Az első 200 sor.
راوی: در ادامه، بچهها
"سَل" رو به سیم آخر میرسونن
صندلی رو مدام تکون بده
تمام مدت، رفیق
سَل
نمیتونم انجامش بدم
راوی: "کیو" توی سینما
یه قشقرق راه میندازه
یه نوشابه رژیمی
چه سایزی؟
بالاخره تو
میخوای کار کنی یا نه؟
اوه
راوی: و "مور" هم میخواد
بدونه باباش کیه
اسمت چیه؟
دَن
بابا؟ بابا؟
دَن
راوی
و بازنده بزرگ امشب
باید با یه چیزِ
غولپیکر روبرو بشه
به "بیولا" سلام کن
همه از دندونپزشک
میترسن
و امروز، واقعاً هم باید بترسن
چون داریم به عنوان
دستیار دندونپزشک
توی جراحی دهان و دندان
"پارامونت" کار میکنیم
و باید به مریضها
کمک کنیم
آره، کمک کردن با انجام دادن
و گفتنِ چیزایی که بقیه بچهها
بهمون میگن
و اگه قبول نکنی
میبازی
"کیو"، داری چیکار میکنی؟
دارم قیافه رسمی به خودم میگیرم
که وقتی میان تو
اینطور به نظر بیاد که
دارم یه کاری انجام میدم
داری کلِ سیستم کامپیوتری رو
میریزی به هم
همین الان فایل دندون عقلِ
یه بنده خدایی رو پاک کردی
بفرمایید تو
الان تموم میشه. یه لحظه صبر کنید
بفرمایید بشینید
و... ارسال شد. اینم از این
ایمیل فرستاده شد. عالیه. بله
بخیهها رو تو میکشی؟
یا خودشون جذب میشن؟
اوم، بخیهها؟
اوم، دکتر حتماً
در این مورد نظرش رو میگه
من فقط اینجام که
کارت رو راه بندازم
خب، من آخر هفته
توی آتلانتیک سیتی بودم
اوه، جدی؟
و همه داشتن استیک میخوردن
و من داشتم کیک خرچنگ میخوردم
اونم توی استیکفروشی، میدونی؟
درسته
جو: بهش بگو این
بدترین خاطرهت از خرچنگها نیست
کیو: اون
کیکهای خرچنگ
این بدترین خاطرهی من
در مورد خرچنگها
توی آتلانتیک سیتی نیست
اگه منظورمو بفهمی
خب، اوم، پس
کیو، اون لوله ساکشن رو بردار
و بکش به صورت خودت
خب، چند وقت پیش
اون عمل رو انجام دادی؟
پنجشنبه هفته پیش
اوه، اوکی
امیدوارم... من
امیدوارم که من
مور: کیو، وقتشه یه کم
صمیمیتر بشی
«از پوشیدن لباس پرستاری خوشم میآد»
«چون باعث میشه»
«شبیه پرستارا بشم»
منم از پوشیدن لباس پرستاری
خوشم میآد، چون یه جورایی
باعث میشه
شبیه پرستارا به نظر بیام
«و همه دلشون میخواد»
«با یه پرستار روی هم بریزن»
و همه دلشون میخواد
با یه پرستار روی هم بریزن
مِر: "بذار یه نگاه
به بخیهها بندازم سریع."
بذار فقط یه نگاه بندازم
سریع به اون بخیهها
بگو "آااا"
"الان خیلی دلم میخواد
ببوسمت."
فقط میخوام برم
اون دکتر رو بیارم
همین الان، بدجوری
وای خدا، استرس دارم
تو اصلاً نمیدونی
چی به چیه
من هیچی نمیدونم
تو اصلاً نمیدونی
چی به چیه
حتی نمیدونم
دارم چیکار میکنم
نمیدونم
اولین کاری که باید بکنم چیه
بله، بفرمایید تو
اوم، بکشش
بفرمایید بشینید
راحت باشید
خب، پس واسه مشاوره
کشیدن دندون اومدین؟
صندلیشو بخوابون عقب
تا جایی که جا داره
خب، گفتی که اینو
توی اکتبر گرفتی
بذار اینو ازت بپرسم
همون حدودای اکتبر
ببخشید
یادم نمیاد که
اکتبر بود یا نه
مِر: ببرش تا ته بالا
بچسبون به سقف
سل: آره، اوم
دکتر
نگاه میکنه به، اِاِ
دکتر قراره
چقدر زمان برد
تا دکتر رو ببینی؟
مِر: صندلی رو مدام تکون بده
کل مدت، رفیق
اصلاً واینستا
پسر
ولی ورم کرده بود
نمیتونه
جلوی خندهشو بگیره
سل: خب
سل: ما حتماً
میتونیم درستش کنیم
اگه میخوای
میخوای همین امروز انجامش بدی؟
الان میرم سراغش
یه ثانیه بهم وقت بده
همین الان میگیرمش
نگاهش کن
الانه که بیفته
نمیتونم انجامش بدم! نمیتونم
داره میافته
نمیتونم
نمیتونم انجامش بدم
اصلاً راه نداره
نمیتونم
اصلاً نمیتونم
جو، چطوری؟ خوبی؟
بفرما، راحت تکیه بده به عقب
خب، اومدیم که فقط
یه نگاهی به اون بخش بالایی ریشه بندازیم؟
جو، حالا ازت میخوام
اون سینیِ ابزار رو با چرخ
بکشی سمت خودت
و لطفاً براش توضیح بده
که هر کدوم دقیقاً چی هستن
این، اِ
این یه «دالیموشه» است
اسمش اینه، بهش میگن دالیموشه
واسه اینه که
دقیقاً بری اون تو
اون عقبمَقبا رو چک کنی
ما تو این صنف به این میگیم
«کوبنده-اشعهایِ
دوطرفه»
و، اِ... چون واقعاً
میبینی چطوری شیبش رو به بالاست؟
میبریش بالا، بعد برعکسش میکنی
شیبش میاد رو به پایین
خب، اسم این یکی هم، اِ
چیزِ «دشمنِ خونیِ تهوعآور»ـه
اینم که پاشنهکشه
نمیدونم
چطوری سر از اینجا درآورده
لابد یکی
همینطوری اینجا ولش کرده
اِ، این یکی دیگه ترسناکتره
سختتر از اونیه که به نظر میاد
تو این صنف
به این میگیم، اِ
دهنسرویسکن
چون واقعاً
میکنی اون تو و یهو میکشی
و میکِشیش بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.