X-Men '97

X-Men '97

Farsi/persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 2

रिलीज़ जानकारी

X-Men 97 S02E08 1080p WEB h264-GRACE Filamingo Fa
टिप्पणी द्वारा filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

टैग

webdl
प्रकाशित: 2026-08-07
डाउनलोड: 3
श्रवण बाधित: No

Farsi/persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 153 पंक्तियाँ।

‏آنچه گذشت در مردان ایکس...‏

‏باورش سخته که شاید‏

‏بالاخره بتونیم برگردیم خونه.‏

‏اونجا چی در انتظارتونه؟‏

‏بیشتر مسئله اینه که چی دیگه منتظرم نیست.‏

‏کسی که... از دستش دادم.‏

‏کسی... خاص.‏

‏هرکسی رو که توی زندگیم شناختم، از دست دادم.‏

‏عشق یعنی درد.‏

‏و تنها چیزیه که زندگی رو ارزشمند می‌کنه...‏

‏و دردسرش هم همینه.‏

‏امیدوارم یه روز خودت تجربه‌ش کنی.‏

‏به نفع همه‌مونه.‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏چطور؟ چطور ممکنه؟‏

‏یادت باشه، عزیزم...‏

‏اوه.‏

‏...بعضی چیزها عمیق‌تر از پوستن.‏

‏صبر کن، جین. قرار نبود از قدرت استفاده کنیم.‏

‏تقصیر من نیست که تابلو بازی می‌کنی.‏

‏نوبت شماست، پروفسور. میاید یا کنار می‌کشید؟‏

‏متأسفانه باید کنار بکشم.‏

‏پس می‌مونیم من و دکتر مک‌کویِ خیلی ساکت.‏

‏نذار گولت بزنه، هنک.‏

‏آس‌ها روی هشت‌ها.‏

‏دست مرد مرده. خوشبختانه‏ ‏دست من هنوز خیلی زنده‌ست.‏

‏سه تا سه از طرف رفیق آبی‌تون.‏

‏دمت گرم، هنک.‏

‏حداقل بگو چطور بردهای پشت‌سرهمم رو شکستی.‏

‏«زندگی همیشه داشتن کارت‌های خوب نیست،‏

‏گاهی باید با دست بد خوب بازی کرد.»‏

‏- جک لندن.‏ ‏- آره، آره.‏

‏برای باشگاه کتاب نگهش دار.‏

‏همه‌چی خوبه، فرزندم؟‏

‏فقط خوشحالم بین دوست‌هامم.‏

‏حالا کی آژیر حریق رو کشیده؟‏

‏یه بمب‌افکن نظامی ناشناس،‏ ‏مجهز به اخلالگرهای پسایونیک.‏

‏هواپیمای ناشناس، وارد حریم هوایی خصوصی شدید.‏

‏هدفتون رو اعلام کنید.‏

‏فقط یه دیوونه سعی می‌کنه از‏ ‏میدان ای‌ام‌پی ما رد بشه.‏

‏این آخرین اخطاره.‏

‏فوراً مسیرتون رو عوض کنید.‏

‏هنک، آمادهٔ درگیری شو.‏

‏صبر کنید! از میان‏ ‏اخلالگرها یه ذهن حس می‌کنم.‏

‏حضوری که کشیده می‌شه سمت...‏

‏من و اسکات؟‏

‏نیتن؟‏

‏اوه عزیزم.‏

‏- سلام بچه‌ها، کمک لازم داریم.‏ ‏- داریم فرود میایم.‏

‏- پسرم.‏ ‏- نیتن.‏

‏اِم... خوبه دوباره می‌بینمت.‏

‏آره، خیلی چیزها مونده تعریف کنیم.‏

‏فعلاً یه قتل اتفاق افتاده.‏

‏و این حتی خبر بدش هم نیست.‏

‏روگ...‏

‏یه چیزی هست که باید ببینی.‏

‏آپو‌کالیپس زیادی روی تواناییش حساب کرده بود‏

‏برای کنترل سواری که از قبر برگردونده بود.‏

‏یعنی چیزی که برگشته‏

‏شاید واقعاً رِمی نباشه؟‏

‏وقتی پیداش کنیم می‌فهمیم.‏

‏برای همین لازمه با سربرو پیداش کنید.‏

‏عمراً کمک کنیم اسم گمبیت رو‏ ‏هم بذارید توی فهرست ترورتون!‏

‏بحث کشتنش نیست.‏

‏می‌خوایم شر داخلش رو از بین ببریم.‏

‏روگ، سال‌ها پیش تو منو از‏ ‏فساد آپوکالیپس آزاد کردی.‏

‏یواشکی نزدیکت می‌کنیم‏

‏تا با قدرتت روح گمبیت رو برگردونی.‏

‏ولی از کجا معلوم روحی مونده که برگرده؟‏

‏باید باور کنیم‏

‏یه بخشی از گمبیت هنوز باقی مونده.‏

‏این سؤال‌ها می‌مونه برای بعد از پیدا کردنش.‏

‏یعنی توافق کردیم، چاک؟‏

‏با یه شرط؛ این عملیات نجات ماست.‏

‏روش‌های خشن رو تحمل نمی‌کنم.‏

‏گمبیت خودش نیست.‏

‏فقط می‌خوایم مطمئن بشیم کس‏ ‏دیگه‌ای رو به خطر نمی‌اندازه.‏

‏گمبیت زنده‌ست؟‏

‏و آپوکالیپس رو کشته؟‏

‏ما کم معجزه ندیدیم.‏

‏هان.‏

‏بابام همیشه می‌گفت معجزه فقط‏

‏کاغذکادوی فاجعهٔ بعدیه.‏

‏روگ، الان وقت ناله‌های رنگارنگت نیست.‏

‏رِمی برگشته.‏

‏می‌دونم، کِرت. می‌دونم.‏

‏و از معنیش می‌ترسم.‏

‏همه‌چی درست می‌شه، خواهر.‏

‏قول می‌دم.‏

‏چندتا ارتقا دادیم. اسمش رو گذاشتیم...‏

‏سربرا.‏

‏اگه گمبیت بیرون باشه،‏

‏این کمک می‌کنه پیداش کنم.‏

‏خیلی بی‌ادبیه که آدم توی‏ ‏کارت‌های مرد دیگه سرک بکشه.‏

‏پروفسور، پیداش کردید؟‏

‏می‌ترسم‏

‏این تاریکی عمیق‌تر از چیزیه که هنوز فهمیدیم.‏

‏فقط بگید کجا رفته.‏

‏رفته خونه.‏

‏عصر بخیر، رابرت. چه خبره؟‏

‏تو بگو، بلا دونا.‏

‏این تو بودی که دعوتمون کردی، نه؟‏

‏احمق نباش.‏

‏چرا باید برای خودم دعوت‌نامه بفرستم؟‏

‏دعوت‌نامه‌ها رو من فرستادم.‏

‏از دیدنم تعجب کردید؟‏

‏خودم هم کردم.‏

‏رِمی؟ ولی تو...‏

‏آه، عزیزم، از دیدن دزدِ سابق‏ ‏زندگیت خیلی خوشحال نیستی.‏

‏چه بلایی سرت اومده؟‏

‏چه شد، برادر بزرگ؟‏

‏اولش اینکه مُردم.‏

‏بعد شیطان منو از قبر بیرون کشید.‏

‏مشتری خیلی بدی بود.‏

‏رِمی، خواهش می‌کنم.‏

‏نترس، عزیزم.‏

‏مرگ یعنی تکامل.‏

‏هی، من...‏

‏متأسفم. می‌دونم روبه‌روشدن با گمبیت سخته.‏

‏چیزی برای عذرخواهی نیست، عزیزم.‏

‏رِمی روی دل همه‌مون سنگینی می‌کنه.‏

‏نباید بذاریم پشیمونی سنگین‌ترش کنه.‏

‏راستش شاید بهتره ایکس‌فورس‏ ‏از رِمی فاصله بگیره.‏

‏آره، ممکنه یه کم تند باشن.‏

‏ولی این چند ماه که دنبال آپوکالیپس بودم،‏

‏فهمیدم نمی‌تونی قلبت رو خاموش کنی.‏

‏چون همون چیزیه که از این ماجرا ردت می‌کنه.‏

‏وقت دورهمی خانوادگیه؟‏

‏اومدیم یه سر بهت بزنیم...‏

‏ببینیم چطور داری تحمل می‌کنی.‏

‏حتماً عجیب بوده، پیدا کردن آپوکالیپس.‏

‏اصلاً اون چیزی نبود که برای‏ ‏سرنوشتم تصور کرده بودم.‏

‏چرا بهمون نگفتی، نیتن؟‏

‏که وقتی بچه بودی ما رو دیده بودی؟‏

‏چرا وقتی برگشتیم سراغ‌مون نیومدی؟‏

‏زمان دوباره از هم جدامون می‌کرد،‏

‏مثل همیشه.‏

‏دیگه از چیزی که دیروز شد‏

‏یا فردا ممکنه بشه خسته شدم.‏

‏برای یه بار هم که شده، پسرم،‏

‏می‌شه روی چیزی تمرکز کنیم‏ ‏که امروز می‌تونیم باشیم؟‏

‏یه خانواده.‏

‏سریع و بی‌سروصدا گمبیت رو پیدا می‌کنیم،‏

‏مگر اینکه بخوایم ایکس‌فاکتور‏ ‏و مک‌سنتینل‌ها بریزن سرمون.‏

‏محاله وال کوپر و نوچه‌های‏ ‏دولتی‌ش پیدامون کرده باشن.‏

‏بیرون هیچ خلبان مک‌سنتینلی حس‏ ‏نمی‌کنم، اما یه چیز دیگه هست...‏

‏انبوهی از سیاه‌چاله‌ها،‏ ‏جایی که باید ذهن و روح باشه.‏

‏بلا دونا؟ رابرت؟‏

‏با شما چی کار کرده؟‏

‏نمایش شوک و وحشت رو بذار کنار.‏

‏گمبیت رو پیدا کن. همین حالا!‏

‏رِمی؟‏

More Farsi/persian subtitles for X-Men '97

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left