Az első 200 sor.
اون چيه ؟ نقشه جعلي که فردي کشيده
نميدوني کشتي کجاست ؟
البته که ميدونم
ميخواي مستقيم بري تو رعد و برق و طوفان ؟
چرا سرجات نميشيني تا منم کارمو بکنم ؟
اون پني لوپه ؟
اون به چارلي گفت که در مورد کشتي چيزي نميدونه ، درسته ؟
آره
انتظار داري چي ببيني اونجا ؟
جوابها رو
! لعنتي
! محکم بشنيد
! برپا لعنتي ها
! تکون بخوريد
منتظر چي هستي ، "هيوم" ؟
چه مرگته "هيوم" ؟
صدامو نميشنوي ؟
معذرت ميخوام قربان ، داشتم خواب ميديدم
داشتي خواب ميديدي ؟ هان ؟
... چه خوابي ميديدي که اينقدر معطل کردي
که بياي سر جات ؟
تو يه هليکوپتر بودم قربان
و طوفان بود قربان
و ... بقيه اش رو يادم نمياد قربان
خوبه ، لااقل يه خواب نظامي بوده
! خيلي خوب ، همه تون
! سريع تو محوطه
ميتونيد به خاطر دو برابر شدن تنبيه ازش تشکر ويژه کنيد
تکون بخوريد
! يک ، دو ... - سه
! يک ، دو ، سه ... - چهار
! يک ، دو ، سه ... - پنج
صد تا دراز و نشست
! يالا يالا ، بجنبيد
يک ، دو ، سه
اميدوارم خوابت ارزش اين تنبيه رو داشته باشه
... متأسفم رفيق . فقط
هيچوقت همچين خواب واضحي نديده بودم دقيقا مثل اينکه اونجا بودم
تو چيزي واسه گفتن داري هيوم ؟
! ازت سؤال کردم
تقريبا ازش رد شديم
روشنايي رو ميبينم
ميدوني چيکار داري ميکني دزموند ؟
هي ، تو حالت خوبه ؟
تو کي هستي ؟
اسم منو از کجا ميدوني ؟
بفرماييد
خيلي خوب ، اونا ديروز پرواز کردن
پس چرا هيچ خبري ازشون نيست ؟ دوباره ميگم
! مثل دفعه قبل ، من نميدونم
وقتي با کشتي تماس گرفتيم تو همون چيزي رو شنيدي که منم شنيدم
... چرا فکر ميکني من چيز بيشتري ميدونم ؟ چونکه تو
معذرت ميخوام ، کشتي شما 40 مايل دورتر از ساحله ؟
نبايد حدود 20 دقيقه بعد ميرسيدن اونجا ؟
پس چرا تو نگران نيستي ؟
بايد دستامو بچسبونم بهم
و واسشون دعا بخونم ؟ هي هي ، بس کن
ممکنه همين الآن بايد بهشون بگيم
چي بگيم ؟
دن" گيجشون نکن"
خوب دنيل ، ممکنه اگه آروم بگي
بتونيم متوجه بشيم
... احساست در مورد اينکه چه مدتيه دوستات رفتن
مهم نيست ، به هر حال اونا رفتن ....
منظورت چيه ؟ داري اشتباه ميکني
همه چيز روبراه ميشه ، همه چيز درست ميشه
اگه فرانک تو مسيري که من بهش دادم پرواز کنه
و همون مسير رو ادامه بده همه چيز درست ميشه
و اگه اين کارو نکنه ؟
در اونصورت ممکنه منحرف بشه
! ما در ارتفاع 2000 پايي هستيم . بشين
من اينجا چيکار ميکنم ؟ چه اتفاقي داره ميافته ؟
يه مشکلي واسه دزموند پيش اومده سر جاش نگهش دار
دارم سعي ميکنم ! ولم کن
از سکان دورش کن دو دقيقه ديگه اونجاييم
چرا برگشتي ؟ اونا کين ؟
نجات يافتگان پرواز 815
تو آورديشون اينجا چه فکر احمقانه اي ميکردي ؟
من کجام ؟ فقط آروم باش
شما کي هستيد ؟ من اينجا چيکار ميکنم ؟
... تو کي هستي ؟ دوست من
! من دوستت نيستم ، نميشناسمت
! من نميشناسمت
کي اينجوري شد ؟ وقتي پرواز کرديم خوب بود
....فردي گفت به يه توده هوا برخورديم تا زماني که من اونجا بودم
خيلي خوب ، برو
صبر کن ، صبر کن اسمت چيه رفيق ؟
سعيد خيلي خوب سعيد
ما داريم ميبريمت به بهداري کشتي
من با اون ميرم بذار دکتر اول اونو ببينه
ممکنه تو حالت بد بشه
اوني که من ميگم انجام بده ، باشه ؟
خيلي خوب گوش کن
اين يه اشتباهه ، درست ؟ من اين آدما رو نميشناسم
! ميفهمم نه ، اين اشتباهه
! من فکر نميکردم اينجا باشم
بيست ، 21 ، 22
اينجا ، همينجا وايستا
چه غلطي داري ميکني ؟
از دراز و نشست خسته شدي
!چون ميخواي بدويي ؟
بسيار خوب ، گروهان برپا
! به راست راست
ده کيلومتر ! بدو ، بدو ، بدو
تکون بخور ، وگرنه کاري ميکني خودم بکشمت
"چه مرگته "دز
فکر ميکني ديوونه بودم که بهت گفتم
من همين حالا هم ميدونم تو ديوونه اي
... امروز صبح وقتي تو محوطه داشتم دراز و نشست ميرفتم
من رفتم ...
منظورت چيه که رفتي ؟
من تو يه قايق بودم
و وقتي برگشتم اينجا دقيقا همونجاييه که شروع کردم
... دز" اگه داري سعي ميکني اخراج بشي"
بيلي ، من فقط دارم حقيقت رو ميگم مرد
چه کس ديگه اي تو اين قايق بود ؟
کسي که بشناسي
پني
اونجا يه عکس بود عکس پني
اوي "دز" کجا داري ميري ؟
"ممنون بابت امروز صبح "هيوم
مواظب جلوت باش
نگاه کن ، مراقب جلوت باش. سخت نگير
من اينجا نيستم
اين ... اين يه اتفاق نيست
تو اينجايي و اين حوادث داره رخ ميده
نگاه کن ، ما داريم ازت مراقبت ميکنيم من اينجا چيکار ميکنم ؟
همه چي روبراهه ، تو خوب ميشي شماها کي هستيد ؟
"من "کيمي" هستم و اينم "اماره
... من اهل وگاس هستم و اونم اهل فلوريداس اما در مورد اينکه کجاييم
ما آخرين بار تو فيجي پهلو گرفتيم
بنابراين لااقل ميدونيم که هنوز تو اقيانوس هستيم
خيلي خوب رفيق تو فقط استراحت کن ، باشه ؟
ما ميريم دکتر رو بياريم
اون ميخواد چند تا سؤال ازت بپرسه
که کمک کني اينا رو جدا کنيم منظورت از جدا کنيم چيه ؟
! منظورت چيه ؟ من نبايد اينجا باشم
من نبايد اينجا باشم ! درو باز کن
! اين درو باز کن ! هي
! هي
داره واسه تو هم اتفاق ميافته ، اينطور نيست ؟
چه اتفاقي داره واسه دزموند ميافته ؟ دوستات ميدونن مشکل چيه
اگر هم بدونن چيزي نميگن ما ميگيم نزديک غروب بلند شديم
و اواسط روز نشستيم
گوش کن من نميدونم چه اتفاقي واسه دوستت افتاده
ولي تو بايد بهم اعتماد کني وقتي ميگم
دارم سعي ميکنم کمکت کنم
تو ميخواي کمکم کني ؟ تلفنت رو بده بهم
بذار به افرادم زنگ بزنم
تو اون اسلحه رو ميدي به من منم اين تلفن رو ميدم به تو
! عجله کن فقط به بغداد زنگ نرني
اون گوشي ها فقط با همديگه قابل تماس هستن
الو ؟ جک ، من سعيدم
من تو کشتي هستم
تو حالت خوبه ؟ کجا بوديد ؟
در طول پرواز يه اتفاقاتي افتاد
الآن هم دزموند تو بهداري کشتيه
صبر کن ، صبر کن
صدات رو آيفونه
تو هليکوپتر يه اتفاقاتي واسه دزموند افتاد
به نظر مياومد که منو نميشناسه يا اينکه کجاست
( عوارض پرواز ؟ ( مثل ماشين گرفتگي
ببين ، اين دوستت دزموند
تا حالا در معرض تشعشعات سطح بالا
يا الکترومغناطيس بوده ؟
ببين ، ما نميدونيم چرا
اما اومدن به اون جزيره و برگشتن از اونجا
ميتونه بعضي ها رو دچار گيجي کنه
يعني فکر ميکني دچار فراموشي شده ؟
نه فراموشي نيست
هي ، هي
هي ، صدامو ميشنوي ؟
تو حالت خوبه ؟
الو ؟
من همين الآن تو يه چرخ و فلک بودم
"ميبيني "ري" ؟ من ديوونه نيستم اين واسه اونم داره اتفاق ميافته "ري
داره واسه تو هم اتفاق ميافته
واسه همه ما داره اتفاق ميافته
همه ما . به محض اينکه شروع کنيم دوباره بريم سمت جزيره
ممکنه بري کنار لطفا ؟
نه ، نه ... "ري" نه
ازت ميخوام که واسه يه دقيقه آروم باشي
نه ! اون نميتونه متوقفش کنه "ري" هيچي نميتونه اونو نگه داره
هيچي نميتونه متوقفش کنه
حالت چطوره ؟ چه اتفاقي داره ميافته ؟
! ميدونم که سر در گم شدي ... تو نميتوني به من آمپول بزني
هيچ آمپولي در کار نيست
اگه اجازه بدي فقط ميخوام چشماتو معاينه کنم
چرا ؟ چون بتونم کمکت کنم
اسمت چيه ؟
دزموند
دزموند
چرا آخرين چيزي رو که يادت مياد بهم نميگي ؟
الو ؟
پني ؟
چي ميخواي دزموند ؟
... پني گوش کن من
من تو دردسر افتادم
فکر کنم يه اتفاقاتي واسه من افتاده
من پريشونم ... بايد ببينمت
No comments yet. Be the first to leave one.