
اوه خدای من
اوه خدای من
یادم رفته بود چقدر تاریکه
بپیچ راست
صدای شلپشلوپ آب میاد
از دور و برم
خب، میدونی که
نزدیک استخری، مگه نه رفیق؟
تو نزدیکیِ
یه استخرِ گندهِ گندهِ
سه برابرِ سایزِ المپیک
هستی
صدای شلپشلوپ واسه اونه رفیق
الان پام تو آبه
همونه دیگه
همون استخره
میدونم، میدونم
بپیچ راست، بپیچ راست
بپیچ راست
برو جلو. "تو، تو."
اشاره کن. "تو، تو!"
تو، تو، تو. تو، تو
چه خبر؟
من از اینجا نمیرم تا وقتی
مثل تو برنزه بشم
من از اینجا نمیرم تا وقتی
مثل تو برنزه بشم
عینک رو بردار
اوه! اوه
وای، وای
اون واقعاً
اون واقعاً... مسخره بود
اوه خدای من
وای
مستقیم برو
مستقیم
مستقیم، مستقیم
چپ، چپ
چپ، چپ، چپ
چپ، چپ، مستقیم
مستقیم، مستقیم، مستقیم
چپ، چپ، مستقیم
تندتر برو، تندتر برو
تندتر برو
راست، راست، راست، راست
عینکت رو بردار
گرفتمت! مچتو گرفتم
از روزت لذت ببر
روز قشنگیه
ای بابا
مِر، پوستت یه کم
روشنه
نگرانتم اون بیرون
آفتابسوخته میشی
مستقیم برو اونجا
بپیچ راست
اوکی، حالا وایسا
یه بطری اونجا روی
صندلی غریقنجات هست
توش کرم ضدآفتابه
اون بطری رو بردار
خوبه مِر. حالا یه کم از اون
ضدآفتاب رو بزن به بازوهات رفیق
آفرین. ایول
همینطوری
حسابی بمال
این خردله
مگه نه؟
ای فلانفلانشدهها
وای خدای من
احمقها
مِر، ما میخوایم
برنزه طلایی بشی
این چندشآوره
از خردل متنفرم
خداحافظ بینایی
خب جو
بپیچ سمت چپت
حالا مستقیم برو. برو سمت
No comments yet. Be the first to leave one.